علم زیستانباشتگی و زیستبزرگنمایی: چگونه آلایندههای پایدار در زنجیره غذایی متمرکز میشوند
در حالی که انرژی با حرکت به سمت بالای شبکه غذایی کاهش مییابد، سموم محلول در چربی مسیری معکوس را طی میکنند. درک مکانیسمهای زیستبزرگنمایی توضیح میدهد که چرا شکارچیان رأس هرم در هر اکوسیستمی بالاترین بار شیمیایی را حمل میکنند.
به قلم وحید بختیاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سمشناسان زیستمحیطی
- بر اندازهگیری و ردیابی مسیرهای شیمیایی آلایندههای پایدار در شبکههای غذایی تمرکز دارند.
- مسئولین بهداشت عمومی
- بر کاهش مواجهه انسان با سموم زیستبزرگنمایی شده از طریق دستورالعملهای رژیم غذایی و توصیههای غذاهای دریایی تمرکز دارند.
- زیستشناسان حفاظت
- بر تهدیدی که زیستبزرگنمایی برای موفقیت تولیدمثلی و بقای شکارچیان رأس هرم ایجاد میکند، تمرکز دارند.
چرا مهم است
درک اینکه چگونه سموم در زنجیره غذایی چند برابر میشوند، توضیح میدهد که چرا مواد شیمیایی قدیمی که دههها پیش ممنوع شدهاند، همچنان تهدیدات فعالی برای حیات وحش و سلامت انسان امروزی محسوب میشوند. این موضوع مستقیماً بر توصیههای بهداشت عمومی در مورد مصرف غذاهای دریایی تأثیر میگذارد و مقررات بینالمللی در مورد ترکیبات مصنوعی جدید را شکل میدهد.
زیستانباشتگی و زیستبزرگنمایی توضیح میدهند که چگونه آلایندههای پایدار وارد موجودات زنده میشوند و با حرکت به سمت بالای زنجیره غذایی، غلظت آنها افزایش مییابد. اگرچه این دو اصطلاح اغلب در رسانههای عمومی به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما در واقع دو مرحله متمایز از آلودگی محیط زیست هستند که در مقیاسهای کاملاً متفاوتی عمل میکنند.[1][3]
زیستانباشتگی در طول عمر یک موجود زنده رخ میدهد. هنگامی که یک حیوان یا گیاه، ماده شیمیایی را از محیط خود جذب میکند—مانند ماهیای که در آب آلوده شنا میکند—سریعتر از آنکه بتواند آن را متابولیزه یا دفع کند، این ماده در بافتهایش انباشته میشود. این یک فرآیند موضعی و فردی است.[1][3]
این انباشتگی به شدت به خواص شیمیایی آلاینده بستگی دارد. ترکیبات محلول در آب معمولاً از طریق فرآیندهای دفع طبیعی از سیستم موجود زنده خارج میشوند. با این حال، ترکیبات چربیدوست (محلول در چربی) در بافتهای چربی حل میشوند، جایی که سالها به دام افتاده و به آرامی با افزایش سن موجود زنده، غلظت آنها بالا میرود.[1][4]
در مقابل، زیستبزرگنمایی در سراسر سطوح غذایی در یک شبکه غذایی رخ میدهد. این فرآیند سیستمی است که طی آن این سموم ذخیرهشده از طعمه به شکارچی منتقل میشوند و در هر مرحله متوالی در نردبان اکولوژیکی، غلظت آنها چند برابر میشود.[1]
محرک مکانیکی این چندبرابر شدن، قانون ۱۰ درصدی انرژی در اکوسیستمها است. از آنجا که انتقال انرژی بین سطوح غذایی بسیار ناکارآمد است—موجودات زنده تقریباً ۹۰ درصد انرژی مصرفی خود را صرف بقا میکنند—شکارچیان باید مقادیر عظیمی از طعمه را مصرف کنند تا خود را حفظ نمایند.[1][3]
هنگامی که یک شکارچی هزاران موجود کوچکتر را مصرف میکند، بار سمی انباشتهشده در طول عمر هر یک از آنها را به ارث میبرد. انرژی بیولوژیکی طعمه از طریق متابولیسم و حرکت سوزانده میشود، اما سموم محلول در چربی باقی میمانند و منجر به بار سمی بسیار متمرکزی در بافتهای شکارچی میشوند.[3][4]
مواد شیمیایی که بیشترین حساسیت را به این فرآیند دارند، به عنوان آلایندههای آلی پایدار (POPs) شناخته میشوند. این دسته شامل آفتکشهای کشاورزی قدیمی مانند دیکلرودیفنیلتریکلرواتان (DDT)، مواد شیمیایی صنعتی مانند بیفنیلهای پلیکلرینه (PCBs) و فلزات سنگین مانند جیوه و سرب است.[2][3]
آلایندههای آلی پایدار سه ویژگی حیاتی مشترک دارند که آنها را خطرناک میسازد: آنها در برابر تخریب محیطی بسیار مقاوم هستند، به اندازه کافی متحرک هستند که مسافتهای طولانی را از طریق جریانهای آبی و باد جوی طی کنند، و پس از بلعیده شدن، از نظر بیولوژیکی فعال هستند.[2][4]
در اکوسیستمهای آبی، فرآیند زیستبزرگنمایی معمولاً با فیتوپلانکتونها آغاز میشود. این تولیدکنندگان اولیه میکروسکوپی، آلایندههای آلی پایدار را مستقیماً از ستون آب جذب میکنند. از آنجا که آنها در پایه مطلق شبکه غذایی قرار دارند، بار سمی فردی آنها نسبتاً کم است، اما آنها اساس آلوده کل سیستم را تشکیل میدهند.[3]
در اکوسیستمهای آبی، فرآیند زیستبزرگنمایی معمولاً با فیتوپلانکتونها آغاز میشود.
زئوپلانکتونها تعداد زیادی فیتوپلانکتون مصرف میکنند و سموم را متمرکز میسازند. سپس ماهیهای کوچکتر زئوپلانکتونها را میخورند و ماهیهای بزرگتر، ماهیهای کوچک را. تا زمانی که انرژی به یک شکارچی رأس هرم مانند کوسه، فک یا ماهی تن برسد، غلظت آلایندههای آلی پایدار میتواند میلیونها برابر بیشتر از آب اطراف باشد.[3][4]
اکوسیستمهای زمینی نیز منحنیهای غلظت نمایی مشابهی را نشان میدهند. یک مطالعه نظارتی در قطب شمال این اثر را به وضوح نشان داد: گوزنهای کاریبو که از گلسنگهای آلوده تغذیه میکردند، سطوح پیسیبی را ۱۰ برابر بیشتر از خود گیاهان انباشته کردند، با وجود موقعیت دورافتاده منطقه.[2]
هنگامی که گرگها متعاقباً کاریبوها را شکار کردند، سطح پیسیبی در گرگها تقریباً ۶۰ برابر غلظت یافت شده در گلسنگهای پایه اندازهگیری شد. این نشان میدهد که چگونه سموم به سرعت چند برابر میشوند و مقادیر ناچیز آلودگی محیطی را به خطرات بیولوژیکی جدی در رأس زنجیره تبدیل میکنند.[2][5]
برای کمیسازی این اثرات، دانشمندان از عامل زیستبزرگنمایی (BMF) و عامل بزرگنمایی غذایی (TMF) استفاده میکنند. عامل زیستبزرگنمایی نسبت آلاینده در یک شکارچی را در مقایسه با طعمه مستقیم آن اندازهگیری میکند، در حالی که عامل بزرگنمایی غذایی غلظت را در کل شبکه غذایی ترسیم میکند تا نرخ افزایش سیستمی را تعیین کند.[1]
عامل بزرگنمایی غذایی (TMF) بزرگتر از ۱ نشان میدهد که یک ماده به طور فعال در حال زیستبزرگنمایی است. این معیارها به محققان اجازه میدهند تا نحوه چرخش آلایندههای قدیمی در اکوسیستمها را دههها پس از ممنوعیت رسمی آنها ردیابی کنند و مدلی ریاضی برای ریسک اکولوژیکی ارائه دهند.[1][5]
پیامدهای پاییندستی زیستبزرگنمایی برای شکارچیان رأس هرم شدید است. غلظتهای بالای آلایندههای آلی پایدار میتواند در عملکرد سیستم ایمنی اختلال ایجاد کند، سیستمهای غدد درونریز را مختل سازد و باعث نارساییهای گسترده تولیدمثلی در جمعیت پستانداران دریایی شود.[2][4]
مثال کلاسیک تاریخی، تأثیر دیدیتی بر جمعیت پرندگان است. همانطور که این آفتکش در شبکههای غذایی آبی زیستبزرگنمایی کرد، پرندگان شکاری مانند عقابهای سرسفید دوزهای کافی بالایی را انباشته کردند که باعث نازک شدن شدید پوسته تخم شد و پیش از ممنوعیت این ماده شیمیایی در دهه ۱۹۷۰، منجر به کاهش فاجعهبار جمعیت گردید.[2]
امروزه، زیستبزرگنمایی یک خطر مستقیم و مداوم برای سلامت انسان ایجاد میکند. از آنجا که انسانها هنگام مصرف آبزیان به عنوان شکارچیان رأس هرم عمل میکنند، آژانسهای بهداشتی به طور معمول توصیههایی را برای محدود کردن مصرف ماهیهای با سطح غذایی بالا مانند شمشیرماهی، کوسه و ماهی خالخالی شاه به دلیل سطوح خطرناک جیوه صادر میکنند.[4]
در حالی که توافقنامههای بینالمللی مانند کنوانسیون استکهلم ۲۰۰۱ با موفقیت بسیاری از آلایندههای آلی پایدار قدیمی را حذف کردهاند، مکانیسمهای اساسی زیستبزرگنمایی به این معنی است که اکوسیستمها دههها طول میکشد تا بار موجود را پاکسازی کنند. در همین حال، آلایندههای نوظهور مانند میکروپلاستیکها در حال حاضر مورد مطالعه قرار میگیرند تا مشخص شود که چگونه ممکن است همین مسیر متمرکز را در زنجیره غذایی تکرار کنند.[2][5]
- 10%
- کارایی انتقال انرژی بین سطوح غذایی
- 10x
- بزرگنمایی پیسیبی از گلسنگ به کاریبو
- 60x
- بزرگنمایی پیسیبی از گلسنگ به گرگها
آنچه نمیدانیم
- چگونگی زیستبزرگنمایی آلایندههای نوظهور مانند میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها در مقایسه با آلایندههای شیمیایی قدیمی.
- مسیرهای متابولیکی دقیقی که به گونههای خاص اجازه میدهد بارهای سمی بالاتری را بدون نارسایی تولیدمثلی تحمل کنند.
- چگونه افزایش دمای جهانی و تغییر نرخهای متابولیک در حیات دریایی، سرعت زیستانباشتگی را تغییر خواهد داد.
منابع
[1]WikipediaBiomagnification
مطالعه در Wikipedia →
[2]Environmental Protection Agencyسمشناسان زیستمحیطیPersistent Organic Pollutants: A Global Issue, A Global Response
مطالعه در Environmental Protection Agency →
[3]LumiSourceسمشناسان زیستمحیطیWhat Bioaccumulation and Biomagnification Are
مطالعه در LumiSource →
[4]University of Miamiزیستشناسان حفاظتBioaccumulation and Biomagnification: Increasingly Concentrated Problems
مطالعه در University of Miami →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


