چگونه احتساب هزینههای پنهان باعث میشود سود اقتصادی همیشه کمتر یا مساوی سود حسابداری باشد
در حالی که سود حسابداری تنها وجه نقد باقیمانده پس از پرداخت هزینههای آشکار را میسنجد، سود اقتصادی هزینه فرصت منابعی که میتوانستند در جای دیگری درآمدزایی کنند را نیز کسر میکند. از آنجا که این هزینههای پنهان (ضمنی) هرگز منفی نیستند، سود اقتصادی یک شرکت از نظر ریاضی نمیتواند از سود حسابداری آن بیشتر باشد.
به قلم بهنام کاظمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نظریهپردازان اقتصادی
- بر تخصیص منابع و هزینه فرصت برای تعیین خلق ارزش واقعی تمرکز دارد.
- حسابداران مالی
- بر تراکنشهای تاریخی عینی و قابل راستیآزمایی برای تعیین بدهی مالیاتی و توانگری مالی تمرکز دارد.
- استراتژیستهای کسبوکار
- با استفاده از هزینههای پنهان برای هدایت تخصیص سرمایه و تصمیمات سرمایهگذاری، پلی میان نظریه و عمل ایجاد میکند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مقامات مالیاتی
- سرمایهگذاران خرد
نکات کلیدی
- سود حسابداری تنها هزینههای آشکار و مستقیم را از کل درآمد کسر میکند.
- سود اقتصادی هم هزینههای آشکار و هم هزینههای فرصت پنهان را از درآمد کسر میکند.
- هزینههای پنهان نشاندهنده بازده از دسترفته سرمایهگذاریهای جایگزین هستند، به این معنی که همیشه صفر یا مثبتاند.
- از آنجا که هزینههای پنهان هرگز منفی نیستند، سود اقتصادی از نظر ریاضی محدود به این است که مساوی یا کمتر از سود حسابداری باشد.
- اگر سرمایه یک کسبوکار بتواند در جای دیگری درآمد بیشتری کسب کند، آن کسبوکار میتواند سود حسابداری مثبتی گزارش دهد در حالی که سود اقتصادی منفی ایجاد میکند.
چرا مهم است
بنیانگذاران و سرمایهگذارانی که تنها به سود حسابداری اتکا میکنند، در معرض خطر تخصیص نادرست سرمایه قرار دارند؛ چرا که یک کسبوکار ممکن است روی کاغذ درآمد خالص مثبتی داشته باشد، اما در مقایسه با سرمایهگذاریهای جایگزین، در حال نابودی ثروت باشد.
صاحب کسبوکاری که در اظهارنامه مالیاتی خود ۱۰۰,۰۰۰ دلار درآمد خالص گزارش میدهد، لزوماً یک شرکت سودآور بنا نکرده است. اگر سرمایه تزریقشده به آن کسبوکار و زمان مالک آن میتوانست در جای دیگری ۱۳۰,۰۰۰ دلار درآمد ایجاد کند، این سرمایهگذاری در واقع ۳۰,۰۰۰ دلار از ثروت را از بین برده است. تفاوت بین صرفاً بقا و خلق ارزش واقعی، در درآمدی نهفته است که این منابع در صورت تخصیص متفاوت میتوانستند به دست آورند.[1][3]
سازوکار پشت این اختلاف، تفاوت بنیادین بین سود حسابداری و سود اقتصادی است. اگرچه هر دو معیار با کل درآمد در بالای دفتر کل آغاز میشوند، اما در نحوه تعریف هزینههایی که از آن درآمد کسر میگردد، تفاوت چشمگیری دارند.[4][9]
سود حسابداری همان رقمی است که در صورتهای درآمد گزارش میشود، توسط حسابرسان خارجی بررسی میگردد و دولت از آن مالیات میگیرد. این رقم به سادگی با کسر هزینههای آشکار از کل درآمد محاسبه میشود.[2][6]
هزینههای آشکار، پرداختهای نقدی و مستقیمی هستند که یک کسبوکار برای فعالیت خود انجام میدهد. این موارد شامل دستمزد پرداختی به کارکنان، اجاره فضای اداری، مواد اولیه، قبوض خدماتی و مالیات میشود. از آنجا که این تراکنشها دارای اسناد، رسید و فاکتور هستند، عینی بوده و به راحتی قابل راستیآزماییاند.[1][5]
سود اقتصادی آستانه بسیار سختگیرانهتری را برای موفقیت در نظر میگیرد. این معیار هم هزینههای آشکار و هم هزینههای پنهان (ضمنی) را از کل درآمد کسر میکند و کسبوکار را ملزم میسازد تا منابع مصرفی خود را حتی زمانی که هیچ پولی جابهجا نمیشود، محاسبه کند.[2][8]
هزینههای پنهان نشاندهنده هزینه فرصت استفاده از منابعی است که شرکت یا مالکان آن از قبل در اختیار دارند. این هزینهها نیازی به پرداخت نقدی ندارند، اما نمایانگر درآمد از دسترفته واقعی هستند که کسبوکار برای توجیه وجود خود باید بر آن غلبه کند.[7][8]
هزینههای پنهان نشاندهنده هزینه فرصت استفاده از منابعی است که شرکت یا مالکان آن از قبل در اختیار دارند.
اگر یک کارآفرین ۵۰۰,۰۰۰ دلار از سرمایه شخصی خود را در یک استارتاپ سرمایهگذاری کند، هزینه پنهان آن برابر با بازدهی است که این سرمایه میتوانست در یک صندوق شاخصی بدون ریسک یا یک حساب پسانداز با سود بالا کسب کند. اگر بنیانگذار همچنین از حقوق ۱۲۰,۰۰۰ دلاری یک شغل شرکتی برای اداره کسبوکار خود چشمپوشی کند، این حقوق از دسترفته هزینه پنهان دیگری است که باید جبران شود.[1][3]
این امر محاسبه را به یک محدودیت ریاضی اساسی میرساند: از آنجا که هزینههای پنهان نشاندهنده بازدههای جایگزین هستند، همیشه صفر یا مثبتاند. یک فرصت از دسترفته در این زمینه نمیتواند ارزش منفی داشته باشد؛ در بدترین حالت، گزینه جایگزین هیچ ارزشی نداشته است.[5][7]
در نتیجه، هنگام محاسبه سود اقتصادی، یک کسبوکار همیشه یک عدد مثبت (هزینههای پنهان) را از سود حسابداری خود کسر میکند. این امر ایجاب میکند که سود اقتصادی از نظر ریاضی همیشه محدود به این باشد که مساوی یا کمتر از سود حسابداری شود.[2][4]
در عمل، سود اقتصادی تقریباً همیشه کمتر است. یک شرکت ممکن است سود حسابداری مطلوب ۲۰۰,۰۰۰ دلاری را گزارش کند، اما اگر مجموع هزینههای پنهان آن ۲۵۰,۰۰۰ دلار باشد، سود اقتصادی آن منفی ۵۰,۰۰۰ دلار خواهد بود. این کسبوکار از نظر فنی توانگر است، اما در مقایسه با بازار گستردهتر، ناکارآمد عمل میکند.[3][6]
این سود اقتصادی منفی نشان میدهد که کسبوکار بازده کافی برای توجیه منابعی که مصرف میکند، ایجاد نمیکند. در مالیه شرکتی، این مفهوم اغلب به عنوان ارزش افزوده اقتصادی (EVA) عملیاتی میشود که میانگین موزون هزینه سرمایه را از سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات کم میکند.[4][8]
با وجود برتری نظری سود اقتصادی برای تصمیمگیری، این معیار نمیتواند جایگزین سود حسابداری شود. هزینههای پنهان ذاتاً ذهنی و آیندهنگر هستند و بر برآوردهای بازدههای جایگزین تکیه دارند، که استانداردسازی آنها را برای گزارشدهی نظارتی یا مالیاتی غیرممکن میسازد.[1][5]
بنابراین، این دو معیار در خدمت اهداف کاملاً متفاوتی هستند. سود حسابداری با اثبات توانگری مالی تاریخی، مقامات مالیاتی و طلبکاران خارجی را راضی میکند، در حالی که سود اقتصادی به بنیانگذاران و سرمایهگذاران میگوید که آیا سرمایه آنها واقعاً در بالاترین و بهترین حالت خود به کار گرفته شده است یا خیر.[3][7][9]
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه حسابداری
دادههای عینی و قابل راستیآزمایی را برای تضمین شفافیت مالی و رعایت قوانین در اولویت قرار میدهد.
از دیدگاه حسابداری مالی، سودآوری باید ریشه در واقعیت قابل راستیآزمایی داشته باشد. حسابداران به هزینههای آشکار اتکا میکنند زیرا آنها یک ردپای کاغذی (رسیدها، فاکتورها و حوالههای بانکی) ایجاد میکنند. این عینیت برای ذینفعان خارجی، از جمله سازمان امور مالیاتی، طلبکاران و سهامداران عام که برای ارزیابی توانگری مالی و بدهی مالیاتی به یک معیار استاندارد نیاز دارند، حیاتی است. برای یک حسابدار، وارد کردن هزینههای پنهان، صورت درآمد را با برآوردهای ذهنی از آنچه «میتوانست باشد» آلوده کرده و پایایی گزارشدهی مالی را به خطر میاندازد.
دیدگاه اقتصادی
هزینه فرصت را برای تعیین اینکه آیا منابع به طور کارآمد تخصیص مییابند یا خیر، در اولویت قرار میدهد.
اقتصاددانان سودآوری را از دریچه کمیابی منابع و تخصیص بهینه میبینند. برای یک اقتصاددان، کسبوکاری که بازده سرمایه ۴ درصدی ایجاد میکند در حالی که نرخ بدون ریسک ۵ درصد است، صرفنظر از آنچه اظهارنامه مالیاتیاش میگوید، فعالانه در حال نابودی ثروت است. با الزام به گنجاندن هزینههای پنهان، سود اقتصادی تصمیمگیرندگان را مجبور میکند تا نرخ بازده مورد انتظار نامرئی سرمایه و زمان خود را بپذیرند. این دیدگاه استدلال میکند که سود حسابداری یک توهم خطرناک از موفقیت را برای کسبوکارهایی ایجاد میکند که به جای شکوفایی، صرفاً در حال بقا هستند.
دیدگاه مالیه شرکتی
با عملیاتی کردن سود اقتصادی به معیارهای شرکتی قابل اجرا، این شکاف را پر میکند.
استراتژیستهای شرکتی و سرمایهگذاران خطرپذیر در فضای بین قوانین حسابداری و نظریه اقتصادی زندگی میکنند. آنها از سود حسابداری برای رعایت قوانین استفاده میکنند، اما برای تصمیمگیری در مورد تخصیص سرمایه به چارچوبهای سود اقتصادی (مانند ارزش افزوده اقتصادی یا EVA) متکی هستند. هنگامی که یک شرکت سهام خصوصی یک خرید کنترلی را ارزیابی میکند، یا یک بنیانگذار تصمیم میگیرد که آیا خودگردان پیش برود یا سرمایه خطرپذیر جذب کند، آنها در حال محاسبه هزینههای پنهان هستند. آنها درک میکنند که اگرچه سود حسابداری کسبوکار را از نظر قانونی عملیاتی نگه میدارد، اما تنها سود اقتصادی مثبت است که سرمایهگذاری مستمر سرمایه و تلاش را توجیه میکند.
پرسشهای متداول
آیا سود اقتصادی میتواند بیشتر از سود حسابداری باشد؟
خیر. از آنجا که هزینههای پنهان نشاندهنده گزینههای از دسترفته هستند، نمیتوانند منفی باشند. کسر یک عدد صفر یا مثبت از سود حسابداری به این معناست که سود اقتصادی همیشه مساوی یا کمتر از سود حسابداری خواهد بود.
چرا شرکتها برای مالیات از سود حسابداری استفاده میکنند؟
سود حسابداری بر هزینههای آشکار متکی است که تراکنشهای نقدی مستند و مستقیم هستند. این امر آنها را برای حسابرسان و مقامات مالیاتی عینی و قابل راستیآزمایی میسازد، در حالی که هزینههای پنهان برآوردهایی ذهنی هستند.
اگر شرکتی هزینه پنهان صفر داشته باشد چه اتفاقی میافتد؟
اگر شرکتی واقعاً هزینه پنهان صفر داشته باشد (به این معنی که منابع آن هیچ استفاده تولیدی جایگزینی ندارند)، سود اقتصادی آن دقیقاً برابر با سود حسابداریاش خواهد بود. در واقعیت، سرمایه و زمان تقریباً همیشه کاربردهای جایگزین دارند.
منابع
[1]Khan Academyنظریهپردازان اقتصادیExplicit and implicit costs and accounting and economic profit
مطالعه در Khan Academy →
[2]OpenStaxنظریهپردازان اقتصادی7.1 Explicit and Implicit Costs, and Accounting and Economic Profit
مطالعه در OpenStax →
[3]MasterClassحسابداران مالیKey Differences Between Accounting Profit and Economic Profit
مطالعه در MasterClass →
[4]Upworkحسابداران مالیAccounting Profit vs. Economic Profit: Formulas and Differences
مطالعه در Upwork →
[5]Lendioحسابداران مالیEconomic Profit vs. Accounting Profit
مطالعه در Lendio →
[6]Study.comنظریهپردازان اقتصادیAccounting Profit vs. Economic Profit
مطالعه در Study.com →
[7]Plutus Educationاستراتژیستهای کسبوکارThe Key Difference Between Implicit Cost and Opportunity Cost
مطالعه در Plutus Education →
[8]Vedantuاستراتژیستهای کسبوکارDifference Between Implicit Cost and Opportunity Cost Explained
مطالعه در Vedantu →
[9]تیم سردبیری کوهستاناستراتژیستهای کسبوکارتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در کسبوکار
مشاهده همه →روانشناسی مصرفکننده
مدل S-O-R: چگونه محرکهای محیطی و حالات درونی، انتخاب مصرفکننده را هدایت میکنند
11 منبع
وفاداری مشتری
چگونه شاخص خالص ترویجکنندگان (NPS) با کسر مشتریان ناراضی از مبلغان، رشد درآمد را پیشبینی میکند
6 منبع
بازار استعدادهای هوش مصنوعی
اوپنایآی پلتفرم کاریابی و گواهینامههای تخصصی را راهاندازی کرد؛ چالشی برای لینکدین در بازار استعدادهای هوش مصنوعی
7 منبع
تجارت جهانی
توافق آمریکا و چین بر سر آتشبس تعرفهای بزرگ؛ کاهش عوارض واردات تا ۸۰ درصد
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت کسبوکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





