رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانآموزش مبتنی بر شایستگیتوضیح و تشریح۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۴۳· 8 دقیقه مطالعه

آموزش مبتنی بر شایستگی و یادگیری تسلط‌محور چگونه عمل می‌کنند؟

یادگیری تسلط‌محور، مدل سنتی «زمان حضور در کلاس» را با مدلی جایگزین می‌کند که دانش‌آموزان را ملزم می‌سازد قبل از حرکت به مرحله بعدی، یک مفهوم را به طور کامل درک کنند. این رویکرد با متغیر کردن زمان و ثابت نگه داشتن درک مطلب، قصد دارد شکاف‌های دانشی را از بین ببرد و آموزش را شخصی‌سازی کند.

به قلم نادر حیدری

طرفداران یادگیری تسلط‌محور 45%اصلاح‌طلبان آموزش عالی 30%شکاکان عمل‌گرا 25%
طرفداران یادگیری تسلط‌محور
استدلال می‌کنند که ثابت نگه داشتن یادگیری و متغیر کردن زمان، تنها راه عادلانه برای تضمین موفقیت همه دانش‌آموزان است.
اصلاح‌طلبان آموزش عالی
بر به کارگیری مدل‌های شایستگی در آموزش بزرگسالان و آموزش نیروی کار برای کاهش هزینه‌ها و زمان مورد نیاز برای کسب مدرک تمرکز دارند.
شکاکان عمل‌گرا
از این نظریه حمایت می‌کنند اما هشدار می‌دهند که بدون سرمایه‌گذاری‌های عظیم در فناوری و آموزش معلمان، این مدل قابل گسترش نیست.

اصطلاحات کلیدی

آموزش مبتنی بر شایستگی (CBE)
یک مدل آموزشی که در آن دانش‌آموزان به جای صرف زمان مشخص در کلاس درس، با نشان دادن تسلط بر مهارت‌های خاص پیشرفت می‌کنند.
زمان حضور در کلاس (Seat Time)
الزام آموزشی سنتی که حکم می‌کند دانش‌آموزان باید تعداد مشخصی ساعت را در کلاس درس بگذرانند تا اعتبار تحصیلی کسب کنند.
ارزیابی تکوینی (Formative Assessment)
آزمون‌های کم‌اهمیت یا بررسی‌های درک مطلب که برای هدایت آموزش و ارائه بازخورد قبل از یک ارزیابی رسمی و نهایی استفاده می‌شوند.
ذهنیت رشد (Growth Mindset)
باور روانشناختی مبنی بر اینکه هوش و توانایی‌ها را می‌توان از طریق فداکاری و سخت‌کوشی توسعه داد، که به شدت توسط نمره‌دهی تسلط‌محور تشویق می‌شود.
عملکرد اجرایی (Executive Functioning)
مهارت‌های ذهنی شامل حافظه کاری، تفکر انعطاف‌پذیر و خودکنترلی، که برای دانش‌آموزانی که سرعت خود را در کلاس تسلط‌محور مدیریت می‌کنند، حیاتی است.

نکات کلیدی

  1. آموزش مبتنی بر شایستگی مستلزم آن است که دانش‌آموزان قبل از پیشرفت به درس بعدی، تسلط کامل بر یک مهارت را نشان دهند.
  2. این مدل جایگزین الزامات سنتی «زمان حضور در کلاس» می‌شود و به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد با سرعت شخصی خود یاد بگیرند.
  3. دانش‌آموزان بازخورد هدفمند دریافت می‌کنند و باید کار خود را بازنگری کنند تا به آستانه مهارت بالایی، اغلب ۸۰٪ یا بالاتر، برسند.
  4. این رویکرد از انباشت شکاف‌های دانشی جلوگیری می‌کند و با مجازات نکردن شکست‌های اولیه، ذهنیت رشد انعطاف‌پذیر را تقویت می‌کند.
  5. یادگیرندگان بزرگسال در آموزش عالی می‌توانند از این مدل برای تسریع در دریافت مدرک خود با آزمون دادن در مورد مطالبی که قبلاً می‌دانند، استفاده کنند.

کلاس درس سنتی بر اساس یک ساعت صنعتی سخت‌گیرانه عمل می‌کند و برنامه زمانی را بر درک مطلب اولویت می‌دهد. در یک محیط آموزشی استاندارد، دانش‌آموزان مقدار ثابتی زمان برای یادگیری یک مفهوم دریافت می‌کنند، یک آزمون پایانی می‌دهند و بلافاصله به واحد بعدی می‌روند—صرف نظر از اینکه نمره ۹۵٪ یا ۶۵٪ کسب کرده باشند [۱]. این مدل سفت و سخت «زمان حضور در کلاس»، که یادگیری را با تعداد ساعت‌های نشستن روی صندلی می‌سنجد، عملاً تضمین می‌کند که برخی دانش‌آموزان با شکاف‌های مهارتی باقی‌مانده و حل‌نشده پیشرفت خواهند کرد. همزمان، دانش‌آموزانی که مطالب را سریع یاد می‌گیرند، از شتاب گرفتن باز می‌مانند و مجبورند منتظر بمانند تا بقیه همکلاسی‌ها به آنها برسند [۲]. نتیجه، یک سیستم آموزشی است که اغلب انطباق و سرعت را بر درک واقعی و عمیق مطالب ارجح می‌داند.[1][2]

یک جنبش آموزشی رو به رشد که به عنوان آموزش مبتنی بر شایستگی (CBE) یا یادگیری تسلط‌محور شناخته می‌شود، اساساً این معادله سنتی را برعکس می‌کند. به جای ثابت نگه داشتن زمان و اجازه دادن به درک دانش‌آموز برای تغییرات گسترده، CBE درک مطلب را ثابت نگه می‌دارد و اجازه می‌دهد زمان لازم برای یادگیری متغیر باشد [۲]. در این مدل، دانش‌آموزان تنها زمانی به درس یا سطح کلاسی بعدی می‌روند که بتوانند تسلط کامل و قابل تأییدی بر یک مهارت خاص نشان دهند [۷]. این فلسفه، که در اواخر دهه ۱۹۶۰ توسط روانشناس آموزشی، بنجامین بلوم، رسمیت یافت، بر این فرض استوار است که تقریباً همه دانش‌آموزان می‌توانند به سطح بالایی از موفقیت تحصیلی دست یابند، اگر صرفاً زمان شخصی‌سازی شده و حمایت هدفمند لازم برای درک مطالب به آنها داده شود [۲].[2][6]

برای والدینی که مدارس (K-12) را ارزیابی می‌کنند یا بزرگسالانی که به دنبال ارتقاء مهارت هستند، نتیجه عملی واضح است: به دنبال برنامه‌هایی باشید که بازخورد مستمر و بازنگری را بر یک آزمون نهایی با ریسک بالا اولویت می‌دهند. اگرچه این برنامه‌ها معمولاً هزینه‌ای مشابه آموزش عمومی سنتی یا شهریه استاندارد دانشگاه دارند، اما اساساً جریان کار روزانه و انتظارات از یادگیرنده را تغییر می‌دهند. دانش‌آموزان موظفند آزمون‌ها را بدهند و مجدداً بدهند تا به آستانه مهارت بالایی برسند، که معمولاً بین ۸۰٪ تا ۹۰٪ دقت تعیین می‌شود، قبل از اینکه اجازه پیشروی داشته باشند [۲، ۷]. این بدان معناست که «قبول شدن» با نمره پایین دیگر یک گزینه نیست؛ این سیستم شایستگی واقعی را طلب می‌کند و تضمین می‌کند که زمان و پولی که در آموزش سرمایه‌گذاری شده، منجر به مهارت‌های ملموس و قابل استفاده شود.[2][6]

برخلاف مدل‌های سنتی، آموزش مبتنی بر شایستگی، یادگیری را ثابت نگه می‌دارد در حالی که اجازه می‌دهد زمان مورد نیاز متغیر باشد.

در یک کلاس درس تسلط‌محور، برنامه درسی گسترده به دقت به اهداف یادگیری مجزا و قابل اندازه‌گیری تقسیم می‌شود [۵]. یک واحد ریاضی صرفاً به عنوان یک ماژول کلی و مبهم «کسرها» نمره‌دهی نمی‌شود که در آن دانش‌آموز ممکن است جمع را بفهمد اما در ضرب شکست بخورد و همچنان واحد را پاس کند. در عوض، به شایستگی‌های خاص و قابل مشاهده‌ای مانند «جمع کسرها با مخرج‌های نابرابر» یا «ساده‌سازی اعداد مختلط» تفکیک می‌شود [۵]. با جدا کردن این مهارت‌های خاص، هم معلم و هم دانش‌آموز دقیقاً می‌دانند کدام مفاهیم خرد تسخیر شده‌اند و کدام یک نیاز به تمرکز بیشتر دارند، و حدس و گمان‌هایی را که اغلب با نمرات حروفی سنتی همراه است، از بین می‌برد.[5]

هنگامی که دانش‌آموزی در یک ارزیابی شرکت می‌کند و با یکی از این مفاهیم خرد مشکل دارد، نمره مردودی دائمی دریافت نمی‌کند که میانگین ترم او را پایین بکشد و او را دلسرد کند. در عوض، بازخورد هدفمند و توصیفی از مربی دریافت می‌کند و موظف است کار خود را بازنگری کند یا نسخه کاملاً جدیدی از ارزیابی را امتحان کند [۳، ۵]. این چرخه تکراری تمرین، بازخورد و ارزیابی مجدد ادامه می‌یابد تا زمانی که دانش‌آموز ثابت کند که واقعاً مطالب را درک کرده است [۳]. تمرکز به طور کامل از مجازات عدم درک فوری به پاداش دادن به پشتکار و درک نهایی تغییر می‌کند و ارزیابی را از کالبدشکافی آنچه اشتباه پیش رفته به ابزاری تشخیصی برای چگونگی بهبود تبدیل می‌کند.[3][5]

هنگامی که دانش‌آموزی در یک ارزیابی شرکت می‌کند و با یکی از این مفاهیم خرد مشکل دارد، نمره مردودی دائمی دریافت نمی‌کند که میانگین ترم او را پایین بکشد و او را دلسرد کند.

طرفداران این مدل استدلال می‌کنند که این رویکرد تنها راه مؤثر برای جلوگیری از انباشت خطرناک شکاف‌های دانشی در طول دوران تحصیلی دانش‌آموز است. هنگامی که دانش‌آموزان بدون درک مفاهیم بنیادی به جلو رانده می‌شوند—مانند تلاش برای یادگیری جبر ۲ بدون درک کامل جبر پایه، یا تلاش برای نوشتن یک مقاله متقاعدکننده بدون تسلط بر ساختار پاراگراف—در نهایت به یک دیوار آکادمیک برخورد می‌کنند که در آن مطالب جدید کاملاً غیرقابل درک می‌شود [۳]. یادگیری تسلط‌محور تضمین می‌کند که پایه و اساس آموزشی کاملاً محکم است قبل از اینکه وزن شناختی جدیدی به آن اضافه شود، و نیاز به کلاس‌های جبرانی را در مراحل بعدی مسیر تحصیلی دانش‌آموز به شدت کاهش می‌دهد [۳].[3]

بازخورد هدفمند و فرصت بازنگری کار، اجزای اصلی چرخه یادگیری تسلط هستند.

فراتر از حفظ مطالب درسی، این سیستم نمره‌دهی یک رویکرد روانشناختی بسیار انعطاف‌پذیر به نام «ذهنیت رشد» را تقویت می‌کند. سیستم‌های نمره‌دهی سنتی اغلب شکست‌های اولیه را مجازات می‌کنند و به دانش‌آموزان می‌آموزند که اشتباهات نشانه‌های دائمی در سوابق آنها هستند که هوش آنها را تعریف می‌کنند [۴]. در مقابل، نمره‌دهی تسلط‌محور، شکست‌های اولیه را به عنوان گام‌های مورد انتظار و ضروری در فرآیند یادگیری در نظر می‌گیرد. از آنجایی که دانش‌آموز می‌داند فرصت دیگری برای اثبات درک خود خواهد داشت، اعتماد به نفس دانش‌آموز را تقویت می‌کند و او را تشویق می‌کند تا چالش‌های آکادمیک را به جای موانع غیرقابل عبور، به عنوان پازل‌های قابل حل ببیند [۴، ۶]. این تغییر در ذهنیت اغلب منجر به مشارکت کلی بالاتر و رابطه مثبت‌تری با مدرسه می‌شود.[4]

علاقه به این مدل شخصی‌سازی شده در طول همه‌گیری کووید-۱۹ به شدت افزایش یافت و به عنوان کاتالیزوری برای آزمایش‌های آموزشی گسترده عمل کرد. هنگامی که آموزش از راه دور برنامه‌های زنگ سنتی و کلاس‌های فیزیکی را مختل کرد، ادارات آموزش دولتی در سراسر کشور مجبور شدند به طور موقت از الزامات سخت‌گیرانه «زمان حضور در کلاس» چشم‌پوشی کنند [۱]. این تغییر بی‌سابقه، مناطق آموزشی را مجبور کرد تا دانش‌آموزان را بر اساس آنچه واقعاً تولید کرده و درک کرده‌اند، ارزیابی کنند، نه بر اساس تعداد ساعت‌هایی که جلوی صفحه نمایش نشسته‌اند [۱]. برای بسیاری از مربیان و سیاست‌گذاران، این اقدام اضطراری ثابت کرد که یادگیری می‌تواند به طور مؤثری از ساعت فیزیکی جدا شود و انگیزه‌ای برای تبدیل چارچوب‌های مبتنی بر شایستگی به یک بخش دائمی در آموزش عمومی ایجاد کرد.[1]

این مدل همچنین به سرعت در حال تغییر شکل آموزش عالی و آموزش نیروی کار است، جایی که اهمیت کارایی و مقرون به صرفه بودن فوق‌العاده بالاست. به ویژه یادگیرندگان بزرگسال، از برنامه‌های CBE ارزیابی مستقیم که توسط دانشگاه‌های پیشرو ارائه می‌شوند، بسیار بهره می‌برند. به عنوان مثال، یک متخصص با یک دهه تجربه حسابداری می‌تواند به سرعت شایستگی‌های مورد نیاز در یک برنامه مدرک کسب و کار را بدون نیاز به گذراندن هفته‌ها سخنرانی در مورد مطالبی که قبلاً می‌داند، پشت سر بگذارد [۷]. این توانایی برای استفاده از دانش قبلی، جدول زمانی فارغ‌التحصیلی آنها را تسریع می‌کند، هزاران دلار در شهریه صرفه‌جویی می‌کند و مدرک تحصیلی آنها را مستقیماً با مهارت‌های عملی و خاص مورد نیاز کارفرمایان مدرن هماهنگ می‌کند [۷].[6]

چرخه تکراری تمرین، بازخورد و ارزیابی مجدد تضمین می‌کند که مهارت‌های بنیادی قبل از معرفی مطالب جدید، محکم هستند.

با وجود مزایای نظری واضح و محبوبیت رو به رشد، انتقال به یک سیستم تسلط‌محور از نظر ساختاری و لجستیکی برای مدارس سنتی دشوار است. این امر مستلزم بازنگری کامل و اساسی در نحوه برنامه‌ریزی درس‌ها، پیگیری داده‌های نمره‌دهی و مدیریت پویایی کلاس درس توسط معلمان است [۳، ۶]. در یک محیط تسلط واقعی، یک معلم ممکن است کلاسی را مدیریت کند که در آن سی دانش‌آموز مختلف با سرعت‌های کاملاً متفاوت روی سی کار مختلف کار می‌کنند [۳]. بدون همگام‌سازی مصنوعی یک سخنرانی سنتی، مربیان باید به تسهیل‌کنندگان مسیرهای یادگیری فردی تبدیل شوند، نقشی که به برنامه‌ریزی و سازگاری بلادرنگ بسیار بیشتری نیاز دارد.[3]

منتقدان و مربیان عمل‌گرا اشاره می‌کنند که بدون آموزش بسیار شخصی‌سازی شده، کلاس‌های کوچک‌تر، یا فناوری آموزشی پیشرفته، مدل تسلط می‌تواند به سرعت حتی فداکارترین معلمان را نیز تحت فشار قرار دهد [۱]. همچنین خطر قابل توجهی در مورد عاملیت دانش‌آموز وجود دارد؛ یادگیری خودگام نیازمند سطحی از عملکرد اجرایی، مدیریت زمان و خودانگیزشی است که بسیاری از دانش‌آموزان جوان‌تر هنوز آن را توسعه نداده‌اند [۶]. بدون ضرب‌الاجل‌های سخت و فشار همسالان یک گروه سنتی که با هم حرکت می‌کنند، برخی دانش‌آموزان ممکن است تعلل کنند یا در مدیریت این آزادی دچار مشکل شوند، که در صورت عدم وجود ساختارهای حمایتی کافی، به طور بالقوه باعث می‌شود که آنها به شدت از همسالان خود عقب بمانند [۶].[1]

یادگیرندگان بزرگسال از برنامه‌های ارزیابی مستقیم بهره می‌برند که به آنها امکان می‌دهد از تجربه قبلی برای تسریع در دریافت مدرک خود استفاده کنند.

برای پر کردن این شکاف لجستیکی و حمایت از معلمان و دانش‌آموزان، مدارس به طور فزاینده‌ای به مدل‌های یادگیری ترکیبی و داشبوردهای دیجیتالی پیچیده روی می‌آورند که به یادگیرندگان کمک می‌کند پیشرفت خود را در زمان واقعی پیگیری کنند [۶]. این پلتفرم‌ها به دانش‌آموزان اجازه می‌دهند دقیقاً ببینند بر کدام شایستگی‌ها تسلط یافته‌اند و کدام یک نیاز به تمرین بیشتر دارند، و به طور مؤثری بار اداری پیگیری را برون‌سپاری می‌کنند تا معلمان بتوانند بر تدریس خصوصی هدفمند و یک به یک تمرکز کنند [۶]. با بهبود و در دسترس‌تر شدن این ابزارهای دیجیتال، رویکرد تسلط‌محور آماده است تا به ویژگی بسیار رایج‌تری در آموزش (K-12) و آموزش عالی تبدیل شود و مسیری بسیار منطقی و شخصی‌سازی شده برای درک پایدار ارائه دهد [۶، ۷].[6]

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران یادگیری تسلط‌محور 45%اصلاح‌طلبان آموزش عالی 30%شکاکان عمل‌گرا 25%
  1. [1]Chalkbeatشکاکان عمل‌گرا

    Pandemic boosts interest in 'mastery-based' learning, though evidence remains thin

    مطالعه در Chalkbeat
  2. [2]Wikipediaاصلاح‌طلبان آموزش عالی

    Competency-based learning

    مطالعه در Wikipedia
  3. [3]Cult of Pedagogyطرفداران یادگیری تسلط‌محور

    The Value of Mastery-Based Grading

    مطالعه در Cult of Pedagogy
  4. [4]Connecticut State Department of Educationطرفداران یادگیری تسلط‌محور

    Mastery-Based Grading

    مطالعه در Connecticut State Department of Education
  5. [5]University of Nebraska-Lincolnاصلاح‌طلبان آموزش عالی

    Mastery Grading

    مطالعه در University of Nebraska-Lincoln
  6. [6]تیم سردبیری کوهستاناصلاح‌طلبان آموزش عالی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت آموزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.