رفتن به محتوای اصلی
بررسی عمیق کوهستانسیاست صنعتیتحلیل بده‌بستان۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۲۸· 5 دقیقه مطالعه· در متا

چگونه سیاست صنعتی «تهاجمی» آمریکا در برابر استراتژی «تنظیمی» اتحادیه اروپا، قوانین رقابت اقتصادی جهانی را بازنویسی می‌کند

ایالات متحده در حال به‌کارگیری یارانه‌های عظیم و نامحدود برای ایجاد ظرفیت داخلی است، در حالی که اتحادیه اروپا از دسترسی به بازار و مقررات سخت‌گیرانه برای تعیین استانداردهای جهانی استفاده می‌کند. این واگرایی فراآتلانتیکی، اساساً در حال تغییر شکل تجارت جهانی، استراتژی‌های شرکتی و گذار به انرژی پاک است.

به قلم کیان راد

صنعت‌گران سرمایه‌محور 40%شکل‌دهندگان نظارتی بازار 40%نهادگرایان تجارت جهانی 20%
صنعت‌گران سرمایه‌محور
طرفدار مدل آمریکا از اعتبارات مالیاتی نامحدود و یارانه‌های مستقیم برای ایجاد سریع ظرفیت هستند.
شکل‌دهندگان نظارتی بازار
طرفدار مدل اتحادیه اروپا از تعیین استاندارد، مالیات‌های مرزی کربن و قوانین تدارکات هستند.
نهادگرایان تجارت جهانی
نگران نقض قوانین سازمان تجارت جهانی توسط هر دو مدل و ایجاد مسابقات یارانه با حاصل جمع صفر هستند.

چرا مهم است

برای رهبران کسب‌وکار، سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران، درک این واگرایی حیاتی است. شرکت‌ها اکنون باید در بازاری جهانی و دوقطبی حرکت کنند که در آن آمریکا مشوق‌های مالی پرسودی برای تولید داخلی ارائه می‌دهد، در حالی که اتحادیه اروپا از اهرم‌های نظارتی سخت‌گیرانه برای اجرای استانداردهای جهانی پایداری استفاده می‌کند.

نکات کلیدی

  • آمریکا و اتحادیه اروپا اجماع سنتی بازار آزاد را به نفع مداخله تهاجمی دولت برای تضمین زنجیره‌های تأمین فناوری پاک کنار گذاشته‌اند.
  • قانون کاهش تورم آمریکا متکی بر اعتبارات مالیاتی نامحدود و یارانه‌های مستقیم برای ایجاد ظرفیت داخلی است و به عنوان یک آهنربای سرمایه عظیم عمل می‌کند.
  • قانون صنعت خالص صفر اتحادیه اروپا هیچ بودجه متمرکز جدیدی را به‌کار نمی‌گیرد و در عوض بر قوانین دسترسی به بازار، الزامات تدارکات و تعیین استانداردها متکی است.
  • شرکت‌های چندملیتی با استقرار تولیدات سرمایه‌بر در آمریکا و در عین حال ارتقاء ساختارهای انطباق جهانی برای برآورده کردن استانداردهای اتحادیه اروپا، در حال تطبیق هستند.
  • هر دو رویکرد بده‌بستان‌های قابل توجهی دارند: مدل آمریکا خطر فشار مالی و اختلافات تجاری را در پی دارد، در حالی که مدل اتحادیه اروپا خطر گسست بازار داخلی را به همراه دارد.

اگر امروز یک کسب‌وکار تولیدی را اداره می‌کنید، یک خودروی برقی می‌خرید یا در فناوری پاک سرمایه‌گذاری می‌کنید، قوانین اقتصاد جهانی اساساً تغییر کرده‌اند. دوران جهانی‌سازی بازار آزاد—که در آن سرمایه بدون دخالت دولت به آسانی به ارزان‌ترین حوزه قضایی سرازیر می‌شد—جای خود را به عصر جدیدی از مداخله تهاجمی دولت داده است. اما دو بلوک بزرگ اقتصادی جهان در حال انجام بازی‌های کاملاً متفاوتی هستند.[1][2]

در یک سو، ایالات متحده قرار دارد که یک سیاست صنعتی «قدرتمند» را در آغوش گرفته و قانون کاهش تورم (IRA) پیشتاز آن است. با وجود زبان تبلیغاتی که حاکی از درمان گسترده تورم بود، آنچه در واقعیت ارائه شد، یک موتور یارانه عظیم و نامحدود است. این قانون برای تزریق مستقیم سرمایه به اقتصاد از طریق اعتبارات مالیاتی طراحی شده و صراحتاً به شرکت‌هایی که ظرفیت تولید داخلی ایجاد می‌کنند و از زنجیره‌های تأمین محلی استفاده می‌نمایند، پاداش می‌دهد.[1][3]

در سوی دیگر، اتحادیه اروپا قرار دارد که استراتژی «تنظیمی» خود را از طریق چارچوب‌هایی مانند قانون صنعت خالص صفر (NZIA) و مکانیسم تعدیل مرزی کربن (CBAM) تقویت کرده است. اتحادیه اروپا چک‌های فدرال جدید و هنگفتی صادر نمی‌کند. در عوض، از بازار داخلی عظیم خود به عنوان اهرم فشار استفاده می‌کند. اگر شرکتی بخواهد به مصرف‌کنندگان اروپایی بفروشد، باید از استانداردهای سخت‌گیرانه زیست‌محیطی و کارگری پیروی کند و عملاً زنجیره‌های تأمین جهانی را مجبور به انطباق با قوانین بروکسل می‌کند.[2][4]

تضاد در سازوکارها، آشکار و ساختاری است. مدل آمریکا به عنوان یک مشوق قدرتمند عمل می‌کند: پاداش‌های مالی برای ساخت‌وساز محلی، استفاده از محتوای داخلی و استخدام کارگران آمریکایی ارائه می‌دهد. مدل اتحادیه اروپا ترکیبی از چماق و دستکش مخملی است: انطباق را الزامی می‌کند، واردات پرکربن را جریمه می‌نماید و مجوزهای فناوری‌های استراتژیک را تسریع می‌بخشد، در حالی که به شدت بر جاذبه بازار مصرفی خود تکیه دارد.[3][4]

مقایسه‌ای از سازوکارهای اصلی پیش‌برنده استراتژی‌های صنعتی آمریکا و اتحادیه اروپا.

این واگرایی در حال بازنویسی قوانین رقابت اقتصادی جهانی است. رویکرد آمریکا با موفقیت سرمایه خصوصی را جذب کرده و سرمایه‌گذاری‌های فناوری پاک را از سایر مناطق دور می‌کند. با این حال، این رویکرد به شدت متکی بر هژمونی دلار آمریکا برای تأمین مالی اعتبارات مالیاتی نامحدود است، که برخی تخمین‌های مالی نشان می‌دهد ممکن است طی یک دهه از ٣٦٩ میلیارد دلار اولیه فراتر رفته و به بیش از ١ تریلیون دلار برسد.[1][3]

اتحادیه اروپا، که فاقد یکپارچگی مالی برای صدور بدهی متمرکز معادل است، به آنچه محققان «اثر بروکسل» می‌نامند، تکیه می‌کند. اتحادیه اروپا با تعیین استاندارد جهانی برای پایداری، حریم خصوصی داده‌ها و حسابداری کربن، شرکت‌های چندملیتی را مجبور می‌کند تا مقررات آن را در سراسر جهان بپذیرند تا صرفاً دسترسی به ٤٥٠ میلیون مصرف‌کننده خود را حفظ کنند.[2][4]

اتحادیه اروپا، که فاقد یکپارچگی مالی برای صدور بدهی متمرکز معادل است، به آنچه محققان «اثر بروکسل» می‌نامند، تکیه می‌کند.

با این حال، هر دو رویکرد دارای بده‌بستان‌های مهم و متمایزی هستند. استراتژی آمریکا خطر ایجاد یک مسابقه جهانی یارانه را در پی دارد و به دلیل الزامات سخت‌گیرانه محتوای داخلی، به شدت توسط متحدان به نقض قوانین سازمان تجارت جهانی متهم شده است. در همین حال، استراتژی اتحادیه اروپا با مالیات‌های فرامرزی کربن، کشورهای در حال توسعه را بیگانه می‌کند و با گسست داخلی شدیدی مواجه است.[3][4]

برای درک مقیاس مداخله آمریکا، باید فراتر از تخمین‌های اولیه پایه نگاه کرد. از آنجا که اعتبارات مالیاتی اصلی در قانون کاهش تورم نامحدود هستند، سرمایه واقعی به‌کارگرفته شده مستقیماً با پذیرش بازار مقیاس می‌یابد. این امر باعث ایجاد یک هجوم برای تولیدکنندگان باتری، تولیدکنندگان پنل‌های خورشیدی و توسعه‌دهندگان هیدروژن شده و اساساً اقتصاد واحد پروژه‌های انرژی پاک را در خاک آمریکا تغییر داده است.[1][3]

در مقابل، قانون صنعت خالص صفر اتحادیه اروپا صراحتاً از تأمین مالی متمرکز جدید اجتناب می‌کند. در عوض، ابزارهای موجود را تغییر کاربری داده و قوانین کمک‌های دولتی را تسهیل می‌کند، که به کشورهای عضو اجازه می‌دهد تا از صنایع خود حمایت کنند. این رویکرد خلوص نظارتی اتحادیه اروپا را حفظ می‌کند اما یک مشکل جدی در هماهنگی ایجاد می‌نماید: کشورهایی مانند آلمان و فرانسه توانایی مالی برای یارانه دادن سنگین به صنایع خود را دارند، در حالی که کشورهای عضو کوچک‌تر نمی‌توانند، که یکپارچگی بازار واحد را تهدید می‌کند.[2][4]

مدل آمریکا متکی بر تزریق عظیم سرمایه فدرال است، در حالی که اتحادیه اروپا متکی بر الزامات نظارتی است.

رویکرد نظارتی اروپا همچنین عمیقاً به تدارکات عمومی گسترش می‌یابد. قانون صنعت خالص صفر الزامی می‌کند که مقامات عمومی هنگام اعطای قراردادها، پایداری و تاب‌آوری زنجیره تأمین—و نه فقط قیمت—را در نظر بگیرند و وزنی بین ١٥ تا ٣٠ درصد به این عوامل اختصاص دهند. این امر عملاً یک بازار ممتاز برای فناوری‌های سبز تولید شده محلی ایجاد می‌کند، بدون اینکه نیاز به انتقال مستقیم پول نقد از بودجه مرکزی اروپا باشد.[2]

پیامدهای جهانی این واگرایی فراآتلانتیکی در اتاق‌های هیئت مدیره شرکت‌ها قابل مشاهده است. شرکت‌های چندملیتی به طور فزاینده‌ای استراتژی‌های خود را تقسیم می‌کنند: تولیدات سرمایه‌بر را در آمریکا مستقر می‌کنند تا از اعتبارات مالیاتی پرسود بهره‌مند شوند، در حالی که همزمان ساختارهای انطباق و گزارش‌دهی جهانی خود را برای برآورده کردن استانداردهای سخت‌گیرانه اتحادیه اروپا ارتقا می‌دهند.[3][4]

برای کشورهای در حال توسعه، این رویکرد دوگانه یک چشم‌انداز بسیار پیچیده و اغلب تنبیهی را ایجاد می‌کند. یارانه‌های آمریکا رقابت برای جذب سرمایه‌گذاری‌های تولیدی را برای اقتصادهای نوظهور دشوارتر می‌کند، در حالی که مالیات‌های مرزی کربن اتحادیه اروپا صادرات آن‌ها را تهدید به جریمه می‌کند. اجماع سنتی تجارت آزاد و مقررات‌زدایی عملاً توسط معماران اصلی آن کنار گذاشته شده است.[4][5]

زنجیره‌های تأمین جهانی مجبورند خود را با عصر جدیدی از مداخله دولتی و موانع نظارتی تطبیق دهند.

با بلوغ این دو مدل، سؤال اصلی این خواهد بود که کدام یک در مواجهه با مشکلات اقتصادی دوام بیشتری خواهد داشت. مدل آمریکا در استقرار سریع بسیار مؤثر است اما در برابر تغییرات سیاسی داخلی، محدودیت‌های مالی و هزینه بالای سرمایه آسیب‌پذیر باقی می‌ماند.[1][5]

مدل اتحادیه اروپا کندتر، بوروکراتیک‌تر و بسیار پیچیده‌تر است، اما استانداردهای نظارتی آن، هنگامی که در زنجیره‌های تأمین جهانی جا افتادند، به سختی قابل لغو هستند. در نهایت، آمریکا تلاش می‌کند تا از طریق نیروی مالی محض از رقبای خود پیشی بگیرد، در حالی که اتحادیه اروپا تلاش می‌کند تا با تعیین قوانین گریزناپذیر بازار جهانی، آن‌ها را تحت سلطه نظارتی خود درآورد.[2][5]

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

صنعت‌گران سرمایه‌محور 40%شکل‌دهندگان نظارتی بازار 40%نهادگرایان تجارت جهانی 20%
  1. [1]The White Houseصنعت‌گران سرمایه‌محور

    Building A Clean Energy Economy: A Guidebook to the Inflation Reduction Act's Investments in Clean Energy and Climate Actions

    مطالعه در The White House
  2. [2]European Commissionشکل‌دهندگان نظارتی بازار

    Net-Zero Industry Act: Making the EU the Home of Clean Technologies Manufacturing and Green Jobs

    مطالعه در European Commission
  3. [3]The World Economyنهادگرایان تجارت جهانی

    Green tech race? The US Inflation Reduction Act and the EU Net Zero Industry Act

    مطالعه در The World Economy
  4. [4]CEPSنهادگرایان تجارت جهانی

    Different roads, Aligned Goals: How and why the Inflation Reduction Act and EU green industrial policies differ in supporting cleantech deployment

    مطالعه در CEPS
  5. [5]تیم سردبیری کوهستاننهادگرایان تجارت جهانی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.