چگونه «خط بازار اوراق بهادار» تنها با قیمتگذاری ریسک سیستماتیک، بازده مورد انتظار را تعیین میکند
نمایش گرافیکی «مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای» نشان میدهد که بازارها تنها در برابر نوسانات اجتنابناپذیر و سیستماتیک به سرمایهگذاران پاداش میدهند. «خط بازار اوراق بهادار» با جداسازی ضریب بتا، پایه و اساس ریاضی را برای تشکیل سبد سرمایهگذاری مدرن و سرمایهگذاری شاخصی فراهم میکند.
به قلم مهلا پارسا
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران بازار کارا
- استدلال میکنند که بازارها داراییها را دقیقاً بر اساس ریسک سیستماتیک آنها قیمتگذاری میکنند و در نتیجه، انتخاب فعالانه سهام بیفایده است.
- مدیران فعال سبد سرمایهگذاری
- بر این باورند که تحلیل بنیادی میتواند داراییهای با قیمتگذاری نادرست را که بالاتر از SML قرار میگیرند شناسایی کرده و آلفا تولید کند.
- حامیان سرمایهگذاری عاملی
- تأکید میکنند که بتا بهتنهایی برای توضیح بازده کافی نیست و از مدلهایی حمایت میکنند که شامل صرف اندازه و ارزش میشوند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سرمایهگذاران خرد که بر اساس احساسات معامله میکنند نه مدلهای کمّی ریسک
چرا مهم است
اگر منطق «خط بازار اوراق بهادار» صادق باشد، پرداخت کارمزدهای بالا برای انتخاب فعالانه سهام از نظر ریاضی غیرمنطقی است؛ زیرا هرگونه بازدهی بالاتر از نرخ بدون ریسک، صرفاً پاداشی برای پذیرش ریسک گستردهتر بازار است، نه مهارت منحصربهفرد مدیر صندوق.
نکات کلیدی
- خط بازار اوراق بهادار (SML) مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای را به تصویر میکشد و بازده مورد انتظار را در برابر ریسک سیستماتیک (بتا) رسم میکند.
- بازار تنها برای ریسک سیستماتیک به سرمایهگذاران پاداش میدهد؛ ریسک مختص به شرکت نادیده گرفته میشود زیرا میتوان آن را از طریق تنوعبخشی حذف کرد.
- نقطه تقاطع SML با محور عمودی همان نرخ بدون ریسک است، در حالی که شیب آن توسط صرف ریسک بازار تعیین میشود.
- داراییهایی که بالاتر از SML قرار میگیرند، کمتر از ارزش واقعی و داراییهایی که پایینتر از آن قرار میگیرند، بیشتر از ارزش واقعی در نظر گرفته میشوند.
مدیران فعال سبدهای سرمایهگذاری استدلال میکنند که تحلیلهای بنیادی دقیق، داراییهای با قیمتگذاری نادرست را کشف کرده و «آلفا»یی تولید میکند که کارمزدهای مدیریتی استاندارد ۱ تا ۲ درصدی آنها را توجیه میکند. در مقابل، طرفداران رویکرد کمّی و صندوقهای شاخصی با اشاره به ۱۰ تریلیون دلار سرمایه پارکشده در صندوقهای غیرفعال S&P 500، استدلال میکنند که بازار بهشدت کارا است و هرگونه بازده مازاد صرفاً محصول جانبی پذیرش ریسک سیستماتیک بالاتر است. آنها این بحث را در بروشورهای بازاریابی حلوفصل نمیکنند، اما پایه ریاضی دیدگاه دوم — یعنی «خط بازار اوراق بهادار» (SML) — از دهه ۱۹۶۰ بر فضای مالی نهادی تسلط داشته است.[9]
خط بازار اوراق بهادار (SML) نمایش گرافیکی «مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای» (CAPM) است که توسط ویلیام شارپ (William Sharpe)، جان لینتنر (John Lintner) و یان موسین (Jan Mossin) در سال ۱۹۶۴ توسعه یافت. این نمودار، بازده مورد انتظار را در محور عمودی در برابر بتا — معیاری از ریسک سیستماتیک — در محور افقی رسم میکند.[6]
موسسه مالی شرکتی (Corporate Finance Institute) در برنامه درسی سال ۲۰۲۰ خود خاطرنشان میکند: «خط بازار اوراق بهادار، نرخ بازده مورد انتظار یک دارایی منفرد را بهعنوان تابعی از ریسک سیستماتیک و غیرقابلتنوع نشان میدهد.»[3]
ریسک سیستماتیک یا ریسک بازار، شامل نیروهای اقتصاد کلان مانند تصمیمات فدرال رزرو درباره نرخ بهره، درگیریهای ژئوپلیتیک و تورم گسترده است — عواملی که بر تمامی سهام تأثیر میگذارند و نمیتوان آنها را از طریق ایجاد تنوع در سبد سرمایهگذاری حذف کرد.[4][5]
از سوی دیگر، ریسک غیرسیستماتیک (Idiosyncratic risk) مختص به یک شرکت خاص است: شکست آزمایش داروی یک شرکت داروسازی یا اختلال در زنجیره تأمین یک شرکت فناوری. از آنجا که سرمایهگذاران میتوانند این ریسک را بهسادگی با نگهداری سبدی متنوع از ۳۰ تا ۵۰ سهم از بین ببرند، بازار هیچ پاداشی برای تحمل آن ارائه نمیدهد.[1][8]
معادله حاکم بر SML ساده است: بازده مورد انتظار برابر است با نرخ بدون ریسک بهعلاوه حاصلضرب بتای دارایی در صرف ریسک بازار.[6][7]
نقطه تقاطع SML با محور عمودی همان نرخ بدون ریسک است که معمولاً با بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری ایالات متحده نشان داده میشود. تا سپتامبر ۲۰۲۶، با نوسان بازده اوراق ۱۰ ساله در حدود ۳٫۸۵ درصد، خط پایه برای سرمایهگذاریهای با بتای صفر بهطور قطعی تثبیت شده است.[9]
موسسه Wall Street Prep در راهنمای ارزشگذاری سال ۲۰۲۲ خود توضیح میدهد: «SML ابزار مفیدی برای تعیین این موضوع است که آیا داراییِ در نظر گرفتهشده برای یک سبد سرمایهگذاری، بازده مورد انتظار معقولی را در برابر ریسک خود ارائه میدهد یا خیر.»[1]
بتا، حساسیت یک دارایی را نسبت به کل بازار کمّیسازی میکند. شاخص S&P 500 دارای بتای دقیقاً ۱٫۰ است. سهمی با بتای ۱٫۵ از نظر تاریخی ۵۰ درصد نوسان بیشتری نسبت به بازار دارد، در حالی که سهام یک شرکت خدماتی با بتای ۰٫۵ تنها نیمی از نوسانات بازار را نشان میدهد.[3][5]
سهمی با بتای ۱٫۵ از نظر تاریخی ۵۰ درصد نوسان بیشتری نسبت به بازار دارد، در حالی که سهام یک شرکت خدماتی با بتای ۰٫۵ تنها نیمی از نوسانات بازار را نشان میدهد.
اگر فرض شود صرف ریسک بازار — بازده مازادی که سرمایهگذاران برای نگهداری سهام بهجای اوراق قرضه بدون ریسک طلب میکنند — ۵٫۵ درصد باشد، SML دیکته میکند که سهمی با بتای ۱٫۵ باید بازده مورد انتظار ۱۲٫۱ درصدی (۳٫۸۵ درصد بهعلاوه حاصلضرب ۱٫۵ در ۵٫۵ درصد) را ارائه دهد.[9]
داراییهایی که بالاتر از خط بازار اوراق بهادار قرار میگیرند، کمتر از ارزش واقعی (Undervalued) در نظر گرفته میشوند. آنها برای سطح ریسک مشخص خود، بازده مورد انتظار بالاتری ارائه میدهند و آلفای مثبت تولید میکنند.[4][8]
برعکس، داراییهایی که پایینتر از این خط قرار میگیرند، بیش از ارزش واقعی (Overvalued) قیمتگذاری شدهاند. موسسه بینالمللی ارزشگذاران کسبوکار (IIBV) در یک گزارش فنی در سال ۲۰۲۴ بهتفصیل بیان میکند: «اگر بازده مورد انتظار یک اوراق بهادار پایینتر از SML باشد، قیمت آن بیش از حد گران است، زیرا سرمایهگذار در ازای میزان ریسکی که پذیرفته، بازده کمتری دریافت میکند.»[2]
شیب SML کاملاً توسط صرف ریسک بازار تعیین میشود. در دورههای بحران اقتصادی، مانند بحران مالی ۲۰۰۸ یا شوک پاندمی ۲۰۲۰، سرمایهگذاران در ازای ریسک، پاداش بیشتری طلب میکنند که این امر باعث تندتر شدن شیب خط میشود.[1][9]
این افزایش شیب بهطور نامتناسبی بر سهام رشدی با بتای بالا تأثیر میگذارد، زیرا نرخ بازده مورد نیاز آنها بهشدت افزایش یافته و در نتیجه، ضرایب ارزشگذاری فعلی آنها را کاهش میدهد.[9]
با وجود کاربرد فراگیر SML در بخشهای مالی شرکتی برای تخمین «میانگین موزون هزینه سرمایه» (WACC)، این مدل با انتقادات مداومی از سوی اقتصاددانان رفتاری و پژوهشگران کمّی مواجه است.[3][6]
یوجین فاما (Eugene Fama) و کنت فرنچ (Kenneth French) در مقاله برجسته خود در سال ۱۹۹۲ نشان دادند که بتا بهتنهایی نمیتواند مقطع عرضی بازده تاریخی سهام را توضیح دهد؛ موضوعی که به توسعه مدلهای چندعاملی با در نظر گرفتن صرف اندازه (Size) و ارزش (Value) منجر شد.[9]
با این وجود، SML همچنان بهعنوان خط پایه برای ارزیابی عملکرد امانی (Fiduciary) باقی مانده است. اگر یک صندوق سرمایهگذاری مشترک فعال در سالی که SML بازده ۱۱ درصدی را برای بتای کل آن دیکته میکند، تنها ۱۰ درصد بازدهی داشته باشد، مدیر صندوق بدون توجه به سود مثبت مطلق، ارزش را از بین برده است.[5][9]
خط بازار اوراق بهادار یک رویکرد کمّی و منضبط را به قیمتگذاری داراییها تحمیل میکند و با کنار زدن روایتها، قیمت دقیق نوسانات را مجزا میسازد. چه نرخ پایه بدون ریسک مانند سال ۲۰۲۱ روی صفر باشد و چه به ۵ درصد نزدیک شود، SML دیکته میکند که سرمایه تنها به سمت داراییهایی جریان مییابد که از نظر ریاضی، بیثباتی ذاتی خود را توجیه کنند.[9]
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا در عصر تورم ساختاریِ دائماً بالاتر، صرف ریسک تاریخی بازار فشرده خواهد شد یا گسترش خواهد یافت.
- اینکه چگونه گسترش معاملات آپشنهای صفر روزه بهطور مصنوعی محاسبات بتای سهام پایه را مخدوش میکند.
اصطلاحات کلیدی
- ریسک سیستماتیک
- نوسانات در سطح کل بازار که ناشی از عوامل اقتصاد کلان است و نمیتوان آن را از طریق تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری از بین برد.
- ریسک غیرسیستماتیک
- خطرات مختص به یک شرکت، مانند تغییرات مدیریتی یا شکست محصولات، که میتوان آنها را با نگهداری سبدی متنوع از سهام کاهش داد.
- بتا
- یک معیار کمّی از نوسانات یک دارایی نسبت به کل بازار، که در آن خط پایه بازار دقیقاً ۱٫۰ است.
- آلفا
- بازده مازاد یک سرمایهگذاری نسبت به بازدهی که بتای آن روی خط بازار اوراق بهادار دیکته میکند.
- نرخ بدون ریسک
- نرخ بازده تئوریک یک سرمایهگذاری با ریسک صفر، که معمولاً با بازده اوراق قرضه دولتی نشان داده میشود.
- صرف ریسک بازار
- بازده اضافی که سرمایهگذاران برای انتقال سرمایه از اوراق قرضه دولتی بدون ریسک به بازار پرنوسان سهام طلب میکنند.
منابع
[1]Wall Street Prepطرفداران بازار کاراSecurity Market Line (SML)
مطالعه در Wall Street Prep →
[2]International Institute of Business ValuersThe Security Market Line Explained
مطالعه در International Institute of Business Valuers →
[3]Corporate Finance Instituteطرفداران بازار کاراSecurity Market Line (SML)
مطالعه در Corporate Finance Institute →
[4]Financial Edge TrainingSecurity Market Line
مطالعه در Financial Edge Training →
[5]PrepNuggetsCAPM and Security Market Line
مطالعه در PrepNuggets →
[6]TestbookCapital Asset Pricing Model - Formula, Example, CAPM Full Form
مطالعه در Testbook →
[7]Varsity TutorsSecurity Market Line
مطالعه در Varsity Tutors →
[8]PastPaperHeroCAPM and required return - Security Market Line and expected return
مطالعه در PastPaperHero →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در مالی
مشاهده همه →سازوکار نرخ بهره
چگونه معادله فیشر نرخ اسمی را با تورم تعدیل میکند تا نرخ بازده واقعی را محاسبه کند
7 منبع
محافظت از وام مسکن
چگونه ساختار نزولی بیمه عمر وام مسکن، ارزش واقعی سرمایه فوت را کاهش میدهد
3 منبع
قیمتگذاری مشتقات
چگونه نوسانات، زمان تا انقضا و نرخ بدون ریسک، ارزش تئوریک یک آپشن اروپایی را در مدل بلک-شولز تعیین میکنند
4 منبع
اقتصاد کلان
تفاوتهای بنیادین: مقایسه مکانیسمها و تأثیر اقتصادی سیاستهای مالی و پولی
8 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت مالی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





