رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانانعطاف‌پذیری زنجیره تأمینتشریح۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۳:۲۱· 9 دقیقه مطالعه

سازوکار زنجیره تأمین جهانی کود در بحبوحه انسداد تنگه هرمز

با مختل شدن ۳۰ درصد از تجارت دریایی کود در جهان به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، کشاورزی جهانی با یک آزمون لجستیکی بزرگ روبرو است. در اینجا نگاهی عمیق داریم به اینکه مواد مغذی محصولات کشاورزی چگونه تولید می‌شوند، چرا خاورمیانه یک قطب حیاتی است و چگونه بازارها و کشاورزان در حال انطباق هستند تا سیستم‌های غذایی را فعال نگه دارند.

به قلم وحید مهرابی

اقتصاددانان کشاورزی 40%تولیدکنندگان آمریکای شمالی 35%تحلیلگران ژئوپلیتیک 25%
اقتصاددانان کشاورزی
تمرکز بر تأثیرات کلان اقتصادی کمبود نهاده‌ها، کاهش عملکرد محصول و شکنندگی ساختاری سیستم‌های غذایی جهانی.
تولیدکنندگان آمریکای شمالی
تأکید بر مزایای تولید داخلی، استراتژی‌های تغییر کشت و کشاورزی دقیق به عنوان سپری در برابر نوسانات جهانی.
تحلیلگران ژئوپلیتیک
اختلال در کود را پیامد ثانویه درگیری‌های انرژی و امنیتی می‌دانند و بر اهرم استراتژیک گلوگاه‌های دریایی تأکید می‌کنند.

چرا مهم است

کود، ستون نامرئی سیستم غذایی جهانی است. درک اینکه چگونه این زنجیره تأمین با انسداد هرمز سازگار می‌شود، نشان می‌دهد که آیا جهان در سال ۲۰۲۷ با تورم شدید مواد غذایی روبرو خواهد شد یا خیر، و فناوری‌هایی را برجسته می‌کند که کشاورزی آمریکای شمالی را انعطاف‌پذیر نگه می‌دارند.

در حالی که توجه جهانی همچنان معطوف به پیامدهای انرژی ناشی از انسداد تنگه هرمز است، یک زنجیره تأمین حیاتی‌تر اما کم‌صداتر قطع شده است. از زمان شروع درگیری‌های منطقه‌ای در اواخر فوریه ۲۰۲۶، کشتیرانی تجاری از طریق این آبراه دریایی ۲۱ مایلی تقریباً متوقف شده است. تردد تانکرهای نفتی بیش از ۹۵ درصد کاهش یافته و میلیون‌ها بشکه نفت به دام افتاده است. با این حال، ورای تیترهای بازارهای انرژی، شوکی بی‌سابقه به مواد خام ضروری برای بقای انسان وارد شده است. خلیج فارس تنها یک قطب هیدروکربنی نیست؛ بلکه قلب تپنده صنعت جهانی کود است و انزوای ناگهانی آن، آزمون لجستیکی عظیمی را بر سیستم‌های کشاورزی جهان تحمیل می‌کند.

مقیاس این اختلال حیرت‌آور است. در شرایط عادی، تنگه هرمز به عنوان مسیر خروج تقریباً ۳۰ درصد از تجارت دریایی کود در جهان عمل می‌کند. این شامل حدود ۳.۹ میلیون تن صادرات اوره است که از زمان شروع انسداد متوقف شده و تقریباً یک سوم تولید سالانه کشورهای حاشیه خلیج فارس را تشکیل می‌دهد. این آبراه همچنین عبور حدود ۴۴ درصد از گوگرد دریایی جهانی و یک چهارم کل صادرات آمونیاک را تسهیل می‌کند. وقتی یک گلوگاه با این عظمت بسته می‌شود، تأثیرات آن فوراً در بازارهای مرتبط منتشر شده، عرضه را محدود کرده و هزینه‌های تولید را برای کشاورزان از برزیل تا هند افزایش می‌دهد.[2]

اقتصاددانان کشاورزی تمایز آشکاری بین بحران کنونی و شوک کودی پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ قائل هستند. در آن اختلال قبلی، کودهای روسیه با وجود تحریم‌های سنگین و موانع لجستیکی، عمدتاً به بازارهای جدید هدایت شدند. اما انسداد هرمز، برعکس، یک مانع فیزیکی سخت است. حجم عظیمی از نهاده‌های کشاورزی عملاً پشت تنگه به دام افتاده‌اند و قادر به رسیدن به آب‌های آزاد نیستند. از آنجا که منطقه خلیج فارس صادرکننده عمده غلات نیست، این بحران عمدتاً هزینه تولید مواد غذایی را افزایش می‌دهد، بدون اینکه افزایش متناسبی در قیمت محصولات کشاورزی ایجاد کند تا بار مالی کشاورزان جبران شود.

برای درک اهمیت این تنگنای لجستیکی، باید شیمی بنیادی کشاورزی مدرن را فهمید. کشاورزی تجاری به شدت به سه درشت‌مغذی اصلی متکی است: نیتروژن، فسفر و پتاسیم. از این میان، نیتروژن پرمصرف‌ترین است و تقریباً ۵۹ درصد از کل مصرف جهانی کود را تشکیل می‌دهد. نیتروژن یک نهاده ضروری در هر مرحله از چرخه رشد گیاه است و سنتز پروتئین و کارایی فتوسنتز را هدایت می‌کند. تقریباً ۴۵ درصد از کل کودهای نیتروژنی به کشت غلات اصلی مانند گندم، برنج و ذرت اختصاص می‌یابد که در مجموع بیش از ۴۰ درصد از کالری مورد نیاز جهان را تأمین می‌کنند.

خلیج فارس تأمین‌کننده اصلی نهاده‌های کلیدی کشاورزی است.

تسلط خاورمیانه در این بخش مستقیماً از زمین‌شناسی آن ناشی می‌شود. کودهای نیتروژنی، مانند آمونیاک و اوره، استخراج نمی‌شوند؛ بلکه سنتز می‌شوند. این فرآیند مستلزم سوزاندن گاز طبیعی تحت فشار بالا در حضور هیدروژن برای تولید آمونیاک است که سپس به اوره فرآوری می‌شود. از آنجا که گاز طبیعی خوراک اصلی و بزرگترین هزینه تولید این مواد شیمیایی است، ذخایر عظیم گاز طبیعی مایع خلیج فارس، این منطقه را به یک قطب طبیعی و بسیار کارآمد برای تولید جهانی کود تبدیل کرده است. هنگامی که تنگه بسته شد، عملاً ارتباط بین ارزان‌ترین گاز طبیعی جهان و مزارعی که به آن وابسته هستند، قطع شد.[1]

نفوذ این منطقه فراتر از نیتروژن، به یک ماده مغذی حیاتی دیگر برای محصولات کشاورزی، یعنی فسفر، نیز گسترش می‌یابد. خلیج فارس حدود نیمی از گوگرد دریایی جهان را صادر می‌کند که عمدتاً به عنوان محصول جانبی پالایش نفت و گاز به دست می‌آید. تولیدکنندگان کود به مقادیر زیادی گوگرد برای تولید اسید سولفوریک نیاز دارند، که سپس برای حل کردن سنگ فسفات استخراج شده به شکل مایع قابل جذب توسط گیاهان استفاده می‌شود و محصولاتی مانند دی‌آمونیوم فسفات را ایجاد می‌کند. در نتیجه، این انسداد نه تنها کودهای نهایی، بلکه مواد شیمیایی بالادستی مورد نیاز تولیدکنندگان کود در سایر کشورها را نیز به دام انداخته و کمبودهای آبشاری در سراسر زنجیره تأمین ایجاد کرده است.[1]

واکنش فوری بازار به این انسداد سریع و شدید بود. در هفته‌های پس از بسته شدن مؤثر تنگه در اواخر فوریه، قیمت اوره تقریباً دو برابر شد زیرا خریداران برای تأمین منابع جایگزین دستپاچه شدند. تا آوریل ۲۰۲۶، شاخص قیمت کود بانک جهانی بیش از ۱۲ درصد افزایش یافت و به بالاترین سطح خود از اکتبر ۲۰۲۲ رسید. اگرچه افزایش قیمت‌ها هنوز از اوج تاریخی مشاهده شده در بحران ۲۰۲۲ فراتر نرفته است، اما تورم ناگهانی هزینه‌های نهاده، تولیدکنندگان کشاورزی در سراسر نیمکره شمالی را درست در آستانه فصل حیاتی کشت بهاره، در دوره‌ای از عدم قطعیت عمیق فرو برده است.[1][2]

در هفته‌های پس از بسته شدن مؤثر تنگه در اواخر فوریه، قیمت اوره تقریباً دو برابر شد زیرا خریداران برای تأمین منابع جایگزین دستپاچه شدند.

زمان‌بندی این اختلال به ویژه مشکل‌ساز است زیرا کشاورزی بر اساس یک ساعت بیولوژیکی سختگیرانه عمل می‌کند. کشاورزی را نمی‌توان متوقف کرد تا منتظر راه‌حل‌های ژئوپلیتیکی یا رفع گلوگاه‌های دریایی ماند. سازمان غذا و کشاورزی (فائو) هشدار داده است که کودها باید در لحظات بسیار مشخصی از چرخه محصول استفاده شوند تا مؤثر باشند. اگر کاربرد مواد مغذی حتی چند هفته به تأخیر بیفتد، کشاورزان اغلب مجبور می‌شوند مصرف خود را کاهش دهند یا کلاً از استفاده صرف نظر کنند، که منجر به کاهش دائمی عملکرد محصول می‌شود. این واقعیت بیولوژیکی به این معنی است که شکست‌های لجستیکی اوایل سال ۲۰۲۶ از هم‌اکنون تأثیر خود را بر برداشت‌های جهانی تا سال ۲۰۲۷ تثبیت کرده‌اند.

قیمت‌های اوره در هفته‌های پس از محاصره دو برابر شد و سپس تثبیت گردید.

با وجود ماهیت جهانی بحران، میزان آسیب‌پذیری در مناطق مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است، به طوری که آمریکای شمالی یک حائل ساختاری قوی از خود نشان می‌دهد. ایالات متحده تا حد زیادی از بدترین کمبودهای فیزیکی نیتروژن در امان است، که به لطف ذخایر فراوان گاز طبیعی خود می‌باشد. تأسیسات داخلی تقریباً ۹۴ درصد از آمونیاک مصرفی کشاورزان آمریکایی را تولید می‌کنند، که وابستگی مستقیم این کشور به محموله‌های خلیج فارس را به شدت محدود می‌کند. این ظرفیت تولید داخلی یک ضربه‌گیر حیاتی فراهم کرده و تضمین می‌کند که مزارع آمریکایی مواد مغذی پایه لازم را دریافت کنند، حتی در شرایطی که تجارت دریایی بین‌المللی متوقف شده است.

با این حال، مصونیت از کمبودهای فیزیکی به معنای مصونیت از نوسانات قیمت جهانی نیست. از آنجا که کود یک کالای قابل تعویض و با تجارت بین‌المللی است، هنگامی که عرضه جهانی محدود می‌شود، قیمت‌های داخلی به ناچار افزایش می‌یابد. علاوه بر این، ایالات متحده همچنان حدود یک سوم از کل نیازهای کودی خود را وارد می‌کند، از جمله تقریباً ۱۷ درصد از اوره و ۲۰ درصد از مصرف فسفات خود را، که بخشی از آن از صادرکنندگان خلیج فارس سرچشمه می‌گیرد. در نتیجه، کشاورزان آمریکایی همچنان با هزینه‌های عملیاتی بالا روبرو هستند و مجبورند محاسبات اقتصادی دشواری در مورد نحوه تخصیص سرمایه خود برای فصول کشت آتی انجام دهند.

در پاسخ به این فشارهای مالی، تولیدکنندگان کشاورزی فعالانه در حال تغییر استراتژی‌های خود برای حفظ سودآوری هستند. یکی از فوری‌ترین سازگاری‌ها، تناوب کشت است. بسیاری از کشاورزان آمریکایی که با قیمت‌های گزاف برای کودهای نیتروژنی روبرو هستند، ترجیح می‌دهند سطح زیر کشت ذرت – محصولی با نیاز شدید به نیتروژن – را کاهش دهند و در عوض مزارع خود را به سمت سویا تغییر دهند. سویا از خانواده حبوبات است که به طور طبیعی نیتروژن خود را از اتمسفر تثبیت می‌کند و به طور قابل توجهی به کود مصنوعی کمتری نیاز دارد. این انعطاف‌پذیری به تولیدکنندگان اجازه می‌دهد تا از بدترین تورم نهاده‌ها دوری کنند و در عین حال یک محصول نقدی ارزشمند را به بازار عرضه کنند.

هزینه بالای نهاده‌ها همچنین در حال تسریع یک تغییر تکنولوژیکی به سمت کشاورزی دقیق است. به جای پخش یکنواخت کود در کل مزرعه، کشاورزان مدرن به طور فزاینده‌ای از فناوری نرخ متغیر، تراکتورهای مجهز به GPS و آزمایش دانه‌ای خاک استفاده می‌کنند تا مواد مغذی را دقیقاً در جایی که مورد نیاز است، به کار ببرند. با نقشه‌برداری از کمبودهای خاص مواد مغذی در مناطق مختلف خاک، تولیدکنندگان می‌توانند کارایی هر تن اوره یا فسفات گران‌قیمتی را که خریداری می‌کنند، به حداکثر برسانند. این سازگاری تکنولوژیکی نه تنها حاشیه سود مزارع را در طول شوک‌های عرضه حفظ می‌کند، بلکه رواناب زیست‌محیطی مرتبط با کوددهی بیش از حد را نیز به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.[3]

هزینه‌های بالای نهاده‌ها، پذیرش کشاورزی دقیق را برای به حداکثر رساندن کارایی تسریع می‌کند.

در سطح کلان اقتصادی، زنجیره تأمین جهانی نیز در تلاش برای برقراری مجدد تعادل است. در ماه مه ۲۰۲۶، قیمت‌های جهانی اوره پس از یک تغییر عمده در سیاست آسیا، کمی کاهش یافت. چین، که پیش از این صادرات کود را برای محافظت از بازار داخلی خود محدود کرده بود، اعلام کرد که ممنوعیت صادرات اوره را لغو خواهد کرد. این تصمیم یک سوپاپ اطمینان حیاتی برای بازار جهانی فراهم کرد و درست زمانی که دوره استفاده بهاره در نیمکره شمالی به پایان رسید، عرضه جدیدی را تزریق کرد. در حالی که فشار صعودی بر قیمت‌ها به دلیل انسداد مداوم هرمز همچنان بالاست، از سرگیری صادرات چین از بدترین سناریوی قیمتی جلوگیری کرد.[2]

ارائه‌دهندگان خدمات لجستیکی نیز در حال آزمایش مسیرهای جایگزین برای دور زدن آبراه مسدود شده هستند. جریان‌های تجاری از خاورمیانه به طور فزاینده‌ای از طریق کریدورهای زمینی هدایت می‌شوند، با استفاده از شبکه‌های کامیون و ریلی برای انتقال نهاده‌های کشاورزی به بنادر جایگزین خارج از خلیج فارس. اگرچه این مسیرهای زمینی به مراتب گران‌تر هستند و فاقد ظرفیت حمل و نقل دریایی انبوه می‌باشند، اما یک شریان حیاتی برای مواد شیمیایی با ارزش بالا فراهم می‌کنند. این چرخش‌های لجستیکی نشان‌دهنده انگیزه ذاتی زنجیره تأمین برای یافتن مسیری به بازار است، حتی زمانی که شریان‌های اصلی قطع می‌شوند.[1]

در نهایت، بحران در تنگه هرمز، بازنگری ساختاری در انعطاف‌پذیری کشاورزی جهانی را تحمیل می‌کند. سیاست‌گذاران و سازمان‌های بین‌المللی در حال درک خطرات عمیق سازماندهی زنجیره‌های تأمین حیاتی مواد غذایی صرفاً بر اساس تمرکز جغرافیایی و کارایی اقتصادی هستند. سازمان غذا و کشاورزی خواستار تحول بلندمدت برای کاهش وابستگی به مسیرهای تأمین متمرکز و نهاده‌های مبتنی بر سوخت فسیلی است. این شامل افزایش سرمایه‌گذاری در کشاورزی پایدار، منابع جایگزین مواد مغذی و توسعه قطب‌های تولید کود منطقه‌ای است که می‌توانند در طول اختلالات جهانی به عنوان پشتیبان عمل کنند.

مسیرهای شیمیایی که سوخت‌های فسیلی و مواد معدنی استخراج شده را به مواد مغذی محصولات کشاورزی تبدیل می‌کنند.

این انسداد همچنان یک آزمون استرس عمیق برای سیستم غذایی جهانی است و بر ریسمان شیمیایی شکننده‌ای که ذخایر گاز طبیعی صحرا را به سفره‌های شام جهان متصل می‌کند، تأکید دارد. با این حال، پاسخ به بحران همچنین سازگاری قابل توجه کشاورزی مدرن را آشکار می‌سازد. از طریق اثر بافر تولید داخلی، تغییر استراتژیک کشت، به‌کارگیری فناوری دقیق، و تغییر مسیر سریع تجارت جهانی، این بخش فعالانه در حال کاهش شوک است. در حالی که موانع لجستیکی سال ۲۰۲۶ بدون شک در برداشت‌های آینده بازتاب خواهند یافت، سازگاری‌های این صنعت در حال ساختن یک طرح اولیه برای آینده‌ای انعطاف‌پذیرتر در کشاورزی است.[3]

۳۰%
سهم تجارت جهانی کود دریایی از طریق هرمز
۹۴%
سهم تولید داخلی آمونیاک آمریکا
۴۴%
سهم تجارت دریایی گوگرد از خلیج فارس
۳.۹ میلیون
تناژ صادرات اوره معلق شده از فوریه

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان کشاورزی 40%تولیدکنندگان آمریکای شمالی 35%تحلیلگران ژئوپلیتیک 25%
  1. [1]World Bankاقتصاددانان کشاورزی

    Commodity Markets Outlook: Fertilizer Price Index Surges

    مطالعه در World Bank
  2. [2]IFPRIاقتصاددانان کشاورزی

    The Iran war has disrupted critical supply chains and driven up the cost of fertilizer

    مطالعه در IFPRI
  3. [3]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران ژئوپلیتیک

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت کسب‌وکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.