رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاناندازه‌گیری لرزه‌ایتوضیح و تبیین۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱:۲۲· 5 دقیقه مطالعه· در محیط زیست

مقایسه مقیاس‌های ریشتر، بزرگی گشتاور و مرکالی: هر کدام چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کنند و چرا مقیاس بزرگی گشتاور استاندارد است

در حالی که مقیاس ریشتر همچنان در زبان عامه مردم محبوب است، لرزه‌شناسی مدرن برای کمی‌سازی کل انرژی لرزه‌ای آزاد شده به مقیاس بزرگی گشتاور (Mw) و برای اندازه‌گیری خسارات موضعی سطح به مقیاس مرکالی متکی است. درک این تمایز برای واکنش اضطراری و برنامه‌ریزی زیرساخت‌ها حیاتی است.

به قلم پیام نورانی

ژئوفیزیکدانان و لرزه‌شناسان 40%مدیران بحران و مهندسان 40%مروجان علم 20%
ژئوفیزیکدانان و لرزه‌شناسان
بر فیزیک بنیادی پوسته زمین تمرکز دارند و برای کمی‌سازی دقیق کل انرژی تکتونیکی آزاد شده، به بزرگی گشتاور متکی هستند.
مدیران بحران و مهندسان
شتاب موضعی زمین و مقیاس مرکالی را برای طراحی آیین‌نامه‌های ساختمانی و هدایت واکنش فوری به بلایا در اولویت قرار می‌دهند.
مروجان علم
تلاش می‌کنند تا شکاف بین وابستگی تاریخی مردم به مقیاس ریشتر و استفاده جامعه علمی از بزرگی گشتاور را پر کنند.

پرسش‌های متداول

چرا رسانه‌ها هنوز از «مقیاس ریشتر» استفاده می‌کنند؟

اصطلاح «مقیاس ریشتر» در طول قرن بیستم عمیقاً در واژگان عمومی جا افتاد. بسیاری از رسانه‌ها به طور عامیانه از آن استفاده می‌کنند زیرا به طور گسترده‌ای شناخته شده است، حتی اگر عدد واقعی گزارش شده توسط آژانس‌های زمین‌شناسی تقریباً همیشه بزرگی گشتاور باشد.

آیا یک زلزله می‌تواند بزرگی بالاتر از ۱۰٫۰ داشته باشد؟

از نظر تئوری بله، اما عملاً خیر. بزرگی گشتاور به طول فیزیکی گسلی که گسیخته می‌شود گره خورده است. یک زلزله با بزرگی ۱۰٫۰ به یک خط گسل طولانی‌تر از هر گسل پیوسته شناخته شده روی زمین نیاز دارد.

چرا بزرگی یک زلزله گاهی پس از گزارش اولیه تغییر می‌کند؟

تخمین‌های اولیه بزرگی به سرعت توسط سیستم‌های خودکار با استفاده از اولین امواج لرزه‌ای ورودی تولید می‌شوند. با رسیدن داده‌های بیشتر از ایستگاه‌های لرزه‌نگاری دورتر، لرزه‌شناسان محاسبه کل لغزش و مساحت گسل را اصلاح می‌کنند که منجر به یک بزرگی گشتاور نهایی دقیق‌تر می‌شود.

خاک چگونه بر شدت مرکالی تأثیر می‌گذارد؟

خاک‌های نرم و آب‌گرفته می‌توانند امواج لرزه‌ای را تقویت کنند و حتی در طول لرزش شدید مانند مایع رفتار کنند (روانگرایی). این بدان معناست که محله‌ای که روی خاک نرم قرار دارد، شدت مرکالی بسیار بالاتری – و خسارت بیشتری – را نسبت به محله‌ای نزدیک که روی سنگ بستر جامد ساخته شده است، تجربه خواهد کرد.

در ۲۲ مه ۱۹۶۰، صفحه نازکا به شدت زیر صفحه آمریکای جنوبی لغزید و یک خط گسل را در مسافتی نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر گسیخت. زلزله والدیویا که در پی آن رخ داد، انرژی لرزه‌ای معادل ده‌ها هزار سلاح هسته‌ای آزاد کرد. با این حال، اگر این رویداد فاجعه‌بار صرفاً با مقیاس اصلی ریشتر اندازه‌گیری می‌شد، بزرگی آن به سختی کمی بالاتر از ۸٫۰ ثبت می‌شد، که از نظر ریاضی با زلزله‌هایی که کسری از آن انرژی را آزاد می‌کنند، قابل تمایز نبود.[1]

این اختلاف، نشان‌دهنده یک تغییر اساسی در نحوه کمی‌سازی رویدادهای لرزه‌ای توسط شبکه‌های نظارتی جهانی است. برای دهه‌ها، مردم و سیاست‌گذاران برای درک شدت زلزله به یک معیار واحد تکیه می‌کردند. امروزه، زیرساخت‌های واکنش به بلایا بر یک سیستم دوگانه استوار است: یک مقیاس برای اندازه‌گیری انرژی فیزیکی مطلق آزاد شده در اعماق زمین، و دیگری برای اندازه‌گیری لرزش موضعی تجربه شده در سطح.[2]

مقیاس ریشتر، که به طور رسمی به عنوان مقیاس بزرگی محلی (ML) شناخته می‌شود، در سال ۱۹۳۵ توسط چارلز ریشتر و بنو گوتنبرگ توسعه یافت. این مقیاس برای یک هدف بسیار خاص طراحی شده بود: اندازه‌گیری زلزله‌ها در جنوب کالیفرنیا با استفاده از ابزار خاصی به نام لرزه‌نگار پیچشی وود-اندرسون. این مقیاس راهی استاندارد برای مقایسه اندازه‌های نسبی لرزش‌های محلی فراهم کرد.[1]

سیستم ریشتر لگاریتمی بود، به این معنی که هر افزایش یک واحد کامل، نشان‌دهنده افزایش ده برابری در دامنه موج اندازه‌گیری شده بود. با این حال، ذاتاً توسط فناوری زمان خود محدود شده بود. این مقیاس حداکثر دامنه امواج لرزه‌ای با فرکانس بالا را اندازه‌گیری می‌کند، که امواجی هستند که به راحتی توسط لرزه‌نگارهای آنالوگ اولیه ثبت می‌شدند.[3]

نقص حیاتی در مقیاس ریشتر پدیده‌ای است که به عنوان «اشباع» شناخته می‌شود. با بزرگتر شدن زلزله‌ها، گسیختگی فیزیکی گسل طولانی‌تر می‌شود و وقوع رویداد زمان بیشتری می‌برد. با این حال، امواج با فرکانس بالا که توسط مقیاس ریشتر اندازه‌گیری می‌شوند، متناسب با اندازه گسیختگی رشد نمی‌کنند.[1]

هنگامی که بزرگی یک زلزله تقریباً به ۷٫۰ می‌رسد، مقیاس ریشتر عملاً به حداکثر خود می‌رسد. گسلی که برای ۵۰ کیلومتر می‌لغزد و گسلی که برای ۵۰۰ کیلومتر می‌لغزد، ممکن است دامنه‌های موج با فرکانس بالا مشابهی تولید کنند، که باعث می‌شود مقیاس ریشتر بزرگی تقریباً یکسانی به آن‌ها اختصاص دهد، علی‌رغم تفاوت عظیم در کل انرژی آزاد شده.[4]

مقیاس ریشتر در بزرگی‌های بالاتر اشباع می‌شود و نمی‌تواند انرژی واقعی آزاد شده در زلزله‌های بزرگ را ثبت کند.

برای حل این نقص سیستماتیک در اندازه‌گیری، لرزه‌شناسان توماس هنکس و هیرو کاناموری در سال ۱۹۷۹ مقیاس بزرگی گشتاور (Mw) را معرفی کردند. برخلاف ریشتر که خط موج‌دار روی لرزه‌نگار را اندازه‌گیری می‌کرد، بزرگی گشتاور خواص فیزیکی بنیادی خود زلزله را محاسبه می‌کند.

برای حل این نقص سیستماتیک در اندازه‌گیری، لرزه‌شناسان توماس هنکس و هیرو کاناموری در سال ۱۹۷۹ مقیاس بزرگی گشتاور (Mw) را معرفی کردند.

مقیاس بزرگی گشتاور از «گشتاور لرزه‌ای» مشتق شده است، یک کمیت ریاضی که سه متغیر را در هم ضرب می‌کند: سختی سنگ، مساحت کل گسلی که لغزیده است، و مسافتی که گسل جابجا شده است. این امر یک اندازه‌گیری مستقیم و بدون اشباع از کل انرژی مکانیکی آزاد شده توسط تغییر تکتونیکی فراهم می‌کند.[4]

از آنجایی که این مقیاس به انرژی فیزیکی گره خورده است و نه دامنه موج، مقیاس بزرگی گشتاور از نظر نیروی مخرب به صورت نمایی افزایش می‌یابد. افزایش ۱٫۰ واحدی در Mw تقریباً معادل ۳۲ برابر انرژی آزاد شده بیشتر است. افزایش ۲٫۰ واحدی نشان‌دهنده ۱۰۰۰ برابر انرژی بیشتر است. یک زلزله با بزرگی ۸٫۰ فقط کمی قوی‌تر از ۷٫۰ احساس نمی‌شود؛ بلکه ۳۲ برابر انرژی بیشتری را در پوسته اطراف آزاد می‌کند.[3]

هر افزایش یک واحد کامل در مقیاس بزرگی گشتاور، نشان‌دهنده ۳۲ برابر انرژی لرزه‌ای بیشتر است.

امروزه، هنگامی که سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده (USGS) یا سایر نهادهای بین‌المللی یک زلزله بزرگ را گزارش می‌دهند، تقریباً به طور انحصاری بزرگی گشتاور را گزارش می‌کنند، حتی اگر رسانه‌ها به طور عامیانه آن را مقیاس ریشتر بنامند. مقیاس Mw پایه استاندارد و سازگار جهانی را فراهم می‌کند که برای سیستم‌های هشدار سونامی بین‌المللی و استقرار سریع منابع ضروری است.[1][6]

با این حال، دانستن انرژی مطلق یک زلزله به مدیران بحران نمی‌گوید که در سطح زمین چه اتفاقی می‌افتد. یک زلزله با بزرگی ۷٫۰ در عمق ۳۰۰ کیلومتری اقیانوس، پیامدهای بسیار متفاوتی نسبت به یک زلزله ۷٫۰ دقیقاً زیر یک شهر پرجمعیت که بر روی رسوبات نرم بنا شده است، خواهد داشت.[2]

اینجاست که مقیاس شدت مرکالی اصلاح‌شده (MMI) به معیار عملیاتی حیاتی تبدیل می‌شود. در حالی که بزرگی گشتاور زلزله را در منبع آن اندازه‌گیری می‌کند، مقیاس مرکالی اثرات موضعی لرزش را در مکان‌های سطحی خاص اندازه‌گیری می‌کند.[5]

مقیاس MMI از اعداد رومی از I (احساس نشده) تا XII (تخریب کامل) استفاده می‌کند. این یک مقیاس مشاهده‌ای است که از لحاظ تاریخی بر اساس خسارات سازه‌ای و درک انسانی بنا شده است. امروزه، این مقیاس به شدت توسط داده‌های ابزاری شتاب زمین و سیستم‌های گزارش‌دهی جمع‌سپاری شده مانند برنامه «آیا آن را احساس کردید؟» سازمان USGS تقویت می‌شود.[2]

برای مهندسان عمران و برنامه‌ریزان شهری، مقیاس مرکالی احتمالاً معیار مهم‌تری است. آیین‌نامه‌های ساختمانی برای مقاومت در برابر یک بزرگی گشتاور خاص طراحی نشده‌اند؛ بلکه برای تحمل حداکثر شتاب‌های زمینی خاصی مهندسی شده‌اند که با سطوح شدت مرکالی همبستگی دارند.[5][6]

رابطه بین بزرگی گشتاور و شدت مرکالی بسیار متغیر است. ترکیب خاک نقش بسیار زیادی در این واگرایی ایفا می‌کند. خاک‌های نرم و اشباع از آب می‌توانند امواج لرزه‌ای را تقویت کنند و یک رویداد Mw متوسط را به یک رویداد MMI شدید تبدیل کنند، پدیده‌ای که به عنوان روانگرایی شناخته می‌شود.[2]

زیرساخت‌های نظارت لرزه‌ای مدرن بر ادغام هر دو مقیاس متکی است. در عرض چند دقیقه پس از گسیختگی، سیستم‌های خودکار بزرگی گشتاور را برای تعیین سطح تهدید کلی محاسبه می‌کنند. اندکی پس از آن، نقشه‌های لرزش (ShakeMaps) تولید می‌شوند که شدت‌های مرکالی تخمینی را در سراسر منطقه آسیب‌دیده ترسیم می‌کنند تا تیم‌های جستجو و نجات را به مناطقی با بالاترین احتمال خسارت هدایت کنند.[3][6]

این رویکرد دو مقیاسی نشان‌دهنده بلوغ علم ژئوفیزیک است. با تفکیک انرژی مطلق رویداد تکتونیکی از آسیب‌پذیری موضعی زیرساخت‌های انسانی، سیاست‌گذاران می‌توانند ریسک را با دقت بیشتری ارزیابی کنند، استانداردهای ساختمانی مناسب را الزامی سازند و کمک‌های هدفمند برای بلایا را مستقر کنند.[6]

چرا مهم است

اندازه‌گیری دقیق زلزله تعیین می‌کند که دولت‌ها چگونه منابع اضطراری را تخصیص دهند، مهندسان چگونه آیین‌نامه‌های ساختمانی را طراحی کنند و سیستم‌های هشدار اولیه چگونه خاموشی خودکار زیرساخت‌های حیاتی را فعال کنند. تکیه بر معیارهای منسوخ، تهدید فیزیکی واقعی رویدادهای لرزه‌ای را پنهان می‌کند.

32x
افزایش انرژی به ازای هر ۱٫۰ واحد بزرگی
7.0
بزرگی تقریبی که در آن مقیاس ریشتر اشباع می‌شود
1,000x
افزایش انرژی به ازای هر ۲٫۰ واحد بزرگی

آنچه نمی‌دانیم

  • رسانه‌های عمومی و زبان عامه با چه سرعتی اصطلاح «مقیاس ریشتر» را به طور کامل کنار گذاشته و به نفع «بزرگی» (magnitude) استفاده خواهند کرد.
  • تغییرات ناشی از اقلیم در سطح آب‌های زیرزمینی دقیقاً چگونه ممکن است خطرات روانگرایی خاک و شدت‌های موضعی مرکالی را در زلزله‌های آینده تغییر دهد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

ژئوفیزیکدانان و لرزه‌شناسان 40%مدیران بحران و مهندسان 40%مروجان علم 20%
  1. [1]USGSژئوفیزیکدانان و لرزه‌شناسان

    Moment magnitude, Richter scale - what are the different magnitude scales, and why are there so many?

    مطالعه در USGS
  2. [2]USGSژئوفیزیکدانان و لرزه‌شناسان

    What is the difference between earthquake magnitude and earthquake intensity? What is the Modified Mercalli Intensity Scale?

    مطالعه در USGS
  3. [3]USGSژئوفیزیکدانان و لرزه‌شناسان

    How Big Was That Earthquake?

    مطالعه در USGS
  4. [4]Britannicaمدیران بحران و مهندسان

    moment magnitude

    مطالعه در Britannica
  5. [5]Britannicaمدیران بحران و مهندسان

    Mercalli scale

    مطالعه در Britannica
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانمروجان علم

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.