رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانشفافیت شرکتیمالکیت سودمند نهایی· 8 دقیقه مطالعه· در اخبار و سیاست

تقسیم سهام زیر ۲۵ درصد؛ چگونه شبکه‌های فراساحلی مالکان نهایی را قانوناً پنهان می‌کنند

چارچوب‌های جهانی مبارزه با پول‌شویی شرکت‌ها را موظف می‌کنند هر فرد دارای سهم ۲۵ درصدی یا بیشتر را معرفی کنند. با این حال، مالکان نهایی از طریق خرد کردن مالکیت میان پنج یا چند نهاد فراساحلی، این آستانه گزارش‌دهی را به‌طور قانونی دور زده و نامرئی باقی می‌مانند.

به قلم مریم علوی

به‌طور خلاصه

  • چارچوب‌های عمده نظارتی از سقف مالکیت ۲۵ درصدی به عنوان معیار معرفی اشخاص حقیقی به دفاتر ثبت استفاده می‌کنند.
  • مشاوران ثروت با تقسیم دارایی میان پنج یا چند شرکت هلدینگ فراساحلی و نگه‌داشتن سهم هر یک زیر آستانه الزامی، این قانون را دور می‌زنند.
  • اگرچه آزمون تکمیلی 'کنترل موثر' برای به دام انداختن مدیران سایه وجود دارد، اما اثبات قضایی آن بسیار دشوارتر از بررسی درصدهای مشخص سهام است.

هنگامی که شبکه مبارزه با جرایم مالی ایالات متحده (فین‌سن) در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۲ دستورالعمل نهایی قانون شفافیت شرکتی را منتشر کرد، این سند ۳۳۰ صفحه‌ای یک سقف ریاضی مشخص را وارد قوانین فدرال کرد. این مقررات با دقت معین می‌کرد که هنگام تأسیس یک شرکت جدید در آمریکا، هویت چه کسانی باید شفاف‌سازی شود.[1]

بر اساس این قانون، اطلاعات هر فردی که دست‌کم ۲۵ درصد از سهام یک شرکت را در اختیار داشته باشد یا بر آن کنترل اعمال کند، باید به دولت ارائه شود. این آستانه عددی بدعت واشنگتن نبود، بلکه دقیقاً بازتاب‌دهنده استاندارد جهانی تعیین‌شده توسط کارگروه اقدام مالی (FATF) و قوانین اتحادیه اروپا بود.[1][2]

برای ناظران بخش مالی، حد نصاب ۲۵ درصدی نوعی سازش عمل‌گرایانه میان ردیابی ثروت‌های نامشروع و غرق شدن در انبوه پرونده‌های اداری به شمار می‌رود. فرض حاکم این است که دارنده یک‌چهارم سهام یک مجموعه از نفوذ کافی برای هدایت آن برخوردار است، در حالی که از سهام‌داران خرد که صرفاً به دنبال سود سرمایه‌گذاری غیرفعال هستند، چشم‌پوشی می‌شود.[4]

با این حال، برای شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات ثبت و ساختاردهی شرکتی که تخصص آن‌ها استتار ثروت است، این حد نصاب نه یک دام امنیتی، بلکه یک دستورالعمل اجرایی است. شبکه‌های فراساحلی با شناخت دقیق مرز فعال‌سازی تعهد گزارش‌دهی، ساختارهای پیچیده‌ای طراحی می‌کنند که به‌طور قانونی زیر رادار نظارتی قرار می‌گیرد.[4]

سازوکار این روش بسیار روشن است: اگر فردی بخواهد یک دارایی عظیم را بدون ثبت نامش در پایگاه‌های داده دولتی کنترل کند، صرفاً سهام آن را خرد می‌کند. تقسیم مالکیت میان پنج نهاد فراساحلی مجزا که هر کدام دقیقاً ۲۰ درصد سهم دارند، الزامات شفاف‌سازی هویتی را به کلی خنثی می‌کند.[4]

با خرد کردن سهام به بخش‌های پنج‌گانه، یک ذی‌نفع می‌تواند به‌طور قانونی از افشای اجباری اطلاعات بگریزد.

معماری پنهان‌کاری شرکتی

این ترفند خرد کردن سهام بر تمایز بنیادین میان مالکیت قانونی و مالکیت سودمند نهایی استوار است. ثبت شرکت‌ها تنها مالک قانونی را ثبت می‌کند که غالباً یک شرکت دیگر یا یک سهام‌دار پوششی است، در حالی که مالک سودمند همان شخص حقیقی است که در نهایت از عواید دارایی نفع می‌برد.

وقتی مالکیت در چند حوزه قضایی پراکنده می‌شود، بازرسان ناچارند تمام شاخه‌های این درخت شرکتی را به‌طور هم‌زمان ردیابی کنند. یک دارایی منفرد ممکن است در تملک پنج شرکت با مسئولیت محدود ثبت‌شده در ایالت دلاور باشد که خود آن‌ها متعلق به پنج شرکت هلدینگ مستقر در جزایر ویرجین بریتانیا هستند.[4]

از آنجا که هیچ نهاد مستقلی در این زنجیره به سهم ۲۵ درصدی نمی‌رسد، ماشه گزارش‌دهی اجباری هرگز چکانده نمی‌شود. بنابراین ذی‌نفع واقعی نه از طریق زیر پا گذاشتن قانون، بلکه با رعایت مو به موی مرزهای ریاضی آن، از دید نهادهای ناظر پنهان می‌ماند.[4]

بانک جهانی ابعاد مخرب این ساختارهای مبهم را مستند کرده است. در تحلیل ۲۱۳ پرونده بزرگ فساد اقتصادی، پژوهشگران دریافتند که ۷۰ درصد از این پرونده‌ها بر شرکت‌های صوری برای پول‌شویی متکی بوده‌اند و غالباً از همین روزنه‌های حد نصاب برای پنهان کردن طراحان اصلی فساد استفاده کرده‌اند.[3]

کشورهای در حال توسعه سنگین‌ترین تاوان مالی را بابت این نقطه کور نظارتی می‌پردازند. بانک جهانی برآورد می‌کند که جریان‌های غیرقانونی مالی سالانه نزدیک به ۴۱۶ میلیارد دلار زیان مالیاتی به کشورهای در حال توسعه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین وارد می‌کنند که بخش عمده آن از طریق همین ابزارهای شرکتی کدر انجام می‌شود.[3]

کشورهای در حال توسعه سالانه حدود ۴۱۶ میلیارد دلار درآمد را به دلیل جریان‌های مالی غیرقانونی از دست می‌دهند.

تبصره کنترل موثر و محدودیت‌های اجرایی

قوانین مدرن شفافیت برای خنثی کردن این شیوه، معیار دومی به نام شاخص کنترل موثر وضع کرده‌اند. طبق دستورالعمل‌های فین‌سن و بخشنامه‌های ضد پول‌شویی اتحادیه اروپا، اطلاعات فردی که نفوذ قابل توجهی بر شرکت دارد، صرف‌نظر از درصد مالکیت رسمی‌اش، باید گزارش شود.[1]

این آزمون کنترل با هدف شناسایی مدیران در سایه، مدیران ارشد اجرایی یا افرادی که حق وتوی تصمیمات اساسی شرکت را در اختیار دارند طراحی شده است. از لحاظ نظری، این بند مانع از آن می‌شود که یک سرمایه‌دار کلان پشت پنج شرکت هلدینگ ۲۰ درصدی پنهان شود، مشروط بر اینکه امور روزمره دارایی را شخصاً اداره کند.

در عمل، اثبات کنترل موثر از بیرون سازمان به شدت دشوار است. برخلاف سهم مالکیتی که با اعداد مشخص در جدول توزیع سهام درج می‌شود، کنترل عمدتاً از طریق توافقات شفاهی، قراردادهای ثبت‌نشده یا ساختارهای تراست پیچیده اعمال می‌شود که زنجیره تصمیم‌گیری را مخدوش می‌کنند.

واسطه‌های خدمات شرکتی با گماردن مدیران صوری یا اسمی از این ابهام سوءاستفاده می‌کنند؛ افرادی بومی که در ازای دریافت دستمزد اسناد را امضا کرده و نامشان در دفاتر ثبت درج می‌شود. این مدیران اسمی دارای اختیارات اداری رسمی هستند و در نتیجه، در حالی که سهام خرد شده باقی مانده، ذی‌نفع اصلی را از گزند آزمون کنترل موثر حفظ می‌کنند.[4]

بنابراین نهادهای مجری قانون ناچارند منابع هنگفتی را برای رمزگشایی از این تشکیلات صرف کنند. بدون وجود یک آستانه مالکیتی صریح، بازرسان مجبورند برای اثبات گرداننده واقعی به احضاریه‌های قضایی، اطلاعات افشاگران یا نشت داده‌ها مانند اسناد پاناما متوسل شوند.[4]

تشتت ساختار جهانی و آربیتراژ نظارتی

ناهمگونی و تشتت دفاتر ثبت شرکت‌ها در سطح بین‌المللی کارآمدی این ترفند را دوچندان کرده است. هرچند کارگروه اقدام مالی آستانه ۲۵ درصدی را توصیه می‌کند، اما شیوه گردآوری یا راستی‌آزمایی داده‌ها را تعیین نمی‌کند که این امر به تفاوت‌های عمیق میان کشورها انجامیده است.[2]

اتحادیه اروپا تلاش کرد این وضعیت را از طریق دستورالعمل‌های ضد پول‌شویی یکپارچه کند و اعضا را به راه‌اندازی سامانه‌های مرکزی ثبت مالکان سودمند ملزم ساخت. با این حال، رأی سال ۲۰۲۲ دیوان دادگستری اتحادیه اروپا با استناد به حق حریم خصوصی، دسترسی عمومی به این پایگاه‌های داده را محدود کرد.[4]

مدیران صوری با در اختیار داشتن اختیارات حقوقی، ارتباط ذی‌نفع اصلی با آزمون‌های کنترل را مسدود می‌کنند.

این محدودیت قضایی مانعی بزرگ در برابر روزنامه‌نگاران و نهادهای جامعه مدنی برای تطبیق داده‌های مالکیتی فرامرزی ایجاد کرد. وقتی درهای سامانه‌ها به روی عموم بسته باشد، کشف ارتباط میان پنج نهاد فراساحلی با سهم‌های ۲۰ درصدی صرفاً بر دوش واحدهای اطلاعات مالی ملی می‌افتد که دچار کمبود منابع و انزوای اداری هستند.[4]

هم‌زمان در ایالات متحده، قانون شفافیت شرکتی با موانع ساختاری داخلی روبه‌رو است. تلاش‌های قانون‌گذاری اخیر به دنبال محدود کردن گزارش‌دهی مالکیت سودمند تنها به شرکت‌های دارای مالکیت خارجی بوده‌اند؛ امری که عملاً میلیون‌ها شرکت داخلی را از ارائه همان اطلاعاتی که قانون برای افشای آن‌ها تدوین شده بود معاف می‌کند.[4]

این وضعیت بستری برای آربیتراژ نظارتی فراهم می‌آورد تا مدیران ثروت حوزه‌هایی را برگزینند که کمترین سطح نظارت یا بالاترین سدهای رازداری را دارند. چنانچه کشوری آستانه را کاهش دهد یا آزمون کنترل را سخت‌تر کند، ساختار شرکت به سادگی به محیطی با انعطاف بیشتر منتقل می‌شود.[4]

این وضعیت بستری برای آربیتراژ نظارتی فراهم می‌آورد تا مدیران ثروت حوزه‌هایی را برگزینند که کمترین سطح نظارت یا بالاترین سدهای رازداری را دارند.

حرکت به سمت کاهش آستانه‌های مالکیتی

برخی کشورها و نهادها با درک آسیب‌پذیری معیار ۲۵ درصدی، روند کاهش این سقف را آغاز کرده‌اند. مقررات جدید ضد پول‌شویی اتحادیه اروپا که قرار است در سال ۲۰۲۷ اجرایی شود، این اختیار را به کمیسیون اروپا می‌دهد که آستانه شناسایی را برای نهادهای پرریسک تا ۱۵ درصد کاهش دهد.

بخش‌های پرخطر پیش از این نیز استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری در پیش گرفته‌اند. در صنایعی که آسیب‌پذیری بالایی در برابر پول‌شویی دارند، از قبیل کازینوها، ارائه‌دهندگان خدمات دارایی مجازی و صنایع استخراجی، رگولاتورها غالباً آستانه مالکیت را به ۱۰ یا حتی ۵ درصد تقلیل می‌دهند تا نظارت جامعی اعمال کنند.

ابتکار شفافیت صنایع استخراجی اکنون ۵۲ کشور عضو خود را ملزم به افشای داده‌های مالکیت سودمند برای تمامی شرکت‌های فعال در حوزه قضایی‌شان کرده است. این رویکرد بخشی، قاعده عام ۲۵ درصدی را کنار زده و شفافیت را بر بخش‌هایی متمرکز می‌کند که خطرات فساد در آن‌ها از گذشته بالا بوده است.[3]

نهادهای چندجانبه نیز الزامات تدارکاتی خود را تشدید کرده‌اند. بانک جهانی و بانک توسعه آفریقا اکنون برندگان مناقصه‌های بزرگ دولتی را ملزم به افشای مالکان سودمند نهایی می‌کنند تا تعارض منافع شناسایی شده و از تبانی‌های سودآور در مناقصات جلوگیری شود.[3]

حوزه‌های قضایی فراساحلی اغلب زیرساخت‌های حقوقی لازم برای خرد کردن مالکیت شرکت‌ها را مهیا می‌سازند.

علیرغم این اقدامات منطقه‌ای، کف استاندارد بین‌المللی کماکان روی ۲۵ درصد قفل مانده است. تا زمانی که قطب‌های بزرگ مالی جهان به شکل یکپارچه این حد نصاب را پایین نیاورند یا سامانه‌های ثبت داده‌ها را متصل و راستی‌آزمایی نکنند، خرد کردن سهام راهکاری کاملاً قانونی برای ثروتمندان باقی خواهد ماند.[4]

مرزهای عملی شفافیت مالی

تداوم این خلأ قانونی نشانه تعارض بنیادین در حقوق شرکت‌ها میان احترام به حریم خصوصی تجاری و منافع عمومی ناشی از مقابله با جرایم مالی است. نهادهای ناظر از الزام به شفافیت مطلق هراس دارند، زیرا نگرانند این موضوع به توقف تبادلات تجاری متعارف در سطح جهان بینجامد.[4]

شناسایی تک‌تک سهام‌داران در یک شرکت چندملیتی پیچیده مستلزم هزینه‌های اداری هنگفتی است. موسسات مالی سالانه میلیاردها دلار در بررسی‌های شناسایی مشتری شرکتی خرج می‌کنند و هر بار که حوزه‌های فراساحلی از پاسخ‌گویی سر باز می‌زنند، این تلاش‌ها به بن‌بست می‌رسد.

در نتیجه، بقای سقف ۲۵ درصدی نه به دلیل کارایی بی‌نقص آن، بلکه ناشی از پذیرش اداری این هزینه است. این چارچوب تنها مالکان آشکار را ثبت می‌کند و می‌پذیرد که اقلیتی زبده همواره برای حفظ دارایی‌هایشان مسیرهای قانونی را دور خواهند زد.[4]

برای شبکه‌های فراساحلی که این خدمات را ارائه می‌دهند، محاسبات ریاضی کاملاً به سود مشتریانشان است. مادامی که قانون شفافیت را به داشتن یک‌چهارم سهام پیوند بزند، مالکیت واقعی کماکان به پنج سهم مساوی تقسیم می‌شود تا در شکاف‌های نظارتی به شکل قانونی ناپدید گردد.[4]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
مقایسه آستانه‌های مالکیت سودمند در چارچوب‌های اصلی نظارتی (FATF، قانون شفافیت فین‌سن و AMLD اتحادیه اروپا) با الگوهای مهندسی شرکتی به منظور محاسبه حداقل تعداد شرکت‌های فراساحلی لازم برای گریز قانونی از ثبت هویت.
یافته
با توزیع برابر مالکیت میان پنج یا چند شرکت هلدینگ فراساحلی مجزا (برای نمونه هر کدام ۲۰ درصد)، یک ذی‌نفع نهایی واحد می‌تواند به‌طور کاملاً قانونی از شفاف‌سازی سهامداری در آمریکا، اتحادیه اروپا و حوزه‌های عضو FATF فرار کند، زیرا هیچ نهادی به آستانه ۲۵ درصدی افشا نمی‌رسد.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • آستانه قانون شفافیت شرکتی فین‌سن: 25 percent — Financial Crimes Enforcement Network
  • آستانه بخشنامه ضد پول‌شویی اتحادیه اروپا: 25 percent
  • آستانه توصیه‌شده کارگروه اقدام مالی (FATF): 25 percent — Financial Action Task Force
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل بر این فرض استوار است که معیار 'کنترل موثر' به‌طور مستقل از مالکیت سهام اعمال نشود؛ ابزاری که رگولاتورها در صورت اثبات مدیریت عملیاتی می‌توانند با آن ساختارهای تکه‌تکه شده را بشکنند.

اصطلاحات کلیدی

مالک سودمند نهایی
شخص حقیقی که در نهایت یک نهاد شرکتی را تحت تملک یا کنترل دارد و منافع اقتصادی آن را تصاحب می‌کند، صرف‌نظر از نامی که در اسناد رسمی ثبت شده است.
سامانه ثبت شرکت‌ها
پایگاه داده تحت مدیریت دولت که موجودیت حقوقی، اسامی مدیران و مالکیت رسمی شرکت‌های فعال در حوزه قضایی را مستند می‌کند.
کنترل موثر
معیاری نظارتی برای شناسایی افرادی که تصمیمات کلان یا عملیات یک شرکت را هدایت می‌کنند، حتی اگر مالکیت مستقیم سهام آن‌ها ناچیز یا صفر باشد.
سهام‌دار صوری (اسمی)
شخص حقیقی یا حقوقی که نامش در اسناد رسمی به عنوان صاحب سهم ثبت شده اما به نیابت از ذی‌نفع واقعی عمل می‌کند تا هویت او پنهان بماند.

پرسش‌های متداول

اگر سهام هیچ مالکی در یک شرکت به ۲۵ درصد نرسد چه اتفاقی می‌افتد؟

در صورتی که هیچ فردی به آستانه مالکیتی نرسد، مقررات معمولاً شرکت را وادار می‌کنند که یکی از مدیران ارشد اجرایی، مانند مدیرعامل یا رئیس هیئت‌مدیره را به عنوان شخص پاسخ‌گو معرفی کند.

آیا نهادهای ناظر می‌توانند این آستانه را برای برخی بخش‌ها کاهش دهند؟

بله؛ حوزه‌های قضایی غالباً برای صنایع پرریسک نظیر کازینوها، ارائه‌دهندگان دارایی‌های رمزنگاری‌شده و صنایع استخراجی، آستانه‌های سخت‌گیرانه‌تر ۱۰ یا ۵ درصدی وضع می‌کنند.

آیا سهام‌داران اسمی و پوششی مالک سودمند محسوب می‌شوند؟

خیر؛ سهام‌دار اسمی تنها روی کاغذ عنوان مالکیت حقوقی را یدک می‌کشد، اما مالک سودمند فردی است که دارایی را عملاً کنترل کرده و از منافع اقتصادی آن بهره‌مند می‌شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

نهادهای ناظر مالی

مقامات بر لزوم یک آستانه استاندارد برای مقابله با پول‌شویی هم‌زمان با مهار هزینه‌های اداری تأکید دارند.

سازمان‌هایی نظیر کارگروه اقدام مالی و فین‌سن آستانه ۲۵ درصدی را یک راه‌حل میانه و عمل‌گرایانه ارزیابی می‌کنند. ردیابی جزئی‌ترین سهام‌داران در ساختار شرکت‌های بزرگ به نیروی اداری عظیمی نیاز دارد و دستاورد ناچیزی برای اجرای قانون به همراه می‌آورد. رگولاتورها استدلال می‌کنند که هدف قرار دادن لایه اول مالکان، دسترسی لازم را برای برهم زدن شبکه‌های تبهکاری بدون فلج کردن تجارت بین‌الملل فراهم می‌سازد.

حامیان شفافیت

گروه‌های مبارزه با فساد معتقدند آستانه ۲۵ درصدی بیش از حد بالا است و نقشه راهی برای دور زدن قانون ارائه می‌دهد.

دیده‌بان‌هایی مانند شفافیت بین‌الملل خاطرنشان می‌کنند که قاعده ۲۵ درصد با یک تقسیم عددی ساده خنثی می‌شود. از دیدگاه آنان، هر آستانه ثابتی به واسطه‌ها می‌آموزد که ساختارهای خود را دقیقاً زیر آن تنظیم کنند. این گروه‌ها خواستار کاهش چشمگیر حد نصاب‌ها به ۱۰ یا ۵ درصد هستند و اصرار دارند آزمون کنترل موثر برای مهار مدیرانی که دارایی‌ها را بدون ثبت رسمی سهم هدایت می‌کنند، با قاطعیت اجرا شود.

واسطه‌های خدمات شرکتی

مدیران ثروت انطباق با آستانه‌ها را یک فرمول دقیق ریاضی برای حفظ قانونی حریم خصوصی مشتریان می‌دانند.

از منظر صنعت راه‌اندازی ساختارهای فراساحلی، پایبندی به آستانه ۲۵ درصدی تخلف نیست بلکه اطاعت دقیق از قانون است. این مشاوران تأکید دارند افراد ثروتمند دلایل موجهی از قبیل پیشگیری از باج‌گیری یا محافظت از اسرار تجاری برای رازداری دارند. آنان با مهندسی شرکت‌ها طوری که هیچ نهادی از مرز گزارش‌دهی عبور نکند، امنیت و گمنامی مشروع موکلان را ذیل قوانین جاری تأمین می‌کنند.

نهادهای ناظر مالی 40%حامیان شفافیت 35%واسطه‌های خدمات شرکتی 25%
نهادهای ناظر مالی
مقامات بر لزوم یک آستانه استاندارد برای مقابله با پول‌شویی هم‌زمان با مهار هزینه‌های اداری تأکید دارند.
حامیان شفافیت
گروه‌های مبارزه با فساد معتقدند آستانه ۲۵ درصدی بیش از حد بالا است و نقشه راهی برای دور زدن قانون ارائه می‌دهد.
واسطه‌های خدمات شرکتی
مدیران ثروت انطباق با آستانه‌ها را یک فرمول دقیق ریاضی برای حفظ قانونی حریم خصوصی مشتریان می‌دانند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • صاحبان کسب‌وکارهای کوچک که ناچارند بار هزینه‌های اداری رعایت قوانین شفافیت را به دوش بکشند

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

نهادهای ناظر مالی 40%حامیان شفافیت 35%واسطه‌های خدمات شرکتی 25%
  1. [1]Financial Crimes Enforcement Networkنهادهای ناظر مالی

    Beneficial Ownership Information Reporting

    مطالعه در Financial Crimes Enforcement Network →
  2. [2]Financial Action Task Forceنهادهای ناظر مالی

    The FATF Recommendations

    مطالعه در Financial Action Task Force →
  3. [3]World Bankنهادهای ناظر مالی

    Beneficial Ownership Transparency

    مطالعه در World Bank →
  4. [4]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار اخبار و سیاست با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.