بانکهای تجاری چگونه واقعاً پول خلق میکنند؟
مدل درسی و قدیمی که بانکها سپردههای مشتریان را وام میدهند، منسوخ شده است. در واقع، بانکهای تجاری هر بار که وامی صادر میکنند، پول جدیدی را از هیچ خلق میکنند و تنها محدودیت آنها قوانین کفایت سرمایه و تقاضای وامگیرنده است.
به قلم وحید مهرابی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نظریهپردازان خلق اعتبار
- اقتصاددانان و بانکداران مرکزی که استدلال میکنند بانکهای منفرد هنگام اعطای اعتبار، پول را از هیچ خلق میکنند.
- سنتگرایان واسطهگری مالی
- دیدگاه آکادمیک مرسوم که همچنان بانکها را عمدتاً به عنوان واسطههایی بین پساندازکنندگان و وامگیرندگان مدلسازی میکند.
- تحلیلگران پساکینزی
- یک مکتب اقتصادی نامتعارف که بر خطرات خلق پول خصوصی نامحدود تأکید میکند.
تصور غالب در امور مالی مدرن این است که وقتی شما حقوق خود را واریز میکنید، بانک بلافاصله آن دلارها را به فرد دیگری که خانهای میخرد یا کسبوکاری راهاندازی میکند، وام میدهد. این مفهوم که به عنوان نظریه واسطهگری مالی شناخته میشود، تقریباً در تمام دورههای مقدماتی اقتصاد در سراسر جهان تدریس میشود. این نظریه نشان میدهد که بانکها صرفاً واسطههایی هستند که پول موجود را از پساندازکنندگان به وامگیرندگان منتقل میکنند و کل حجم پول در اقتصاد به شدت توسط بانک مرکزی کنترل میشود. اما این مدل درسی کاملاً اشتباه است. بانکهای تجاری سپردههای از پیش موجود را وام نمیدهند. در عوض، آنها هر بار که وامی صادر میکنند، پول جدیدی را از هیچ خلق میکنند. درک این واقعیت، اولین گام برای فهمیدن نحوه عملکرد واقعی اقتصاد مدرن است.
ارقام عینی، واقعیت این مکانیسم و مقیاس عظیم خلق پول خصوصی را آشکار میسازند. تا اوایل سال ۲۰۲۶، عرضه پول M2 ایالات متحده—که معیار گستردهای از نقدینگی، حسابهای جاری، پسانداز و صندوقهای بازار پول خرد در دست عموم است—به رقم حیرتانگیز ۲۲٫۴ تریلیون دلار میرسد. با این حال، پایه پولی، که شامل ارز فیزیکی در گردش و ذخایری است که بانکهای تجاری نزد فدرال رزرو نگهداری میکنند، تنها ۵٫۴ تریلیون دلار است. بخش اعظم پولی که در اقتصاد جهانی در گردش است، نه توسط ضرابخانه دولتی چاپ شده و نه توسط بانک مرکزی با یک کلید کامپیوتری خلق شده است. این پول، اعتبار دیجیتالی است که به طور کامل توسط بانکهای تجاری خصوصی و در پی کسب سود تولید شده است.[2]
مکانیسمی که این گسترش را هدایت میکند، به عنوان نظریه خلق اعتبار در بانکداری شناخته میشود. هنگامی که یک مصرفکننده وام مسکن ۵۰۰,۰۰۰ دلاری دریافت میکند، بانک برای اطمینان از اینکه ۵۰۰,۰۰۰ دلار پسانداز دیگران را برای انتقال دارد، صندوقهای خود را بررسی نمیکند. بانک وجوه را از حساب یک پساندازکننده به حساب وامگیرنده منتقل نمیکند. در عوض، مسئول وام یک قرارداد الزامآور قانونی را اجرا میکند و بانک به سادگی ۵۰۰,۰۰۰ دلار به حساب وامگیرنده اعتبار میدهد. در همان لحظه، کل عرضه پول اقتصاد به میزان نیم میلیون دلار افزایش مییابد. بانک به طور همزمان یک دارایی جدید (در قالب تعهد وام) و یک بدهی جدید (در قالب سپرده وامگیرنده) برای خود خلق کرده است.[1]
این واقعیت به صراحت در یک مقاله مهم در سال ۲۰۱۴ توسط بانک انگلستان تأیید شد، که به وضوح بیان کرد: «بخش عمده پول در اقتصاد مدرن توسط بانکهای تجاری از طریق اعطای وام خلق میشود.» این بانک مرکزی اذعان کرد که تصور رایج مبنی بر اینکه بانکها صرفاً به عنوان واسطه عمل میکنند، از نظر تجربی نادرست است. علاوه بر این، آنها روشن کردند که ذخایر بانک مرکزی به وامهای جدید «تکثیر» نمیشوند و بدین ترتیب نظریه آکادمیک قدیمی دیگری را رد کردند. این تأیید تجربی، نحوه درک ما از مکانیسمهای تورم، بدهی و رشد اقتصادی را به طور اساسی تغییر میدهد و تمرکز را از چاپخانههای بانک مرکزی به سمت میزهای وامدهی مؤسسات خصوصی منتقل میکند.[1][4]
پیامدهای عملی این موضوع برای پول، سرمایهگذاریها و شغل خواننده بسیار زیاد است. از آنجا که بانکهای خصوصی موتورهای واقعی خلق پول هستند، محرکهای اصلی چرخه تجاری نیز محسوب میشوند. هنگامی که بانکها خوشبین هستند و به شدت وام میدهند، عرضه پول گسترده به سرعت منبسط میشود و رونقهای اقتصادی، افزایش دستمزدها و تورم قیمت داراییها در بازارهای املاک و سهام را تغذیه میکند. برعکس، هنگامی که وامها بازپرداخت میشوند، آن پول به معنای واقعی کلمه از بین میرود و از ترازنامه اقتصاد محو میشود. اگر بانکها در طول بحران وحشت کنند و صدور اعتبار جدید را متوقف سازند، عرضه پول کاهش مییابد و صرف نظر از تلاشهای بانک مرکزی، رکودهای شدید و بحرانهای نقدینگی رخ میدهد.[5]
پیامدهای عملی این موضوع برای پول، سرمایهگذاریها و شغل خواننده بسیار زیاد است.
برای دههها، مدل منسوخ «ذخیره کسری» بر تفکر نظارتی و درک عمومی حاکم بود. این نظریه بر این باور بود که بانک مرکزی با تعیین الزام ذخیره—قانون سختگیرانهای که دیکته میکرد بانکها باید درصد مشخصی از سپردههای مشتریان خود را به عنوان ذخیره نگهداری کنند—عرضه پول را کنترل میکند. اگر الزام ذخیره ۱۰ درصد بود، «ضریب تکاثری پول» نظری ۱۰ بود، به این معنی که ۱ دلار ذخیره بانک مرکزی میتوانست دقیقاً ۱۰ دلار پول گسترده را پشتیبانی کند. این فرمول ریاضی دقیق، این توهم را ایجاد میکرد که بانک مرکزی محکم پشت فرمان نشسته و حجم اعتبار و تورم در اقتصاد گستردهتر را به صورت مکانیکی دیکته میکند.
این توهم در مارس ۲۰۲۰ به طور دائمی در هم شکست. در پاسخ به شوک اقتصادی ناشی از همهگیری، فدرال رزرو رسماً الزام قانونی ذخیره برای تمام مؤسسات سپردهپذیر را به صفر درصد کاهش داد، جایی که امروز نیز باقی مانده است. بر اساس فرمول درسی ذخیره کسری، الزام ذخیره صفر درصد به معنای ضریب تکاثری پول بینهایت بود و به طور نظری به بانکها اجازه میداد که مقدار نامحدودی پول خلق کنند. با این حال، سیستم بانکی فوراً دچار ابرتورم نشد. این واقعیت که وامدهی با سرعتی سنجیده ادامه یافت، به طور قطعی ثابت کرد که الزامات قانونی ذخیره هرگز محدودیت واقعی برای وامدهی یا خلق پول توسط بانکها نبودهاند.[3]
اگر الزامات ذخیره، خلق پول را محدود نمیکند، پس چه چیزی واقعاً بانکها را از خلق ثروت نامحدود باز میدارد؟ در سیستم مالی مدرن، بانکها عمدتاً توسط قوانین کفایت سرمایه، مقررات نقدینگی و قوانین اساسی سودآوری محدود میشوند. یک بانک باید مقدار مشخصی سرمایه سهام در برابر داراییهای موزون به ریسک خود نگهداری کند تا بتواند زیانهای احتمالی را جذب کند. اگر یک بانک وامهای بد زیادی ایجاد کند که در نهایت نکول شوند، سرمایه سهام آن از بین میرود و تنظیمکنندهها آن مؤسسه را تعطیل خواهند کرد. بنابراین، محدودیت واقعی بر خلق پول، اشتهای ریسکپذیری خود بانک، نیاز آن به حفظ حاشیه سودآوری و تواناییاش در یافتن وامگیرندگان واقعاً معتبر است.[1][5]
تقاضای وامگیرنده، نیمه حیاتی دیگر این معادله است که عرضه پول را «درونزا» (Endogenous) میسازد—به این معنی که پول از درون اقتصاد تولید میشود نه اینکه از بیرون تحمیل شود. اگر کسی نخواهد وام بگیرد، بانک نمیتواند پول خلق کند. در دورههای عدم قطعیت اقتصادی یا نرخهای بهره بالا، مصرفکنندگان و کسبوکارها از گرفتن بدهی جدید عقبنشینی میکنند. حتی اگر بانک مرکزی سیستم بانکی را با نقدینگی پر کند، اگر بخش خصوصی از وام گرفتن امتناع ورزد، عرضه پول گسترده راکد خواهد ماند. این پدیده، که اغلب توسط اقتصاددانان به عنوان «فشار بر یک ریسمان» توصیف میشود، محدودیتهای قدرت بانک مرکزی در طول یک رکود شدید را برجسته میکند.[1]
این پویایی توضیح میدهد که چرا تسهیل کمی (QE) توسط عموم و مفسران مالی به شدت بد درک شده است. هنگامی که فدرال رزرو اقدام به تسهیل کمی میکند، اوراق قرضه دولتی را از بخش خصوصی خریداری کرده و به بانکهای فروشندگان، ذخایر بانک مرکزی تازه خلق شده را اعتبار میدهد. با این حال، این ذخایر صرفاً یک دارایی تسویه هستند که بین بانکها و بانک مرکزی استفاده میشوند. آنها نمیتوانند به عموم مردم وام داده شوند. در حالی که تسهیل کمی نرخهای بهره بلندمدت را کاهش میدهد و با سوق دادن سرمایهگذاران به داراییهای پرریسکتر، قیمت داراییها را متورم میکند، اما مستقیماً عرضه پول گسترده را افزایش نمیدهد مگر اینکه با موفقیت بانکهای تجاری را به صدور وامهای جدید ترغیب کند.[1]
تغییر فدرال رزرو به رژیم «ذخایر کافی» رسماً این واقعیت جدید بانکداری را به رسمیت شناخت. فدرال رزرو با پرداخت بهره بر مانده ذخایر (IORB)، اکنون سیاست پولی را با تنظیم قیمت پول کنترل میکند تا اینکه بخواهد کمیت ذخایر را محدود کند. بانک مرکزی با افزایش یا کاهش نرخ بهرهای که بر این ماندهها میپردازد، بر نرخهایی که بانکهای تجاری از مشتریان خود دریافت میکنند، تأثیر میگذارد. این هزینه استقراض—یعنی نرخ بهره—است، نه در دسترس بودن ذخایر بانک مرکزی، که در نهایت موتور خلق پول بخش بانکی خصوصی را کنترل یا تسریع میکند.[3]
درک این ساختار برای هدایت بازارهای مالی مدرن و اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری آگاهانه حیاتی است. سرمایهگذارانی که به مدل منسوخ ذخیره کسری تکیه میکنند، اغلب اقدامات بانک مرکزی را اشتباه تفسیر میکنند و فرض میکنند که هر افزایشی در ترازنامه فدرال رزرو به طور خودکار باعث تورم افسارگسیخته مصرفکننده خواهد شد. در واقع، تورمی که ناشی از رشد عرضه پول باشد، مستلزم آن است که بانکهای تجاری فعالانه دفاتر وام خود را گسترش دهند. با تشخیص اینکه پول محصول جانبی خلق اعتبار خصوصی است، ناظران میتوانند مسیر واقعی رشد اقتصادی، نرخهای بهره و قدرت خرید را در یک اقتصاد جهانی پیچیده بهتر پیشبینی کنند.[5]
نکات کلیدی
- بانکهای تجاری سپردههای موجود را وام نمیدهند؛ آنها با اعتبار دادن به حساب وامگیرندگان، پول جدید خلق میکنند.
- عرضه پول M2 ایالات متحده ۲۲٫۴ تریلیون دلار است که بسیار بزرگتر از پایه پولی ۵٫۴ تریلیون دلاری است.
- فدرال رزرو در مارس ۲۰۲۰ الزامات قانونی ذخیره را حذف کرد و مدل درسی «ضریب تکاثری پول» را منسوخ ساخت.
- وامدهی بانکها توسط قوانین کفایت سرمایه، سودآوری و تقاضای وامگیرنده محدود میشود، نه توسط ذخایر بانک مرکزی.
منابع
[1]Bank of Englandنظریهپردازان خلق اعتبارMoney creation in the modern economy
مطالعه در Bank of England →
[2]Federal Reserve Economic DataM2 Money Stock (WM2NS)
مطالعه در Federal Reserve Economic Data →
[3]Federal Reserve BoardReserve Requirements
مطالعه در Federal Reserve Board →
[4]EconPapersنظریهپردازان خلق اعتبارMoney creation in the modern economy
مطالعه در EconPapers →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران پساکینزیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت مالی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
