آیا قانون «خوداظهاری» سازمان تجارت جهانی برای کشورهای در حال توسعه، اصل محوری برابری تجاری را از نظر قانونی بیمعنا کرده است؟
سازمان تجارت جهانی به هر یک از اعضا اجازه میدهد تا خود را «کشور در حال توسعه» اعلام کند و از مزایای تجاری ترجیحی بهرهمند شود. این سازوکار در ابتدا برای ایجاد زمین بازی برابر در سطح جهانی طراحی شده بود. با این حال، با تغییر موازنه قدرت اقتصادی، این قانون خوداظهاری بحثهای شدیدی را برانگیخته است که آیا این سیستم هنوز از اقتصادهای آسیبپذیر حمایت میکند یا صرفاً صادرکنندگان بزرگ را از تعهدات متقابل معاف میسازد.
به قلم رسول توکلی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصادهای پیشرفته
- کشورهای توسعهیافته اصلی استدلال میکنند که خوداظهاری یک محیط تجاری ناعادلانه و نامتقارن ایجاد میکند.
- قدرتهای نوظهور
- کشورهای با رشد سریع معتقدند که اندازه اقتصادی کلان، چالشهای عمیق توسعه داخلی را از بین نمیبرد.
- اصلاحطلبان نهادی
- محققان تجاری و کارشناسان سیاستگذاری طرفدار کنار گذاشتن برچسب دوتایی توسعهیافته/در حال توسعه به نفع توافقنامههای موضوعی هستند.
چرا مهم است
قوانین تجارت جهانی قیمت همه چیز، از لوازم الکترونیکی مصرفی گرفته تا واردات کشاورزی، را تعیین میکنند. اگر سازوکار سازمان تجارت جهانی برای اعطای حمایتهای ویژه اقتصادی اساساً دچار مشکل باشد، مشروعیت سیستم تجارت بینالمللی را تهدید کرده و روند حرکت به سمت تعرفههای یکجانبه و حمایتگرایی را تسریع میکند.
در ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۹، «دفتر ثبت فدرال ایالات متحده» (US Federal Register) یادداشتی را منتشر کرد که معماری بنیادین تجارت جهانی را هدف قرار داد: این یادداشت به نماینده تجاری آمریکا دستور داد تا با برخی از کشورهای با درآمد بالا در سازمان تجارت جهانی، دیگر به عنوان «کشورهای در حال توسعه» رفتار نکند. هدف این اقدام، یک رویه ظاهراً مبهم به نام «خوداظهاری» بود. در سازمان تجارت جهانی، هیچ آزمون اقتصادی، هیچ آستانه تولید ناخالص داخلی، و هیچ شاخص توسعه انسانی برای ادعای وضعیت کشور در حال توسعه لازم نیست. یک کشور صرفاً خود را در حال توسعه اعلام میکند و سازمان آن را میپذیرد.[1]
استدلال اصلی علیه این سیستم کاملاً روشن است: خوداظهاری، اصل برابری تجاری سازمان تجارت جهانی را از نظر قانونی بیمعنا کرده است. با اجازه دادن به هر عضوی برای ادعای حمایتهای ویژه، صرف نظر از ردپای اقتصادی واقعیاش، این قانون عملاً اقتصادهای پیشرفته را مجازات میکند، در حالی که صادرکنندگان بزرگ جهانی را از تعهدات متقابل معاف میسازد. برای درک اینکه چگونه این سیستم به این نقطه رسیده است، باید به مکانیسمهای سازمان تجارت جهانی در برخورد با نابرابری اقتصادی نگاه کرد.[4]
هنگامی که «توافقنامه عمومی تعرفهها و تجارت» (GATT) به سازمان تجارت جهانی مدرن تبدیل شد، مفهومی به نام «رفتار ویژه و متفاوت» (SDT) را تثبیت کرد. این چارچوب یک قانون واحد نیست، بلکه مجموعهای از تقریباً ۱۵۵ مقرره است که در توافقنامههای مختلف سازمان تجارت جهانی پراکنده شدهاند. SDT به کشورهای در حال توسعه دورههای گذار طولانیتر برای اجرای معاهدات، تعهدات کمتر برای کاهش تعرفهها، و انعطافپذیری بیشتر در یارانهدهی به بخشهای کشاورزی و صنعتی داخلی خود اعطا میکند.[7]
قصد پشت SDT بدون شک عادلانه بود. این سازوکار طراحی شده بود تا به اقتصادهای شکننده و پسااستعماری فرصتی برای صنعتی شدن و ادغام در بازار جهانی بدهد، بدون اینکه بلافاصله توسط قدرتهای اقتصادی غربی تثبیتشده درهم شکسته شوند. منطق این بود که رفتار برابر با اقتصادهای نابرابر، تنها نابرابریهای موجود را تثبیت میکند. بنابراین، قوانین تجارت جهانی نیاز به یک سیستم «هندیکاپ» داخلی داشتند تا توسعه واقعی را تقویت کنند.[5]
با این حال، سازوکاری که برای اجرای این هندیکاپ انتخاب شد – یعنی اجازه دادن به اعضا برای خوداظهاری – یک تناقض ساختاری ایجاد کرده است. از آنجا که سازمان تجارت جهانی بر اساس اجماع مطلق عمل میکند، اعضای آن هرگز نتوانستهاند بر سر یک تعریف رسمی و ریاضی از آنچه «کشور در حال توسعه» را تشکیل میدهد، به توافق برسند. در نتیجه، سیستم افتخاری خوداظهاری تنها مسیر اداری عملی باقی مانده است، که منجر به سناریویی شده که تقریباً دو سوم از ۱۶۴ عضو سازمان تجارت جهانی در حال حاضر ادعای وضعیت در حال توسعه دارند.[2][8]
این کاربرد گسترده، تمایز سنتی شمال-جنوب را در یک جهان چندقطبی از بین برده است. کشورهایی که طی سه دهه گذشته توسعه اقتصادی عظیم و بیسابقهای را تجربه کردهاند، همچنان همان امتیازات SDT را ادعا میکنند که آسیبپذیرترین و کمتر توسعهیافتهترین کشورهای جهان از آن برخوردارند. منتقدان، به ویژه در آمریکای شمالی و اروپا، استدلال میکنند که این امر یک فرهنگ «وانمود کردن» را تداوم میبخشد که مشروعیت کل سیستم تجاری را تضعیف میکند.[2][4]
این کاربرد گسترده، تمایز سنتی شمال-جنوب را در یک جهان چندقطبی از بین برده است.
هنگامی که قدرتهای اقتصادی بزرگ از مقررات SDT استفاده میکنند، میتوانند تعرفههای وارداتی بالاتری را حفظ کرده و یارانههای دولتی را به کار گیرند که صراحتاً برای کشورهای «توسعهیافته» ممنوع است. این امر یک محیط تجاری نامتقارن ایجاد میکند که در آن اقتصادهای پیشرفته باید بازارهای خود را به طور کامل باز کنند، در حالی که با صنایع تحت حمایت دولت از کشورهای خوداظهارکننده در حال توسعه رقابت میکنند که ملزم به عمل متقابل نیستند. نتیجه این وضعیت، واکنش سیاسی فزاینده علیه خود سازمان تجارت جهانی است.[6]
با این حال، دفاع از خوداظهاری نیز به همان اندازه قوی است و بر پیچیدگی توسعه اقتصادی مدرن استوار است. قویترین استدلال متقابل، که توسط کشورهایی مانند برزیل، هند و چین حمایت میشود، این است که تولید ناخالص داخلی یا حجم کل صادرات، چالشهای عمیق توسعه داخلی را پنهان میکند. یک کشور میتواند همزمان یک صادرکننده برتر جهانی باشد و در عین حال صدها میلیون شهروند زیر خط فقر داشته باشد که فاقد زیرساختهای اساسی و شبکههای ایمنی اجتماعی هستند.[3]
از این منظر، خوداظهاری یک حفره قانونی نیست؛ بلکه یک تأکید ضروری بر حق حاکمیتی است. تحمیل یک معیار سختگیرانه و تعریفشده غربی برای «توسعه» – مانند درآمد سرانه – بر «جنوب جهانی»، این کشورها را از همان ابزارهای سیاستی محروم میکند که از لحاظ تاریخی به اقتصادهای پیشرفته اجازه دادند در قرون ۱۹ و ۲۰ رشد کنند. کشورهای در حال توسعه استدلال میکنند که تا زمانی که ساختارهای اقتصادی داخلی آنها شبیه به غرب نشود، نمیتوان انتظار داشت که بار نظارتی یکسانی را تحمل کنند.[5]
استراتژیهای متفاوت این قدرتهای نوظهور، تصویر را پیچیدهتر میکند. در حالی که برخی کشورها از SDT برای محافظت از صنایع نوپا استفاده میکنند، برخی دیگر از آن به عنوان یک اهرم چانهزنی ژئوپلیتیکی بهره میبرند و پیشنهاد میدهند که داوطلبانه از برخی مزایای کشور در حال توسعه صرف نظر کنند، در ازای امتیازاتی در سایر حوزههای سیاست تجاری. این استفاده تاکتیکی از وضعیت، نشان میدهد که قانون خوداظهاری تا چه حد در دیپلماسی روزمره ژنو ریشه دوانده است.[3]
تنش بین این دو واقعیت – نیاز به یک زمین بازی جهانی عادلانه در مقابل واقعیت توسعه داخلی پیچیده – عملاً عملکرد مذاکراتی سازمان تجارت جهانی را فلج کرده است. اقتصادهای پیشرفته به طور فزایندهای از موافقت با معاهدات چندجانبه جدید خودداری میکنند، اگر این معاهدات به طور خودکار SDT عمومی را به قدرتهای اقتصادی بزرگ خوداظهارکننده اعطا کنند. این بنبست دلیل اصلی است که سازمان تجارت جهانی در سالهای اخیر برای تولید توافقنامههای تجاری جدید و بزرگ با مشکل مواجه شده است.[6][8]
در پاسخ به این فلج، معماری تجارت جهانی به آرامی در حال فروپاشی است. سازمان تجارت جهانی شاهد تغییر محسوسی به سمت توافقنامههای «چندجانبه محدود» (Plurilateral) است – معاملاتی که فقط بین زیرمجموعهای از اعضای مایل مذاکره میشوند، نه کل بدنه سازمان. با دور زدن الزام اجماع، این ائتلافهای کوچکتر میتوانند قوانین خود را در مورد وضعیت توسعه و تعهدات متقابل تعیین کنند، و چارچوب گستردهتر سازمان تجارت جهانی را دستنخورده اما به طور فزایندهای به حاشیه رانده شده باقی بگذارند.[5]
در نهایت، بحث بر سر خوداظهاری، بحثی درباره آینده حکمرانی اقتصادی جهانی است. تا زمانی که سؤال اصلی در مورد اینکه چه کسی واجد شرایط رفتار ویژه است حل نشود، توانایی سازمان تجارت جهانی برای اجرای یک سیستم تجاری عادلانه و مورد پذیرش جهانی به شدت به خطر میافتد. چالش دیگر فقط کاهش تعرفهها نیست؛ بلکه یافتن یک تعریف قانونی از «توسعه» است که تمام جهان بتواند بر سر آن توافق کند.[1][4][8]
نکات کلیدی
- سازمان تجارت جهانی به هر کشور عضو اجازه میدهد تا بدون رعایت معیارهای اقتصادی خاص، خود را «کشور در حال توسعه» اعلام کند.
- این وضعیت «رفتار ویژه و متفاوت» (SDT) را اعطا میکند، از جمله دورههای گذار طولانیتر و قوانین یارانهای انعطافپذیر.
- اقتصادهای پیشرفته استدلال میکنند که این امر به صادرکنندگان بزرگ جهانی اجازه میدهد تا از تعهدات تجاری متقابل فرار کنند و عدالت بازار را تضعیف میکند.
- قدرتهای نوظهور در مقابل ادعا میکنند که تولید ناخالص داخلی کلی، فقر شدید داخلی را پنهان میکند، و این امر SDT را برای ادامه توسعه آنها حیاتی میسازد.
- اختلاف نظر بر سر خوداظهاری، توانایی سازمان تجارت جهانی برای مذاکره در مورد توافقنامههای تجاری چندجانبه جدید را تا حد زیادی فلج کرده است.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه اقتصادهای پیشرفته
کشورهای توسعهیافته اصلی استدلال میکنند که خوداظهاری یک محیط تجاری ناعادلانه و نامتقارن ایجاد میکند.
از دیدگاه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، قانون خوداظهاری یک اثر باستانی تاریخی است که توسط قدرتهای صادراتی مدرن به سلاح تبدیل شده است. آنها استدلال میکنند که اجازه دادن به کشورهایی با سهم بازار جهانی عظیم برای محافظت از صنایع خود در پشت وضعیت «در حال توسعه»، اساس متقابل بودن سازمان تجارت جهانی را از بین میبرد. این اردوگاه اصرار دارد که بدون معیارهای عینی فارغالتحصیلی اقتصادی، این سیستم فعالانه کشورهایی را که طبق قوانین جهان توسعهیافته عمل میکنند، مجازات میکند.
دیدگاه قدرتهای نوظهور
کشورهای با رشد سریع معتقدند که اندازه اقتصادی کلان، چالشهای عمیق توسعه داخلی را از بین نمیبرد.
کشورهایی مانند هند، برزیل و چین استدلال میکنند که معیارهای غربی توسعه بیش از حد سادهانگارانه هستند. در حالی که ممکن است آنها بر حجم صادرات جهانی تسلط داشته باشند، صدها میلیون شهروند نیز در فقر زندگی میکنند که نیازمند مداخله دولتی و توسعه زیرساختهای عظیم است. از این دیدگاه، «رفتار ویژه و متفاوت» نه یک حفره قانونی، بلکه ابزاری حیاتی برای مدیریت اقتصادی حاکمیتی است، و تسلیم شدن در برابر آن، بخشهای داخلی شکننده را زودتر از موعد در معرض رقابت جهانی غارتگرانه قرار میدهد.
دیدگاه اصلاحطلبان نهادی
محققان تجاری و کارشناسان سیاستگذاری طرفدار کنار گذاشتن برچسب دوتایی توسعهیافته/در حال توسعه به نفع توافقنامههای موضوعی هستند.
نهادگرایان هشدار میدهند که بنبست بر سر خوداظهاری به آرامی توانایی سازمان تجارت جهانی برای عملکرد را از بین میبرد. این اردوگاه به جای تحمیل یک تعریف جهانی از «توسعه»، رویکردی جزئیتر را پیشنهاد میکند که در آن کشورها انعطافپذیریها را بر اساس بخش به بخش مذاکره کنند. آنها معتقدند با حرکت به سمت توافقنامههای چندجانبه محدود و معیارهای خاص ظرفیتسازی، معماری تجارت جهانی میتواند از بنبست ایدئولوژیک عبور کرده و به قانونگذاری عملی بازگردد.
اصطلاحات کلیدی
- خوداظهاری (Self-Designation)
- رویهای که به هر عضو سازمان تجارت جهانی اجازه میدهد بدون رعایت معیارهای اقتصادی عینی، خود را کشور در حال توسعه اعلام کند.
- رفتار ویژه و متفاوت (SDT)
- چارچوبی از قوانین سازمان تجارت جهانی که شرایط تجاری انعطافپذیری مانند کاهش تعرفههای کمتر و دورههای اجرای طولانیتر را به کشورهای در حال توسعه اعطا میکند.
- توافقنامه چندجانبه محدود (Plurilateral Agreement)
- یک معاهده تجاری که بین زیرمجموعهای از اعضای مایل سازمان تجارت جهانی مذاکره میشود، نه اینکه نیاز به اجماع کل سازمان داشته باشد.
- توافقنامه عمومی تعرفهها و تجارت (GATT)
- معاهده بنیادین تجارت بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم که مقدم بر سازمان تجارت جهانی مدرن بود و در نهایت در آن ادغام شد.
منابع
[1]Federal Registerاقتصادهای پیشرفتهReforming Developing-Country Status in the World Trade Organization
مطالعه در Federal Register →
[2]Taylor & Francis Onlineقدرتهای نوظهورDifferential treatment for developing countries in the WTO: the unmaking of the North–South distinction in a multipolar world
مطالعه در Taylor & Francis Online →
[3]Oxford Academicقدرتهای نوظهورDeveloping-country status at the WTO: the divergent strategies of Brazil, India and China
مطالعه در Oxford Academic →
[4]Emerald Insightاقتصادهای پیشرفتهDeveloping country status in the WTO: investigating self-designation and perpetuation of the “pretend” culture
مطالعه در Emerald Insight →
[5]The Global Solutions Initiativeاصلاحطلبان نهادیTrade and development in the WTO: Toward a constructive approach to the issue of development status and special and differential treatment
مطالعه در The Global Solutions Initiative →
[6]ENSUREDاصلاحطلبان نهادی“Creating a More Equitable Framework”: the WTO and Reforming Special and Differential Treatment
مطالعه در ENSURED →
[7]Oxford Public International Lawاصلاحطلبان نهادیSpecial and Differential Treatment
مطالعه در Oxford Public International Law →
[8]تیم سردبیری کوهستاناصلاحطلبان نهادیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

