آیا عجله جهانی برای ممنوعیت دیپفیکهای هوش مصنوعی، تولد خاموش یک حقیقت تحت کنترل دولت است؟
در حالی که ایالات متحده و اتحادیه اروپا دستور میدهند مدلهای هوش مصنوعی رسانههای ترکیبی را به طور دائمی واترمارک کنند، قانونگذاران در حال تغییر رویکرد از مجازات عاملان بد به سمت ایجاد یک زیرساخت متمرکز برای تأیید واقعیت دیجیتال هستند.
به قلم شاهین فراهانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان مقررات دولتی
- استدلال میکنند که واترمارکینگ دستوری دولتی تنها دفاع مقیاسپذیر در برابر فریب گسترده است.
- مدافعان آزادی بیان و متنباز
- هشدار میدهند که علامتگذاری متمرکز حقیقت، زیرساختی خطرناک برای سانسور دولتی ایجاد میکند.
- واقعگرایان فنی
- بر شکنندگی ریاضی واترمارکینگ و غیرممکن بودن اجرای کامل آن تمرکز دارند.
خلاصه: عجله جهانی برای ممنوعیت دیپفیکهای مخرب به آرامی در حال تبدیل شدن به چیزی بسیار بزرگتر است—یک زیرساخت دولتی برای تأیید حقیقت. دولتها در ایالات متحده و اتحادیه اروپا، که تحت تأثیر تهدید واقعی دخالت در انتخابات و تصاویر غیرقانونی قرار گرفتهاند، دیگر صرفاً عاملان بد را پس از وقوع مجازات نمیکنند. در عوض، آنها مدلهای زیربنایی هوش مصنوعی را مجبور میکنند تا واترمارکهای دائمی و قابل خواندن توسط ماشین را در هر قطعه از رسانههای ترکیبی که تولید میکنند، جاسازی کنند. اگرچه این اقدام به عنوان دفاعی ضروری در برابر فریب معرفی میشود، اما عملاً به دولت قدرت میدهد تا تعیین کند واقعیت معتبر چیست.[8]
فوریت پشت این تغییر نظارتی غیرقابل انکار است. شبکههای مولد تخاصمی (GANs) از پروژههای آکادمیک خاص به برنامههای کاربردی در سطح مصرفکننده تبدیل شدهاند که قادر به تولید ویدئو و صدای فوقالعاده واقعی در چند ثانیه هستند. در اواخر سال ۲۰۱۷، اصطلاح «دیپفیک» وارد واژگان عمومی شد، زمانی که از فناوری متنباز تعویض چهره برای ایجاد رسانههای ترکیبی غیرقانونی استفاده شد. تا سال ۲۰۲۴، این فناوری تا جایی پیشرفت کرد که یک تماس خودکار دیپفیک با تقلید صدای رئیسجمهور جو بایدن برای کاهش مشارکت رأیدهندگان در انتخابات مقدماتی نیوهمپشایر به کار گرفته شد، که تهدید فوری برای نهادهای دموکراتیک را نشان میدهد.[2][6][7]
سالها، چارچوب قانونی پیرامون فریب دیجیتال کاملاً بر مسئولیت پس از انتشار متکی بود. اگر فردی از هوش مصنوعی برای ارتکاب کلاهبرداری، افترا یا دخالت در انتخابات استفاده میکرد، پس از انتشار محتوا تحت قوانین موجود تحت پیگرد قانونی قرار میگرفت. واکنش کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) به حادثه انتخابات مقدماتی نیوهمپشایر نمونهای از این رویکرد انفعالی است. این سازمان از قانون حمایت از مصرفکننده تلفن استفاده کرد تا جریمه ۶ میلیون دلاری را برای سازنده تماس خودکار دیپفیک پیشنهاد دهد و این اقدام را تنها پس از رسیدن صدای فریبنده به هزاران رأیدهنده مجازات کرد.[2]
با این حال، با انفجار حجم محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، قانونگذاران به این نتیجه رسیدهاند که تعقیب سازندگان فردی از نظر ریاضی غیرممکن است. هنگامی که یک مدل متنباز واحد میتواند هزاران تصویر ترکیبی در دقیقه تولید کند، انتظار برای انتشار، گزارش و بررسی محتوا تضمین میکند که خسارت قبلاً وارد شده است. این درک، یک چرخش اساسی در سیاست فناوری ایجاد کرده است: دولتها به جای نظارت بر خروجی، اکنون به سمت تنظیم زیرساخت خودِ تولید حرکت میکنند.[8]
اتحادیه اروپا با قانون هوش مصنوعی خود، که اولین چارچوب نظارتی جامع هوش مصنوعی در جهان است، پیشگام این رویکرد فعالانه بوده است. اتحادیه اروپا فراتر از دستورالعملهای نظری، الزامات قانونی سختی را برای نحوه مدیریت رسانههای ترکیبی در سطح معماری تعیین کرده است. بر اساس ماده ۵۰ این قانون، که در آگوست ۲۰۲۶ اجرایی میشود، ارائهدهندگان سیستمهای هوش مصنوعی مولد باید اطمینان حاصل کنند که خروجیهای آنها در قالبی قابل خواندن توسط ماشین علامتگذاری شده و به طور جهانی به عنوان تولید شده یا دستکاری شده مصنوعی قابل تشخیص باشند.[3][5]
این صرفاً یک پیشنهاد برای انطباق داوطلبانه نیست. آییننامه اجرایی کمیسیون اروپا در مورد شفافیت محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی حکم میکند که این نشانگرهای دیجیتال باید قوی، قابل تعامل و مقاوم در برابر دستکاری باشند. هدف این است که یک پاسخ ایمنی سیستمی در خود اینترنت ایجاد شود، که به پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، مرورگرهای وب و شبکههای ارتباطی اجازه میدهد تا رسانههای ترکیبی را قبل از رسیدن به مخاطبان انبوه به طور خودکار شناسایی و برچسبگذاری کنند و عملاً تأیید حقیقت را به کد زیربنایی برونسپاری کنند.[1]
آییننامه اجرایی کمیسیون اروپا در مورد شفافیت محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی حکم میکند که این نشانگرهای دیجیتال باید قوی، قابل تعامل و مقاوم در برابر دستکاری باشند.
ایالات متحده نیز در مسیری به طرز چشمگیری مشابه حرکت میکند، هرچند از طریق مجموعهای پراکندهتر از ابتکارات فدرال و ایالتی. قانون پیشنهادی بزرگ هوش مصنوعی آمریکا (GAAIA) به دنبال ایجاد یک مبنای فدرال برای حکمرانی هوش مصنوعی است و فراتر از جریمههای انفعالی FCC عمل میکند. این قانون شامل دستورات سختگیرانه شفافیت است و ایجاد یک مرکز استانداردها و نوآوری هوش مصنوعی (CAISI) را پیشنهاد میکند که وظیفه ارزیابی قابلیتهای مدل و مدیریت یک رژیم تأیید مستقل برای محتوای دیجیتال را بر عهده خواهد داشت.[4]
اگرچه قانون GAAIA شامل یک بند انقضای سه ساله برای بسیاری از مفاد خود است، اما زمینه را برای یک دستگاه متمرکز و تحت حمایت دولت فراهم میکند تا منشأ اطلاعات دیجیتال را تأیید کند. با دستور دادن به ارائهدهندگان هوش مصنوعی برای جاسازی نشانگرهای حقیقت تأیید شده توسط دولت در خروجیهای خود، قانونگذاران به آرامی در حال ساخت سیستمی هستند که در آن اعتبار رسانهها نه با تأیید روزنامهنگاری یا اجماع عمومی، بلکه با امضاهای رمزنگاری شدهای که دولت دستور داده است، تعیین میشود.[4][8]
نقص اساسی در این معماری حقیقتِ دستوری دولتی، شکنندگی فنی آن است. دانشمندان کامپیوتر و محققان هوش مصنوعی پیوسته هشدار میدهند که واترمارکینگ—فرآیند جاسازی یک سیگنال متمایز و قابل خواندن توسط ماشین در پیکسلها یا امواج صوتی یک فایل—به طور مشهوری دشوار است. واترمارکهای قابل مشاهده را میتوان به راحتی توسط عاملان بد برش داد، و فرادادههای نامرئی را میتوان توسط ابزارهای متنباز حذف کرد یا توسط همان پلتفرمهای رسانههای اجتماعی که وظیفه شناسایی آنها را دارند، فشردهسازی و از بین برد.[6][7]
علاوه بر این، اعمال این دستورات صرفاً بر «دیپفیکهای» مخرب به جای تمام محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، یک مانع فنی غیرقابل عبور ایجاد میکند. برای واترمارک کردن انتخابی فقط رسانههای فریبنده، ارائهدهنده هوش مصنوعی باید دستور و نیت کاربر را در لحظه تولید به دقت طبقهبندی کند. این یک کار پرهزینه از نظر محاسباتی و بسیار ذهنی است که شرکتهای هوش مصنوعی را مجبور میکند به عنوان داوران لحظهای حقیقت و نیت عمل کنند، نقشی که نه برای انجام بیعیب و نقص آن مجهز هستند و نه از نظر قانونی محافظت میشوند.[1]
این بار نظارتی به طور نامتناسبی بر جامعه متنباز تأثیر میگذارد. در حالی که شرکتهای بزرگ فناوری میتوانند سیستمهای اختصاصی و حلقهبسته بسازند که خروجیهایشان را به طور دائمی برچسبگذاری کنند، توسعهدهندگان متنباز وزنهای خام مدل را منتشر میکنند که کاربران میتوانند به دلخواه دانلود و اصلاح کنند. اگر دولت الزام کند که همه مدلهای هوش مصنوعی ذاتاً از حذف واترمارکها جلوگیری کنند، عملاً توسعه هوش مصنوعی متنباز را غیرقانونی میکند، زیرا پس از خروج مدل از سرورهای توسعهدهنده، انطباق قابل تضمین نیست.[4][8]
منتقدان استدلال میکنند که این پویایی یک خندق نظارتی بزرگ برای غولهای فناوری موجود ایجاد میکند. دولت با تعیین استانداردهای انطباقی که فقط شرکتهای چند میلیارد دلاری میتوانند رعایت کنند، ناخواسته انحصار هوش مصنوعی مولد را به تعداد انگشتشماری از شرکتها واگذار میکند. در همین حال، عاملان مخرب متعهد—همان اهداف این قوانین—به سادگی واترمارکها را حذف میکنند یا مدلهای خود را خارج از اکوسیستم تنظیم شده آموزش میدهند و بار سنگین انطباق را به طور کامل بر دوش توسعهدهندگان مشروع میگذارند.[1][4]
تمایل به ریشهکن کردن دیپفیکها ریشه در یک نیاز مشروع و فوری برای محافظت از یکپارچگی دموکراتیک و حریم خصوصی فردی دارد. با این حال، راهحل پیشنهادی نشاندهنده یک تغییر عمیق در نحوه تعیین حقیقت توسط جامعه است. با مجبور کردن زیرساخت اینترنت به دستهبندی خودکار محتوا به عنوان معتبر یا مصنوعی بر اساس استانداردهای دولتی، قانونگذاران به آرامی در حال ساخت ماشینآلات یک اکوسیستم اطلاعاتی تحت کنترل دولت هستند. سؤال دیگر این نیست که آیا دیپفیکها خطرناک هستند، بلکه این است که آیا درمان مستلزم تسلیم تعریف واقعیت به دولت است.[8]
نکات کلیدی
- رویکرد نظارتی به دیپفیکها از مجازات سازندگان پس از انتشار به سمت دستور دادن به مدلهای هوش مصنوعی برای واترمارک کردن محتوا در زمان تولید در حال تغییر است.
- قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا، که در آگوست ٢٠٢٦ اجرا میشود، مستلزم آن است که تمام خروجیهای هوش مصنوعی مولد دارای نشانگرهای قابل خواندن توسط ماشین باشند که آنها را به عنوان ترکیبی شناسایی کند.
- قانون پیشنهادی ایالات متحده، مانند GAAIA، به دنبال ایجاد دستورات شفافیت فدرال مشابه و یک دستگاه تأیید متمرکز است.
- کارشناسان فنی هشدار میدهند که واترمارکها شکننده هستند و به راحتی توسط عاملان مخرب حذف میشوند، که حس کاذبی از امنیت ایجاد میکند.
- منتقدان استدلال میکنند که این دستورات به طور نامتناسبی به توسعه هوش مصنوعی متنباز آسیب میرساند و قدرت بیسابقهای برای تعریف اعتبار دیجیتال به دولت میدهد.
چرا مهم است
از آنجایی که دولتها دستور میدهند تمام رسانههای تولید شده توسط هوش مصنوعی دارای اثر انگشت دیجیتال باشند، زیرساخت اینترنت در حال بازسازی است تا محتوا را به طور خودکار به عنوان «معتبر» یا «مصنوعی» دستهبندی کند. این تغییر اساساً کنترل تعریف واقعیت آنلاین را تغییر میدهد و بر همه چیز از آزادی بیان و نوآوری متنباز گرفته تا نحوه تأیید اخباری که مصرف میکنید، تأثیر میگذارد.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان مقررات دولتی
استدلال میکنند که واترمارکینگ دستوری دولتی تنها دفاع مقیاسپذیر در برابر فریب گسترده است.
طرفداران مقررات جامع هوش مصنوعی، از جمله معماران قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا و آژانسهای مختلف فدرال ایالات متحده، استدلال میکنند که مسئولیت پس از انتشار برای عصر هوش مصنوعی مولد کاملاً ناکافی است. هنگامی که یک مدل متنباز واحد میتواند هزاران دیپفیک فوقالعاده واقعی در دقیقه تولید کند، انتظار برای انتشار و گزارش محتوا تضمین میکند که خسارت قبلاً وارد شده است. با دستور دادن به ارائهدهندگان هوش مصنوعی برای جاسازی واترمارکها و فرادادههای قابل خواندن توسط ماشین در محتوا در زمان تولید، قانونگذاران قصد دارند یک «پاسخ ایمنی» سیستمی در خود اینترنت ایجاد کنند، که به پلتفرمها اجازه میدهد تا رسانههای ترکیبی را قبل از رسیدن به مخاطبان انبوه به طور خودکار شناسایی و برچسبگذاری کنند.
مدافعان آزادی بیان و متنباز
هشدار میدهند که علامتگذاری متمرکز حقیقت، زیرساختی خطرناک برای سانسور دولتی ایجاد میکند.
سازمانهای آزادیهای مدنی و طرفداران متنباز هشدار میدهند که درمان ممکن است بدتر از بیماری باشد. آنها استدلال میکنند که مجبور کردن مدلهای هوش مصنوعی به برچسبگذاری دائمی خروجیهایشان مستلزم سطحی از کنترل متمرکز است که اساساً با توسعه متنباز ناسازگار است. اگر دولت استانداردهای فنی را برای آنچه «رسانه معتبر» تلقی میشود، دیکته کند، عملاً قدرت خفه کردن یا حذف سیستمهای هوش مصنوعی تأیید نشده را به دست میآورد. علاوه بر این، منتقدان خاطرنشان میکنند که عاملان مخرب به سادگی واترمارکها را حذف میکنند یا مدلهای تنظیم نشده خود را میسازند، و بار سنگین انطباق را به طور کامل بر دوش توسعهدهندگان مشروع میگذارند و تأثیر محدودکنندهای بر آزادی بیان و نوآوری فناوری ایجاد میکنند.
واقعگرایان فنی
بر شکنندگی ریاضی واترمارکینگ و غیرممکن بودن اجرای کامل آن تمرکز دارند.
دانشمندان کامپیوتر و محققان هوش مصنوعی تأکید میکنند که دستورات نظارتی اغلب از واقعیت فنی جدا هستند. واترمارکینگ—چه قابل مشاهده باشد و چه در فراداده فایل جاسازی شده باشد—به طور مشهوری شکننده است. سیگنالهای نامرئی میتوانند توسط الگوریتمهای فشردهسازی استانداردی که توسط پلتفرمهای رسانههای اجتماعی استفاده میشوند، از بین بروند، و ابزارهای متنباز طراحی شده برای حذف فراداده به طور گسترده در دسترس هستند. واقعگرایان فنی استدلال میکنند که تمرکز قانونگذاری بر واترمارکینگ حس کاذبی از امنیت ایجاد میکند، زیرا خطرناکترین دیپفیکها (آنهایی که توسط عاملان تحت حمایت دولت یا حلقههای کلاهبرداری متعهد ایجاد میشوند) به راحتی این محافظتهای دستوری را دور میزنند و کل دستگاه نظارتی را بیاثر میسازند.
منابع
[1]TechPolicy.Pressمدافعان آزادی بیان و متنبازThe Code of Practice on Transparency of AI-Generated Content
مطالعه در TechPolicy.Press →
[2]Federal Communications Commissionحامیان مقررات دولتیFCC Proposes $6 Million Fine for Deepfake Robocalls Around NH Primary
مطالعه در Federal Communications Commission →
[3]Wikipediaحامیان مقررات دولتیArtificial Intelligence Act
مطالعه در Wikipedia →
[4]Cato Instituteمدافعان آزادی بیان و متنبازA Primer on the Great American Artificial Intelligence Act
مطالعه در Cato Institute →
[5]ArtificialIntelligenceAct.euحامیان مقررات دولتیThe EU Artificial Intelligence Act
مطالعه در ArtificialIntelligenceAct.eu →
[6]Britannicaواقعگرایان فنیDeepfake
مطالعه در Britannica →
[7]Wikipediaحامیان مقررات دولتیDeepfake
مطالعه در Wikipedia →
[8]تیم سردبیری کوهستانمدافعان آزادی بیان و متنبازتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
