آیا آمریکا با ممنوع کردن ارز دیجیتال بانک مرکزی، کنترل مسیرهای پرداخت جهانی آینده را به فناوری خصوصی و چین واگذار کرده است؟
آمریکا رسماً دلار دیجیتال حاکمیتی را تا سال ۲۰۳۰ ممنوع کرده است، با این امید که استیبلکوینهای خصوصی بتوانند سلطه مالی آمریکا را حفظ کنند. اما در حالی که بیش از ۱۳۰ کشور جهان ارزهای دیجیتال بانک مرکزی خود را پیش میبرند، واشنگتن در خطر واگذاری معماری تجارت جهانی است.
به قلم رسول توکلی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان بازار آزاد
- استدلال میکنند که استیبلکوینهای خصوصی نوآوری را تقویت کرده و بهتر از دفتر کلهای دولتی از حریم خصوصی محافظت میکنند.
- طرفداران کنترل حاکمیتی
- استدلال میکنند که پول یک وظیفه اصلی دولت است و اتکا به فناوری خصوصی امنیت ملی را تضعیف میکند.
- تحلیلگران ریسک سیستمی
- بر تکهتکه شدن مسیرهای پرداخت جهانی و ریسکهای سیستمی استیبلکوینهای بدون نظارت تمرکز دارند.
نکات کلیدی
- آمریکا با استناد به نگرانیهای حریم خصوصی، ارز دیجیتال بانک مرکزی فدرال رزرو (CBDC) را حداقل تا سال ۲۰۳۰ ممنوع کرده است.
- واشنگتن در عوض برای دیجیتالی کردن دلار آمریکا به استیبلکوینهای خصوصی متکی است.
- بیش از ۱۳۰ کشور، به رهبری چین، فعالانه در حال توسعه ارزهای دیجیتال بانک مرکزی حاکمیتی هستند.
- پلتفرمهای چند-CBDC مانند «امبریج» (mBridge) به کشورها اجازه میدهند که شبکه سوئیفت (SWIFT) را به طور کامل دور بزنند.
- این واگرایی خطر تقسیم سیستم مالی جهانی به دفتر کلهای دولتی و خصوصی را در پی دارد.
چرا مهم است
زیرساخت سیستم مالی جهانی در حال بازسازی اساسی است. اینکه تراکنشهای دیجیتال آینده شما توسط یک شرکت فناوری خصوصی یا یک بانک مرکزی خارجی اداره شوند، حریم خصوصی، هزینه و امنیت تجارت جهانی را برای دههها تعیین خواهد کرد.
تصور کنید در سال ۲۰۳۰ قصد دارید پولی را به سراسر جهان حواله کنید. بسته به محل زندگی شما، تراکنش یا فوراً از طریق یک شبکه حاکمیتی دولتی تسویه میشود، یا از طریق زیرساخت استیبلکوین یک شرکت فناوری خصوصی هدایت خواهد شد. دوران سیستم بانکی جهانی یکپارچه و تحت سلطه دلار در حال فروپاشی است و خطوط نبرد برای آینده پول ترسیم شدهاند. برای دههها، سازوکارهای تجارت بینالمللی برای مصرفکننده عادی نامرئی بودهاند، اما زیرساختهای اساسی اکنون موضوع یک رقابت شدید ژئوپلیتیکی است.[4]
ایالات متحده انتخاب قطعی خود را در مورد این معماری مالی جدید انجام داده است. با تصویب ممنوعیتهای قانونی برای ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) صادر شده توسط فدرال رزرو تا حداقل سال ۲۰۳۰، واشنگتن رسماً از رقابت ارزهای دیجیتال حاکمیتی کنار کشیده است. در عوض، آمریکا به طور کامل به سیاست ترویج استیبلکوینهای تنظیمشده و خصوصی صادرشده به عنوان گسترش دیجیتالی سلطه دلار تکیه کرده است. این امر نشاندهنده واگذاری تاریخی زیرساخت پولی به بخش خصوصی است که اساساً رابطه بین دولت و ارزی را که صادر میکند، تغییر میدهد.[4]
بقیه جهان دقیقاً در جهت مخالف حرکت میکنند. بیش از ۱۳۰ کشور، که اکثریت قریب به اتفاق تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهند، فعالانه در حال تحقیق، آزمایش یا استقرار ارزهای دیجیتال بانک مرکزی خود هستند. در خط مقدم این کشورها، چین قرار دارد که یوان دیجیتال (e-CNY) آن در حال حاضر در پلتفرمهای تسویه فرامرزی ادغام میشود که برای دور زدن کامل زیرساختهای مالی غربی طراحی شدهاند. پکن دیجیتالی شدن یوان را نه تنها به عنوان یک ارتقاء داخلی، بلکه به عنوان ابزاری استراتژیک برای محافظت از اقتصاد خود در برابر تحریمهای خارجی و کاهش وابستگی به دلار آمریکا میبیند.[1]
این واگرایی نشاندهنده یک قمار ژئوپلیتیکی بزرگ است. آمریکا با ممنوع کردن دلار دیجیتال، شرط بسته است که شرکتهای فناوری خصوصی میتوانند از طریق نوآوری برتر و جذابیت بازار، هژمونی مالی آمریکا را حفظ کنند. اما با این کار، خطر واگذاری کنترل معماری مسیرهای پرداخت جهانی آینده به پکن و سیلیکون ولی را میپذیرد. اگر آمریکا اشتباه محاسبه کند، ممکن است نفوذ ساختاری را که به واشنگتن اجازه داده است قدرت اقتصادی خود را اعمال کند و تحریمهای جهانی را در نیم قرن گذشته به اجرا درآورد، برای همیشه از دست بدهد.[4]
برای درک اهمیت این موضوع، باید به سازوکار ارز دیجیتال بانک مرکزی نگاه کرد. CBDC یک بدهی دیجیتالی مستقیم بانک مرکزی است که کاملاً از پول بانک تجاری که مصرفکنندگان امروز از طریق کارتهای اعتباری یا اپلیکیشنهای پرداخت استفاده میکنند، متمایز است. هنگامی که دو کشور با استفاده از CBDCهای سازگار تجارت میکنند، تسویه حساب آنی و «اتمی» است—به این معنی که پرداخت و انتقال دارایی به طور همزمان در یک دفتر کل مشترک اتفاق میافتد. این امر ریسک طرف مقابل را که بلای جان امور مالی بینالمللی سنتی است، از بین میبرد.[1]
نکته حیاتی این است که این تسویه اتمی، سیستم سنتی بانکداری کارگزاری و شبکه پیامرسانی سوئیفت (SWIFT) را به طور کامل دور میزند. برای دههها، آمریکا از نفوذ بیش از حد خود بر این زیرساخت سنتی و دلارمحور برای اعمال تحریمهای اقتصادی، نظارت بر جریانهای مالی جهانی و منزوی کردن بازیگران سرکش از جامعه بینالمللی استفاده کرده است. یک شبکه CBDC حاکمیتی-به-حاکمیتی، آن نفوذ را منسوخ میکند و به کشورها اجازه میدهد مستقیماً با یکدیگر تجارت کنند، بدون اینکه هرگز با یک بانک آمریکایی در تماس باشند یا نیاز به تأیید مؤسسات مالی غربی داشته باشند. این یک تغییر پارادایم در سیاست اقتصادی جهانی است.[4]
پروژههایی مانند «امبریج» (mBridge) این واقعیت را به صورت زنده نشان میدهند. «امبریج» که توسط بانک تسویه حسابهای بینالمللی به همراه بانکهای مرکزی چین، تایلند، امارات متحده عربی و هنگ کنگ توسعه یافته، یک پلتفرم چند-CBDC است که به بانکهای مرکزی اجازه میدهد پرداختهای فرامرزی را مستقیماً تسویه کنند. اگر این معماری به استاندارد تجارت جهانی تبدیل شود، نقش دلار آمریکا به عنوان واسطه ضروری، از نظر ساختاری کاهش مییابد. کشورهای شرکتکننده در این شبکهها میتوانند معاملات عظیم کالایی را با ارزهای دیجیتال خود، کاملاً خارج از حیطه نظارت فدرال رزرو، تسویه کنند.[3]
پروژههایی مانند «امبریج» (mBridge) این واقعیت را به صورت زنده نشان میدهند.
جایگزین آمریکا کاملاً بر استیبلکوینها متکی است. اینها داراییهای دیجیتالی هستند که به صورت خصوصی صادر شده و توسط ذخایر دلاری پشتیبانی میشوند و بر روی بلاکچینهای عمومی و بدون نیاز به مجوز مانند اتریوم یا سولانا فعالیت میکنند. استراتژی آمریکا فرض میکند که تقاضای جهانی صرف برای دلارهای دیجیتال، جهان را مجبور به استفاده از این مسیرهای خصوصی خواهد کرد، صرف نظر از آنچه بانکهای مرکزی خارجی میسازند. واشنگتن با اجازه دادن به شرکتهای خصوصی برای صدور دلارهای توکنشده، امیدوار است بازار جهانی را با ارز دیجیتال آمریکایی قابل دسترس پر کند که از رقبای دولتی پیشی بگیرد.[2]
شواهد این تقاضا قابل توجه است. ارزش بازار استیبلکوینها از ۳۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است و حجم معاملات روزانه به طور معمول از دهها میلیارد دلار تجاوز میکند. در بسیاری از بازارهای نوظهور، شهروندانی که با ابرتورم مواجه هستند، نگهداری استیبلکوینهای خصوصی در تلفنهای هوشمند خود را به ارزهای محلی بیثبات ترجیح میدهند. این پدیده عملاً اقتصادهای در حال توسعه را از پایین به بالا «دلاریزه» میکند و دامنه نفوذ دلار آمریکا را بدون نیاز به هیچ گونه مداخله مستقیمی از سوی فدرال رزرو گسترش میدهد. برای آمریکا، این پذیرش ارگانیک، تأیید قدرتمندی بر رویکرد بازار آزاد است.[2]
با این حال، برونسپاری دلار دیجیتال به فناوری خصوصی، خطرات عمیقی را به همراه دارد. صادرکنندگان استیبلکوین شرکتهای خصوصی هستند که توسط سود هدایت میشوند، نه نهادهای حاکمیتی که منافع ملی آنها را پیش میبرد. آنها تابع نیروهای بازار، آربیتراژ نظارتی و خطرات عملیاتی شبکههای بلاکچین زیربنایی هستند که از آنها استفاده میکنند. اگر یک صادرکننده بزرگ استیبلکوین با هجوم ناگهانی برای برداشت ذخایر خود مواجه شود، سرایت ناشی از آن میتواند سیستم مالی گستردهتر را تهدید کند و دولت را مجبور به مداخله در بحرانی کند که خود ایجاد نکرده است.
علاوه بر این، اتکا به استیبلکوینهای خصوصی، اجرای تحریمهای آمریکا را پیچیده میکند. در حالی که صادرکنندگان متمرکز استیبلکوین میتوانند داراییهای خاصی را در صورت دستور مجریان قانون مسدود کنند، ماهیت غیرمتمرکز بلاکچینهای زیربنایی، نظارت جامع دولتی و محاصرههای مالی را بسیار دشوارتر از سیستم متمرکز سوئیفت میسازد. آمریکا اساساً کنترل مطلق دولتی را با فراگیری بازار معاوضه میکند، با این امید که استفاده گسترده از دلارهای دیجیتال بر از دست دادن نظارت دقیق غلبه کند. این یک اعتراف است که ممکن است دوران نظارت کامل مالی به پایان رسیده باشد.[4]
طرفداران رویکرد آمریکا استدلال میکنند که این از دست دادن کنترل دولتی دقیقاً هدف اصلی است. ممنوعیت قانونی CBDC فدرال رزرو ناشی از نگرانیهای عمیق و دوحزبی در مورد نظارت دولتی بود. یک دلار دیجیتال حاکمیتی میتواند به طور نظری به دولت اجازه دهد تا هزینههای فردی را نظارت، محدود یا «حذف» کند—قابلیتی که با هنجارهای حریم خصوصی آمریکا در تضاد است. برای این مدافعان، دور نگه داشتن دفتر کل از دست دولت، دفاعی ضروری از آزادیهای مدنی در عصر دیجیتال است و تضمین میکند که تراکنشهای مالی خصوصی باقی بمانند.[4]
آمریکا با تکیه بر استیبلکوینهای باز و بدون نیاز به مجوز، ارز خود را با روح اینترنت آزاد همسو میکند. از لحاظ تاریخی، نوآوری غیرمتمرکز بخش خصوصی به طور مداوم از پروژههای فناوری سفت و سخت و دولتی پیشی گرفته است. شرط آمریکا این است که یک اکوسیستم رقابتی و پر جنب و جوش از دلارهای دیجیتال خصوصی، به سادگی از CBDCهای دولتی و دست و پا گیر پیشی خواهد گرفت. همانطور که اینترنت آزاد شبکههای بسته شرکتی را در دهه ۱۹۹۰ شکست داد، سیاستگذاران آمریکایی معتقدند که پروتکلهای مالی باز در نهایت پذیرش جهانی را به دست خواهند آورد، صرف نظر از اینکه دولتهای خارجی چه چیزی را الزامی کنند.[4]
آنچه نامشخص باقی میماند این است که این دو سیستم اساساً ناسازگار چگونه با یکدیگر تعامل خواهند کرد. آیا تجارت جهانی به یک بلوک CBDC تحت کنترل دولت به رهبری چین برای معاملات بزرگ کالایی فرامرزی، و یک بلوک استیبلکوین خصوصی به رهبری آمریکا برای تراکنشهای خردهفروشی و مصرفکننده تقسیم خواهد شد؟ این تکهتکه شدن میتواند اصطکاک عظیمی در اقتصاد جهانی ایجاد کند و شرکتهای چندملیتی را مجبور سازد تا بسته به محل فعالیت خود، دو مجموعه کاملاً متفاوت از مسیرهای پرداخت را مدیریت کنند. رویای یک سیستم مالی جهانی یکپارچه و بدون درز به سرعت در حال محو شدن است.
آمریکا انتخاب قطعی خود را برای دور نگه داشتن دولت از دفتر کل دیجیتال انجام داده است. اینکه آیا این امر سلطه مالی آمریکا را از طریق نوآوری بخش خصوصی حفظ میکند، یا معماری پول جهانی را برای همیشه به دولتهای خارجی و انحصارات فناوری واگذار میکند، سؤال اقتصادی تعیینکننده دهه آینده خواهد بود. در حالی که بقیه جهان زیرساختهای دیجیتال حاکمیتی میسازند، ایالات متحده ایمان خود را به بازار آزاد سپرده است تا آینده دلار را تضمین کند. نتیجه، پویایی قدرت جهانی را برای نسلها بازآفرینی خواهد کرد.[4]
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان حریم خصوصی و بازار آزاد
استدلال میکنند که CBDC دولتی ابزار نظارتی است و استیبلکوینهای خصوصی نوآوری را تقویت میکنند.
این اردوگاه، که شامل بسیاری از قانونگذاران آمریکایی و رهبران صنعت فناوری است، دلار دیجیتال حاکمیتی را تهدیدی ذاتی برای آزادیهای مدنی میدانند. آنها استدلال میکنند که یک CBDC قابل برنامهریزی میتواند به دولت اجازه دهد تا هزینههای فردی را بر اساس معیارهای سیاسی یا اجتماعی نظارت، محدود یا «حذف» کند. در عوض، آنها از استیبلکوینهای باز و بدون نیاز به مجوز به عنوان تجسم دیجیتالی سرمایهداری بازار آزاد دفاع میکنند و شرط میبندند که نوآوری غیرمتمرکز در نهایت از پروژههای مالی دولتی پیشی خواهد گرفت.
طرفداران کنترل حاکمیتی
استدلال میکنند که پول یک وظیفه اصلی دولت است و اتکا به فناوری خصوصی امنیت ملی را تضعیف میکند.
طرفداران CBDCهای حاکمیتی، از جمله بسیاری از بانکداران مرکزی خارج از آمریکا، استدلال میکنند که برونسپاری دلار دیجیتال به شرکتهای فناوری خصوصی، کنار گذاشتن خطرناکی از قدرت دولتی است. آنها هشدار میدهند که صادرکنندگان استیبلکوین خصوصی به جای منافع ملی، توسط سود هدایت میشوند و اتکا به بلاکچینهای غیرمتمرکز، اجرای تحریمها یا انجام نظارت مالی جامع را تقریباً غیرممکن میسازد. از نظر آنها، ملتی که دفتر کل دیجیتال خود را کنترل نکند، نمیتواند سرنوشت اقتصادی خود را کنترل کند.
تحلیلگران ریسک سیستمی جهانی
بر تکهتکه شدن مسیرهای پرداخت جهانی و ریسکهای سیستمی استیبلکوینهای بدون نظارت تمرکز دارند.
کارشناسان ثبات مالی نگران دوشاخهشدن سیستم پولی جهانی هستند. اگر تجارت جهانی بین یک بلوک CBDC تحت کنترل دولت به رهبری چین و یک بلوک استیبلکوین خصوصی به رهبری آمریکا تقسیم شود، اصطکاک حاصل میتواند هزینه تجارت بینالمللی را افزایش دهد. علاوه بر این، آنها هشدار میدهند که استیبلکوینهای با پشتوانه فیات، عملکردی مشابه صندوقهای بازار پول بدون نظارت دارند و در صورت مواجهه یک صادرکننده بزرگ با هجوم ناگهانی برای برداشت ذخایر، خطرات سرایت جدی ایجاد میکنند.
منابع
[1]Wikipediaمدافعان بازار آزادCentral bank digital currency
مطالعه در Wikipedia →
[2]Wikipediaمدافعان بازار آزادStablecoin
مطالعه در Wikipedia →
[3]Wikipediaمدافعان بازار آزادmBridge
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران ریسک سیستمیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

