اختیارات قانونی و قدرت اجرایی دادگاه کیفری بینالمللی در برابر دیوان بینالمللی دادگستری
اگرچه هر دو نهاد دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) و دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در لاهه مستقر هستند، اما وظایف حقوقی اساساً متفاوتی دارند. دیوان بینالمللی دادگستری به اختلافات مدنی میان کشورهای مستقل رسیدگی میکند، در حالی که دادگاه کیفری بینالمللی افراد را به دلیل ارتکاب جرایم بینالمللی تحت پیگرد قرار میدهد.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان حقوق بینالملل
- استدلال میکنند که هر دو دادگاه ستونهای اساسی نظم جهانی مبتنی بر قانون هستند و هنجارهای حقوقی حیاتی را ایجاد میکنند، حتی اگر اجرای فیزیکی ناقص باشد.
- مدافعان حاکمیت دولت
- معتقدند که دادگاههای بینالمللی اغلب از اختیارات خود فراتر رفته و حاکمیت حقوقی داخلی و استقلال قانون اساسی کشورهای مستقل را نقض میکنند.
- واقعگرایان ساختاری
- هر دو نهاد را عمدتاً نمادین میدانند و استدلال میکنند که اجرای واقعی تنها زمانی رخ میدهد که با منافع ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ جهانی همسو باشد.
نکات کلیدی
- دیوان بینالمللی دادگستری به اختلافات مدنی میان کشورها رسیدگی میکند، در حالی که دادگاه کیفری بینالمللی افراد را به دلیل جرایم بینالمللی تحت پیگرد قرار میدهد.
- دیوان بینالمللی دادگستری یکی از ارکان رسمی سازمان ملل متحد است، اما دادگاه کیفری بینالمللی یک سازمان مستقل مبتنی بر معاهده است.
- اجرای احکام دیوان بینالمللی دادگستری متکی به شورای امنیت سازمان ملل است و بنابراین تابع حق وتوی اعضای دائم است.
- دادگاه کیفری بینالمللی برای اجرای احکام بازداشت، کاملاً به نیروهای پلیس داخلی کشورهای عضو خود وابسته است.
چرا مهم است
درک تفاوت میان این دو دادگاه برای تفسیر نحوه اعمال قوانین بینالمللی حیاتی است و توضیح میدهد که چرا برخی درگیریهای جهانی منجر به تحریمهای دولتی میشوند، در حالی که برخی دیگر به صدور حکم بازداشت برای افراد میانجامند.
دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) و دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) اغلب در گفتمان عمومی با هم اشتباه گرفته میشوند، با این حال در حوزههای حقوقی کاملاً مجزا فعالیت میکنند. دیوان بینالمللی دادگستری یک دادگاه مدنی است که اختلافات میان کشورهای مستقل را حل و فصل میکند. در مقابل، دادگاه کیفری بینالمللی یک دادگاه کیفری است که افراد را به دلیل جنایات فجیع تحت پیگرد قانونی قرار میدهد. درک حقوق بینالملل مستلزم تشخیص این است که این دو نهاد دارای مأموریتهای متفاوت، موضوعات صلاحیت قضایی متمایز و سازوکارهای اجرایی کاملاً مجزایی برای احکام خود هستند.[3][4]
هر دو نهاد در لاهه مستقر هستند، اما منشأ آنها به شدت متفاوت است. دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۱۹۴۵ به عنوان رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد تأسیس شد تا روابط مسالمتآمیز میان دولتها را پس از جنگ جهانی دوم حفظ کند. دادگاه کیفری بینالمللی، که دههها بعد با اساسنامه رم در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد، با هدف اطمینان از این امر شکل گرفت که افراد—از جمله سران دولتها و فرماندهان نظامی—نتوانند مرتکب نسلکشی، جنایات جنگی یا جنایات علیه بشریت شوند و از مجازات فرار کنند.[1][2]
صلاحیت دیوان بینالمللی دادگستری به شدت محدود به کشورهای عضو سازمان ملل متحد است. افراد، سازمانهای غیردولتی و شرکتهای خصوصی نمیتوانند پروندهای را در این دیوان مطرح کنند یا توسط آن محاکمه شوند. برای الزامآور بودن یک حکم، یک کشور باید صراحتاً با صلاحیت دیوان موافقت کند، خواه از طریق یک توافق دوجانبه خاص، یک بند معاهده یا یک اعلامیه کلی پذیرش که توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته شده باشد.[1]
برعکس، دادگاه کیفری بینالمللی افراد را هدف قرار میدهد، نه دولتها را. صلاحیت آن تنها در صورتی اعمال میشود که متهم تبعه یک کشور عضو اساسنامه رم باشد، یا جنایت در قلمرو یک کشور عضو رخ داده باشد، یا شورای امنیت سازمان ملل صراحتاً وضعیتی را به دادستان ارجاع دهد. نکته قابل توجه این است که قدرتهای بزرگ جهانی از جمله ایالات متحده، چین و روسیه عضو اساسنامه رم نیستند، که این امر دامنه جغرافیایی و اقتدار عملی دادگاه را به شدت محدود میکند.[2][3][5]
ماهیت پروندههایی که توسط هر دادگاه رسیدگی میشود، نقشهای متمایز آنها را بیشتر برجسته میکند. دیوان بینالمللی دادگستری طیف گستردهای از اختلافات بینالمللی را مدیریت میکند، از اختلافات مرزی دریایی و نقضهای تجاری گرفته تا اتهامات مربوط به تروریسم تحت حمایت دولت یا نقض کنوانسیون نسلکشی. مأموریت دادگاه کیفری بینالمللی به طور محدود بر چهار جنایت اصلی بینالمللی متمرکز است: نسلکشی، جنایات علیه بشریت، جنایات جنگی و جنایت تجاوز.[1][2]
ماهیت پروندههایی که توسط هر دادگاه رسیدگی میشود، نقشهای متمایز آنها را بیشتر برجسته میکند.
هنگامی که دیوان بینالمللی دادگستری حکمی صادر میکند، آن حکم قطعی و بدون امکان تجدیدنظر است. با این حال، دیوان هیچ نیروی پلیس یا دستگاه نظامی برای اجرای تصمیمات خود ندارد. اگر کشوری از اجرای حکم دیوان سر باز زند، طرف متضرر میتواند به شورای امنیت سازمان ملل متوسل شود، که این شورا قدرت دارد برای وادار کردن به تبعیت، تحریمهای اقتصادی یا اقدام نظامی را مجاز کند.[1]
از آنجا که پنج عضو دائم شورای امنیت دارای حق وتو هستند، اجرای حکم دیوان بینالمللی دادگستری علیه یک قدرت بزرگ یا متحدان آن از نظر ساختاری غیرممکن است. این پویایی عملاً اقتدار قضایی دیوان بینالمللی دادگستری را تابع واقعیتهای ژئوپلیتیکی شورای امنیت سازمان ملل میکند و باعث میشود مهمترین احکام آن به جای الزام حقوقی صرف، متکی به اجماع دیپلماتیک باشند.[3][6]
دادگاه کیفری بینالمللی با معضل اجرایی متفاوتی روبرو است. در حالی که میتواند حکم بازداشت الزامآور برای افراد صادر کند، برای اجرای آنها کاملاً به نهادهای مجری قانون داخلی کشورهای عضو خود وابسته است. اگر مظنونی به کشوری سفر کند که از احترام به حکم خودداری میکند، دادگاه کیفری بینالمللی هیچ سازوکار مستقلی برای اجبار به بازداشت ندارد و در عوض به فشار دیپلماتیک و تعهدات حقوقی مندرج در اساسنامه رم متکی است.[2][4][5]
یک حوزه مداوم از عدم قطعیت برای دیوان بینالمللی دادگستری شامل «نظرات مشورتی» آن است. مجمع عمومی سازمان ملل یا شورای امنیت میتوانند از دیوان درخواست کنند تا تفاسیر حقوقی در مورد مسائل خاص حقوق بینالملل ارائه دهد. اگرچه این نظرات دارای وزن اخلاقی و حقوقی عظیمی هستند، اما از نظر فنی غیرالزامآورند و دولتها را وادار میکند تا در مورد کاربرد عملی آنها در درگیریهای ژئوپلیتیکی جاری بحث کنند.[3]
عدم قطعیت ساختاری اصلی برای دادگاه کیفری بینالمللی حول محور «جنایت تجاوز» میچرخد. این جنایت که تنها در سال ۲۰۱۸ به صلاحیت فعال دادگاه اضافه شد، پیگرد قانونی یک رهبر به دلیل آغاز یک جنگ غیرقانونی مستلزم مجموعهای پیچیده از موانع صلاحیت قضایی است که هنوز به طور کامل در یک درگیری بزرگ آزمایش نشدهاند. برخلاف جنایات جنگی، که در صورت ارتکاب در قلمرو یک کشور عضو قابل پیگرد هستند، جنایت تجاوز مستلزم آن است که هم کشور متجاوز و هم کشور قربانی، اصلاحیه خاص را تصویب کرده باشند.[2][5]
در برخی بحرانهای جهانی، هر دو دادگاه میتوانند به طور همزمان فعال شوند. ممکن است کشوری به دلیل نقض کنوانسیون نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری تحت تعقیب قرار گیرد، در حالی که دادگاه کیفری بینالمللی همزمان رهبران سیاسی و نظامی آن کشور را به دلیل جنایات جنگی تحت تحقیق قرار دهد. این رویکرد دوگانه ماهیت مکمل حقوق بینالملل را برجسته میکند، که هم به مسئولیت دولت و هم به تقصیر فردی میپردازد.[3][4]
در نهایت، اثربخشی هر دو دادگاه توسط واقعیتهای حاکمیت دولتها محدود میشود. دیوان بینالمللی دادگستری متکی به اراده سیاسی شورای امنیت سازمان ملل است، در حالی که دادگاه کیفری بینالمللی به همکاری فیزیکی نیروهای پلیس ملی وابسته است. این دو نهاد با هم معماری عدالت بینالمللی را تشکیل میدهند، اما مأموریتهای آنها محدود به تمایل جامعه جهانی برای اجرای احکام است.[4][6]
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان حقوق بینالملل
طرفداران دادگاهها بر نقش آنها در ایجاد هنجارهای حقوقی بلندمدت تأکید میکنند.
مدافعان حقوق بینالملل قوی استدلال میکنند که وجود دیوان بینالمللی دادگستری و دادگاه کیفری بینالمللی برای حفظ نظم جهانی مبتنی بر قانون حیاتی است. حتی زمانی که سازوکارهای اجرایی شکست میخورند یا توسط منافع ژئوپلیتیکی مسدود میشوند، صدور حکم یا حکم بازداشت یک سابقه تاریخی و حقوقی دائمی ایجاد میکند. این حامیان معتقدند که به مرور زمان، وزن هنجاری این نهادها به آرامی رفتار دولتها را تغییر میدهد و نقضهای آشکار قوانین بینالمللی را در صحنه جهانی از نظر سیاسی پرهزینهتر میسازد.
واقعگرایان ساختاری
واقعگرایان استدلال میکنند که دادگاههای بینالمللی اساساً توسط قدرت سخت دولتهای مستقل محدود میشوند.
از دیدگاه واقعگرایی ساختاری، دادگاههای بینالمللی تنها به اندازهای مؤثر هستند که قدرتهای بزرگ اجازه دهند. از آنجا که دیوان بینالمللی دادگستری برای اجرا به شورای امنیت سازمان ملل متکی است، هر عضو دائم میتواند اقدامات علیه خود یا متحدانش را وتو کند و عملاً قدرتمندترین ملتهای جهان را فراتر از قانون قرار دهد. به طور مشابه، واقعگرایان اشاره میکنند که فقدان نیروی پلیس مستقل در دادگاه کیفری بینالمللی به این معنی است که این دادگاه تنها زمانی میتواند افراد را تحت پیگرد قرار دهد که با منافع دولتهایی که آنها را پناه دادهاند، همسو باشد، و این امر دامنه دسترسی دادگاه را بسیار انتخابی میکند.
منابع
[1]United Nations iLibraryStatute of the International Court of Justice
مطالعه در United Nations iLibrary →
[2]Refworld (UNHCR)Rome Statute of the International Criminal Court
مطالعه در Refworld (UNHCR) →
[3]EveryCRSReport.comمدافعان حاکمیت دولتThe International Court of Justice and the International Criminal Court: A Primer
مطالعه در EveryCRSReport.com →
[4]Pursuit by the University of Melbourneواقعگرایان ساختاریHow does the International Court of Justice differ from the International Criminal Court?
مطالعه در Pursuit by the University of Melbourne →
[5]Human Rights Watchحامیان حقوق بینالمللQuestions and Answers about the ICC
مطالعه در Human Rights Watch →
[6]تیم سردبیری کوهستانواقعگرایان ساختاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
