چگونه نسبت ابعاد در نمودارهای خطی سری زمانی، درک ما از نوسانات و روندها را تعیین میکند
ابعاد فیزیکی یک نمودار خطی، شیب بصری دادهها را از نظر ریاضی تغییر میدهد و نحوه درک مخاطب از نرخ تغییرات را دگرگون میکند. در حالی که آمارشناسان بر تکنیک «تنظیم روی ۴۵ درجه» تاکید دارند، الگوریتمهای رقیب از یک مجموعه داده یکسان، نمودارهایی کاملاً متفاوت تولید میکنند.
به قلم آزاده ابراهیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران بهینهسازی ریاضی
- استدلال میکنند که نسبت ابعاد یک پارامتر آماری حیاتی است که باید به صورت الگوریتمی محاسبه شود تا از اعوجاج بصری نرخ تغییرات دادهها جلوگیری شود.
- مدافعان طراحی واکنشگرا
- محدودیتهای فیزیکی رسانه را در اولویت قرار میدهند و استدلال میکنند که نمودارها باید بدون توجه به شیب هندسی حاصل، با اندازههای صفحه نمایش و طرحهای داشبورد سازگار شوند.
- حامیان مصورسازی جایگزین
- معتقدند نمودارهای خطی استاندارد ذاتاً برای دادههای چندمقیاسی ناقص هستند و از فرمتهای نوینی مانند نمودارهای افق برای جداسازی وضوح از نسبت ابعاد دفاع میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- توسعهدهندگان نرمافزارهای هوش تجاری
- روانشناسان شناختی
روند رویداد
۱۹۸۸
ویلیام اس. کلیولند روش میانه شیب مطلق را برای تنظیم نمودارهای خطی روی ۴۵ درجه معرفی میکند.
۲۰۰۶
هیر و آگراوالا تکنیک تنظیم چندمقیاسی را برای پرداختن به پارامترسازی دامنه فرکانس منتشر میکنند.
۲۰۰۹
نمودارهای افق در کنفرانس ACM CHI به عنوان جایگزینی برای فشردهسازی فضای عمودی بدون اعوجاج شیب معرفی میشوند.
۲۰۱۶
بستههای نرمافزاری آماری بزرگ مانند SAS توابع داخلی تنظیم نسبت ابعاد را برای تحلیلگران استانداردسازی میکنند.
۲۰۱۸
فینک و همکاران نشان میدهند که الگوریتمهای تنظیم موجود نسبت به آشفتگیهای جزئی دادهها بسیار حساس هستند و تکنیک قدرتمند طول کمان را پیشنهاد میکنند.
گروهی از متخصصان مصورسازی دادهها استدلال میکنند که ابعاد یک نمودار خطی باید کاملاً توسط محدودیتهای فیزیکی رسانه تعیین شود؛ یعنی کشیدن محور افقی برای پر کردن یک مانیتور عریض یا فشرده کردن آن برای تناسب با صفحه موبایل. در مقابل، گروه دیگر اصرار دارند که نسبت ابعاد یک پارامتر ریاضی دقیق و به اندازه مقیاس محور عمودی حیاتی است، و استدلال میکنند که کشیدگی دلخواه، نرخ تغییرات را مخدوش کرده و اساساً مخاطب را در مورد نوسانات دادهها گمراه میکند.
مکانیسمی که این تنش را هدایت میکند، هندسی است. نسبت ابعاد - یعنی ارتفاع نمودار تقسیم بر عرض آن - مستقیماً شیب فیزیکی قطعات خط رسم شده روی صفحه را تعیین میکند. افت ۵ درصدی در یک معیار، روی یک نمودار عریض شبیه به یک نوسان جزئی و تدریجی به نظر میرسد، اما روی یک نمودار بلند به یک سقوط فاجعهبار و عمودی تبدیل میشود. دادههای زیربنایی یکسان هستند، اما شدت بصری کاملاً توسط کادر احاطهکننده ساخته میشود.[4]
تلاش بنیادین برای حل این اعوجاج هندسی توسط آمارشناسی به نام ویلیام اس. کلیولند (William S. Cleveland) در سال ۱۹۸۸ منتشر شد که اصلی به نام «تنظیم روی ۴۵ درجه» را معرفی کرد. کلیولند مطرح کرد که سیستم بینایی انسان زمانی بیشترین حساسیت را به تغییرات شیب دارد که زوایای قطعات خط نزدیک به ۴۵ درجه باشند؛ این امر به چشم اجازه میدهد تا نرخهای نسبی تغییرات را در کل سری زمانی به دقت ارزیابی کند.[3]
برای دستیابی به این هندسه بهینه، کلیولند الگوریتمی بر اساس میانه شیب مطلق قطعات داده توسعه داد. همانطور که ریک ویکلاین (Rick Wicklin)، پژوهشگر برجسته در موسسه SAS، در سال ۲۰۱۶ نوشت: «تنظیم روی ۴۵ درجه تکنیکی است که نسبت ابعاد یک نمودار خطی را به گونهای انتخاب میکند که مقادیر مطلق شیب قطعات خط روی ۴۵ درجه متمرکز شوند.» این لنگرگاه ریاضی، تاثیر دلخواه اندازه صفحه نمایش را از بین میبرد.
با متمرکز کردن شیبها، این تکنیک توانایی مخاطب را برای تشخیص تغییرات کوچک در روند به حداکثر میرساند. اگر نمودار بیش از حد مسطح باشد، تمام شیبها به صفر درجه نزدیک شده و نوسانات را پنهان میکنند؛ اگر بیش از حد بلند باشد، تمام شیبها به ۹۰ درجه نزدیک شده و روند کلیتر را پنهان میکنند. سانجای ماتانگه (Sanjay Matange) از موسسه SAS در سال ۲۰۱۱ خاطرنشان کرد که یافتن این نقطه میانی دقیق همان چیزی است که به تحلیلگران اجازه میدهد تا روی دقت بصری نمودار «حساب باز کنند».[6]
با این حال، روش میانه شیب مطلق کلیولند در مواجهه با دادههای چندمقیاسی دچار مشکل میشود؛ سریهای زمانی که هم نوسانات محلی با فرکانس بالا و هم روندهای جهانی با فرکانس پایین را نشان میدهند، مانند قیمت روزانه سهام در طول یک دهه. در سال ۲۰۰۶، پژوهشگرانی به نامهای جفری هیر (Jeffrey Heer) و مانیش آگراوالا (Maneesh Agrawala) مقالهای در نشریه IEEE Transactions on Visualization and Computer Graphics منتشر کردند که رویکرد تکنسبتی را به چالش کشید.[1]
هیر و آگراوالا نشان دادند که یک نسبت ابعاد واحد نمیتواند به طور همزمان درک روندهای محلی و جهانی را بهینه کند. آنها یک تکنیک تنظیم چندمقیاسی را معرفی کردند که دادهها را در دامنه فرکانس پارامترسازی میکند، مقیاسهای روند مختلف را استخراج کرده و بسته به اینکه تحلیلگر میخواهد کدام فرکانس را برجسته کند، چندین نسبت ابعاد برای یک مجموعه داده تولید میکند.[1]
هیر و آگراوالا نشان دادند که یک نسبت ابعاد واحد نمیتواند به طور همزمان درک روندهای محلی و جهانی را بهینه کند.
این رویکرد چندمقیاسی یک آسیبپذیری حیاتی را در تولید خودکار نمودارها آشکار کرد: نسبت ابعاد «درست» کاملاً به این بستگی دارد که مخاطب قرار است کدام فرکانس از دادهها را درک کند. بهینهسازی برای زاویه ۴۵ درجه در یک روند کلان، از نظر ریاضی نوسانات خرد را مسطح میکند، و بهینهسازی برای نویزهای روزانه، مسیر دهساله را مبهم میسازد.[1]
اجماع ریاضی در سال ۲۰۱۸ زمانی بیشتر از هم پاشید که مارتین فینک (Martin Fink) و همکارانش مقاله بعدی IEEE را با عنوان «آیا تکنیک قدرتمندی برای انتخاب نسبت ابعاد در نمودارهای خطی وجود دارد؟» منتشر کردند. پژوهشگران الگوریتمهای موجود را ارزیابی کردند و دریافتند که آنها نسبت به آشفتگیهای جزئی در دادهها بسیار حساس هستند، به این معنی که یک داده پرت میتواند شکل کل نمودار را به شدت تغییر دهد.[2]
تیم فینک تکنیک قدرتمند جدیدی را پیشنهاد کرد که به جای تکیه صرف بر میانه شیب، طول کمان منحنی را به حداقل میرساند در حالی که مساحت زیر آن را حفظ میکند. الگوریتم آنها نسبتهای ابعادی تولید کرد که به طور قابل توجهی با روش اصلی کلیولند متفاوت بود و نشان داد که «تنظیم روی ۴۵ درجه» یک حقیقت ریاضی واحد نیست، بلکه خانوادهای از روشهای اکتشافی رقیب است.[2]
واگرایی در این الگوریتمها یک مشکل عملی برای نرمافزارهای آماری ایجاد میکند. در حالی که بستههایی مانند SAS شامل توابع داخلی برای تنظیم خودکار نمودارها روی ۴۵ درجه هستند، الگوریتم خاصی که توسط توسعهدهنده نرمافزار انتخاب میشود، خروجی بصری نهایی را تعیین میکند. دو تحلیلگر که از نرمافزارهای متفاوتی روی یک مجموعه داده یکسان استفاده میکنند، نمودارهایی با ابعاد فیزیکی متفاوت تولید خواهند کرد.[6]
برای دور زدن کامل مشکل نسبت ابعاد، برخی از پژوهشگران از روشهای جایگزین مصورسازی دفاع میکنند. در سال ۲۰۰۹، هیر، کونگ و آگراوالا پژوهشی را در کنفرانس ACM CHI در مورد «نمودارهای افق» ارائه کردند که نوارهای پر شده دادهها را لایهبندی میکند تا فضای عمودی را بدون از دست دادن وضوح فشرده کند.[5]
مطالعه نمودار افق نشان داد که لایهبندی دادهها امکان کاهش چشمگیر ارتفاع نمودار را - تا یک ششم اندازه استاندارد - فراهم میکند، در حالی که دقت تخمین مخاطب حفظ میشود. با تا کردن دادهها روی یکدیگر، این تکنیک عملاً درک نوسانات را از نسبت ابعاد کلی کادر احاطهکننده جدا میکند.[5]
با وجود این پیشرفتها، شواهد مربوط به ادراک انسان در یک حوزه حیاتی همچنان اندک است: اینکه مخاطبان غیرمتخصص چگونه نمودارهای بهینهشده بر اساس نسبت ابعاد را در محیطهای واقعی تفسیر میکنند. بهینهسازی ریاضی یک شیب به دقیقاً ۴۵ درجه تضمین نمیکند که یک فرد عادی نرخ تغییرات زیربنایی را به درستی تفسیر کند، به خصوص زمانی که نمودار حاصل در مقایسه با طرحهای استاندارد وب به طور غیرمعمولی فشرده یا کشیده به نظر برسد.[4]
اتکا به تنظیمات پیشفرض در ابزارهای مدرن هوش تجاری به این معنی است که اکثریت قریب به اتفاق نمودارهای سری زمانی هرگز روی هیچ درجه خاصی تنظیم نمیشوند. در عوض، آنها برای تناسب با طراحی واکنشگرای یک داشبورد وب کشیده میشوند و درک نوسانات دادهها را کاملاً به هندسه صفحه نمایش کاربر واگذار میکنند.
نکات کلیدی
- نسبت ابعاد فیزیکی در یک نمودار خطی، شیب بصری دادهها را از نظر ریاضی تغییر داده و درک مخاطب از نوسانات را دگرگون میکند.
- ویلیام اس. کلیولند در سال ۱۹۸۸ تکنیک «تنظیم روی ۴۵ درجه» را برای بهینهسازی توانایی چشم انسان در تشخیص نرخ تغییرات معرفی کرد.
- الگوریتمهای رقیب - از جمله میانه شیب مطلق، پارامترسازی چندمقیاسی و حداقلسازی طول کمان - ابعاد نموداری کاملاً متفاوتی را از دادههای یکسان تولید میکنند.
- طراحی وب واکنشگرای مدرن اغلب نسبتهای ابعاد ریاضی را نادیده گرفته و با کشیدن نمودارها برای تناسب با صفحه نمایش، روندهای زیربنایی را مخدوش میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
طرفداران بهینهسازی ریاضی
استدلال میکنند که نسبت ابعاد یک پارامتر آماری حیاتی است که باید به صورت الگوریتمی محاسبه شود.
این گروه نسبت ابعاد را نه به عنوان یک انتخاب طراحی، بلکه به عنوان یک ضرورت ریاضی همتراز با انتخاب مقیاس صحیح محور عمودی میبینند. آنها استدلال میکنند که اجازه دادن به یک نمودار برای کشیده شدن دلخواه در سراسر یک صفحه نمایش، معادل تغییر خود دادهها است، زیرا شیب هندسی را که چشم انسان برای قضاوت در مورد نرخ تغییرات استفاده میکند، اساساً تغییر میدهد. برای این آمارشناسان، «تنظیم روی ۴۵ درجه» گامی غیرقابل مذاکره در ارتباطات دقیق دادهها است.
مدافعان طراحی واکنشگرا
محدودیتهای فیزیکی رسانه را بر بهینهسازی شیب هندسی ترجیح میدهند.
متخصصان در طراحی وب مدرن و هوش تجاری استدلال میکنند که بهینهسازی ریاضی اغلب در محیطهای واقعی غیرعملی است. نموداری که روی ۴۵ درجه تنظیم شده ممکن است منجر به گرافیکی شود که عرض آن ده برابر ارتفاع آن است و خواندن آن را روی تلفن همراه غیرممکن میکند. این گروه طراحی واکنشگرا را در اولویت قرار میدهند و استدلال میکنند که یک نمودار برای مفید بودن باید ابتدا در صفحه نمایش کاربر جا شود، حتی اگر به این معنی باشد که نوسانات دادهها توسط کادر احاطهکننده به صورت بصری فشرده شده یا در آن اغراق شود.
حامیان مصورسازی جایگزین
معتقدند نمودارهای خطی استاندارد ذاتاً برای دادههای چندمقیاسی ناقص هستند.
پژوهشگرانی که بر تعامل انسان و رایانه تمرکز دارند استدلال میکنند که بحث نسبت ابعاد ثابت میکند نمودار خطی استاندارد ابزار اشتباهی برای سریهای زمانی پیچیده است. از آنجا که یک نسبت ابعاد واحد نمیتواند به طور همزمان درک روندهای کلان و نوسانات خرد را بهینه کند، آنها از فرمتهای نوینی مانند نمودارهای افق دفاع میکنند. با لایهبندی دادهها، این مصورسازیهای جایگزین وضوح دادهها را از نسبت ابعاد فیزیکی نمودار جدا کرده و اعوجاج هندسی را به طور کامل دور میزنند.
چرا مهم است
شکل یک نمودار، شدت و لحن داستانی که روایت میکند را تعیین میکند. از آنجا که اندازههای دلخواه صفحات نمایش، دادهها را کشیده یا فشرده میکنند، مخاطبان به طور مداوم نوسانات بازارهای مالی، روندهای اقلیمی و معیارهای بهداشت عمومی را صرفاً بر اساس هندسه مستطیلی که خط را در خود جای داده، اشتباه ارزیابی میکنند.
منابع
[1]IEEE Transactions on Visualization and Computer Graphicsحامیان مصورسازی جایگزینMulti-Scale Banking to 45º
مطالعه در IEEE Transactions on Visualization and Computer Graphics →
[2]IEEE Transactions on Visualization and Computer Graphicsحامیان مصورسازی جایگزینIs There a Robust Technique for Selecting Aspect Ratios in Line Charts?
مطالعه در IEEE Transactions on Visualization and Computer Graphics →
[3]Civil Statisticianطرفداران بهینهسازی ریاضیThe Elements of Graphing Data, William S. Cleveland
مطالعه در Civil Statistician →
[4]The University of MelbourneVisualizing Time: A Compendium of Time Series Plots
مطالعه در The University of Melbourne →
[5]ACM CHI Conference on Human Factors in Computing Systemsحامیان مصورسازی جایگزینSizing the Horizon: The Effects of Chart Size and Layering on the Graphical Perception of Time Series Visualizations
مطالعه در ACM CHI Conference on Human Factors in Computing Systems →
[6]SAS Blogsطرفداران بهینهسازی ریاضیGraphs you can 'bank' on with aspect ratio
مطالعه در SAS Blogs →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در تحلیل داده
مشاهده همه →روشهای آماری
چگونه روش بوتاسترپ با استفاده از بازنمونهگیری، توزیع نمونهبرداری هر آمارهای را تخمین میزند
6 منبع
نظریه آماری
چرا بازه اطمینان ۹۵ درصدی به معنای احتمال ۹۵ درصدی برای یافتن میانگین واقعی در آن محدوده نیست؟
10 منبع
بازدهی کشاورزی
دادههای کشاورزی ارگانیک در برابر سنتی: چرا اثرات زیستمحیطی به نحوه اندازهگیری شما بستگی دارد
5 منبع
قابلیتهای هوش مصنوعی
تحلیل دادهها نشان میدهد که سیستمهای هوش مصنوعی در تریاژ و نگارش مقالات داوریشده، از پزشکان بهتر عمل میکنند
4 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





