رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانسیاست اقلیمیتوضیح و تحلیل۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۰· 8 دقیقه مطالعه

اهداف اقلیمی ۲۰۳۵ توافق پاریس چگونه دهه آینده انرژی جهانی را شکل خواهد داد؟

در حالی که ۱۹۰ کشور با مهلت حیاتی برای ارائه تعهدات اقلیمی ۲۰۳۵ خود روبرو هستند، «سازوکار افزایش تعهدات» توافق پاریس در معرض مهم‌ترین آزمون خود قرار گرفته است.

به قلم پریسا مرادی

مذاکره‌کنندگان اقلیمی بین‌المللی 35%تحلیلگران سیاست محیط زیست 35%بخش مالی پایدار 30%
مذاکره‌کنندگان اقلیمی بین‌المللی
بر لزوم پایبندی دقیق به مسیر ۱.۵ درجه سانتیگراد و فشار دیپلماتیک سازوکار افزایش تعهدات تأکید می‌کنند.
تحلیلگران سیاست محیط زیست
بر شکاف بین تعهدات اعلام شده و اجرای واقعی داخلی تمرکز دارند.
بخش مالی پایدار
اولویت را به ایجاد استراتژی‌های گذار قابل سرمایه‌گذاری و افزایش مقیاس تأمین مالی اقلیمی می‌دهند.

چرا مهم است

اهداف اقلیمی ۲۰۳۵ سرعت گذار جهانی از سوخت‌های فسیلی را تعیین خواهند کرد و مستقیماً بر قیمت‌های آتی انرژی، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و شدت تأثیرات اقلیمی در سراسر جهان تأثیر می‌گذارند.

نکات کلیدی

  • ۱۹۰ کشور موظفند اهداف اقلیمی به‌روز شده ۲۰۳۵ را تحت «سازوکار افزایش تعهدات» توافق پاریس ارائه دهند.
  • تعهدات ۲۰۳۵ به عنوان پل حیاتی برای دستیابی به انتشار صفر خالص جهانی تا اواسط قرن تلقی می‌شوند.
  • ارزیابی جهانی ۲۰۲۳ نشان داد که تعهدات موجود برای محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد کافی نیستند.
  • کشورهای در حال توسعه تأکید می‌کنند که اهداف جاه‌طلبانه نیازمند افزایش گسترده تأمین مالی اقلیمی بین‌المللی است.
  • سرمایه‌گذاران خواستار آن هستند که اهداف ملی توسط نقشه‌های راه گذار روشن و خاص هر بخش پشتیبانی شوند.
190
کشورهای ملزم به ارائه اهداف اقلیمی به‌روز شده
2035
سال هدف برای دور جدید تعهدات انتشار
1.5°C
حد دمای جهانی مورد نظر توافق پاریس
5 years
فاصله زمانی سازوکار اجباری افزایش تعهدات معاهده

توافق پاریس از زمان آغاز به کار خود در سال ۲۰۱۵، وارد مهم‌ترین مرحله آزمایشی خود شده است. در سراسر جهان، ۱۹۰ کشور با مهلت حیاتی و مستمری برای ارائه اهداف اقلیمی به‌روز شده خود برای سال ۲۰۳۵ روبرو هستند. این طرح‌ها که رسماً به عنوان «مشارکت‌های تعیین‌شده ملی» یا NDCs شناخته می‌شوند، دقیقاً مشخص می‌کنند که هر کشور چگونه قصد دارد انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش داده و اقتصاد خود را در طول دهه آینده متحول کند. این صرفاً یک تمرین بوروکراتیک نیست؛ بلکه سازوکار سیاستی تعیین‌کننده‌ای است که بازارهای جهانی انرژی را شکل می‌دهد، تریلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری زیرساختی را هدایت می‌کند و شدت تأثیرات اقلیمی آینده را مشخص می‌سازد. در حالی که فرصت جلوگیری از فاجعه‌بارترین اثرات گرمایش جهانی محدود می‌شود، جامعه بین‌المللی از نزدیک نظاره‌گر است تا ببیند کدام کشورها با تعهدات جاه‌طلبانه پیشقدم می‌شوند و کدام‌ها عقب خواهند ماند.[1][3]

این دور کنونی از ارائه تعهدات، که «NDC 3.0» نامیده می‌شود، سومین تکرار از سازوکار اصلی این معاهده است. برخلاف معاهدات زیست‌محیطی گذشته که از بالا به پایین بودند، توافق پاریس بر ساختاری از پایین به بالا متکی است که در آن کشورهای مستقل بر اساس شرایط اقتصادی و توسعه‌ای منحصر به فرد خود، اهدافشان را تعیین می‌کنند. با این حال، این چارچوب شامل یک «سازوکار افزایش تعهدات» اجباری است—یک الزام سخت‌گیرانه که هر پنج سال، کشورها باید با اهداف جاه‌طلبانه‌تر به میز مذاکره بازگردند. این طراحی تضمین می‌کند که اقدام اقلیمی جهانی نمی‌تواند راکد بماند؛ بلکه باید به طور مداوم شتاب گیرد. اهداف ۲۰۳۵ اولین آزمون واقعی این موضوع هستند که آیا این سازوکار می‌تواند تغییرات عظیم و سیستمی مورد نیاز برای کربن‌زدایی اقتصاد جهانی را تحمیل کند یا خیر.[1][2]

اهداف ۲۰۳۵ از نظر دانشمندان و سیاست‌گذاران به عنوان پل حیاتی بین سطوح انتشار فعلی و هدف میان‌قرنی «صفر خالص» جهانی تلقی می‌شوند. بر اساس کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC)، جاه‌طلبی جمعی این تعهدات جدید به طور قطعی تعیین خواهد کرد که آیا جهان می‌تواند به طور واقع‌بینانه افزایش دمای جهانی را به ۱.۵ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح پیشاصنعتی محدود کند یا خیر. دانشمندان هشدار می‌دهند که عبور از این آستانه، نقاط اوج اکولوژیکی غیرقابل بازگشتی را فعال خواهد کرد. بنابراین، طرح‌های ارائه شده در این چرخه NDC صرفاً اهداف انتزاعی نیستند؛ بلکه پایه و اساس ریاضیاتی هستند که آینده اقلیمی سیاره بر آن استوار است.[1]

فرآیند به‌روزرسانی این اهداف پس از اولین «ارزیابی جهانی» (Global Stocktake) که در اواخر سال ۲۰۲۳ به پایان رسید، به طور جدی آغاز شد. آن بررسی جامع و چندساله، یک واقعیت تلخ را آشکار کرد: در حالی که توافق پاریس با موفقیت منحنی انتشار جهانی را نسبت به بدترین سناریوهای پیش‌بینی شده یک دهه قبل، به سمت پایین خم کرده بود، تأثیر کلی تعهدات موجود همچنان برای دستیابی به هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد بسیار ناکافی بود. این ارزیابی به مثابه یک بازنگری واقع‌بینانه جهانی عمل کرد و از نظر ریاضی ثابت کرد که پیشرفت تدریجی دیگر کافی نیست. این امر زمینه را برای فشار کنونی فراهم کرد و خواستار آن شد که نسل بعدی NDCs نشان‌دهنده انحرافی چشمگیر از مسیرهای معمول و عادی باشد.

در پاسخ به یافته‌های نگران‌کننده ارزیابی جهانی، جامعه بین‌المللی توافق کرد که تعهدات ارائه شده در NDC 3.0 باید به طور قابل توجهی قوی‌تر از تعهدات قبلی باشند. تحلیلگران سیاست اقلیمی تأکید می‌کنند که اهداف ۲۰۳۵ باید شامل تمام گازهای گلخانه‌ای—از جمله آلاینده‌های قوی کوتاه‌مدت مانند متان—باشند و هر بخش از اقتصاد، از کشاورزی گرفته تا صنایع سنگین، را پوشش دهند. نکته حیاتی این است که کارشناسان خواستار آن هستند که این تعهدات جدید به کاهش مطلق انتشار منجر شوند، نه صرفاً بهبود شدت، تا اطمینان حاصل شود که حجم کلی کربن وارد شده به جو در واقع سال به سال کاهش می‌یابد.

جدول زمانی برای این تعهدات حیاتی، منبع تمرکز شدید دیپلماتیک و سرخوردگی فزاینده بوده است. در حالی که یک مهلت اولیه و عمدتاً نمادین سازمان ملل در اوایل سال ۲۰۲۵ سپری شد، اکثریت قریب به اتفاق کشورها آن را از دست دادند. از آن زمان، UNFCCC و مذاکره‌کنندگان بین‌المللی اقلیم، فشار مستمر و سطح بالایی را بر کشورهای عقب‌مانده حفظ کرده‌اند تا طرح‌های خود را نهایی کنند. این فشار دیپلماتیک تمام‌عیار طراحی شده است تا اطمینان حاصل شود که حجم حیاتی از اهداف جاه‌طلبانه، پیش از اجلاس آتی اقلیمی COP31 در آنتالیا، ترکیه، که برای نوامبر ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است، به طور رسمی ثبت شوند.

تا اواسط سال ۲۰۲۶، وضعیت ارائه تعهدات همچنان بسیار پویا و تا حدودی متفرق باقی مانده است. ائتلافی از پیشگامان، از جمله اتحادیه اروپا، بریتانیا و برزیل، قبلاً تعهدات ۲۰۳۵ خود را به طور رسمی ثبت کرده‌اند و معیار اولیه جاه‌طلبی را تعیین نموده‌اند. این تعهدات در حال حاضر توسط گروه‌های تحقیقاتی مستقل و ناظران سیاست مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند تا میزان واقعی همسویی آنها با مسیر ۱.۵ درجه سانتیگراد ارزیابی شود. داده‌های اولیه تصویری ترکیبی را نشان می‌دهد، به طوری که برخی کشورها به چالش پاسخ داده‌اند در حالی که برخی دیگر به حفره‌های حسابداری یا مفروضات تکنولوژیکی بیش از حد خوش‌بینانه تکیه کرده‌اند.

تا اواسط سال ۲۰۲۶، وضعیت ارائه تعهدات همچنان بسیار پویا و تا حدودی متفرق باقی مانده است.

تصویر جهانی با تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیکی و تحولات سیاسی داخلی پیچیده‌تر می‌شود. ایالات متحده، که از لحاظ تاریخی دومین منتشرکننده بزرگ جهان و یک محرک حیاتی دیپلماسی اقلیمی بین‌المللی بود، شاهد باطل شدن هدف ۲۰۳۵ قبلی خود به دنبال تصمیم دولت ترامپ برای خروج از توافق پاریس در سال ۲۰۲۵ بود. این خروج پر سر و صدا، بار سنگینی را بر دوش سایر اقتصادهای بزرگ، به ویژه چین و هند، قرار داده است تا در تعهدات آتی خود رهبری نشان دهند و خلاء دیپلماتیک را پر کنند.

برای کشورهایی که با موفقیت اهداف خود را ارائه کرده‌اند، تمرکز به سرعت از طراحی تعهدات بین‌المللی به اجرای داخلی در حال تغییر است. سازمان‌های محیط زیستی و ناظران سیاست به سرعت خاطرنشان می‌کنند که تعیین یک هدف دوردست تنها اولین و اغلب آسان‌ترین گام است. برای معتبر ساختن این تعهدات، دولت‌ها باید فوراً قوانین الزام‌آور، چارچوب‌های نظارتی و سازوکارهای قیمت‌گذاری کربن لازم برای دستیابی به آن اهداف را تصویب کنند. شکاف بین وعده‌های بین‌المللی و اقدام داخلی همچنان یکی از مهم‌ترین موانع در مبارزه جهانی با اقلیم است.[2]

این «شکاف اجرایی» پایدار، یک نگرانی اصلی برای بخش مالی پایدار است. سرمایه‌گذاران نهادی، مدیران دارایی و ائتلاف‌های مالی استدلال می‌کنند که NDCs جاه‌طلبانه باید توسط استراتژی‌های گذار روشن و قابل سرمایه‌گذاری پشتیبانی شوند. بدون نقشه‌های راه دقیق و بخش به بخش که دقیقاً مشخص کند یک کشور چگونه قصد دارد شبکه برق خود را کربن‌زدایی کند، بخش حمل و نقل خود را برقی سازد یا صنایع سنگین خود را نوسازی کند، سرمایه خصوصی نمی‌تواند به طور مؤثر به کار گرفته شود. سرمایه‌گذاران برای تأمین مالی مطمئن زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر تریلیون دلاری و فناوری‌های سبز مورد نیاز برای اهداف ۲۰۳۵، به قطعیت بازار بلندمدت و محیط‌های نظارتی باثبات نیاز دارند.

علاوه بر این، موفقیت نهایی اهداف ۲۰۳۵ به طور ناگسستنی با بسیج تأمین مالی اقلیمی جهانی مرتبط است. کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور بارها و با قاطعیت تأکید کرده‌اند که توانایی آنها برای اجرای NDCs بسیار جاه‌طلبانه، کاملاً به دریافت حمایت مالی و فناوری کافی از کشورهای ثروتمندتر و صنعتی شده وابسته است. برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، گذار به انرژی پاک نه تنها یک چالش تکنولوژیکی، بلکه یک مانع مالی عظیم است که بدون همبستگی بین‌المللی قابل رفع نیست.

این پویایی مالی حیاتی، یک نقطه کانونی اصلی در اجلاس‌های اخیر اقلیمی سازمان ملل بود، جایی که مذاکره‌کنندگان بی‌وقفه برای تعیین یک «هدف کمی جدید جمعی» (New Collective Quantified Goal) برای تأمین مالی اقلیمی تلاش کردند. تضمین اینکه این بودجه‌ها به سرعت، شفاف و کارآمد به کشورهایی که بیشتر به آنها نیاز دارند، سرازیر شوند، برای حفظ اعتماد به چارچوب همکاری توافق پاریس کاملاً ضروری تلقی می‌شود. اگر کشورهای توسعه‌یافته در عمل به وعده‌های مالی دیرینه خود کوتاهی کنند، جاه‌طلبی اهداف ۲۰۳۵ در جهان در حال توسعه ناگزیر تضعیف خواهد شد و کل تلاش جهانی را به خطر می‌اندازد.[3]

فراتر از تمرکز اصلی بر کاهش کربن، چرخه NDC 3.0 همچنین تأکید مجدد و فوری بر «سازگاری» (Adaptation) دارد. کشورها به طور فزاینده‌ای استراتژی‌های جامعی را برای ایجاد تاب‌آوری در برابر رویدادهای شدید آب و هوایی، افزایش سطح دریا و اختلالات کشاورزی، مستقیماً در برنامه‌های اقلیمی ملی خود گنجانده‌اند. این تغییر نشان‌دهنده اعتراف تلخی است که میزانی از گرمایش خطرناک از قبل قطعی شده است، و آماده‌سازی برای تأثیرات اجتناب‌ناپذیر تغییرات اقلیمی اکنون به همان اندازه جلوگیری از انتشار آتی، حیاتی است.[1][2]

با نزدیک شدن به اجلاس حیاتی COP31، کمیته انطباق و اجرای توافق پاریس UNFCCC همچنان با دقت پیشرفت تعهدات ارسالی را پیگیری می‌کند. این کمیته به جای مجازات دیرکردکنندگان، بر رویکردی غیرخصمانه و حمایتی تأکید کرده و کمک‌های فنی حیاتی را به کشورهای در حال توسعه ارائه می‌دهد که ممکن است فاقد ظرفیت اداری یا منابع علمی برای مدل‌سازی مسیرهای پیچیده انتشار در سطح کل اقتصاد باشند. این تلاش مشارکتی و ظرفیت‌ساز، تعهد سازمان ملل را برای اطمینان از اینکه هر کشوری، صرف نظر از منابع مالی یا اندازه نهادی خود، می‌تواند به طور معناداری در گذار انرژی جهانی مشارکت کند، برجسته می‌سازد.[1][3]

در نهایت، مهلت قریب‌الوقوع هدف ۲۰۳۵ به عنوان یک آزمون تعیین‌کننده برای کل ساختار توافق پاریس عمل می‌کند. این معاهده با مجبور کردن کشورها به بیان عمومی و کمی‌سازی گذارهای اقتصادی بلندمدت خود، قصد دارد یک چرخه خودتقویت‌کننده از نوآوری، سرمایه‌گذاری و کاهش انتشار ایجاد کند. اینکه آیا این سازوکار می‌تواند به اندازه کافی سریع حرکت کند تا از تأثیرات شتابان تغییرات اقلیمی پیشی بگیرد، سؤال تعیین‌کننده زمان ما باقی می‌ماند، اما طرح‌های ارائه شده در سال جاری بدون شک اقتصاد جهانی را برای دهه‌های آینده شکل خواهند داد.[3]

روند رویداد

  1. December 2015

    توافق پاریس تصویب شد و چارچوب از پایین به بالا برای اقدام اقلیمی جهانی را ایجاد کرد.

  2. December 2023

    اولین ارزیابی جهانی به پایان رسید و نشان داد که تعهدات موجود برای رسیدن به هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد کافی نیستند.

  3. February 2025

    مهلت اولیه سازمان ملل برای کشورها جهت ارائه اهداف اقلیمی به‌روز شده ۲۰۳۵ (NDC 3.0) سپری شد.

  4. November 2026

    اجلاس COP31 در آنتالیا، ترکیه، به عنوان یک نقطه فشار حیاتی برای نهایی کردن تعهدات جهانی عمل می‌کند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مذاکره‌کنندگان اقلیمی بین‌المللی

بر لزوم پایبندی دقیق به مسیر ۱.۵ درجه سانتیگراد و فشار دیپلماتیک سازوکار افزایش تعهدات تأکید می‌کنند.

برای مقامات سازمان ملل و دیپلمات‌های بین‌المللی، چرخه NDC 3.0 آزمون نهایی ساختار توافق پاریس است. آنها استدلال می‌کنند که بدون اهداف بسیار جاه‌طلبانه و در سطح کل اقتصاد برای سال ۲۰۳۵، هدف محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد از دسترس خارج خواهد شد. این گروه به شدت بر یکپارچگی رویه‌ای معاهده تمرکز دارد و از یافته‌های ارزیابی جهانی استفاده می‌کند تا کشورهای عقب‌مانده را تحت فشار قرار دهد تا برنامه‌هایی را ارائه دهند که منعکس‌کننده «بالاترین جاه‌طلبی ممکن» آنها باشد.

تحلیلگران سیاست محیط زیست

بر شکاف بین تعهدات اعلام شده و اجرای واقعی داخلی تمرکز دارند.

ناظران سیاست و سازمان‌های محیط زیستی تمرکز دوگانه‌ای را حفظ می‌کنند: ارزیابی کفایت ریاضیاتی اهداف ارائه شده و بررسی دقیق قوانین داخلی که برای دستیابی به آنها در نظر گرفته شده است. این دیدگاه اغلب «شکاف اجرایی» را برجسته می‌کند و هشدار می‌دهد که تعهدات جاه‌طلبانه ۲۰۳۵ بی‌معنی هستند مگر اینکه با قوانین الزام‌آور فوری برای حذف تدریجی سوخت‌های فسیلی و توقف جنگل‌زدایی پشتیبانی شوند. آنها از کاهش مطلق انتشار به جای معیارهای مبتنی بر شدت حمایت می‌کنند.

بخش مالی پایدار

اولویت را به ایجاد استراتژی‌های گذار قابل سرمایه‌گذاری و افزایش مقیاس تأمین مالی اقلیمی می‌دهند.

سرمایه‌گذاران نهادی و ائتلاف‌های مالی، NDCs ۲۰۳۵ را از دریچه ریسک و تخصیص سرمایه مشاهده می‌کنند. آنها استدلال می‌کنند که اهداف ملی باید به نقشه‌های راه دقیق و بخش به بخش ترجمه شوند تا قطعیت بازار مورد نیاز برای سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی تریلیون دلاری فراهم شود. علاوه بر این، این گروه تأکید می‌کند که اقتصادهای نوظهور نمی‌توانند بدون افزایش گسترده تأمین مالی اقلیمی بین‌المللی برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری‌های سبز در بازارهای در حال توسعه، به اهداف جاه‌طلبانه دست یابند.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا کاهش تجمعی انتشار متعهد شده برای سال ۲۰۳۵ از نظر ریاضی برای زنده نگه داشتن هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد کافی خواهد بود یا خیر.
  • کشورهای در حال توسعه چگونه گذارهای زیرساختی عظیمی را که اهداف جاه‌طلبانه جدیدشان ایجاب می‌کند، تأمین مالی خواهند کرد.
  • تا چه حد اقتصادهای بزرگ تعهدات بین‌المللی خود را با موفقیت به قوانین داخلی الزام‌آور تبدیل خواهند کرد.

اصطلاحات کلیدی

مشارکت تعیین‌شده ملی (NDC)
برنامه فردی یک کشور برای کاهش انتشار و سازگاری با تأثیرات اقلیمی، که به سازمان ملل ارائه می‌شود.
سازوکار افزایش تعهدات
الزام داخلی توافق پاریس که کشورها باید اهداف اقلیمی خود را هر پنج سال با اهداف جاه‌طلبانه‌تر به‌روز کنند.
ارزیابی جهانی
یک فرآیند بررسی جامع پنج‌ساله که پیشرفت جمعی جهان را در جهت دستیابی به اهداف بلندمدت توافق پاریس ارزیابی می‌کند.
صفر خالص
وضعتی که در آن گازهای گلخانه‌ای وارد شده به جو با حذف آنها از جو به تعادل می‌رسد.
تأمین مالی اقلیمی
تأمین مالی محلی، ملی یا فراملی که از منابع عمومی، خصوصی و جایگزین برای حمایت از اقدامات کاهش و سازگاری با اقلیم تأمین می‌شود.

پرسش‌های متداول

NDC چیست؟

مشارکت تعیین‌شده ملی (NDC) برنامه رسمی و خودتعریف شده یک کشور برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و سازگاری با تغییرات اقلیمی تحت توافق پاریس است.

چرا سال هدف ۲۰۳۵ اینقدر مهم است؟

اهداف ۲۰۳۵ به عنوان نقطه میانی حیاتی بین سطوح انتشار فعلی و هدف میان‌قرنی دستیابی به صفر خالص جهانی عمل می‌کنند و تعیین می‌کنند که آیا محدودیت ۱.۵ درجه سانتیگراد قابل دستیابی باقی می‌ماند یا خیر.

اگر کشوری مهلت مقرر را از دست بدهد، چه اتفاقی می‌افتد؟

در حالی که توافق پاریس از نظر الزامات گزارش‌دهی الزام‌آور است، هیچ جریمه مالی تنبیهی برای تعهدات دیرهنگام وجود ندارد؛ در عوض، این سیستم بر فشار دیپلماتیک بین‌المللی و شفافیت متکی است.

«سازوکار افزایش تعهدات» چگونه کار می‌کند؟

این معاهده کشورها را ملزم می‌کند که هر پنج سال NDCs جدیدی ارائه دهند، با این شرط که هر تعهد جدید باید نشان‌دهنده پیشرفتی در جاه‌طلبی فراتر از تعهد قبلی باشد.

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مذاکره‌کنندگان اقلیمی بین‌المللی 35%تحلیلگران سیاست محیط زیست 35%بخش مالی پایدار 30%
  1. [1]UNFCCCمذاکره‌کنندگان اقلیمی بین‌المللی

    Nationally Determined Contributions (NDCs)

    مطالعه در UNFCCC
  2. [2]WWFتحلیلگران سیاست محیط زیست

    Nationally determined contribution (NDC) engagement made simple

    مطالعه در WWF
  3. [3]تیم سردبیری کوهستانمذاکره‌کنندگان اقلیمی بین‌المللی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.