چگونه «مثلث تقلب» فرصت، انگیزه و توجیه را در جرایم شغلی از هم تفکیک میکند
چارچوب جرمشناختی دونالد کرسی در سال ۱۹۵۳ نشان داد که کارمندان عادی تنها زمانی دست به تقلب میزنند که سه شرط خاص با هم تلاقی کنند. حسابرسان امروزی از این مدل استفاده میکنند تا تنها متغیری را که واقعاً قادر به کنترل آن هستند، یعنی فرصت ساختاری، ایزوله کنند.
به قلم نیما موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان کنترل ساختاری
- استدلال میکنند که پیشگیری از تقلب باید کاملاً بر حذف فرصتهای سیستمی از طریق حسابرسی دقیق و تفکیک وظایف متمرکز باشد.
- نظریهپردازان رفتاری و فرهنگی
- تأکید میکنند که فرهنگ سازمانی و محیطهای اخلاقی به طور فعال اجزای توجیه و فشار در این مثلث را شکل میدهند.
- توسعهدهندگان چارچوب
- استدلال میکنند که مثلث اصلی سال ۱۹۵۳ برای محیطهای دیجیتال مدرن ناکافی است و باید به لوزی یا چندضلعی گسترش یابد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- خود مجرمان، که تصمیمگیریهای لحظهای آنها ممکن است تطابق دقیقی با چارچوبهای آکادمیکِ پس از واقعه نداشته باشد.
- صاحبان کسبوکارهای کوچک که فاقد منابع لازم برای اجرای کنترلهای ساختاریِ مورد نیاز در بخش فرصت هستند.
نکات کلیدی
- مثلث تقلب دونالد کرسی در سال ۱۹۵۳ سه شرط الزامی برای جرایم شغلی را شناسایی میکند: فشار، فرصت و توجیه.
- یک «مشکل مالی غیرقابل اشتراک» به عنوان محرک اصلی عمل کرده و فشار اولیهای را برای نقض اعتماد ایجاد میکند.
- توجیه به فرد خاطی اجازه میدهد تا هنگام ارتکاب سرقت، تصویر ذهنی خود را به عنوان یک شهروند صادق حفظ کند.
- از آنجا که فشار و توجیه حالتهای روانی درونی هستند، حسابرسان شرکتی تمام تمرکز خود را بر حذف فرصتهای ساختاری میگذارند.
- مدلهای آکادمیک مدرن تلاش کردهاند این مثلث را به لوزی و چندضلعی گسترش دهند، هرچند که سازوکار اصلی آن بدون تغییر باقی مانده است.
چرا مهم است
درک مثلث تقلب نشان میدهد که چرا کارمندان ظاهراً صادق مرتکب جرایم مالی میشوند و چرا برنامههای تطبیقپذیری سازمانی به این شکل ساختار یافتهاند. با تفکیک سازوکار سرقت از روانشناسی سارق، سازمانها میتوانند به جای تکیه بر بینقص بودن انسانها، سپرهای دفاعی خود را بر پایه کنترلهای سیستمی بنا کنند.
حسابرسان شرکتی و بازرسان پزشکی قانونی که کنترلهای داخلی را طراحی میکنند، با یک عدم تقارن بنیادین روبهرو هستند: آنها باید جلوی جرایم مالی کارمندان مورد اعتماد را بگیرند، اما تنها میتوانند یکی از سه عاملی را که باعث این جرایم میشود اندازهگیری کنند. وقتی یک سازمان وضعیت امنیتی خود را بررسی میکند، نمیتواند بدهیهای شخصی یک کارمند یا توجیههای اخلاقی درونی او را حسابرسی کند. در عوض، بازرسان به یک مدل جرمشناختی ۷۰ ساله تکیه میکنند تا تنها متغیری را که واقعاً میتوانند به آن دیکته کنند، یعنی فرصت ساختاری برای سرقت، ایزوله کرده و از بین ببرند.[2][10]
چارچوب بنیادین برای درک جرایم شغلی نه توسط یک موسسه حسابداری یا یک فروشنده امنیت سایبری، بلکه توسط یک جرمشناس در حال مصاحبه با زندانیان توسعه یافت. در سال ۱۹۵۳، دونالد کرسی کتاب «پول دیگران: مطالعهای در روانشناسی اجتماعی اختلاس» را بر اساس مصاحبه با ۱۳۲ فرد محکوم به نقض اعتماد مالی منتشر کرد.[1]
کرسی به دنبال توضیح یک پدیده خاص بود: چرا افرادی که با حسن نیت در موقعیتهای مورد اعتماد قرار میگیرند، بعداً به این اعتماد خیانت میکنند. تحقیقات او نشان داد که تکتک مختلسین در نمونه آماری او دارای سه شرط همزمان بودند؛ تلاقی خاصی که انجمن ممتحنین تقلب گواهیشده (ACFE) بعدها آن را با عنوان پرطمطراق «مثلث تقلب» بر سر زبانها انداخت.[1][2]
جزء اول همان چیزی است که کرسی آن را «مشکل مالی غیرقابل اشتراک» نامید، که به عنوان انگیزه یا فشار عمل میکند. این یک نیاز مالی است که فرد احساس میکند نمیتواند آن را از راههای قانونی حل کند یا با دیگران در میان بگذارد؛ از بدهیهای قمار و صورتحسابهای پزشکی گرفته تا فشار برای حفظ یک جایگاه اجتماعی خاص.[1][4]
جزء دوم فرصت است. کارمند باید یک مسیر واضح و کمخطر برای حل مشکل مالی خود از طریق سوءاستفاده از موقعیتش متصور شود. همانطور که انجمن حسابداران دولتی (AGA) تشریح میکند، این حوزه دقیقاً قلمرو کنترلهای داخلی، تفکیک وظایف و نظارت سیستمی است. این تنها جزء از مثلث است که کاملاً خارج از ذهن مجرم وجود دارد.[6]
جزء سوم توجیه است. این همان سازوکار روانی است که به مجرم اجازه میدهد تا در حین ارتکاب جرم، تصویر ذهنی خود را به عنوان یک شهروند صادق حفظ کند. آنها خود را متقاعد میکنند که صرفاً در حال «قرض گرفتن» پول هستند، یا شرکت بابت اضافهکاریهای پرداختنشده به آنها «بدهکار» است، و یا اینکه این سرقت یک جرم بدون قربانی علیه یک ابرشرکت بیچهره است.[2][4]
فرمولبندی دقیق کرسی هیچ جایی برای ابهام باقی نگذاشت. او نوشت: «افراد مورد اعتماد زمانی به ناقضان اعتماد تبدیل میشوند که تصور کنند یک مشکل مالی غیرقابل اشتراک دارند، آگاه باشند که این مشکل میتواند به صورت مخفیانه با سوءاستفاده از موقعیت اعتماد مالی حل شود، و بتوانند توجیهاتی را برای رفتار خود در آن موقعیت به کار ببرند که به آنها اجازه دهد تصورات خود را به عنوان افراد مورد اعتماد با تصوراتشان به عنوان استفادهکنندگان از وجوه یا اموال سپردهشده تنظیم کنند.»[1]
این سازوکار کاملاً مطلق است: برای وقوع تقلب، هر سه عنصر باید حضور داشته باشند. اگر کارمندی با فشار غیرقابل اشتراک عظیمی روبهرو باشد و فرصت سرقت هم داشته باشد، اما نتواند این عمل را توجیه کند، مثلث ناقص میماند و سرقتی رخ نمیدهد.[2]
این سازوکار کاملاً مطلق است: برای وقوع تقلب، هر سه عنصر باید حضور داشته باشند.
از آنجا که انگیزه و توجیه، حالتهای روانی درونی هستند، مثلث تقلب کل ساختار حسابرسی شرکتی مدرن را دیکته میکند. سازمانها نمیتوانند فشارهای مالی خصوصی یا قطبنمای اخلاقی درونی کارمندان خود را به طور موثری تنظیم کنند، بنابراین بودجههای تطبیقپذیری خود را مستقیماً به سمت از بین بردن فرصتها هدایت میکنند.[6][10]
در سالهای اخیر، صنایع مشاوره و آکادمیک تلاش کردهاند این مثلث را بازآفرینی کرده و گسترش دهند. مقالهای در سال ۲۰۱۶ در Security Journal این مدل را بازنگری کرد و این پرسش را مطرح ساخت که آیا مفروضات روانی کرسی در سال ۱۹۵۳ هنوز هم در محیطهای شرکتی پیچیده و دیجیتالیشده امروزی صدق میکنند یا خیر.[5]
این امر منجر به تکثیر چارچوبهای بازاریابیشدهای شده است که وعده ارتقای این مثلث را میدهند. برخی از محققان از «لوزی تقلب» دفاع میکنند و «قابلیت» را به عنوان گره چهارم اضافه کردهاند، با این استدلال که اگر کارمند مهارتهای فنی لازم برای سوءاستفاده را نداشته باشد، فرصت بیمعنی است. برخی دیگر «چندضلعی عناصر» را پیشنهاد دادهاند تا محیطهای نظارتی خارجی و استکبار شرکتی را روی هندسه اصلی پیادهسازی کنند.[4][8]
در حالی که این مدلهای بسطیافته غالباً در سمینارهای مدیریت ریسک به عنوان بهروزرسانیهای انقلابی تبلیغ میشوند، یک نگاه شکاکانه نشان میدهد که آنها بیشتر یک بستهبندی مجدد معنایی هستند. «قابلیت» صرفاً زیرمجموعهای از فرصت است؛ برای کارمندی که نمیتواند کاری را اجرا کند، اساساً فرصتی وجود ندارد. سازوکار اصلی دقیقاً همانطور که کرسی تعریف کرده بود باقی مانده است.[10]
با این حال، برخی از تحقیقات مدرن واقعاً نحوه درک این اجزا را تغییر دادهاند. مطالعهای در سال ۲۰۱۸ که در مجله بینالمللی تجارت، اقتصاد و حقوق منتشر شد، ارزشهای اخلاقی کارمندان را در این چارچوب ادغام کرد و استدلال نمود که «توجیه» صرفاً یک تکگویی درونی و منزوی نیست، بلکه محصولی است که به شدت تحت تأثیر فرهنگ شرکتیِ پیرامون قرار دارد.[7]
اگر رهبری یک شرکت به طور معمول قوانین را دور بزند یا تطبیقپذیری را به عنوان یک مزاحمت تلقی کند، آنها فعالانه توجیه لازم برای تکمیل این مثلث را در اختیار کارمندان خود قرار میدهند. این امر، توجیه را از یک ویژگی روانی کاملاً غیرقابل مشاهده به یک معیار فرهنگی تا حدی قابل مشاهده تبدیل میکند.[7][10]
کاربرد این چارچوب بسیار فراتر از اختلاسهای شرکتی است. نشریه Iowa Law Review نشان داد که چگونه مثلث تقلب به شکلی بینقص فرار مالیاتی را مدلسازی میکند. مودیان مالیاتی با فشار ناشی از نرخهای بالای مالیات مواجهاند، از طریق کسبوکارهای مبتنی بر پول نقد فرصت پیدا میکنند، و با این باور که دولت پولها را هدر میدهد، به راحتی عمل خود را توجیه میکنند.[3]
در چشمانداز معاصر پرداختهای کسبوکار به کسبوکار، پلتفرمهایی مانند Trustpair تأکید میکنند که تحول دیجیتال، گره «فرصت» را به طور بنیادین تغییر داده است. وقتی تأیید هویت فروشنده خودکار اما ضعیف باشد، فرصت رهگیری پرداختها در مقیاس جهانی فراهم میشود و دیگر حتی نیازی نیست که کلاهبردار، کارمند شرکت هدف باشد.[9]
با این وجود، علیرغم دههها پیشرفت تکنولوژیک و بسط تئوریک، معماری بنیادین جرایم شغلی هیچ تغییری نکرده است. ابزارهای مورد استفاده برای سوءاستفاده از دفاتر مالی یک شرکت، از پاککنهای فیزیکی به نفوذهای سایبری پیچیده تکامل یافتهاند، اما پیشنیازهای انسانی کاملاً یکسان باقی ماندهاند.[4][10]
دفعه بعد که هیئت مدیره یک شرکت یک شکست بزرگ در تطبیقپذیری را بررسی میکند، کالبدشکافی ماجرا ناگزیر به همان سه نقطه کرسی بازخواهد گشت. این چارچوب با تفکیک روانشناسی مجرم از سازوکار جرم، سازمانها را مجبور میکند تا یک واقعیت تلخ را بپذیرند: آنها نمیتوانند انگیزه انسانی را مهندسی کنند، بلکه تنها میتوانند سیستمهایی بسازند که راه بروز آن را مسدود کند.[1][10]
بررسی عمیق دیدگاهها
حسابرسان پزشکی قانونی
کاملاً روی گره فرصت به عنوان تنها متغیر قابل کنترل تمرکز میکنند.
برای متخصصان حسابداری و حسابرسان داخلی، مثلث تقلب یک دستورالعمل عملی برای نادیده گرفتن روانشناسی انسان است. از آنجا که یک سازمان نمیتواند به لحاظ قانونی یا عملی فشارهای مالی خصوصی یا توجیهات اخلاقی درونی یک کارمند را نظارت کند، حسابرسان این دو گره را به عنوان ثابتهایی در نظر میگیرند که همیشه در هر جمعیت بزرگی حضور دارند. کل روششناسی آنها بر این فرض بنا شده است که اگر گره فرصت باز بماند، دو گره دیگر در نهایت برای سوءاستفاده از آن با هم همراستا خواهند شد.
جرمشناسان و جامعهشناسان
این مدل را به عنوان مطالعهای در روانشناسی اجتماعیِ نقض اعتماد میبینند.
جرمشناسان آکادمیک روی گرههای فشار و توجیه تمرکز میکنند و کار کرسی را به عنوان یک متن بنیادین در جرایم یقهسفیدها مینگرند. آنها بررسی میکنند که چگونه فرهنگهای شرکتی، رکودهای اقتصادی و انتظارات اجتماعی، مشکلات مالی غیرقابل اشتراکی را ایجاد میکنند که باعث فعال شدن این مثلث میشود. از این منظر، گسترش این نظریه به چندضلعیها و لوزیها نشاندهنده یک تکامل ضروری برای درک پویاییهای اجتماعی پیچیده در محیطهای شرکتی مدرن است.
آنچه نمیدانیم
- آیا پیشنیازهای روانی شناساییشده در سال ۱۹۵۳، به همان شکل در جرایم سایبری غیرمتمرکز و مدرن که توسط افراد ناشناس انجام میشوند نیز صدق میکنند یا خیر.
- مصاحبههای پس از محکومیت تا چه حد میتوانند وضعیت روانی واقعی فرد را در همان لحظه دقیق ارتکاب تقلب به درستی منعکس کنند.
منابع
[1]Open Libraryنظریهپردازان رفتاری و فرهنگیOther people's money: a study in the social psychology of embezzlement.
مطالعه در Open Library →
[2]ACFEمدافعان کنترل ساختاریFraud 101: What is Fraud?
مطالعه در ACFE →
[3]Iowa Law Reviewنظریهپردازان رفتاری و فرهنگیThe Fraud Triangle and Tax Evasion
مطالعه در Iowa Law Review →
[4]Issues in Accounting Educationتوسعهدهندگان چارچوبThe Evolution of Fraud Theory
مطالعه در Issues in Accounting Education →
[5]Security Journalتوسعهدهندگان چارچوبThe Fraud Triangle revisited
مطالعه در Security Journal →
[6]AGAمدافعان کنترل ساختاریThe Fraud Triangle – AGA
مطالعه در AGA →
[7]IJBELنظریهپردازان رفتاری و فرهنگیTHE NEW FRAUD TRIANGLE THEORY - INTEGRATING ETHICAL VALUES OF EMPLOYEES
مطالعه در IJBEL →
[8]MDPIتوسعهدهندگان چارچوبRevisiting the Fraud Triangle in Corporate Frauds: Towards a Polygon of Elements
مطالعه در MDPI →
[9]Trustpairمدافعان کنترل ساختاریThe Fraud Triangle – Understanding Fraud Risk
مطالعه در Trustpair →
[10]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در متا
مشاهده همه →معماری پایگاه داده
چگونه Write-Ahead Logging و Two-Phase Locking اتمیسیته و ایزولاسیون را در پایگاههای داده رابطهای تضمین میکنند
6 منبع
شناخت اجتماعی
چگونه برجستگی ادراکی و اصلاح آگاهانه، اسناد شخصیتی را از موقعیتی در ادراک اجتماعی جدا میکنند
7 منبع
معماری شناختی
چگونه اثر تقدم و تاخر، حافظه بلندمدت را از حافظه کاری جدا میکنند
5 منبع
روشهای آماری
مقیاسپذیری توان آماری: راهکار بنجامینی-هاچبرگ برای مشکل مقایسههای چندگانه
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





