آیا تهدید تعرفههای تجاری آمریکا علیه مقررات دیجیتال خارجی، به معنای پایان حاکمیت نظارتی کشورهاست؟
با توجه به اینکه ایالات متحده به طور فزایندهای از تعرفههای تجاری فیزیکی به عنوان ابزاری برای مسدود کردن مالیاتهای دیجیتال و قوانین دادههای خارجی استفاده میکند، ملتها با انتخابی دشوار بین حفاظت از بازارهای دیجیتال خود و حفظ اقتصادهای صادراتی سنتیشان روبرو هستند.
به قلم رسول توکلی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مقامات مالیاتی و حاکمیتی
- استدلال میکنند که ملتها باید حق داشته باشند فعالیتهای اقتصادی در داخل مرزهای خود را مشمول مالیات قرار دهند و بازارهای دیجیتال را بدون مواجهه با اجبار اقتصادی از طریق تعرفههای فیزیکی تنظیم کنند.
- حامیان تجارت آمریکا
- استدلال میکنند که مقررات دیجیتال خارجی موانع تجاری تبعیضآمیزی هستند که برای هدف قرار دادن شرکتهای موفق آمریکایی و محافظت از رقبای داخلی طراحی شدهاند.
- تحلیلگران مستقل
- این درگیری را به عنوان یک تضاد ساختاری بین ماهیت فرامرزی اقتصاد دیجیتال و واقعیت سرزمینی حکمرانی ملی میبینند.
چرا مهم است
توانایی دولتهای دموکراتیک برای حفاظت از حریم خصوصی مصرفکننده، الزام محتوای محلی و مالیاتگیری از سود شرکتها، به طور اساسی توسط تهدید تلافی اقتصادی فرامرزی محدود شده است. این وضعیت در حال بازتعریف این است که چه کسی واقعاً قوانین اینترنت را مینویسد و حاکمیت ملی را به چالش میکشد.
اگر دولتی در اروپا یا آسیا قانونی داخلی را برای حفاظت از دادههای مصرفکننده، الزام محتوای محلی پخش آنلاین، یا مالیاتگیری از تبلیغات دیجیتال تصویب کند، ایالات متحده در پاسخ، تهدید به اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر شراب، پنیر یا قطعات خودروی آن کشور میکند. این تلافی نامتقارن، واقعیت مدرن تجارت دیجیتال جهانی است، جایی که ایالات متحده به طور فزایندهای از بخش ۳۰۱ قانون تجارت ۱۹۷۴ – ابزاری مربوط به دوران جنگ سرد که برای کالاهای فیزیکی طراحی شده بود – برای نظارت بر نحوه حکمرانی سایر ملتها بر اینترنت استفاده میکند.[2]
اختلاف اصلی، ماهوی و بنیادین است. از نظر مذاکرهکنندگان تجاری واشنگتن و صنعت فناوری آمریکا، مقررات دیجیتال خارجی اغلب به عنوان حمایتگرایی پنهان تلقی میشوند که برای استخراج ثروت از شرکتهای موفق آمریکایی و در عین حال محافظت از رقبای داخلی طراحی شدهاند. اما برای بقیه جهان، این نبرد بر سر «حاکمیت نظارتی» است – حق اساسی یک دولت دموکراتیک برای وضع قوانین اقتصاد خود، حفاظت از شهروندانش و مالیاتگیری از فعالیتهای تجاری که در داخل مرزهایش انجام میشود.[6]
اگر ملتی نتواند میدان عمومی دیجیتال خود را بدون مواجهه با تحریمهای اقتصادی ویرانگر بر صادرات فیزیکیاش تنظیم کند، مفهوم سیاست داخلی مستقل عملاً خنثی میشود. این درگیری با موضوع مالیات آغاز شد. با رونق اقتصاد دیجیتال، غولهای فناوری چندملیتی میلیاردها دلار درآمد از کاربران کشورهایی کسب کردند که در آنجا حضور فیزیکی نداشتند و این امر به آنها اجازه میداد تا به طور قانونی از پرداخت مالیات شرکتی محلی فرار کنند.[3]
در پاسخ، کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا و بریتانیا اقدام به معرفی «مالیاتهای خدمات دیجیتال» (DSTs) یکجانبه کردند. این مالیاتها معمولاً به صورت ۳ درصد عوارض بر درآمدهای ناخالص دیجیتال حاصل شده در داخل مرزهایشان ساختار یافته بودند. دفتر نماینده تجاری ایالات متحده (USTR) بلافاصله تحقیقات بخش ۳۰۱ را آغاز کرد و نتیجه گرفت که این مالیاتها تبعیضآمیز هستند.[1]
استدلال آمریکا بر این واقعیت استوار بود که آستانههای درآمدی برای این مالیاتها به صراحت برای هدف قرار دادن غولهای آمریکایی مانند گوگل، آمازون و متا طراحی شده بودند، در حالی که شرکتهای داخلی کوچکتر را معاف میکردند. ایالات متحده تهدید به اعمال تعرفههای تلافیجویانه تا ۱۰۰ درصد بر میلیاردها دلار از صادرات اروپا کرد و سیستم تجاری جهانی را تا آستانه یک جنگ تجاری پیش برد.[1][2]
در سال ۲۰۲۱، آتشبس موقتی حاصل شد و تعرفهها به حالت تعلیق درآمدند، در حالی که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در حال مذاکره برای یک راهحل جهانی به نام «ستون اول» بود. این چارچوب چندجانبه با هدف تخصیص مجدد حقوق مالیاتی بر تقریباً ۲۰۰ میلیارد دلار از سود شرکتهای چندملیتی به کشورهایی است که مصرفکنندگان واقعاً در آنجا قرار دارند، که از لحاظ نظری نیاز به مالیاتهای یکجانبه خدمات دیجیتال را از بین میبرد.[3]
با این حال، روند OECD به دلیل پیچیدگی فنی و اصطکاک سیاسی شدید متوقف شده است. با شکست خوردن راهحل چندجانبه، آمریکا نه تنها تهدیدات تعرفهای خود را بر سر مالیات حفظ کرده، بلکه استفاده از بخش ۳۰۱ را به حوزه گستردهتری از مقررات دیجیتال نیز گسترش داده است.[6]
با این حال، روند OECD به دلیل پیچیدگی فنی و اصطکاک سیاسی شدید متوقف شده است.
در کره جنوبی، ناظران اخیراً مجموعهای از جریمههای سنگین به ارزش نزدیک به ۱ تریلیون وون را علیه غول تجارت الکترونیک کوپانگ (Coupang) که در آمریکا ثبت شده است، به دلیل نقض حریم خصوصی و قوانین ضد انحصار اعمال کردند. واشنگتن با بررسی شدید تجاری پاسخ داد و اظهار داشت که این جریمهها در مقایسه با جریمههای اعمال شده علیه رقبای چینی نامتناسب هستند و به تلافی بخش ۳۰۱ اشاره کرد.[6]
به طور مشابه، در کانادا، قانون پخش آنلاین (Online Streaming Act) حکم میکند که پلتفرمهای خارجی مانند نتفلیکس و اسپاتیفای باید محتوای محلی کانادایی را تأمین مالی کنند. مقامات تجاری آمریکا اعلام کردهاند که این نیز میتواند به عنوان یک مانع تجاری تبعیضآمیز تلقی شود که مشمول تلافی است، و این امر مرز بین حمایتگرایی فرهنگی و تبعیض تجاری را محو میکند.[5]
گروههای سیاستگذاری آمریکایی اکنون از دولت میخواهند که از بخش ۳۰۱ علیه قانون فراگیر بازارهای دیجیتال (DMA) اتحادیه اروپا استفاده کند. آنها استدلال میکنند که چارچوب ضد انحصار اتحادیه اروپا به طور ناعادلانهای شرکتهای آمریکایی را هدف قرار میدهد و تنها شرکتهای آمریکایی را به عنوان «دروازهبان» تعیین میکند و الزامات سختگیرانهای برای قابلیت همکاری و اشتراکگذاری دادهها اعمال میکند که شرکتهای داخلی اروپایی با آن مواجه نیستند.[4]
این گسترش، نشاندهنده یک تغییر عمیق در روابط بینالملل است. ایالات متحده در حال ایجاد یک سابقه است که بر اساس آن، هر مقررات خارجی که به طور نامتناسبی بر شرکتهای فناوری آمریکایی تأثیر بگذارد – حتی اگر به صورت بیطرفانه نوشته شده باشد – میتواند به عنوان یک رویه تجاری ناعادلانه طبقهبندی شود.[2][6]
از آنجایی که شرکتهای آمریکایی بر چشمانداز دیجیتال جهانی تسلط دارند، تقریباً هر مقررات معناداری در مورد «پلتفرمهای بزرگ» به طور ذاتی بیشترین تأثیر را بر آنها خواهد گذاشت. اگر این تأثیر نامتجانس برای تحریک تلافی تجاری کافی باشد، دولتهای خارجی در یک دوراهی نظارتی گرفتار میشوند.[4][6]
آنها یا باید بازارهای دیجیتال خود را تسلیم قوانینی کنند که در سیلیکونولی و واشنگتن نوشته شدهاند، یا با آسیب اقتصادی شدید به بخشهای سنتی تولیدی و کشاورزی خود مواجه شوند. نامتقارن بودن این تهدید است که آن را بسیار قدرتمند میسازد؛ یک مالیات دیجیتال ممکن است میلیونها دلار برای یک شرکت آمریکایی هزینه داشته باشد، اما تعرفه ۲۵ درصدی بر صادرات کشاورزی میتواند یک صنعت کشاورزی خارجی را نابود کند.[2]
سوال نهایی این است که آیا ملتهای دارای قدرت متوسط به صورت انفرادی تسلیم خواهند شد، یا اینکه یک بلوک واحد برای دفاع از استقلال نظارتی خود تشکیل خواهند داد. اتحادیه اروپا تمایل خود را برای تحمل مقداری درد اقتصادی برای وضع قوانین دیجیتال خود نشان داده است، اما اقتصادهای کوچکتر ممکن است این تجمل را نداشته باشند.[4][5]
تا زمانی که اجماع چندجانبه جدیدی حاصل نشود، اقتصاد جهانی در وضعیتی متزلزل باقی میماند. قوانین آینده دیجیتال دیگر صرفاً در پارلمانها و نهادهای نظارتی مورد بحث قرار نمیگیرند؛ بلکه توسط تهدید تعرفهها بر کالاهای فیزیکی در مرزها دیکته میشوند.[6]
نکات کلیدی
- ایالات متحده به طور فزایندهای از تعرفههای بخش ۳۰۱ بر کالاهای فیزیکی برای تلافی علیه مقررات دیجیتال خارجی استفاده میکند.
- کشورها استدلال میکنند که حق حاکمیتی برای مالیاتگیری از درآمدهای دیجیتال و تنظیم دادهها در داخل مرزهای خود را دارند.
- آمریکا این مقررات را به عنوان موانع تجاری تبعیضآمیز میبیند که به طور ناعادلانهای غولهای فناوری آمریکایی را هدف قرار میدهند.
- توقف توافق مالیاتی جهانی ستون اول OECD، تهدید جنگ تجاری دیجیتال را دوباره شعلهور کرده است.
منابع
[1]Wikipedia: Digital Services Taxمقامات مالیاتی و حاکمیتیDigital services tax
مطالعه در Wikipedia: Digital Services Tax →
[2]Wikipedia: Section 301حامیان تجارت آمریکاSection 301 of the Trade Act of 1974
مطالعه در Wikipedia: Section 301 →
[3]Wikipedia: BEPSتحلیلگران مستقلBase erosion and profit shifting
مطالعه در Wikipedia: BEPS →
[4]Wikipedia: Digital Markets Actتحلیلگران مستقلDigital Markets Act
مطالعه در Wikipedia: Digital Markets Act →
[5]Wikipedia: Online Streaming Actمقامات مالیاتی و حاکمیتیOnline Streaming Act
مطالعه در Wikipedia: Online Streaming Act →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران مستقلتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

