رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانکارایی مالیاتیگزارش تشریحی· 7 دقیقه مطالعه· در دیدگاه

مثلث هاربرگر: چرا مالیات همیشه بیشتر از درآمدی که ایجاد می‌کند، برای جامعه هزینه دارد؟

واقعیت ریاضی «زیان رفاهی» ثابت می‌کند که هر مالیاتی، بخشی از ارزش اقتصادی بخش خصوصی را نابود می‌کند. درک مفهوم «مثلث هاربرگر» نشان می‌دهد که چرا مالیات‌های گسترده با نرخ پایین، بسیار کارآمدتر از مالیات‌های محدود با نرخ بالا هستند.

به قلم یاسمن قربانی

اقتصاددانان نئوکلاسیک 40%محافظه‌کاران مالی طرفدار عرضه 30%عمل‌گرایان مالیه عمومی 30%
اقتصاددانان نئوکلاسیک
بر اجتناب‌ناپذیری ریاضی زیان رفاهی تمرکز دارد و از مالیات‌های گسترده با نرخ پایین برای به حداقل رساندن انحراف بازار دفاع می‌کند.
محافظه‌کاران مالی طرفدار عرضه
از نظریه سطل سوراخ برای استدلال به نفع حداقل مالیات و دولت کوچکتر استفاده می‌کند و تاکید دارد که هزینه‌های پنهان، رشد اقتصادی را نابود می‌کنند.
عمل‌گرایان مالیه عمومی
زیان رفاهی را می‌پذیرد اما بر طراحی ساختارهای مالیاتی بهینه‌ای تمرکز دارد که بین جمع‌آوری درآمد ضروری و کارایی تعادل ایجاد کند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • نظریه‌پردازان پولی مدرن (MMT)
  • نمایندگان اتحادیه‌های کارگری

دولت برای تامین مالی کالاهای عمومی باید درآمد کسب کند، اما هر دلاری که استخراج می‌شود، انگیزه‌های فرد پرداخت‌کننده را تغییر می‌دهد. برای اینکه یک مالیات کاملاً کارآمد باشد، رفتار مشمول مالیات باید در برابر قیمت کاملاً بی‌تفاوت باشد؛ شرطی که در واقعیت تقریباً هرگز محقق نمی‌شود. وقتی دولت مالیاتی وضع می‌کند، صرفاً ثروت را از یک شهروند خصوصی به خزانه عمومی منتقل نمی‌کند. بلکه محاسبات ریاضی خرید، فروش، کار و سرمایه‌گذاری را به طور بنیادین دگرگون می‌سازد.[7]

این تغییر رفتار پدیده‌ای را ایجاد می‌کند که اقتصاددانان آن را «زیان رفاهی» می‌نامند؛ مفهومی که روی نمودارهای عرضه و تقاضا به صورت «مثلث هاربرگر» تجسم می‌یابد. این مثلث که به نام اقتصاددان آمریکایی، آرنولد هاربرگر (کسی که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ اندازه‌گیری سیستماتیک آن را پایه‌گذاری کرد) نام‌گذاری شده است، ارزش اقتصادی‌ای را کمّی‌سازی می‌کند که با وضع مالیات به سادگی دود می‌شود و به هوا می‌رود. پیش از کارهای او، بحث‌ها درباره مالیات‌ستانی اغلب به جای حسابرسی دقیق ریاضی از اتلاف منابع جامعه، بر استدلال‌های موردی درباره عدالت تکیه داشت.[1]

برای درک این سازوکار، هندسه پایه یک معامله در بازار را در نظر بگیرید. یک خریدار برای کالایی در یک قیمت مشخص ارزش قائل است و یک فروشنده می‌تواند آن را با هزینه کمتری تولید کند. تفاوت بین این دو رقم، ارزش مازادی است که توسط این مبادله ایجاد می‌شود. وقتی مالیاتی معرفی می‌شود - برای مثال، ۵۰ دلار عوارض برای هر واحد از یک کالای تولیدی - شکافی بین قیمتی که خریدار می‌پردازد و درآمدی که فروشنده نگه می‌دارد، ایجاد می‌کند.[4]

اگر این شکاف مالیاتی به اندازه کافی بزرگ باشد، برخی از معاملاتی که برای هر دو طرف سودآور بوده‌اند، دیگر انجام نمی‌شوند. خریدار منصرف می‌شود زیرا قیمت پس از مالیات بسیار بالاست و فروشنده تولید را متوقف می‌کند زیرا درآمد پس از مالیات بسیار پایین است. مازاد اقتصادی که قرار بود بین خریدار و فروشنده تقسیم شود، به سادگی ناپدید می‌شود. درآمد مالیاتی از این معاملاتِ از دست رفته صفر است، اما ارزش اجتماعی که آن‌ها می‌توانستند ایجاد کنند برای همیشه از بین می‌رود.[4]

مالیات‌ها شکافی بین خریداران و فروشندگان ایجاد می‌کنند و منطقه‌ای از زیان رفاهی را به وجود می‌آورند.

این ارزش از دست رفته همان مثلث هاربرگر است. مساحت آن با اندازه مالیات و میزان واکنش‌پذیری - یا کشش - خریداران و فروشندگان تعیین می‌شود. نکته حیاتی اینجاست که ریاضیات این مثلث دیکته می‌کند که زیان رفاهی به صورت خطی با نرخ مالیات رشد نمی‌کند. بلکه به صورت تصاعدی (مربعی) رشد می‌کند، به این معنی که با بالا رفتن نرخ، اتلاف منابع شتاب می‌گیرد.[1][4]

از آنجا که فرمول مساحت مثلث بر اساس مجذور نرخ مالیات است، دو برابر کردن مالیات، آسیب اقتصادی را دو برابر نمی‌کند؛ بلکه آن را چهار برابر می‌کند که نشان‌دهنده افزایش ۴۰۰ درصدی در اتلاف منابع است. یک مالیات ۱۰ درصدی بر کالایی با کشش بالا ممکن است ۲۰ میلیون دلار ارزش را نابود کند، در حالی که مالیات ۲۰ درصدی بر همان کالا ۸۰ میلیون دلار را نابود خواهد کرد. یک عوارض کوچک که در یک پایه گسترده از فعالیت‌های اقتصادی پخش شده باشد، انحراف نسبتاً جزئی ایجاد می‌کند، اما یک مالیات بالا که روی یک پایه محدود متمرکز شده باشد، مقدار نامتناسبی از ثروت را از بین می‌برد.[3]

اندازه‌گیری تجربی این اتلاف از زمان محاسبات اولیه هاربرگر به طور قابل توجهی تکامل یافته است. هاربرگر در مقاله برجسته خود در سال ۱۹۶۴ که در «امریکن اکونومیک ریویو» منتشر شد، زیان رفاهی مالیات بر درآمد شرکت‌ها را تخمین زد و دریافت که هزینه‌های کارایی حتی زمانی که درآمدها از طریق هزینه‌های دولتی به اقتصاد بازگردانده می‌شوند، قابل توجه است. چارچوب او ثابت کرد که مالیات‌ها تصمیم‌گیری فردی را منحرف می‌کنند، صرف‌نظر از اینکه بودجه‌ها در نهایت چگونه استفاده می‌شوند.[1]

اندازه‌گیری تجربی این اتلاف از زمان محاسبات اولیه هاربرگر به طور قابل توجهی تکامل یافته است.

اقتصاددانان مدرن مالیه عمومی این تخمین‌ها را اصلاح کرده‌اند و اغلب به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه واقعی مالیات‌ستانی بالاتر از آن چیزی است که مدل‌های اولیه پیشنهاد می‌کردند. یک مقاله کاری در سال ۲۰۰۱ از دفتر ملی پژوهش‌های اقتصادی (NBER) مستند کرد که بار اضافی نهایی - یعنی زیان رفاهی اضافه‌ای که با افزایش یک دلاری یک مالیات موجود ایجاد می‌شود - بسته به ابزار مالیاتی خاص می‌تواند بین ۱۱ تا ۵۰ سنت متغیر باشد.[3]

از آنجا که زیان رفاهی به صورت تصاعدی رشد می‌کند، دو برابر شدن نرخ مالیات، آسیب اقتصادی را چهار برابر می‌کند.

مالیات بر نیروی کار از طریق تعدیل‌های رفتاری، اتلاف قابل توجهی ایجاد می‌کند. وقتی نرخ مالیات بر درآمد افزایش می‌یابد، کارگران صرفاً نرخ بالاتری را پرداخت نمی‌کنند؛ آن‌ها خروجی اقتصادی خود را تغییر می‌دهند. آن‌ها ممکن است ساعات کمتری کار کنند، زودتر بازنشسته شوند، یا به اقتصاد غیررسمی و بدون مالیات روی بیاورند. نشریه «ریویو آف اکونومیکس اند استتیستیکس» خاطرنشان می‌کند که استراتژی‌های اجتناب از مالیات - مانند استخدام حسابداران، تغییر ساختار دستمزد به مزایای معاف از مالیات، و لابی‌گری برای یافتن روزنه‌های قانونی - منابع واقعی را مصرف می‌کنند که می‌توانستند به طور مولد به کار گرفته شوند.[5]

این هزینه انطباق به عنوان یک مالیات پنهان اضافی عمل می‌کند. زیان رفاهی واقعی مالیات بر درآمد نه تنها شامل کاهش عرضه نیروی کار است، بلکه انحراف عظیم ساختارهای جبران خدمات را نیز در بر می‌گیرد. این امر مثلث هاربرگر را به یک ذوزنقه بزرگتر از اتلاف اقتصادی گسترش می‌دهد، زیرا منابع صرف شده برای پیمایش در قوانین مالیاتی کاملاً غیرمولد هستند.[5]

مالیات بر درآمد سرمایه به ویژه مخرب است زیرا سرمایه‌گذاری کشش بالایی دارد. وقتی دولت از بازده سرمایه مالیات می‌گیرد، سرمایه‌گذاران می‌توانند به راحتی وجوه خود را به دارایی‌های دارای مزیت مالیاتی منتقل کنند، پول خود را از مرزها خارج کنند، یا به سادگی تصمیم بگیرند ثروت خود را به جای سرمایه‌گذاری، مصرف کنند.[2]

«ژورنال آف پولیتیکال اکونومی» شواهد گسترده‌ای منتشر کرده است که نشان می‌دهد اثرات وقوع و کارایی مالیات بر سرمایه در کل اقتصاد موج می‌زند. وقتی سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، موجودی سرمایه کوچک می‌شود که در نهایت بهره‌وری کارگران و دستمزدها را کاهش می‌دهد. بنابراین، زیان رفاهی محدود به سرمایه‌گذاران ثروتمندی نیست که چک مالیات را می‌نویسند؛ بلکه کل نیروی کار آن را در قالب استانداردهای پایین‌تر زندگی تحمل می‌کند.[2]

در مقابل، مالیات بر مصرف یا زمین تمایل به ایجاد مثلث‌های هاربرگر کوچکتری دارد. زمین کاملاً بی‌کشش است - در واکنش به مالیات نمی‌توان آن را جابجا کرد، پنهان کرد یا از بین برد. در نتیجه، مالیات بر ارزش زمین بدون دلسرد کردن تولید زمین، درآمد استخراج می‌کند که منجر به زیان رفاهی نظری صفر می‌شود. این امر آن را به کارآمدترین مالیات ریاضی در دسترس سیاست‌گذاران تبدیل می‌کند.[6]

استعاره «سطل سوراخ» نشان می‌دهد که چگونه انتقال ثروت از بخش خصوصی به بخش عمومی به طور ذاتی ارزش را نابود می‌کند.

موسسه کاتو با تکیه بر استعاره «سطل سوراخ» آرتور اوکون در سال ۱۹۷۵، بارها پیامدهای این هزینه‌های کارایی را برای هزینه‌های دولتی برجسته کرده است. اگر استخراج یک دلار درآمد مالیاتی ۳۰ سنت از ارزش اقتصادی خصوصی را نابود کند، پس یک برنامه دولتی باید حداقل ۱.۳۰ دلار منافع اجتماعی ایجاد کند تا فقط به نقطه سر به سر برسد. این چارچوب، تحلیل هزینه-فایده سیاست عمومی را به طور بنیادین تغییر می‌دهد و آستانه آنچه را که یک مداخله دولتی موفق تلقی می‌شود، بالا می‌برد.[4]

«ژورنال آف اکونومیک لیترچر» تاکید می‌کند که این محاسبات کارایی صرفاً تمرین‌های آکادمیک نیستند؛ آن‌ها بستر اقتصاد رفاه کاربردی هستند. سیاست‌گذاران باید دائماً نیاز به درآمد را در برابر ضرورت به حداقل رساندن انحراف اقتصادی متعادل کنند. مقاله‌ای در سال ۱۹۷۱ در این نشریه، اصول اولیه را برای ارزیابی این بده‌بستان‌ها پایه‌گذاری کرد و مثلث هاربرگر را به عنوان معیار استاندارد برای ارزیابی‌های اثرات نظارتی تثبیت نمود.[6]

واقعیت ریاضی مثلث هاربرگر دیکته می‌کند که ساختار یک سیستم مالیاتی تعیین می‌کند چه مقدار از کل ثروت از فرآیند استخراج جان سالم به در می‌برد. نادیده گرفتن ماهیت تصاعدی زیان رفاهی، جامعه‌ای فقیرتر را تضمین می‌کند، زیرا هزینه نامرئی معاملات ناپدید شده با هر افزایش نرخ، مرکب می‌شود. مرز بعدی در مالیه عمومی تنها محاسبه این اتلاف نیست، بلکه طراحی قوانین مالیاتی است که اندازه این مثلث را پیش از جمع‌آوری درآمد به حداقل برساند.[7]

نکات کلیدی

  1. هر مالیاتی انگیزه‌های اقتصادی را تغییر می‌دهد و مانع از انجام برخی معاملات سودآور دوجانبه می‌شود.
  2. ارزش اجتماعی از دست رفته ناشی از این معاملات ناپدید شده، به عنوان «زیان رفاهی» یا «مثلث هاربرگر» شناخته می‌شود.
  3. زیان رفاهی به صورت تصاعدی (مربعی) رشد می‌کند، به این معنی که دو برابر شدن نرخ مالیات، آسیب اقتصادی را چهار برابر می‌کند.
  4. مالیات بر پایه‌های با کشش بالا، مانند سرمایه‌گذاری، هزینه‌های کارایی به مراتب بزرگتری ایجاد می‌کند.
  5. نظریه «سطل سوراخ» دیکته می‌کند که یک برنامه دولتی باید ارزش بسیار بیشتری نسبت به هزینه خود ایجاد کند تا بتواند زیان رفاهی ناشی از تامین مالی آن را جبران کند.

چرا مهم است

هر بحثی درباره سیاست‌های مالیاتی و هزینه‌های دولت، بر یک بده‌بستان ریاضی نامرئی استوار است. درک مفهوم زیان رفاهی به رأی‌دهندگان و سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد تا هزینه واقعی برنامه‌های عمومی را ببینند؛ هزینه‌ای که همیشه از رقم خام دلاری جمع‌آوری‌شده توسط خزانه‌داری بیشتر است.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان نئوکلاسیک 40%محافظه‌کاران مالی طرفدار عرضه 30%عمل‌گرایان مالیه عمومی 30%
  1. [1]American Economic Reviewاقتصاددانان نئوکلاسیک

    The Measurement of Waste

    مطالعه در American Economic Review
  2. [2]Journal of Political Economyاقتصاددانان نئوکلاسیک

    The Incidence and Efficiency Effects of Taxes on Income from Capital

    مطالعه در Journal of Political Economy
  3. [3]NBERاقتصاددانان نئوکلاسیک

    Taxation and Economic Efficiency

    مطالعه در NBER
  4. [4]Cato Instituteمحافظه‌کاران مالی طرفدار عرضه

    Federal Government Spending Is a Leaky Bucket

    مطالعه در Cato Institute
  5. [5]The Review of Economics and Statisticsاقتصاددانان نئوکلاسیک

    Tax Avoidance and the Deadweight Loss of the Income Tax

    مطالعه در The Review of Economics and Statistics
  6. [6]Journal of Economic Literatureاقتصاددانان نئوکلاسیک

    Three Basic Postulates for Applied Welfare Economics: An Interpretive Essay

    مطالعه در Journal of Economic Literature
  7. [7]تیم سردبیری کوهستانعمل‌گرایان مالیه عمومی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.