استخر ۷۰ درصدی و فرمول تسهیم نسبی: پلتفرمهای استریم موسیقی واقعاً چطور دستمزد هنرمندان را حساب میکنند؟
پلتفرمهای استریم نرخ ثابتی برای هر بار پخش موسیقی پرداخت نمیکنند، بلکه یک استخر درآمد ماهانه عظیم را بر اساس سهم هر هنرمند از کل پخشهای پلتفرم تقسیم میکنند. در حالی که صنعت موسیقی بر سر عادلانه بودن این سیستم «تسهیم نسبی» بحث میکند، مدلهای جایگزینی برای تغییر نحوه توزیع دلارهای حق اشتراک در حال ظهور هستند.
به قلم سروین قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- لیبلهای بزرگ و پلتفرمها
- از سیستم تسهیم نسبی حمایت میکنند و طرفدار اصلاحات «هنرمندمحور» برای بهینهسازی استخر درآمد فعلی هستند.
- هنرمندان مستقل و حامیان
- استدلال میکنند که سیستم تسهیم نسبی ناعادلانه است و از یک مدل کاربرمحور دفاع میکنند که پول طرفداران را مستقیماً به هنرمندانی که استریم میکنند متصل میکند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شنوندگان معمولی موسیقی که از نحوه توزیع حق اشتراک خود بیخبرند.
- ترانهسرایان و تهیهکنندگانی که به جای درآمدهای حاصل از ضبط مستر، به حقالامتیاز نشر متکی هستند.
در نوامبر ۲۰۲۳، اسپاتیفای بیسروصدا معادلات صنعت موسیقی مدرن را تغییر داد و خط قرمزی کشید: ۱۰۰۰ بار پخش (استریم). هر قطعهای که نتواند در یک دوره دوازدهماهه به این آستانه برسد، دیگر هیچ درآمدی نخواهد داشت؛ تصمیمی که عملاً حدود ۰٫۵ درصد از کاتالوگ درندشت این پلتفرم را از درآمدزایی ساقط کرد. شرکت این حرکت را به عنوان یک خانهتکانی ضروری در اکوسیستمی شلوغ و راهی برای جلوگیری از مسدود شدن لولههای پرداخت با پنیهای خرد توصیف کرد. اما این تغییر سیاست، حقیقتی بنیادین را درباره نحوه کارکرد واقعی اقتصاد استریم برملا کرد. هیچ برچسب قیمت ثابتی روی دکمه «پخش» چسبانده نشده است. وقتی شنوندهای دکمه پخش را میزند، کسری از یک سنت را کف دست هنرمند نمیگذارد؛ بلکه فقط قطرهای آب را در یک اقیانوس میچکاند.[1]
سیستمی که بر این اقیانوس حکمرانی میکند، به عنوان مدل «تسهیم نسبی» (pro-rata) شناخته میشود و همان موتور مالی است که اسپاتیفای، اپل موزیک و آمازون موزیک را به حرکت درمیآورد. با وجود ماشینحسابهای آنلاین بیپایانی که قول میدهند ارزش دقیق یک بار پخش را فاش کنند، واقعیت بسیار سیالتر از این حرفهاست. دستمزدی که یک هنرمند دریافت میکند، یک عدد ثابت نیست، بلکه درصدِ دائماً در حال تغییری از یک استخر درآمد عظیم و مشترک است. این سیستمی است که بیش از هر چیز به «مقیاس» پاداش میدهد و پویایی عجیبی خلق میکند که در آن، هر کاربر در یک پلتفرم، فارغ از اینکه واقعاً به چه چیزی گوش میدهد، عملاً در حال پرداخت یارانه به محبوبترین هنرمندان جهان است.[4][5]
برای درک این سازوکار، باید رد پول را از کارت اعتباری مشترک تا داشبورد توزیعکننده دنبال کنید. این فرآیند با جمعآوری درآمد توسط پلتفرمها از دو جریان مجزا آغاز میشود: هزینههای ماهانهای که مشترکان پریمیوم پرداخت میکنند و دلارهای تبلیغاتی که از شنوندگان نسخه رایگان به دست میآید. این دو جریان درآمدی با هم برابر نیستند. اشتراکهای پریمیوم، غولهای بیچونوچرای اقتصاد استریم هستند. طبق دادههای صنعت موسیقی، کاربران پریمیوم با وجود اینکه در مجموع استریمهای کمتری نسبت به همتایان نسخه رایگان خود تولید میکنند، حدود ۸۲ درصد از کل استخر حقالامتیاز را تشکیل میدهند.[5]
وقتی درآمد جمعآوری شد، پلتفرم سهم خودش را برمیدارد. استاندارد صنعت موسیقی چیزی حدود ۳۰ درصد است که هزینههای عملیاتی، فضای سرور و حاشیه سود را پوشش میدهد. ۷۰ درصد باقیمانده، استخر درآمد خالص را تشکیل میدهد. این همان دیگ پولی است که در نهایت بین صاحبان حقوق اثر - یعنی لیبلها، ناشران، توزیعکنندگان و در نهایت خود هنرمندان - تقسیم خواهد شد. اما این استخر، یک موجودیت واحد و جهانی نیست. بلکه به دهها استخر کوچکتر و مختص هر کشور تجزیه میشود که هر کدام بر اساس قیمتهای اشتراک منطقهای و نرخهای تبلیغات، ارزش متمایز خود را دارند.[3][5]
اینجاست که فرمول تسهیم نسبی وارد بازی میشود. در پایان یک دوره پرداخت، پلتفرم تمام استریمهای واجد شرایط را - که توسط اکثر سرویسها به عنوان پخشی به مدت ۳۰ ثانیه یا بیشتر تعریف میشود - محاسبه میکند. سپس کل درآمد موجود در استخر یک کشور خاص، بر تعداد کل استریمها در آن کشور تقسیم میشود. دستمزد یک هنرمند با محاسبه سهم نسبی او از آن کل تعیین میشود. اگر یک قطعه موسیقی ۰٫۰۱ درصد از کل استریمها در ایالات متحده را در یک ماه معین به خود اختصاص دهد، صاحبان حقوق آن قطعه دقیقاً ۰٫۰۱ درصد از استخر حقالامتیاز ایالات متحده را طلب میکنند.[1][5]
از آنجا که اندازه استخر و تعداد کل استریمها دائماً در نوسان است، ارزش یک بار پخش موسیقی هدفی متحرک است. در عمل، میانگین پرداختی معمولاً بین ۰٫۰۰۳ تا ۰٫۰۰۵ دلار به ازای هر استریم متغیر است. اما این میانگین، نابرابریهای عظیمی را پنهان میکند. استریمی که توسط یک مشترک پریمیوم در یک بازار پردرآمد مانند ایالات متحده یا بریتانیا تولید میشود، به مراتب بیشتر از استریم یک کاربر نسخه رایگان در یک بازار نوظهور ارزش دارد. یک استریم پریمیوم میتواند به طور متوسط حدود ۰٫۰۰۴۱ دلار درآمد داشته باشد، در حالی که یک استریم با پشتیبانی تبلیغات ممکن است تنها ۰٫۰۰۱۳ دلار عاید هنرمند کند.[5]
از آنجا که اندازه استخر و تعداد کل استریمها دائماً در نوسان است، ارزش یک بار پخش موسیقی هدفی متحرک است.
مدل تسهیم نسبی در سادگی ریاضی خود ظریف است، اما به دلیل سوگیریهای ذاتیاش انتقادات شدیدی را برانگیخته است. در یک فراتحلیل روی درآمدهای استریم، پژوهشگری به نام راسموس رکس پدرسن نشان داد که سیستم تسهیم نسبی اساساً شنوندگان کممصرف را مجبور میکند تا هزینه کاربران پرمصرف را پوشش دهند. اگر یک طرفدار معمولی ماهی ده دلار بپردازد و فقط ده ساعت به موسیقی جاز نیش گوش دهد، حق اشتراک او در همان دیگ بزرگی ریخته میشود که حق اشتراک نوجوانی که روزی ده ساعت آهنگهای پاپ برتر را استریم میکند. از آنجا که طرفدار پاپ استریمهای بسیار بیشتری تولید میکند، سهم شیر از آن ده دلارِ طرفدار جاز، در نهایت به جیب هنرمندان پاپ میرود.[2]
این پویایی، جنبش فزایندهای را برای تغییر به سمت یک مدل پرداخت «کاربرمحور» شعلهور کرده است. در سیستم کاربرمحور، استخر درآمد برچیده میشود. به جای اینکه پول همه در یک دیگ واحد ریخته شود، حق اشتراک هر فرد منحصراً بین هنرمندانی تقسیم میشود که او در آن ماه واقعاً به آنها گوش داده است. اگر کاربری تمام اشتراک ده دلاری خود را صرف گوش دادن به یک هنرمند مستقل کند، آن هنرمند تمام حقالامتیاز آن ده دلار را دریافت میکند، فارغ از اینکه بقیه کاربران پلتفرم در حال چه کاری هستند.[1][2]
ساوندکلاود برجستهترین قهرمان این رویکرد جایگزین بوده است و مدل «حقالامتیاز مبتنی بر طرفدار» خود را راهاندازی کرده تا به هنرمندان مستقل اجازه دهد از مخاطبان خاص خود به طور مستقیمتری درآمدزایی کنند. تجزیه و تحلیلی در سال ۲۰۲۲ توسط ساوندکلاود و میدیا ریسرچ نشان داد که ۵۶ درصد از ۱۱۸ هزار هنرمند ارزیابیشده، تحت مدل کاربرمحور درآمد بیشتری نسبت به سیستم سنتی تسهیم نسبی داشتند. این مدل ذاتاً به هنرمندانی پاداش میدهد که پایگاه طرفداران عمیقاً وفادار - هرچند کوچکتر - دارند، نه کسانی که به شنوندگان منفعل و پسزمینه الگوریتمی متکی هستند.[1]
اما لیبلهای بزرگ با احتیاط به مدل کاربرمحور نزدیک شدهاند. گروه موسیقی یونیورسال (UMG)، بزرگترین بازیگر در صنعت موسیقی ضبطشده، استدلال کرده است که یک تغییر کاملاً کاربرمحور ممکن است صرفاً یک سری سوگیری را با سوگیریهای دیگر مبادله کند. لوسیان گرینج، مدیرعامل UMG، در یادداشتی در سال ۲۰۲۳ به کارکنانش استدلال کرد که صنعت به رویکرد جدیدی نیاز دارد و نوشت: «آنچه برای ما و بسیاری از هنرمندان و ترانهسرایان - چه تازهکار و چه تثبیتشده - روشن شده، این است که مدل اقتصادی استریم باید تکامل یابد.» تحقیقات داخلی نشان داد که برخی ژانرها، به ویژه هیپهاپ و رپ، ممکن است در واقع شاهد کاهش کل حقالامتیاز تحت یک سیستم کاربرمحور باشند، زیرا این مدل ممکن است به طور نامتناسبی به جمعیتهای مسنتر و کمتر درگیر که قطعات کمتری در ماه گوش میدهند، قدرت ببخشد.[1]
در عوض، لیبلهای بزرگ شروع به فشار برای مدلهایی کردهاند که آنها را «هنرمندمحور» مینامند. در اواخر سال ۲۰۲۳، UMG با سرویس استریم فرانسوی دیزر شریک شد تا یک سیستم ترکیبی راهاندازی کند که برای حذف آنچه صنعت به عنوان صدای کمارزش میبیند، طراحی شده است. مدل دیزر فعالانه بین موسیقی واقعی و «نویز کاربردی» - صدای باران، نویز سفید و قطعات خواب - تمایز قائل میشود و دومی را به طور کامل از استخر حقالامتیاز حذف میکند. این مدل همچنین برای هنرمندانی که حداقل ۱۰۰۰ استریم ماهانه از ۵۰۰ شنونده منحصربهفرد دارند، ضریب دو برابری اعمال میکند و عملاً به موسیقیدانان حرفهای وزن بیشتری نسبت به آپلودهای آماتور میدهد.[1]
اسپاتیفای نسخه خاص خود را از این اصول هنرمندمحور اتخاذ کرده است. فراتر از آستانه ۱۰۰۰ استریم که در اواخر سال ۲۰۲۳ معرفی شد، این پلتفرم قوانین مربوط به نویز کاربردی را نیز تغییر داد و الزام کرد که قطعات غیرموسیقیایی برای ایجاد حقالامتیاز باید به جای ۳۰ ثانیه استاندارد، دو دقیقه کامل پخش شوند. علاوه بر این، اسپاتیفای جریمههای مالی برای لیبلها و توزیعکنندگانی که درگیر استریم مصنوعی هستند - استفاده از شبکههای ربات برای افزایش مصنوعی تعداد پخش و مکیدن پول از استخر تسهیم نسبی - اعمال کرده است.[1]
در همین حال، اپل موزیک تا حد زیادی ساختار سنتی تسهیم نسبی را حفظ کرده است، اگرچه در اوایل سال ۲۰۲۴ تغییر قابلتوجهی ایجاد کرد. این پلتفرم اعلام کرد که قطعات موجود در صدای فضایی با اعمال ضریب ۱٫۱ بر سهم تسهیم نسبی آنها، ۱۰ درصد افزایش حقالامتیاز دریافت خواهند کرد. این افزایش حتی اگر شنونده نسخه استریوی استاندارد را استریم کند نیز اعمال میشود؛ حرکتی که برای تشویق تولید با کیفیت بالا طراحی شده، اما انتقاد لیبلهای مستقلی را برانگیخته است که استدلال میکنند هزینههای تولید اضافهشده - که اغلب هزاران دلار برای هر آلبوم است - زمین بازی نابرابری ایجاد میکند.[1]
اقتصاد استریم در هسته خود، همچنان یک بازی حجم و کمیت است. مکانیک استخر ۷۰ درصدی و فرمول تسهیم نسبی دیکته میکند که موفقیت مالی نیازمند مقیاس عظیم جریان اصلی یا تعامل بسیار هدفمند در بازارهای پر از کاربران پریمیوم است. در حالی که پلتفرمهای بزرگ به دستکاری الگوریتمهای خود، معرفی آستانههای جدید و آزمایش مدلهای پرداخت ترکیبی ادامه میدهند، واقعیت بنیادین برای هنرمندان بدون تغییر باقی میماند: ارزش کار آنها با یک قیمت ثابت تعیین نمیشود، بلکه با وزن نسبی آنها در یک اقیانوس دیجیتالِ دائماً در حال تغییر مشخص میشود. میدان نبرد بعدی بر سر قیمت یک اشتراک نخواهد بود، بلکه دقیقاً بر سر این است که هنگام تقسیم استخر، استریمهای چه کسی بیشترین ارزش را دارند.[6]
چرا مهم است
درک سازوکار مدل استریم «تسهیم نسبی» نشان میدهد که چرا هنرمندان مستقل حتی با وجود میلیونها بار پخش آثارشان، برای کسب درآمدی بخورونمیر دستوپا میزنند و چرا صنعت موسیقی در حال حاضر بر سر نحوه تخصیص حق اشتراکها در حال جنگ است.
نکات کلیدی
- سرویسهای استریم نرخ ثابتی برای هر استریم پرداخت نمیکنند؛ پرداختیها بر اساس یک استخر درآمد ماهانه مشترک در نوسان است.
- در مدل تسهیم نسبی، تمام درآمدهای حاصل از اشتراک و تبلیغات جمعآوری شده و به نسبت کل استریمهای پلتفرم تقسیم میشود.
- استریمهای پریمیوم درآمد بسیار بیشتری نسبت به استریمهای رایگانِ مبتنی بر تبلیغات تولید میکنند و حدود ۸۲ درصد از استخر حقالامتیاز را تشکیل میدهند.
- مدل کاربرمحور پیشنهاد میکند که هزینه هر مشترک فقط بین هنرمندانی که واقعاً به آنها گوش داده است، تقسیم شود.
- پلتفرمهایی مانند دیزر و اسپاتیفای در حال اتخاذ قوانین «هنرمندمحور» هستند، مانند حداقل آستانه استریم و جریمه برای نویزهای کاربردی.
بررسی عمیق دیدگاهها
لیبلهای بزرگ و پلتفرمها
مدافعان مدلهای تسهیم نسبی و هنرمندمحور استدلال میکنند که این مدلها از اکوسیستم گستردهتر محافظت کرده و از سوگیریهای سیستماتیک جلوگیری میکنند.
لیبلهای بزرگ موسیقی و پلتفرمهای پیشرو مانند اسپاتیفای و اپل موزیک عموماً از سیستم تسهیم نسبی حمایت میکنند و استدلال میکنند که این کارآمدترین راه برای توزیع حجم عظیمی از درآمد است. آنها ضمن اذعان به نقصهای سیستم، به جای یک بازنگری کامل کاربرمحور، از اصلاحات «هنرمندمحور» دفاع میکنند. مدیران اجرایی استدلال میکنند که یک مدل کاملاً کاربرمحور میتواند ناخواسته به برخی ژانرها مانند هیپهاپ آسیب برساند و حقالامتیازها را بیش از حد بین شنوندگان معمولی پخش کند. آنها معتقدند با اجرای آستانهها و جریمه کردن «نویز کاربردی»، میتوان استخر فعلی را برای پاداش دادن به موسیقیدانان حرفهای، بدون از بین بردن معماری زیربنایی، بهینهسازی کرد.
هنرمندان مستقل و حامیان
منتقدان مدل تسهیم نسبی استدلال میکنند که این مدل ذاتاً به ضرر سازندگان آثار خاص است و به طور غیرمستقیم به ستارههای جریان اصلی پاپ یارانه میدهد.
موسیقیدانان مستقل، گروههای حامی و پلتفرمهایی مانند ساوندکلاود استدلال میکنند که مدل تسهیم نسبی اساساً ناعادلانه است، زیرا مشارکت مالی یک طرفدار را از هنرمندانی که واقعاً از آنها حمایت میکند، جدا میسازد. آنها از مدل کاربرمحور به عنوان یک جایگزین عادلانهتر دفاع میکنند و به دادههایی اشاره میکنند که نشان میدهد اگر حق اشتراک طرفداران مستقیماً به خود هنرمندان مستقل برسد، اکثریت آنها درآمد بیشتری خواهند داشت. برای این حامیان، سیستم فعلی شنوندگان موسیقیهای خاص را مجبور میکند تا هزینه بازاریابی و مقیاس سوپراستارهای جهانی را تامین کنند، که این امر ساختن یک حرفه پایدار در طبقه متوسط را در عصر استریم تقریباً غیرممکن میسازد.
منابع
[1]Trolley Blogلیبلهای بزرگ و پلتفرمهاSo, How Exactly Do Streaming Services Calculate Royalties?
مطالعه در Trolley Blog →
[2]Music Business Researchهنرمندان مستقل و حامیانThe Music Streaming Economy – Part 15: Pro-Rata versus User-Centric
مطالعه در Music Business Research →
[3]Musosoupهنرمندان مستقل و حامیانHow Much Do Artists Make From Spotify? Real Earnings Explained
مطالعه در Musosoup →
[4]Kinjari Blogهنرمندان مستقل و حامیانHow Streaming Royalties Actually Work
مطالعه در Kinjari Blog →
[5]Playlist Pumpهنرمندان مستقل و حامیانHow Much Does Spotify Pay Per Stream?
مطالعه در Playlist Pump →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در سرگرمی
مشاهده همه →جشنواره فیلم ونیز
اکران مستندی جنجالی درباره «کشتار دستهجمعی حسابشده» در غزه؛ ونیز دوباره سیاسی شد
3 منبع
اقتصاد نشر
از ۱۰ تا ۱۵ درصدِ سود خالص: پشتپرده قراردادهای نشر، پیشپرداختها و حق اقتباس
4 منبع
مهندسی ویدیو
استانداردهای PQ و HLG: ریاضیات پنهان در پس درخشش و رنگهای تلویزیونهای HDR
7 منبع
تجمیع رسانهای
کامکست داراییهای انبیسییونیورسال را واگذار میکند؛ پایان یک تجربه ۱۵ ساله امپراتوری رسانهای
9 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





