اولین حمله رزمی پهپادهای دریایی آمریکا علیه اهداف دریایی در عملیات سنتکام
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) برای اولین بار از شناورهای سطحی خودران در یک حمله جنبشی استفاده کرد و با موفقیت زیرساختهای تعمیر و نگهداری زیردریاییها را برای حفاظت از خطوط کشتیرانی تجاری هدف قرار داد.
به قلم بهنام امینی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- برنامهریزان دفاعی آمریکا
- سیستمهای خودران را ابزاری ضروری برای نمایش قدرت بدون خطر میدانند.
- صنعت سیستمهای خودران
- این حمله را تأییدی قطعی بر فناوری دفاعی آماده و تجاری میدانند.
- بازارهای کشتیرانی جهانی
- بر ثبات گلوگاههای دریایی و کاهش حق بیمهها تمرکز دارند.
ارتش آمریکا رسماً از یک آستانه تاریخی در جنگهای خودران عبور کرده و اولین حمله رزمی خود را با استفاده از شناورهای سطحی بدون سرنشین (USV) انجام داده است. در یک عملیات هماهنگ که نشاندهنده تغییر سریع در دکترین دریایی است، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) سه پهپاد دریایی حامل مواد منفجره را برای خنثیسازی زیرساختهای دریایی در یک تأسیسات بزرگ نیروی دریایی ایران مستقر کرد. این استقرار، گذار قطعی فناوری دریایی خودران از نقشهای آزمایشی و نظارتی به اقدام جنبشی مستقیم را نشان میدهد. برای برنامهریزان دفاعی، این حمله موفقیتآمیز، سالها سرمایهگذاری در سیستمهای رباتیک کمهزینه و قابل جایگزینی را تأیید میکند که برای نمایش قدرت طراحی شدهاند، در حالی که اپراتورهای انسانی را به طور کامل از خط آتش دور نگه میدارند.[1][2]
شواهد اصلی این عملیات از فرماندهی مرکزی ایالات متحده نشأت میگیرد، که تأیید کرد نیروهایش در ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ از چندین پهپاد سطحی تهاجمی یکطرفه استفاده کردهاند. هدف، تأسیسات تعمیر و نگهداری زیردریایی و کشتی در پایگاه دریایی بندرعباس بود که یک مرکز حیاتی برای عملیات دریایی ایران محسوب میشود. بر اساس بیانیه رسمی ارتش، این حملات به طور خاص برای تضعیف توانایی طرف مقابل در انجام حملات علیه کشتیهای تجاری که در تنگه هرمز تردد میکنند، طراحی شده بود. با هدف قرار دادن زیرساختهای تعمیر و نگهداری و یک زیردریایی کوچک در معرض دید، هدف عملیات فلج کردن ستون فقرات لجستیکی آزار و اذیتهای دریایی محلی بود.[1]
تأیید بصری این حمله متعاقباً توسط پنتاگون از حالت طبقهبندی خارج و منتشر شد. یک ویدئوی ۲۴ ثانیهای که توسط سنتکام منتشر شد، چندین زاویه دید از عملیات را ارائه داد، از جمله تصاویر اطلاعاتی هوایی و دید اول شخص از دماغه یکی از پهپادهای در حال نزدیک شدن. این فیلم، شناورهای خودران را نشان میدهد که با سرعت بالا در آبهای ساحلی حرکت میکنند، به سمت زیرساختهای ساحلی مانور میدهند و در نهایت در اسکلهای که یک زیردریایی کوچک در آن قرار داشت، منفجر میشوند. دقت محض نشان داده شده در این ویدئو، قابلیتهای پیشرفته هدایت نهایی پلتفرمهای تازه مستقر شده را برجسته میکند، که توانستند بدون کمک خدمه در محیطهای پیچیده بندری حرکت کنند.[2]
پلتفرم خاصی که در این حمله تاریخی استفاده شد، «کرسر» (Corsair) است؛ یک شناور سطحی خودران ۲۴ فوتی که توسط شرکت «سارونیک تکنولوژیز» (Saronic Technologies) تولید شده است. این استارتاپ دفاعی مستقر در تگزاس که در سال ۲۰۲۲ توسط یکی از اعضای سابق یگان ویژه نیروی دریایی (Navy SEAL) تأسیس شد، به سرعت به یک بازیگر اصلی در تلاش پنتاگون برای تسلط دریایی خودران تبدیل شده است. کرسر طوری مهندسی شده که در بردی بیش از ۱۰۰۰ مایل دریایی فعالیت کند و ظرفیت حمل بار تا ۱۰۰۰ پوند را داشته باشد. این شناور که قادر است با سرعت ۳۵ گره دریایی حرکت کند، در ابتدا برای مأموریتهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی طراحی شده بود، اما معماری ماژولار آن اجازه داد تا به طور یکپارچه به یک سلاح تهاجمی جنبشی یکطرفه تبدیل شود.
اولین حضور رزمی کرسر، پس از یک تأیید غیرجنبشی بسیار تبلیغاتی از این پلتفرم، تنها چند هفته قبل رخ داد. در ژوئن ۲۰۲۶، همین کلاس از شناور سطحی بدون سرنشین در یک عملیات نجات پرمخاطره در سواحل عمان نقش کلیدی داشت. پس از سرنگونی یک هلیکوپتر AH-64 آپاچی ارتش آمریکا در منطقه، یک پهپاد کرسر با موفقیت دو خدمه نجاتیافته را پیدا و بازیابی کرد و آنها را به یک نقطه امن انتقال داد. آن عملیات، قابلیت اطمینان ناوبری و استقامت این پلتفرم را در آبهای مورد مناقشه ثابت کرد و زمینه عملیاتی را برای مجوز بعدی آن در یک پروفایل حمله مستقیم فراهم ساخت.
ادغام این سیستمهای خودران توسط واحدهای نظامی تخصصی فعال در خاورمیانه، به ویژه «نیروی ضربت ۵۹» (Task Force 59)، رهبری میشود. نیروی ضربت ۵۹ که توسط ناوگان پنجم نیروی دریایی تأسیس شده، به طور خاص برای نمونهسازی سریع و ادغام هوش مصنوعی و فناوریهای بدون سرنشین در عملیات روزانه ناوگان طراحی شده است. این نیروی ضربت با ترکیب فناوری خودران تجاری آماده با اپراتورهای انسانی متخصص، چرخههای سنتی و دهساله تدارکات دفاعی را دور زده است. حمله بندرعباس به عنوان اثبات نهایی این مدل استقرار چابک عمل میکند و نشان میدهد که واحدهای آزمایشی میتوانند در کسری از زمان استاندارد، تأثیرات تعیینکنندهای در میدان نبرد داشته باشند.[2]
ادغام این سیستمهای خودران توسط واحدهای نظامی تخصصی فعال در خاورمیانه، به ویژه «نیروی ضربت ۵۹» (Task Force 59)، رهبری میشود.
حمله ۱۲ ژوئیه در خلأ رخ نداد؛ بلکه یک جزء بسیار هماهنگ از «عملیات خشم حماسی» (Operation Epic Fury)، یک کارزار گستردهتر با هدف تأمین امنیت کریدورهای دریایی بینالمللی، بود. سنتکام در کنار پهپادهای دریایی، مجموعهای جامع از هواپیماهای جنگنده آمریکایی، شناورهای دریایی سنتی و پهپادهای تهاجمی هوایی یکطرفه را مستقر کرد. استفاده همزمان از سیستمهای خودران هوایی و دریایی – که اغلب به عنوان «ازدحام چند دامنهای» شناخته میشود – سایتهای راداری ساحلی و سیستمهای دفاع هوایی را قبل از اینکه شناورهای سطحی محمولههای خود را تحویل دهند، تحت فشار قرار داد. این رویکرد لایهای نشاندهنده یک چارچوب تاکتیکی در حال بلوغ است که در آن پهپادهای دریایی به عنوان نوآوریهای مجزا در نظر گرفته نمیشوند، بلکه به عنوان گرههای یکپارچه در یک شبکه تهاجمی عظیم عمل میکنند.[2]
هدف استراتژیک این عملیات فراتر از تخریب فوری یک تأسیسات زیردریایی است؛ اساساً در مورد تثبیت تجارت جهانی است. تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاههای ترانزیت انرژی در جهان است و آزار و اذیت مداوم توسط قایقهای تهاجمی کوچک و مینهای دریایی به طور معمول کشتیرانی تجاری را تهدید کرده است. ارتش آمریکا با برچیدن فعالانه زیرساختهای نگهداری که از این تهدیدات نامتقارن حمایت میکنند، قصد دارد آزادی ناوبری را احیا کند. شاخصهای اولیه بازار نشان میدهند که این استراتژی در شبکههای لجستیک جهانی مورد توجه قرار گرفته است، زیرا مدلهای قیمتگذاری بیمه دریایی، کاهش احتمال حملات به کشتیهای تجاری را بلافاصله پس از حمله منعکس کردند.[1][3]
پیامدهای صنعتی موفقیت کرسر به همان اندازه عمیق است و نشاندهنده یک تغییر ساختاری در نحوه دستیابی وزارت دفاع به فناوری است. از لحاظ تاریخی، قدرت دریایی با تعداد ناوشکنها و ناوهای هواپیمابر چند میلیارد دلاری که یک کشور میتواند به کار گیرد، اندازهگیری میشد. با این حال، تولید سریع کرسر – سارونیک گزارش داد که تا می ۲۰۲۶ بیش از ۳۰۰ واحد تولید کرده است – نشاندهنده دوام مفهوم ناوگان «قابل جایگزینی» است. ارتش با تولید انبوه پهپادهای کمهزینه و بسیار توانمند، میتواند قدرت خود را در گستره وسیعی از اقیانوسها به نمایش بگذارد، بدون اینکه کشتیهای اصلی یا جان انسانها را در مناطق ساحلی بسیار مورد مناقشه به خطر اندازد.
با وجود موفقیت عملیاتی آشکار، مکانیسمهای دقیقی که مرحله درگیری نهایی حمله را کنترل میکردند، در هالهای از ابهام شفاف باقی ماندهاند. در حالی که کرسر قادر به ناوبری خودران نقطهبهنقطه و اجتناب از موانع است، دکترین نظامی به شدت نظارت «انسان در حلقه» را برای اعمال نیروی کشنده دیکته میکند. به طور عمومی مشخص نیست که آیا پهپادها بر الگوریتمهای از پیش برنامهریزی شده تشخیص هدف نهایی تکیه کردهاند یا اینکه اپراتورهای از راه دور یک پیوند دادهای مستمر برای صدور مجوز دستی انفجار نهایی حفظ کردهاند. میزان خودمختاری مجاز در ثانیههای پایانی حمله یک راز کاملاً محافظت شده باقی مانده است، که منعکس کننده بحثهای اخلاقی و عملیاتی گستردهتر پیرامون هوش مصنوعی در جنگ است.[2]
حوزه دیگری از ابهام، شامل اثربخشی بلندمدت پهپادهای دریایی در برابر اقدامات متقابل در حال تکامل است. حمله بندرعباس از عنصر غافلگیری بهره برد، زیرا دفاع ساحلی طرف مقابل احتمالاً به ردیابی شناورهای سطحی کمارتفاع و پرسرعت که در ظرفیت انتحاری عمل میکنند، عادت نداشتند. با این حال، با عادی شدن حملات سطحی خودران به عنوان بخشی از استراتژی دریایی آمریکا، طرفهای مقابل به ناچار حسگرهای صوتی تخصصی، تجهیزات پارازیت محلی و موانع فیزیکی دریایی را برای خنثی کردن نفوذهای آتی توسعه خواهند داد. دوام مستمر کرسر در نقشهای تهاجمی به شدت به توانایی آن در عملیات در محیطهای فاقد GPS و مقاومت در برابر جنگ الکترونیک بستگی خواهد داشت.[2]
این استقرار همچنین همافزایی فزاینده بین طرحهای پهپادهای دریایی نیروی دریایی و «نیروی ضربت حمله عقرب» (Task Force Scorpion Strike) که به تازگی تأسیس شده و بر سیستمهای تهاجمی رزمی بدون سرنشین کمهزینه (LUCAS) در حوزه هوایی تمرکز دارد، را برجسته میکند. پنتاگون با بهکارگیری همزمان فناوری پهپادی مقرون به صرفه در هوا و دریا، به طور فعال در حال تحقق چشمانداز خود از یک نیروی ترکیبی و توزیعشده است. این تغییر الگو به فرماندهان نظامی اجازه میدهد تا سطوح بالاتری از ریسک تاکتیکی را بپذیرند، زیرا میدانند که از دست دادن یک پهپاد نسبتاً ارزان قیمت، به مراتب بهتر از از دست دادن یک شناور یا هواپیمای سرنشیندار است.
در نهایت، اولین استقرار رزمی پهپادهای دریایی آمریکا یک لحظه تعیینکننده در تاریخ نظامی است، شبیه به اولین استفاده از پهپادهای هوایی در اوایل دهه ۲۰۰۰. اجرای موفقیتآمیز حمله بندرعباس ثابت میکند که شناورهای سطحی خودران دیگر مفاهیم نظری محدود به بازیهای جنگی و تمرینات کنترلشده نیستند. آنها اکنون داراییهای اثباتشده و مؤثر در نبرد هستند که قادر به ارائه اثرات جنبشی دقیق علیه اهداف مستحکم میباشند. با ادامه بلوغ فناوری و افزایش مقیاس تولید، این پلتفرمهای بدون سرنشین آمادهاند تا هندسه جنگ دریایی و حفاظت از آبراههای جهانی را به طور اساسی تغییر دهند.[1][2]
چرا مهم است
استقرار موفقیتآمیز پهپادهای دریایی خودران در عملیات رزمی ثابت میکند که ارتش آمریکا اکنون میتواند از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی محافظت کرده و قدرت دریایی خود را بدون به خطر انداختن جان ملوانان به نمایش بگذارد، که نشاندهنده یک تغییر اساسی در امنیت دریایی مدرن است.
روند رویداد
ژانویه ۲۰۲۴
نیروی دریایی آمریکا گروه ضربت بدون سرنشین ۵۹.۱ را برای تسریع استقرار پهپادهای دریایی تأسیس میکند.
دسامبر ۲۰۲۵
شرکت سارونیک تکنولوژیز قرارداد تولید بزرگی را برای تأمین شناورهای خودران کرسر به نیروی دریایی آمریکا برنده میشود.
ژوئن ۲۰۲۶
یک پهپاد کرسر با موفقیت دو خلبان سرنگون شده آپاچی ارتش آمریکا را در سواحل عمان نجات میدهد.
۱۲ جولای ۲۰۲۶
سنتکام سه پهپاد کرسر را در اولین حمله رزمی تاریخ توسط شناورهای سطحی بدون سرنشین مستقر میکند.
منابع
[1]U.S. Central Command (CENTCOM)برنامهریزان دفاعی آمریکاCENTCOM Forces Conduct First Combat Deployment of Unmanned Surface Vessels
مطالعه در U.S. Central Command (CENTCOM) →
[2]Breaking Defenseبرنامهریزان دفاعی آمریکاUS forces use unmanned surface vessels for first time in combat operations
مطالعه در Breaking Defense →
[3]Crypto Briefingبازارهای کشتیرانی جهانیUS sea drones strike Iran naval base, first combat deployment
مطالعه در Crypto Briefing →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

