رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانسیاست صنعتیتوضیح و تحلیل۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۲· 8 دقیقه مطالعه· #3 از 3 در دیدگاه

آیا افزایش مداوم مداخله دولت، پایان آرام عصر جهانی لسه فر است؟

در حالی که دولت‌ها در سراسر جهان سیاست صنعتی و یارانه‌های هنگفت را در پیش گرفته‌اند، اجماع چند دهه‌ای نئولیبرالیسم بازار آزاد در حال جایگزینی با عصر جدیدی از سرمایه‌داری هدایت‌شده توسط دولت است.

به قلم هستی غفاری

ملی‌گرایان اقتصادی 35%مداخله‌گرایان عمل‌گرا 35%سنت‌گرایان بازار آزاد 30%
ملی‌گرایان اقتصادی
استدلال می‌کنند که مداخله دولت برای تضمین زنجیره‌های تأمین حیاتی و مقابله با رقبای ژئوپلیتیکی ضروری است.
مداخله‌گرایان عمل‌گرا
از اقدام هدفمند دولت برای اصلاح شکست‌های بازار و رسیدگی به بحران‌ها حمایت می‌کنند، مشروط بر اینکه دولت‌ها بتوانند «بازندگان را رها کنند».
سنت‌گرایان بازار آزاد
هشدار می‌دهند که سیاست صنعتی منجر به رانت‌جویی، تخصیص نادرست منابع و حمایت‌گرایی جهانی می‌شود.

در آوریل ۲۰۲۳، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، پشت تریبون مؤسسه بروکینگز ایستاد و عملاً مرگ یک ارتدوکس اقتصادی چهار دهه‌ای را اعلام کرد. او چارچوبی را تشریح کرد که از آن زمان به بعد «اجماع جدید واشنگتن» نامیده شد؛ چارچوبی که صراحتاً ایده قدرت مطلق بازار را رد می‌کند. برای دهه‌ها، دیدگاه غالب در پایتخت‌های غربی این بود که دولت‌ها باید کنار بکشند، تعرفه‌ها را کاهش دهند، صنایع را مقررات‌زدایی کنند و اجازه دهند سرمایه آزادانه در مرزها جریان یابد. سخنرانی سالیوان نشان‌دهنده یک چرخش آشکار بود و استدلال می‌کرد که این رویکرد عدم مداخله (لسه فر) تولید داخلی را تضعیف کرده و پایه‌های اجتماعی-اقتصادی جوامع دموکراتیک را فرسوده است.[1]

این تغییر گفتمانی در بالاترین سطوح دولت ایالات متحده، یک اتفاق مجزا نبود، بلکه تأیید رسمی یک چرخش کلان اقتصادی جهانی بود. در سراسر جهان، دولت‌ها به شدت در حال بازگشت به عرصه تجارت و اقتصاد هستند. عصر نئولیبرالیسم—اصطلاحی که اغلب برای توصیف سیاست‌های بنیادگرای بازار که در دهه ۱۹۸۰ توسط رونالد ریگان و مارگارت تاچر رایج شد، استفاده می‌شود—به آرامی در حال جایگزینی با عصر مداخله‌گرایی دولتی است. سیاست‌گذاران به طور فزاینده‌ای از یارانه‌ها، کنترل‌های صادراتی و سرمایه‌گذاری‌های هدفمند برای هدایت اقتصاد خود استفاده می‌کنند و امنیت ملی و انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین را بر کارایی صرف اقتصادی اولویت می‌دهند.[1]

سازوکار هدایت‌کننده این تغییر به عنوان «سیاست صنعتی» شناخته می‌شود، اصطلاحی گسترده برای تلاش‌های دولت جهت شکل دادن به اقتصاد از طریق تشویق صنایع خاص. اگرچه سیاست صنعتی هرگز به طور کامل ناپدید نشد—به ویژه در شرق آسیا—اما در طول چهل سال گذشته در محافل اقتصادی غرب تا حد زیادی تابو بود. امروز، این سیاست ابزار اصلی دولت‌داری است. دولت‌ها به جای تکیه بر دست نامرئی بازار برای تخصیص منابع، از دست بسیار مرئی خزانه‌داری برای ساخت کارخانه‌های تولید نیمه‌رسانا، یارانه دادن به زنجیره‌های تأمین خودروهای الکتریکی و تأمین مالی تحقیقات محاسبات کوانتومی استفاده می‌کنند.[1]

شواهد این گذار از نظر مقیاس خیره‌کننده است. بر اساس تحقیقات اخیر صندوق بین‌المللی پول (IMF)، کمک‌های دولتی و مداخلات سیاست صنعتی در طول دهه گذشته به طور پیوسته افزایش یافته و در واکنش به همه‌گیری و شوک‌های انرژی به شدت تسریع شده‌اند. ابتکاراتی مانند «توافق سبز اروپا» (European Green Deal) و «قانون تراشه‌های اروپا» (European CHIPS Act) نشان‌دهنده تمایل آشکار برای به‌کارگیری سرمایه عمومی جهت تضمین استقلال راهبردی فناوری است. صندوق بین‌المللی پول خاطرنشان می‌کند که این امر نشان‌دهنده انحرافی عمیق از اجماع دوران پس از جنگ سرد است، به طوری که دولت‌ها اکنون فعالانه نتایج بازار را برای دستیابی به اهداف ژئوپلیتیکی شکل می‌دهند.[2]

تغییر ایدئولوژیک هدایت‌کننده سیاست اقتصادی مدرن، انعطاف‌پذیری را بر کارایی صرف بازار اولویت می‌دهد.
تغییر ایدئولوژیک هدایت‌کننده سیاست اقتصادی مدرن، انعطاف‌پذیری را بر کارایی صرف بازار اولویت می‌دهد.

ایالات متحده نیز با قوانین مهم خود، این شور و شوق مداخله‌گرایانه را دنبال کرده است. «قانون تراشه‌ها و علم» (CHIPS and Science Act) و «قانون کاهش تورم» (Inflation Reduction Act) صدها میلیارد دلار یارانه مستقیم دولتی و مشوق‌های مالیاتی را شامل می‌شوند که برای بازگرداندن تولید به داخل و تسریع گذار به انرژی سبز طراحی شده‌اند. این سیاست‌ها صراحتاً برای تغییر نتایج بازار، هدایت سرمایه خصوصی به سمت بخش‌هایی که دولت برای امنیت ملی و رفاه آینده حیاتی می‌داند، طراحی شده‌اند. حجم عظیم این هزینه‌ها، کشورهای متحد و رقیب را به یک اندازه مجبور کرده است تا با بسته‌های یارانه خود پاسخ دهند و مسابقه‌ای جهانی برای برتری صنعتی را آغاز کنند.[1]

مدل اقتصادی چین زمینه حیاتی برای این چرخش سیاست غرب را فراهم می‌کند. پکن برای دهه‌ها یک مدل سرمایه‌داری هدایت‌شده توسط دولت را با موفقیت بالا به کار گرفته است و از یارانه‌های عظیم و شرکت‌های دولتی برای تسلط بر تولید جهانی و فناوری‌های نوظهور استفاده می‌کند. «دفتر ملی تحقیقات اقتصادی» به طور گسترده مستند کرده است که چگونه سیاست‌های صنعتی چین به این کشور اجازه داده است تا نقاط حیاتی در زنجیره‌های تأمین جهانی، از پنل‌های خورشیدی گرفته تا مواد معدنی حیاتی، را به دست آورد. سیاست‌گذاران غربی، با درک اینکه اصول بازار آزاد به تنهایی نمی‌توانند با قهرمانان دولتی که به شدت یارانه دریافت می‌کنند رقابت کنند، به این نتیجه رسیده‌اند که برای بقا باید تاکتیک‌های مشابهی را اتخاذ کنند.[3]

با این حال، بازگشت مداخله‌گرایی دولتی صرفاً یک واکنش دفاعی در برابر رقبای ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه پاسخی به آسیب‌پذیری‌های سیستمی است که بحران‌های جهانی اخیر آشکار کردند. همه‌گیری کووید-۱۹ شکنندگی زنجیره‌های تأمین جهانی فوق‌بهینه‌سازی‌شده و «به‌موقع» (Just-in-Time) را برملا کرد. هنگامی که مرزها بسته شدند و کارخانه‌ها تعطیل گشتند، کشورها ناگهان خطر اتکا به کشورهای دوردست برای تجهیزات پزشکی ضروری و کالاهای تولیدی اساسی را درک کردند. تحلیل‌های آکادمیک از «مدرسه اقتصاد لندن» و «دانشگاه فناوری سیدنی» اشاره می‌کنند که این همه‌گیری دولت‌ها را مجبور کرد تا سیاست‌های نئو-کینزی را احیا کنند و به گونه‌ای برای پرداخت دستمزدها و حمایت از صنایع وارد عمل شوند که تنها چند سال قبل به عنوان سوسیالیسم محکوم می‌شد.[6]

با این حال، بازگشت مداخله‌گرایی دولتی صرفاً یک واکنش دفاعی در برابر رقبای ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه پاسخی به آسیب‌پذیری‌های سیستمی است که بحران‌های جهانی اخیر آشکار کردند.

این درک، اساساً نحوه محاسبه ریسک اقتصادی توسط دولت‌ها را تغییر داده است. اجماع قدیمی واشنگتن، کارایی و قیمت‌های پایین مصرف‌کننده را در اولویت قرار می‌داد و فرض می‌کرد که تجارت جهانی به طور طبیعی صلح و ثبات را تقویت می‌کند. پارادایم جدید، انعطاف‌پذیری و مازاد ظرفیت (Redundancy) را در اولویت قرار می‌دهد. سیاست‌گذاران اکنون مایلند هزینه‌های بالاتر و کارایی فوری کمتری را بپذیرند، اگر به معنای تضمین قابلیت‌های تولید داخلی برای کالاهای حیاتی باشد. این نشان‌دهنده یک تغییر فلسفی عمیق است: دولت دیگر فقط یک داور در بازی اقتصادی نیست، بلکه یک بازیگر و سرمایه‌گذار فعال است.[5]

مسابقه جهانی یارانه عمدتاً در کشورهای ثروتمندی متمرکز شده است که فضای مالی لازم برای تأمین مالی مداخلات صنعتی عظیم را دارند.
مسابقه جهانی یارانه عمدتاً در کشورهای ثروتمندی متمرکز شده است که فضای مالی لازم برای تأمین مالی مداخلات صنعتی عظیم را دارند.

با این حال، پذیرش سیاست صنعتی مملو از خطرات اقتصادی و سیاسی است. رایج‌ترین انتقاد از مداخله دولتی این است که دولت‌ها در «انتخاب برندگان» بسیار بد عمل می‌کنند. هنگامی که بوروکرات‌ها تلاش می‌کنند سرمایه را هدایت کنند، اغلب منابع را به اشتباه تخصیص می‌دهند و پروژه‌های ناکارآمد را بر اساس ملاحظات سیاسی به جای دوام بازار تأمین مالی می‌کنند. اقتصاددانان هشدار می‌دهند که سیاست‌های صنعتی ضعیف طراحی‌شده می‌توانند باعث تحریف‌های شدید در اقتصاد داخلی شوند، به ویژه اگر رفتار «رانت‌جویی» را تشویق کنند؛ جایی که شرکت‌ها به جای نوآوری، تلاش بیشتری را صرف لابی‌گری برای دریافت کمک‌های دولتی می‌کنند.[2]

دنی رودریک، اقتصاددان دانشگاه هاروارد و از حامیان دیرینه سیاست صنعتی معقول، استدلال می‌کند که تمرکز بر «انتخاب برندگان» اصل مطلب را نادیده می‌گیرد. به گفته رودریک، عدم قطعیت تضمین می‌کند که حتی سیاست‌های بهینه نیز منجر به اشتباه خواهند شد. معیار واقعی یک سیاست صنعتی موفق، توانایی اجتناب از خطا نیست، بلکه ظرفیت سیاسی برای «رها کردن بازندگان» است. دولت‌ها باید مایل باشند حمایت خود را از طرح‌های شکست‌خورده قبل از اینکه به باری دائمی بر دوش بودجه عمومی تبدیل شوند، قطع کنند. این امر مستلزم سطحی از چابکی بوروکراتیک و شجاعت سیاسی است که اغلب در سیستم‌های دموکراتیک، جایی که صنایع یارانه‌بگیر به سرعت بلوک‌های لابی‌گری قدرتمندی را تشکیل می‌دهند، وجود ندارد.[4]

علاوه بر این، عصر جدید مداخله‌گرایی دولتی خطر تشدید نابرابری جهانی را به همراه دارد. کشورهای ثروتمند در شمال جهانی فضای مالی لازم برای استقراض میلیاردها دلار جهت یارانه دادن به صنایع داخلی خود را دارند. کشورهای در حال توسعه در جنوب جهانی، که از قبل تحت فشار بدهی‌های بالا و نرخ‌های بهره فزاینده هستند، نمی‌توانند در این مسابقه تسلیحاتی یارانه‌ای رقابت کنند. از آنجایی که ایالات متحده و اروپا تولید را به داخل مرزهای خود بازمی‌گردانند، اقتصادهای در حال توسعه که به رشد مبتنی بر صادرات متکی بودند، ممکن است خود را از معماری اقتصادی جدید جهانی محروم ببینند که منجر به جهانی تکه‌تکه‌تر و نابرابرتر می‌شود.

گذار به سمت سرمایه‌داری دولتی همچنین سؤالات عمیقی را در مورد آینده تجارت بین‌المللی مطرح می‌کند. سازمان تجارت جهانی (WTO) بر اساس فرض کاهش تعرفه‌ها و حذف یارانه‌های دولتی برای ایجاد یک زمین بازی برابر بنا شده بود. از آنجایی که قدرت‌های بزرگ آشکارا این قوانین را برای محافظت از صنایع خود زیر پا می‌گذارند، سیستم تجارت جهانی در معرض خطر فروپاشی به مجموعه‌ای از بلوک‌های حمایت‌گرایانه قرار دارد. صندوق بین‌المللی پول بارها هشدار داده است که این تکه‌تکه شدن ژئوپلیتیکی می‌تواند تولید اقتصادی جهانی را کاهش دهد، زیرا مزایای مزیت نسبی در محراب امنیت ملی قربانی می‌شوند.[2]

شکنندگی زنجیره‌های تأمین جهانی در طول بحران‌های اخیر، فشار برای انعطاف‌پذیری صنعتی داخلی را تسریع کرد.
شکنندگی زنجیره‌های تأمین جهانی در طول بحران‌های اخیر، فشار برای انعطاف‌پذیری صنعتی داخلی را تسریع کرد.

با وجود این خطرات، به نظر می‌رسد شتاب پشت مداخله‌گرایی جدید غیرقابل توقف است. اجماع سیاسی در بسیاری از پایتخت‌های غربی به طور قاطع علیه اقتصاد بازار آزاد محض تغییر کرده است. حامیان مترقی استفاده از قدرت دولت برای مبارزه با تغییرات اقلیمی و توانمندسازی نیروی کار را تحسین می‌کنند، در حالی که ملی‌گرایان محافظه‌کار از سیاست صنعتی به عنوان ابزاری برای مقابله با دشمنان خارجی و بازسازی تولید داخلی حمایت می‌کنند. این همسویی نادر دوحزبی نشان می‌دهد که عصر دولت بزرگ در حوزه اقتصادی یک ناهنجاری موقت دوران همه‌گیری نیست، بلکه یک تغییر ساختاری دائمی است.[5]

در نهایت، موفقیت یا شکست این عصر اقتصادی جدید به نحوه اجرا بستگی دارد. اگر دولت‌ها بتوانند مداخلات شفاف و زمان‌بندی‌شده‌ای طراحی کنند که شکست‌های واقعی بازار را اصلاح کند—مانند کمبود سرمایه‌گذاری در انرژی سبز یا شکنندگی زنجیره‌های تأمین نیمه‌رسانا—ممکن است در ساختن اقتصادهایی انعطاف‌پذیرتر و عادلانه‌تر موفق شوند. با این حال، اگر سیاست صنعتی به سیستمی از رفاه دائمی شرکتی تبدیل شود و شرکت‌های ناکارآمد موجود را از رقابت محافظت کند، ممکن است درمان بدتر از خود بیماری باشد.[4]

آنچه به طور غیرقابل انکاری روشن است این است که اقتصاد جهانی از یک نقطه بی‌بازگشت (روبیکان) عبور کرده است. آزمایش چند دهه‌ای جهانی‌سازی بی‌قید و شرط و سرمایه‌داری عدم مداخله به پایان رسیده و با واقعیتی آشفته، مورد مناقشه و بسیار مداخله‌گرایانه جایگزین شده است. در حالی که دولت نقش اصلی خود را در هدایت توسعه اقتصادی بازپس می‌گیرد، کسب‌وکارها، سرمایه‌گذاران و شهروندان باید خود را با جهانی وفق دهند که در آن اولویت‌های سیاسی، به جای نیروهای صرف بازار، به طور فزاینده‌ای جریان سرمایه و شکل آینده را دیکته می‌کنند.[1]

نکات کلیدی

  • دولت‌ها در سراسر جهان در حال کنار گذاشتن دهه‌ها ارتدوکس بازار آزاد به نفع سیاست صنعتی هدایت‌شده توسط دولت هستند.
  • این تغییر ناشی از تمایل به تضمین زنجیره‌های تأمین حیاتی، مبارزه با تغییرات اقلیمی و مقابله با رقبای ژئوپلیتیکی است.
  • برنامه‌های یارانه عظیم مانند «قانون تراشه‌های» ایالات متحده و «توافق سبز اروپا» نشان‌دهنده عصر جدیدی از سرمایه‌داری دولتی است.
  • اقتصاددانان هشدار می‌دهند که این مداخله‌گرایی خطر تخصیص نادرست منابع، دامن زدن به حمایت‌گرایی و عقب ماندن کشورهای در حال توسعه را در پی دارد.

چرا مهم است

گذار از جهانی‌سازی بازار آزاد به سیاست صنعتی هدایت‌شده توسط دولت، اساساً نحوه توسعه فناوری‌ها، ایجاد مشاغل و عملکرد زنجیره‌های تأمین جهانی را تغییر می‌دهد. درک این تحول به خوانندگان کمک می‌کند تا در جهانی حرکت کنند که در آن یارانه‌های دولتی، به جای نیروهای صرف بازار، به طور فزاینده‌ای تعیین‌کننده برندگان و بازندگان اقتصادی هستند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

استدلال امنیت ملی

حامیان استدلال می‌کنند که مداخله دولت یک مکانیسم دفاعی ضروری در دنیایی تکه‌تکه است.

طرفداران سیاست صنعتی جدید، اقتصاد را از منظر امنیت ملی می‌بینند. آن‌ها استدلال می‌کنند که اتکا به رقبای ژئوپلیتیکی برای فناوری‌های حیاتی، مانند نیمه‌رساناهای پیشرفته یا مواد معدنی کمیاب، خطر غیرقابل قبولی را به همراه دارد. از این منظر، یارانه‌های دولتی نه تحریف بازار، بلکه سرمایه‌گذاری‌های ضروری برای تضمین حاکمیت و انعطاف‌پذیری یک ملت در مواجهه با اختلالات زنجیره تأمین جهانی هستند.

نقد بازار آزاد

اقتصاددانان سنتی هشدار می‌دهند که کنار گذاشتن تجارت آزاد منجر به ناکارآمدی و خویشاوندسالاری می‌شود.

منتقدان ریشه‌دار در اقتصاد نئوکلاسیک استدلال می‌کنند که دولت‌ها فاقد اطلاعات و آینده‌نگری لازم برای هدایت موفقیت‌آمیز سرمایه هستند. آن‌ها هشدار می‌دهند که سیاست صنعتی به ناچار به سرمایه‌داری رفاقتی تبدیل می‌شود، جایی که شرکت‌های دارای ارتباطات سیاسی، صرف نظر از دوام واقعی بازارشان، یارانه‌های عظیمی را تضمین می‌کنند. علاوه بر این، آن‌ها هشدار می‌دهند که مسابقه جهانی یارانه باعث تعرفه‌های تلافی‌جویانه می‌شود و در نهایت تولید اقتصادی جهانی را کاهش داده و قیمت‌ها را برای مصرف‌کنندگان افزایش می‌دهد.

دیدگاه مترقی

مترقی‌ها سیاست صنعتی را ابزاری برای رسیدگی به شکست‌های بازار مانند تغییرات اقلیمی و نابرابری می‌دانند.

برای مداخله‌گرایان مترقی، پایان عدم مداخله (لسه فر) فرصتی خوشایند برای همسو کردن رشد اقتصادی با اهداف اجتماعی است. آن‌ها استدلال می‌کنند که بازار آزاد اساساً در قیمت‌گذاری تهدید وجودی تغییرات اقلیمی یا محافظت از طبقه کارگر در برابر ویرانی‌های جهانی‌سازی شکست خورده است. آن‌ها بر این باورند که با هدایت سرمایه دولتی به سمت انرژی سبز و اعمال الزامات کارگری به بودجه فدرال، سیاست صنعتی می‌تواند اقتصادی عادلانه‌تر و پایدارتر بسازد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

ملی‌گرایان اقتصادی 35%مداخله‌گرایان عمل‌گرا 35%سنت‌گرایان بازار آزاد 30%
  1. [1]تیم سردبیری کوهستانملی‌گرایان اقتصادی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  2. [2]International Monetary Fundسنت‌گرایان بازار آزاد

    Industrial Policy Since the Great Financial Crisis

    مطالعه در International Monetary Fund
  3. [3]National Bureau of Economic Researchملی‌گرایان اقتصادی

    Decoding China's Industrial Policies

    مطالعه در National Bureau of Economic Research
  4. [4]Project Syndicateمداخله‌گرایان عمل‌گرا

    The Return of Industrial Policy

    مطالعه در Project Syndicate
  5. [5]Progressive Political Economyمداخله‌گرایان عمل‌گرا

    Coronavirus, Crisis, and the End of Neoliberalism

    مطالعه در Progressive Political Economy
  6. [6]University of Technology Sydneyمداخله‌گرایان عمل‌گرا

    The End of Neoliberalism? The Response to COVID-19: An Australian Geopolitical Perspective

    مطالعه در University of Technology Sydney

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.