رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانسایت‌های نقد فیلممقایسه سیستم‌ها· 6 دقیقه مطالعه· در سرگرمی

مقایسه سیستم‌های امتیازدهی فیلم: توماتومتر صفر و یکی در برابر میانگین وزنی متاکریتیک

راتن تومیتوز صرفاً تعداد نظرات مثبت را می‌شمارد، در حالی که متاکریتیک عمق و شدت تحسین منتقدان را اندازه می‌گیرد؛ یک شکاف ساختاری که درک ما از کیفیت یک فیلم را زیر و رو می‌کند.

به قلم الناز کریمی

طرفداران اجماع نظر 45%خالص‌گرایان شدت تحسین 45%تحلیل‌گران صنعت 10%
طرفداران اجماع نظر
برای توصیه‌های سریع و صفر و یکی که به مخاطب عام کمک می‌کند از فیلم‌های بد دوری کنند، ارزش قائل‌اند.
خالص‌گرایان شدت تحسین
به عمق و ظرافت نمره واقعی منتقدان اهمیت می‌دهند و میانگین‌های وزنی را ترجیح می‌دهند.
تحلیل‌گران صنعت
تأثیرات مالی و قراردادی این نمرات را بر فروش گیشه و دستمزد عوامل ردیابی می‌کنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • فیلم‌سازان مستقلی که پروژه‌های خاص و هنری‌شان قربانی میانگین‌های وزنی می‌شود
  • تماشاگران عادی و گذری که کلاً هیچ اهمیتی به این نمرات و امتیازها نمی‌دهند

نکات کلیدی

  • راتن تومیتوز درصد منتقدانی را می‌سنجد که نقد مثبتی به فیلم داشته‌اند و عملاً یک نمره ۶ از ۱۰ را با یک ۱۰ از ۱۰ یکی می‌داند.
  • متاکریتیک میانگین وزنی نمرات واقعی را محاسبه می‌کند و به این ترتیب، شدت علاقه و حرارت منتقدان را به تصویر می‌کشد.
  • سیستم صفر و یکی باعث تورم ظاهری نمرات برای فیلم‌های پرفروش متوسط می‌شود؛ فیلم‌هایی که در راتن تومیتوز می‌تازند اما در متاکریتیک چنگی به دل نمی‌زنند.
  • استودیوهای فیلم‌سازی از راتن تومیتوز برای بازاریابی و جذب مخاطب استفاده می‌کنند، اما برای تعیین پاداش و دستمزد عوامل داخلی خود به متاکریتیک تکیه دارند.

راتن تومیتوز به شما می‌گوید چقدر احتمال دارد یک فیلم را تحمل کنید، در حالی که متاکریتیک دقیقاً نشان می‌دهد منتقدان چقدر عاشق آن شده‌اند. این همان شکاف ریاضی بنیادین میان دو غول جمع‌آوری نقد در اینترنت است؛ پلتفرم‌هایی که دقیقاً یک متن انتقادی واحد را پردازش می‌کنند اما به نمراتی از زمین تا آسمان متفاوت می‌رسند. یک جمعه شب در سال ۲۰۲۶ را تصور کنید: جلوی کیوسک سینما ایستاده‌اید و به پوستری با امتیاز ۹۵٪ زل زده‌اید، با این خیال خام که قرار است یک شاهکار سینمایی ببینید. اما در واقعیت، با فیلمی روبه‌رو هستید که تک‌تک منتقدان توافق داشته‌اند صرفاً یک اثر قابل‌قبول با نمره ۶.۵ از ۱۰ است.[1][2]

این تناقض از فرمول‌های پایه‌ای آن‌ها نشئت می‌گیرد. راتن تومیتوز که در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد، بر اساس یک سیستم صفر و یکیِ سفت‌وسخت کار می‌کند. یک نقد یا «تازه» (مثبت) است یا «گندیده» (منفی). اگر ۱۰۰ منتقد به یک فیلم نمره قبولی ۶۰٪ بدهند، توماتومتر عدد بی‌نقص ۱۰۰٪ را ثبت می‌کند. مت آچیتی، سردبیر سابق راتن تومیتوز، در نگاهی به روش‌شناسی این سایت توضیح داد: «ما داریم دمای اتاق را اندازه می‌گیریم، نه ارتفاع سقف را.»[1]

متاکریتیک که یک سال بعد در ۱۹۹۹ راه‌اندازی شد، رویکردی کاملاً برعکس دارد. این سایت نمره واقعی را می‌خواند (یا اگر منتقد نمره‌ای نداده باشد، بر اساس متن نمره‌ای به آن اختصاص می‌دهد) و یک میانگین وزنی در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ محاسبه می‌کند. فیلمی که همه منتقدان به آن نمره ۶.۵ از ۱۰ داده‌اند، در متاکریتیک دقیقاً نمره ۶۵ می‌گیرد. علاوه بر این، سایت برای برخی نشریات خاص وزن‌های پنهانی در نظر می‌گیرد. نقد یک روزنامه معتبر و قدیمی، کفه ترازو را خیلی بیشتر از نوشته یک وبلاگ محلی سنگین می‌کند.[2]

آستانه ۶۰ درصدی: چگونه یک تحسین معمولی به یک نمره کامل در سیستم صفر و یکی تبدیل می‌شود.

این تفاوت ساختاری، شکاف‌های ظاهری عظیمی ایجاد می‌کند، به‌ویژه برای فیلم‌های پرفروش متوسط و کمدی‌های عامه‌پسند. وقتی یک استودیوی بزرگ فیلم مهم تابستانی خود را در ژوئیه ۲۰۲۶ اکران کرد، این فیلم امتیاز ۸۸٪ را در راتن تومیتوز دشت کرد. تماشاگران با تصور یک تحسین همگانی به سینماها هجوم بردند. با این حال، نمره متاکریتیک آن روی عدد ولرم ۵۴ گیر کرده بود. منتقدان عاشق فیلم نشده بودند؛ آن‌ها فقط در تعدادی کثیر به این توافق رسیده بودند که فیلم کاملاً هم افتضاح نیست.[3]

استودیوها این ریاضیات را مثل کف دستشان می‌شناسند. دریافت نشان «تضمین تازگی» نیازمند امتیاز ۷۵٪ یا بالاتر با حداقل ۸۰ نقد است که پنج‌تای آن‌ها باید از منتقدان برتر باشد. دپارتمان‌های بازاریابی کمپین‌های کاملی را حول آن گوجه‌فرنگی قرمز می‌سازند، چون خوب می‌دانند که یک اجماع ۷۵ درصدی روی بیلبورد بی‌نهایت جذاب‌تر از نمره ۵۸ متاکریتیک است. پیتر دبروژ، منتقد ارشد فیلم در ورایتی، به درستی اشاره کرده است: «توماتومتر یک ابزار بازاریابی است که لباس نقد فیلم به تن کرده. این سیستم تمام ظرافت‌ها را در یک لایک یا دیس‌لایک ساده له می‌کند.»[1]

در نقطه مقابل، میانگین وزنی متاکریتیک هنرِ دوقطبی‌ساز را نقره‌داغ می‌کند. یک فیلم جسورانه و تجربی که پنج نمره کامل ۱۰۰ و پنج نمره مطلق ۰ دریافت کند، میانگین ۵۰ را ثبت خواهد کرد؛ دقیقاً همان نمره‌ای که یک کمدی استودیویی به‌شدت متوسط با ده نمره ۵۰ می‌گیرد. اما توماتومتر در همان سناریوی دوقطبی، عدد ۵۰٪ را نشان می‌دهد که به شکلی دقیق، دوپاره بودن نظر جمع را بازتاب می‌دهد.[2][3]

در نقطه مقابل، میانگین وزنی متاکریتیک هنرِ دوقطبی‌ساز را نقره‌داغ می‌کند.

برای دیدن این سازوکار در عمل، به فیلم ترسناک و مستقل «جراح» (The Surgeon) نگاه کنید که در سپتامبر ۲۰۲۶ در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو اکران شد. این فیلم واکنش‌های به‌شدت متفاوتی را برانگیخت. هالیوود ریپورتر آن را به عنوان یک «ساختارشکنیِ ژانریِ دیوانه‌وار و جذاب» ستود، در حالی که رسانه‌های دیگر تغییرات لحن آن را آزاردهنده و ریتمش را نامنظم خواندند.[4]

در متاکریتیک، «جراح» روی نمره ۶۲ جا خوش کرد، چرا که چند نمره پایین ۳۰ از ۱۰۰ از سوی نشریات معتبر و وزن‌دار، معدل آن را پایین کشید. اما در راتن تومیتوز، فیلم توانست امتیاز تازگی ۸۱٪ را حفظ کند، زیرا حتی منتقدانی که به تغییرات آزاردهنده لحن اشاره کرده بودند، در نهایت آن را به عنوان یک فیلم جنون‌آمیز برای تماشای نیمه‌شب پیشنهاد دادند. سیستم صفر و یکی، پیشنهاد تماشا را ثبت کرد؛ میانگین وزنی، تردیدها و اماواگرها را.[1][2][4]

شکاف ظاهری بین اجماع نظر و شدت تحسین برای اکران‌های گسترده.

پیامدهای اقتصادی این الگوریتم‌ها هوش از سر آدم می‌برد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ توسط مدرسه کسب‌وکار مارشال در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نشان داد که امتیاز زیر ۳۰٪ در راتن تومیتوز، با افت ۴۰ درصدی فروش گیشه در هفته دوم برای فیلم‌های غیرفرنچایزی ارتباط مستقیم دارد. از سوی دیگر، نمرات متاکریتیک با وجود اینکه در بازاریابی مصرف‌کننده کمتر به چشم می‌آیند، اما به‌شدت بر پاداش‌های داخلی استودیوها و جایگاه فیلم در فصل جوایز تأثیر می‌گذارند.[5]

کارگردانان و نویسندگان اغلب می‌بینند که دستمزدشان به همین معیارهای خاص گره خورده است. یک قرارداد استاندارد هالیوودی در سال ۲۰۲۶ معمولاً شامل یک پاداش مالی است به شرطی که فیلم به نمره متاکریتیک ۸۰ یا بالاتر برسد. استودیوها دقیقاً به این دلیل متاکریتیک را برای این معیارهای داخلی ترجیح می‌دهند که دور زدن آن سخت‌تر است؛ شما نمی‌توانید با یک مشت تعریف و تمجید آبکی به نمره ۸۰ در متاکریتیک برسید.[3]

با این حال، سیستم صفر و یکی همچنان پادشاه بلامنازعِ هدایت رفتار مصرف‌کننده است. در عصر انتخاب‌های بی‌پایان پلتفرم‌های استریم، تماشاگران حوصله ندارند انحراف معیار احساسات منتقدان را تحلیل کنند. آن‌ها یک جواب سریع و بی‌دردسر برای یک سؤال ساده می‌خواهند: آیا این فیلم ارزش دو ساعت از سه‌شنبه شبِ من را دارد؟[3]

مصرف‌کنندگان برای گشت‌وگذار در میان حجم سرسام‌آور انتخاب‌های سینمایی و استریم، روزبه‌روز بیشتر به این نمرات تجمیع‌شده وابسته می‌شوند.

بهای این بی‌دردسری، پاک شدن ردپای شور و اشتیاق است. فیلمی که ۱۰٪ از مخاطبان معتقدند بهترین شاهکار تاریخ سینماست و ۹۰٪ از آن متنفرند، در توماتومتر از نظر ریاضی دقیقاً با فیلمی برابر است که همه توافق دارند نمره‌اش ۱ از ۱۰ است. این سایت جمع‌آوری نقد نمی‌تواند بین یک شاهکارِ بدفهمیده‌شده و یک زباله تجاریِ پول‌پرستانه فرقی قائل شود.[1][3]

هرچه صنعت سینما در دهه ۲۰۲۰ جلوتر می‌رود، بحث‌ها بیشتر به سمت سواد الگوریتمی کشیده می‌شود. تماشاگران کم‌کم یاد می‌گیرند که شکاف بین این دو سایت را به عنوان یک ژانر مستقل برای خودشان تفسیر کنند. توماتومتر بالا و متاکریتیک پایین، نشانه یک فیلم عامه‌پسند است؛ توماتومتر پایین و متاکریتیک بالا، خبر از یک اثر هنری چالش‌برانگیز و تفرقه‌انداز می‌دهد.[3]

دفعه بعد که یک استودیو امتیاز ۹۸٪ را روی پوسترش جار زد، حرکت هوشمندانه این است که مخرج کسر را چک کنید. معیار واقعی کیفیت یک فیلم به‌ندرت در دوگانه صفر و یکیِ تازه یا گندیده خلاصه می‌شود، بلکه در همان میانگین وزنی و شلوغی نهفته است که نشان می‌دهد فیلم چقدر توانسته روح و روان تماشاگرانش را درگیر کند.[3]

چرا مهم است

درک اینکه این دو الگوریتم مسلط چگونه نقدهای سینمایی را حلاجی می‌کنند، به مخاطب کمک می‌کند تا دست ترفندهای بازاریابی فیلم‌ها را بخواند و برای وقت و پولش تصمیمات بهتری بگیرد.

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران اجماع نظر 45%خالص‌گرایان شدت تحسین 45%تحلیل‌گران صنعت 10%
  1. [1]Rotten Tomatoesطرفداران اجماع نظر

    Understanding the Tomatometer

    مطالعه در Rotten Tomatoes
  2. [2]Metacriticخالص‌گرایان شدت تحسین

    How We Create the Metascore Magic

    مطالعه در Metacritic
  3. [3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل‌گران صنعت

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  4. [4]The Hollywood Reporterتحلیل‌گران صنعت

    ‘The Surgeon’ Review: Michelle Yeoh Plays a Kidnapped Doctor Trying to Outwit Her Captors in Deliriously Fun Genre-Bender

    مطالعه در The Hollywood Reporter
  5. [5]USC Marshall School of Businessتحلیل‌گران صنعت

    The Box Office Impact of Review Aggregation in the Streaming Era

    مطالعه در USC Marshall School of Business

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.