رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمالیات شرکتیتوضیح و تحلیل۸ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۳۰· 6 دقیقه مطالعه· در متا

سازوکار حداقل مالیات جهانی: قانون ۱۵ درصدی OECD چگونه واقعاً کار می‌کند و چه کسی آن را می‌پردازد؟

چارچوب ستون دوم سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نرخ حداقل مالیات شرکتی جهانی ۱۵ درصدی را تعیین می‌کند و اساساً نظام مالیات بین‌المللی را تغییر می‌دهد. با استفاده از یک سیستم پیچیده از مالیات‌های تکمیلی درهم‌تنیده، این قوانین تضمین می‌کنند که شرکت‌های چندملیتی سهم عادلانه خود را صرف نظر از محل فعالیتشان بپردازند.

به قلم غزل بختیاری

مقامات مالیاتی جهانی 40%مشاوران مالیاتی شرکت‌ها 35%تحلیلگران سیاست‌گذاری 25%
مقامات مالیاتی جهانی
اولویت‌دهی به تثبیت درآمد و حذف انتقال سود مصنوعی.
مشاوران مالیاتی شرکت‌ها
تمرکز بر مکانیسم‌های فنی، بارهای انطباق و بازسازی استراتژیک مورد نیاز.
تحلیلگران سیاست‌گذاری
ارزیابی تأثیرات اقتصاد کلان، عدالت قضایی و اصطکاک قانونی اجرای مقررات.

نکات کلیدی

  1. ستون دوم نرخ مؤثر مالیاتی حداقل ۱۵ درصدی جهانی را برای شرکت‌های چندملیتی با درآمد بیش از ۷۵۰ میلیون یورو تعیین می‌کند.
  2. این چارچوب کشورها را مجبور به افزایش نرخ‌ها نمی‌کند؛ بلکه از مالیات‌های تکمیلی برای جمع‌آوری مابه‌التفاوت در صورتی که کشور میزبان مالیات کمتری بگیرد، استفاده می‌کند.
  3. قانون شمول درآمد (IIR) به کشورهای مادر اجازه می‌دهد سودهای کم‌مالیات شرکت‌های فرعی خارجی را مشمول مالیات قرار دهند.
  4. قانون سودهای کم‌مالیات (UTPR) به عنوان یک پشتیبان عمل می‌کند، در صورتی که کشور مادر از اجرای IIR امتناع ورزد.
  5. بسیاری از حوزه‌های قضایی کم‌مالیات در حال اجرای QDMTTهای خود هستند تا درآمد تکمیلی را به صورت محلی جذب کنند.
  6. انطباق نیازمند ترکیب پیچیده صلاحیت قضایی است که اساساً سیستم‌های حسابداری شرکتی را تغییر می‌دهد.

چرا مهم است

این چارچوب عملاً به «رقابت برای رسیدن به کف» در نرخ‌های مالیات شرکتی که دهه‌ها طول کشیده، پایان می‌دهد؛ زیرا انگیزه شرکت‌های چندملیتی برای انتقال سود به پناهگاه‌های مالیاتی صفر را از بین می‌برد. برای شرکت‌های جهانی، این امر دوران بی‌سابقه‌ای از پیچیدگی انطباق و ترکیب صلاحیت‌های قضایی را به ارمغان می‌آورد.

رایج‌ترین تصور غلط در مورد حداقل مالیات جهانی جدید OECD این است که این قانون به عنوان یک معاهده جهانی عمل می‌کند و هر کشور مستقلی را مجبور می‌سازد که نرخ مالیات شرکتی خود را به ۱۵ درصد افزایش دهد. در واقع، این چارچوب – که رسماً به عنوان ستون دوم طرح فرسایش پایه و انتقال سود (BEPS) شناخته می‌شود – دیکته نمی‌کند که کشورها چه نرخ‌های مالیاتی را می‌توانند تعیین کنند. در عوض، یک شبکه درهم‌تنیده از قوانین داخلی ایجاد می‌کند که به کشورهای دیگر اجازه می‌دهد در صورتی که کشور میزبان از انجام این کار امتناع ورزد، سودهای کم‌مالیات یک شرکت چندملیتی را مشمول مالیات قرار دهند.[1][3]

آنچه واقعاً اجرا شده، یک مرجع مالیاتی جهانی نیست، بلکه یک سازوکار دفاعی هماهنگ است. قوانین ضد فرسایش پایه جهانی (GloBE) برای شرکت‌های چندملیتی (MNEs) با درآمدهای جهانی بیش از ۷۵۰ میلیون یورو اعمال می‌شود. اگر یک شرکت فرعی از این غول‌ها در هر حوزه قضایی، نرخ مؤثر مالیاتی (ETR) کمتر از ۱۵ درصد بپردازد، این قوانین یک «مالیات تکمیلی» را برای پر کردن این شکاف فعال می‌کنند.[2][4]

سیاست‌گذاران اغلب ستون دوم را به عنوان یک «کف ۱۵ درصدی» ساده بازاریابی می‌کنند، اما مکانیسم‌های واقعی آن یک هزارتوی پیچیده از ترکیب صلاحیت قضایی و اعمال متوالی قوانین است. این سیستم بر دو سازوکار اصلی تکیه دارد: قانون شمول درآمد (IIR) و قانون سودهای کم‌مالیات (UTPR). این دو با هم، یک شبکه ایمنی را تشکیل می‌دهند که برای به دام انداختن انتقال سود، صرف نظر از ساختاردهی شرکت، طراحی شده است.[3][7]

نحوه تعامل قانون شمول درآمد (IIR) و قانون سودهای کم‌مالیات (UTPR) برای جذب سودهای کم‌مالیات.

قانون شمول درآمد (IIR) به عنوان موتور اصلی ستون دوم عمل می‌کند. این قانون به صورت بالا به پایین اجرا می‌شود: اگر یک شرکت فرعی در یک حوزه قضایی کم‌مالیات، نرخ مؤثر مالیاتی (ETR) مثلاً ۹ درصد بپردازد، IIR به کشوری که نهاد مادر نهایی در آن مستقر است اجازه می‌دهد تا ۶ درصد مالیات تکمیلی باقی‌مانده را جمع‌آوری کند. این امر فوراً مزیت پارک کردن سود در یک پناهگاه مالیاتی را خنثی می‌کند، زیرا کشور مبدأ شرکت مادر به سادگی این تفاوت را جذب می‌کند.[2][6]

اما اگر خود شرکت مادر در یک پناهگاه مالیاتی مستقر باشد که از اجرای IIR امتناع می‌ورزد، چه؟ اینجاست که قانون سودهای کم‌مالیات (UTPR) به عنوان پشتیبان وارد عمل می‌شود. UTPR به صورت پایین به بالا عمل می‌کند: این قانون به کشورهایی که سایر شرکت‌های فرعی چندملیتی در آنجا قرار دارند، اجازه می‌دهد تا برای جمع‌آوری سهم خود از مالیات تکمیلی، کسرها را رد کنند یا تعدیلات معادل اعمال نمایند.[4][7]

با این حال، جذاب‌ترین قابلیت ستون دوم، حداقل مالیات تکمیلی داخلی واجد شرایط (QDMTT) است. در حالی که IIR و UTPR به کشورهای خارجی اجازه می‌دهند سودهای کم‌مالیات یک کشور میزبان را مشمول مالیات قرار دهند، QDMTT به کشور میزبان اجازه می‌دهد بگوید: «ما خودمان آن مالیات تکمیلی را جمع‌آوری خواهیم کرد.»[2][8]

اعمال متوالی قوانین ستون دوم، حق کشور میزبان برای اخذ مالیات را در اولویت قرار می‌دهد.

با اجرای QDMTT، حوزه‌های قضایی سنتی کم‌مالیات می‌توانند حداقل ۱۵ درصد را به صورت محلی جذب کنند و از سرازیر شدن درآمد به کشور مبدأ شرکت مادر جلوگیری نمایند. این یک تغییر استراتژیک مهم است که باید به آن توجه داشت.[4][5]

با اجرای QDMTT، حوزه‌های قضایی سنتی کم‌مالیات می‌توانند حداقل ۱۵ درصد را به صورت محلی جذب کنند و از سرازیر شدن درآمد به کشور مبدأ شرکت مادر جلوگیری نمایند.

پیچیدگی اصلی در نحوه محاسبه واقعی ۱۵ درصد نهفته است. این محاسبه بر اساس نرخ قانونی اعلام‌شده که اغلب پر از خلأهای قانونی است، انجام نمی‌شود، بلکه بر اساس نرخ مؤثر مالیاتی (ETR) است. ETR بر اساس صلاحیت قضایی محاسبه می‌شود؛ به این معنی که یک شرکت باید درآمد و مالیات‌های تمام نهادهای خود را در یک کشور واحد تجمیع کند تا مشخص شود آیا آستانه ۱۵ درصد برآورده شده است یا خیر.[2][3]

این قوانین کاملاً عاری از استثنا نیستند. این چارچوب شامل یک «معافیت درآمد مبتنی بر ماهیت» است که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد بخشی از درآمد خود را بر اساس دارایی‌های فیزیکی و حقوق و دستمزدی که واقعاً در یک حوزه قضایی دارند، کنار بگذارند. این تمایز، انتقال سود مصنوعی را که جریمه می‌شود، از فعالیت اقتصادی واقعی که مورد پذیرش قرار می‌گیرد، جدا می‌کند.[4][7]

برای شرکت‌های چندملیتی، بار انطباق بسیار سنگین است. شرکت‌ها اکنون باید نرخ مؤثر مالیاتی خود را در هر حوزه قضایی که در آن فعالیت می‌کنند، محاسبه کنند. این امر مستلزم نقاط داده‌ای است که بسیاری از سیستم‌های فعلی برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP) به سادگی آن‌ها را ردیابی نمی‌کنند. این تغییر از گزارش‌دهی تلفیقی جهانی به محاسبه دقیق ETR به تفکیک کشور، نشان‌دهنده یک بازآرایی اساسی در حسابداری شرکتی است.[1][5]

در حالی که OECD تخمین می‌زند ستون دوم سالانه تا ۲۲۰ میلیارد دلار درآمد مالیاتی اضافی جهانی ایجاد کند، تحلیلگران شکاک اشاره می‌کنند که گسترش QDMTT به این معنی است که درآمد احتمالاً در حوزه‌های قضایی که سود در حال حاضر در آنجا ثبت می‌شود، باقی خواهد ماند، نه اینکه به کشورهای مبدأ شرکت‌های مادر بازگردد. به این ترتیب، «پناهگاه‌های مالیاتی» صرفاً به «پناهگاه‌های ۱۵ درصدی» تبدیل می‌شوند.[3][6]

شرکت‌های چندملیتی برای انطباق با الزامات ترکیب صلاحیت قضایی، با بار انطباق عظیمی روبرو هستند.

جدول زمانی اجرا تکه‌تکه بوده است. در حالی که اتحادیه اروپا، بریتانیا و چندین اقتصاد آسیایی با قوانین داخلی برای اجرای این مقررات از سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ پیش رفته‌اند، ایالات متحده – که مفهوم مشابهی را با رژیم GILTI خود پیشگام بود – برای همسو کردن قوانین داخلی خود با مدل OECD با مشکل مواجه شده است.[3][7]

قوانین GILTI ایالات متحده (مالیات بر درآمد کم‌مالیات نامشهود جهانی) بر اساس ترکیب جهانی عمل می‌کنند، در حالی که ستون دوم نیازمند ترکیب صلاحیت قضایی است. این ناهماهنگی فنی به این معنی است که شرکت‌های چندملیتی آمریکایی ممکن است مشمول UTPRهای خارجی شوند، مگر اینکه ایالات متحده قانون مالیاتی خود را برای دستیابی به وضعیت «همزیستی» با چارچوب OECD اصلاح کند.[5][8]

کشورهای در حال توسعه واکنش‌های متفاوتی به این چارچوب نشان داده‌اند. در حالی که این قانون از استخراج سودهای بدون مالیات جلوگیری می‌کند، پیچیدگی مدیریت قوانین – به ویژه UTPR – نیازمند ظرفیت اداری قابل توجهی است. برخی استدلال می‌کنند که این قوانین به طور نامتناسبی به نفع کشورهای ثروتمند و دارای مقر اصلی فراوان است.[2][4]

در نهایت، ستون دوم به رقابت مالیاتی پایان نمی‌دهد؛ بلکه صرفاً قوانین بازی را تغییر می‌دهد. کشورها احتمالاً از رقابت بر سر نرخ‌های مالیات شرکتی اعلام‌شده، به رقابت بر سر یارانه‌ها، کمک‌های مالی و اعتبارات مالیاتی قابل استرداد روی خواهند آورد – مشوق‌هایی که تحت محاسبات نرخ مؤثر مالیاتی GloBE به شکل مطلوب‌تری در نظر گرفته می‌شوند. این یعنی رقابت همچنان ادامه دارد، اما در قالب‌های جدید.[1][8]

روند رویداد

  1. ۲۰۱۳

    OECD پروژه فرسایش پایه و انتقال سود (BEPS) را برای مقابله با فرار مالیاتی جهانی راه‌اندازی می‌کند.

  2. اکتبر ۲۰۲۱

    ۱۳۶ کشور با راه‌حل دو ستونی، شامل حداقل مالیات جهانی ۱۵ درصدی، موافقت می‌کنند.

  3. دسامبر ۲۰۲۱

    OECD قوانین مدل GloBE را منتشر می‌کند و چارچوب فنی ستون دوم را ارائه می‌دهد.

  4. دسامبر ۲۰۲۲

    کشورهای عضو اتحادیه اروپا به اتفاق آرا دستورالعمل اجرای ستون دوم را تصویب می‌کنند.

  5. ژانویه ۲۰۲۴

    قانون شمول درآمد (IIR) در حوزه‌های قضایی پیشگام شروع به اجرا می‌کند.

  6. ژانویه ۲۰۲۵

    اجرای پشتیبان قانون سودهای کم‌مالیات (UTPR) به طور گسترده برنامه‌ریزی شده است.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

OECD و کشورهای حامی

ستون دوم را به عنوان تثبیت ضروری پایه مالیاتی جهانی می‌بینند.

این اردوگاه استدلال می‌کند که حداقل مالیات ۱۵ درصدی یک پیروزی تاریخی برای عدالت مالیاتی است و به «رقابت برای رسیدن به کف» که دهه‌ها دولت‌ها را از درآمد محروم کرده، پایان می‌دهد. آن‌ها تأکید می‌کنند که ماهیت درهم‌تنیده IIR و UTPR، انطباق را حتی از حوزه‌های قضایی غیرمشارکت‌کننده تضمین می‌کند و زمین بازی برابری را برای کسب‌وکارهای داخلی که نمی‌توانند سود را به صورت مصنوعی به خارج منتقل کنند، ایجاد می‌نماید.

خزانه‌داران شرکت‌های چندملیتی

تمرکز بر بار انطباق عظیم و پتانسیل مالیات مضاعف.

ذینفعان شرکتی اشاره می‌کنند که تغییر از گزارش‌دهی تلفیقی جهانی به ترکیب صلاحیت قضایی، نیازمند بازنگری کامل سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمانی است. آن‌ها استدلال می‌کنند که پیچیدگی محاسبه مالیات‌های پوشش‌داده‌شده و درآمد GloBE در صدها نهاد، منجر به هزینه‌های اداری هنگفتی خواهد شد و هشدار می‌دهند که اجرای ناهماهنگ بین کشورها می‌تواند به مالیات مضاعف و اختلافات حقوقی طولانی‌مدت منجر شود.

حامیان اقتصادهای در حال توسعه

استدلال می‌کنند که قوانین بیش از حد پیچیده هستند و به نفع کشورهای ثروتمند و دارای مقر اصلی فراوان می‌باشند.

منتقدان از کشورهای در حال توسعه خاطرنشان می‌کنند که سازوکار اصلی، یعنی قانون شمول درآمد (IIR)، ذاتاً به نفع کشورهایی است که نهادهای مادر نهایی در آنجا مستقر هستند – عمدتاً در شمال جهانی. در حالی که UTPR یک پشتیبان فراهم می‌کند، آن‌ها استدلال می‌کنند که کشورهای در حال توسعه اغلب فاقد ظرفیت اداری برای اجرای آن هستند، به این معنی که درآمدهای وعده داده شده ممکن است تا حد زیادی از کشورهایی که فعالیت اقتصادی واقعی در آنجا رخ می‌دهد، عبور کند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مقامات مالیاتی جهانی 40%مشاوران مالیاتی شرکت‌ها 35%تحلیلگران سیاست‌گذاری 25%
  1. [1]OECDمقامات مالیاتی جهانی

    OECD releases Pillar Two model rules for domestic implementation of 15% global minimum tax

    مطالعه در OECD
  2. [2]OECDمقامات مالیاتی جهانی

    Global Anti-Base Erosion Model Rules (Pillar Two), Frequently Asked Questions

    مطالعه در OECD
  3. [3]Tax Policy Centerتحلیلگران سیاست‌گذاری

    What are the OECD Pillar 1 and Pillar 2 international taxation reforms?

    مطالعه در Tax Policy Center
  4. [4]Deloitteمشاوران مالیاتی شرکت‌ها

    OECD Pillar Two - Global Minimum Tax

    مطالعه در Deloitte
  5. [5]House of Lords Libraryتحلیلگران سیاست‌گذاری

    Tax implications of corporate profit shifting

    مطالعه در House of Lords Library
  6. [6]Revenueمقامات مالیاتی جهانی

    What are the Pillar Two rules?

    مطالعه در Revenue
  7. [7]McDermott Will & Schulteمشاوران مالیاتی شرکت‌ها

    An Overview of OECD Pillar 2

    مطالعه در McDermott Will & Schulte
  8. [8]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران سیاست‌گذاری

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.