دور زدن گلوگاههای دریایی با پلهای زمینی شبهجزیره عربستان توسط شرکتهای حملونقل جهانی
در حالی که تنشهای ژئوپلیتیکی مسیرهای سنتی کشتیرانی را تهدید میکنند، ارائهدهندگان اصلی لجستیک برای حفظ جریان تجارت جهانی، محمولهها را از طریق بنادر آبهای عمیق در عمان و عربستان سعودی و با استفاده از شبکههای گسترده ریلی و کامیونی در سراسر بیابان، تغییر مسیر میدهند.
به قلم سامان جعفری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- استراتژیستهای زنجیره تأمین
- استدلال میکنند که ایجاد افزونگی چندوجهی برای محافظت از تجارت جهانی در برابر آسیبپذیریهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ضروری است.
- اقتصاددانان دریایی
- تأکید میکنند که در حالی که پلهای زمینی امنیت را فراهم میکنند، هزینههای بالاتر به ازای هر واحد و محدودیتهای حجم پایینتر آنها، این مسیرها را به یک جایگزین گرانقیمت تبدیل میکند، نه جایگزینی کامل برای کشتیرانی.
- برنامهریزان زیرساخت منطقهای
- کریدورهای ترکیبی را به عنوان کاتالیزوری برای یکپارچگی اقتصادی بلندمدت در سراسر شورای همکاری خلیج فارس میبینند که سرمایهگذاری در راهآهن فرامرزی را هدایت میکند.
روند رویداد
۲۰۱۸–۲۰۲۲
کشورهای خلیج فارس به شدت در زیرساخت بنادر آبهای عمیق در خارج از تنگه هرمز، از جمله توسعه در صلاله و دقم، سرمایهگذاری میکنند.
ژانویه ۲۰۲۶
مصر پایانه کانتینری دریای سرخ در سخنا را افتتاح میکند و زمینه را برای یک کریدور لجستیکی مدیترانه-دریای سرخ فراهم میسازد.
مارس ۲۰۲۶
سازمان زکات، مالیات و گمرک عربستان (ZATCA) قوانین ترانزیت تحت نظارت گمرکی سادهسازی شده را اجرا میکند که امکان حملونقل کامیونی بدون وقفه فرامرزی را برای محمولههای تغییر مسیر داده شده فراهم میسازد.
مه ۲۰۲۶
اماسسی (MSC) رسماً سرویس پل زمینی عربستان سعودی خود را راهاندازی میکند و محمولههای اروپایی را از طریق جده و زمینی به دمام هدایت میکند.
چرا مهم است
با جدا کردن جریان کالاها از گلوگاههای دریایی آسیبپذیر، این شبکههای ترکیبی (اینترمدال) تضمین میکنند که همه چیز، از تجهیزات پزشکی گرفته تا لوازم الکترونیکی مصرفی، همچنان به بازارهای جهانی میرسد و در طول بحرانهای ژئوپلیتیکی، قیمتها را تثبیت کرده و از کمبودهای فاجعهبار جلوگیری میکند.
برای دههها، تجارت جهانی بر یک فرض جغرافیایی شکننده تکیه کرده است: اینکه کشتیهای کانتینری فوقبزرگ همیشه از دسترسی بدون مانع از طریق کریدورهای باریک دریایی مانند تنگه هرمز و بابالمندب برخوردار خواهند بود. هنگامی که این گلوگاهها با اختلال مواجه میشوند، فرض فوری این است که زنجیرههای تأمین باید متوقف شوند و اقتصادها را در بلاتکلیفی رها کنند. با این حال، واقعیت لجستیک مدرن بسیار سازگارتر و انعطافپذیرتر است. شرکتهای حملونقل جهانی به جای انتظار منفعلانه برای رفع تنگناهای دریایی، به طور فزایندهای مسیرهای خود را به طور کامل از جغرافیای اقیانوسی جدا کرده و مسیرهای جدیدی را برای ادامه حرکت تجارت طراحی میکنند.[7]
راهحل این آسیبپذیری جغرافیایی در فعالسازی «پلهای زمینی» فراشبهجزیرهای نهفته است. با استفاده از بنادر آبهای عمیق که در مکانی امن و خارج از آبهای مورد مناقشه قرار دارند، شبکههای لجستیک حجم عظیمی از محمولهها را از دریا به خشکی منتقل میکنند. این چرخش ترکیبی (اینترمدال) – انتقال کانتینرها از کشتیها به شبکههای ریلی و کامیونی در سراسر بیابان – به طور مؤثری آسیبپذیریهای دریایی شبهجزیره عربستان را دور میزند. این امر تضمین میکند که کالاهای مصرفی، قطعات صنعتی و تجهیزات پزشکی حیاتی همچنان به مقصد خود میرسند، بدون اینکه کشتیها در معرض خطرات غیرقابل پیشبینی تنگههای باریک و شلوغ قرار گیرند.[1]
سازوکار این سیستم چندوجهی بر دو نقطه اتکای جغرافیایی اصلی استوار است: سواحل دریای سرخ عربستان سعودی در غرب، و سواحل دریای عرب عمان و امارات متحده عربی در شرق. با تخلیه محموله در این دروازههای استراتژیک، خطوط کشتیرانی میتوانند کالاها را مستقیماً به بازارهای مصرفی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) وارد کنند، بدون اینکه کشتیای را به خلیج فارس هدایت کنند. این امر یک سیستم ورودی قوی با دو جبهه ایجاد میکند که اساساً نقشه لجستیک خاورمیانه را بازنویسی میکند.[1]
در جبهه غربی، کریدور فراشبهجزیرهای دریای سرخ عربستان سعودی به عنوان قویترین مسیر جایگزین برای حملونقل جهانی عمل میکند. کشتیهایی که از اروپا، قاره آمریکا و شمال آفریقا میآیند، محمولههای خود را در مراکز اصلی مانند بندر اسلامی جده و بندر ملک عبدالله تخلیه میکنند. این تأسیسات شاهد سرمایهگذاریهای هنگفتی در سالهای اخیر برای مدیریت بزرگترین کشتیهای کانتینری جهان بودهاند و به عنوان دریچههای ورودی اصلی برای پل زمینی عمل کرده و خط ساحلی دریای سرخ را به یک مرز لجستیکی پر جنب و جوش تبدیل کردهاند.[1]
پس از تخلیه در جده، محموله به طور یکپارچه به فاز زمینی سفر خود منتقل میشود. قطارهای باری با ظرفیت بالا که توسط راهآهن عربستان سعودی (SAR) اداره میشوند، روزانه هزاران کانتینر را حمل میکنند و بنادر غربی را مستقیماً به بندر خشک ریاض متصل میکنند، با خطوطی که تا دمام در شرق گسترش مییابند. این ستون فقرات ریلی سنگین با ناوگان گسترده کامیونی در سراسر بیابان تکمیل میشود که در سیستم بزرگراهی به طول ۱,۳۰۰ کیلومتر حرکت میکنند و کالاها را با سرعت و کارایی قابل توجهی به بازارهای همسایه مانند کویت و بحرین توزیع میکنند و روزها از زمان سنتی حملونقل اقیانوسی میکاهند.[1]
اصلاحات نظارتی اخیر به شدت کارایی این کریدور را تسریع کرده و موانع بوروکراتیکی را که قبلاً تجارت فرامرزی را کند میکردند، برطرف کرده است. سازمان زکات، مالیات و گمرک عربستان (ZATCA) سیستمهای ترانزیت تحت نظارت گمرکی (bonded transit) را سادهسازی کرده است که به کالاها اجازه میدهد تحت ترتیبات تعلیق عوارض، در سراسر کشور جابجا شوند. این بدان معناست که یک کانتینر که مقصدش امارات متحده عربی است، میتواند در جده تخلیه شود، با کامیون از بیابان وسیع عربستان عبور کند و بدون مواجهه با ترخیصهای گمرکی تکراری یا تأخیر، از مرز عبور کند تا به مقصد نهایی خود برسد.[5]
در سواحل شرقی، دروازههای عمان و امارات راهحلی مشابه برای محمولههایی که از مراکز تولیدی آسیا میرسند، ارائه میدهند. بنادری مانند صلاله، دقم و صحار در عمان، در کنار خور فکان و فجیره در امارات متحده عربی، مستقیماً در دریای عرب و خلیج عمان قرار دارند. از آنجا که این پایانهها کاملاً خارج از تنگه هرمز واقع شدهاند، پناهگاه امن فوری برای کشتیهای ورودی فراهم میکنند و به آنها اجازه میدهند محمولههای خود را بدون ورود به آبهای محدود خلیج فارس تخلیه کنند.[1][5]
در سواحل شرقی، دروازههای عمان و امارات راهحلی مشابه برای محمولههایی که از مراکز تولیدی آسیا میرسند، ارائه میدهند.
از این بنادر شرقی، ارائهدهندگان لجستیک شبکههای کامیونی گستردهای را برای جابجایی کالاها در سراسر کوههای ناهموار حجر و به داخل کشور مستقر میکنند. وزارت حملونقل عمان به طور فعال سیستمهای گمرکی الکترونیکی خود را با کشورهای همسایه شورای همکاری خلیج فارس یکپارچه کرده است تا این جریان را تسهیل کند. این اقدامات به کامیونهای خالی از امارات و عربستان سعودی اجازه میدهد تا وارد بنادر عمان شوند، محمولههای تغییر مسیر داده شده را بارگیری کنند و با حداقل اصطکاک از مرز بازگردند، و عملاً کل شبهجزیره را به یک منطقه لجستیکی واحد و یکپارچه تبدیل میکند که قادر به جذب تغییرات ناگهانی در مسیرهای جهانی است.[5]
تغییر از طرح اضطراری نظری به واقعیت عملیاتی توسط بزرگترین شرکتهای کشتیرانی جهان هدایت میشود، که فعالانه در حال طراحی مجدد شبکههای جهانی خود هستند. شرکت اماسسی (MSC)، بزرگترین شرکت کشتیرانی کانتینری در سطح جهان، اخیراً یک مسیر پل زمینی اختصاصی راهاندازی کرده است که اروپا را به خاورمیانه متصل میکند. اماسسی با توقف در جده، محموله را به کامیونهایی که عازم دمام هستند منتقل میکند، جایی که سپس از طریق کشتیهای کوچکتر تغذیهکننده به سایر بنادر خلیج توزیع میشود، و به طور کامل تنگه هرمز را دور میزند و زمانبندی تحویل را تضمین میکند.[2]
به طور مشابه، شرکت سیامای سیجیام (CMA CGM) آنچه را که «راهحلهای چندوجهی جایگزین» مینامد، به کار گرفته است تا خدمات مستمری را برای مشتریان خود تضمین کند. این شرکت حملونقل فرانسوی از کریدورهای لجستیکی امن از طریق بنادر امارات و عمان برای خدماترسانی به مراکز تجاری بزرگ مانند جبل علی و شارجه استفاده میکند. سیامای سیجیام با ترکیب حملونقل جادهای و دریایی منطقهای، تضمین میکند که زنجیرههای تأمین در شمال خلیج – از جمله بازارهای حیاتی در عراق و قطر – از محاصرههای دریایی مصون بمانند، و انعطافپذیری مدیریت بار مدرن را در مواجهه با مشکلات جغرافیایی نشان میدهد.[3]
با این حال، چرخش به سمت شبکههای ترکیبی بدون محدودیتهای ساختاری نیست، و کارشناسان صنعت مراقب هستند که محدودیتهای فیزیکی این سیستمها را مشخص کنند. اقتصاددانان دریایی اشاره میکنند که در حالی که ظرفیت کانتینری بالقوه این بنادر میانبر از ۲۰ میلیون واحد معادل بیست فوت (TEU) فراتر میرود، لجستیک زمینی یک گلوگاه جدی ایجاد میکند. یک کشتی کانتینری فوقبزرگ میتواند ۲۰,۰۰۰ واحد TEU حمل کند؛ جایگزینی این حجم نیازمند ناوگان عظیمی از کامیونها است که اساساً ساختار هزینه و ردپای زیستمحیطی حملونقل را تغییر میدهد.[4]
مسافت نیز نقش حیاتی در توجیهپذیری اقتصادی این مسیرهای میانبر ایفا میکند. به عنوان مثال، در حالی که بندر صلاله در جنوب عمان دارای ظرفیت عظیم آبهای عمیق و امکانات پیشرفته است، بیش از ۱,۰۰۰ مایل (حدود ۱,۶۰۰ کیلومتر) از مراکز اصلی تقاضا در دبی و ابوظبی فاصله دارد. حمل یک کانتینر در این مسافت با کامیون میتواند هزاران دلار هزینه داشته باشد، که آن را به یک راهحل گرانقیمت تبدیل میکند که برای محمولههای با ارزش بالا یا حساس به زمان رزرو شده است، نه کالاهای فلهای که اساس تجارت جهانی را تشکیل میدهند.[4]
برای رفع این محدودیتهای فیزیکی و کاهش هزینه حملونقل زمینی، دولتهای منطقه در حال تسریع پروژههای زیرساختی کلان بلندمدت هستند. مهمترین این پروژهها، راهآهن شورای همکاری خلیج فارس (GCC Railway) است، یک شبکه برنامهریزی شده به طول ۲,۱۱۷ کیلومتر که شش کشور خلیج فارس را به طور یکپارچه به هم متصل خواهد کرد. این سیستم ریلی که قرار است تا پایان دهه تکمیل شود، حجم باری را که میتوان از طریق خشکی جابجا کرد، به طور چشمگیری افزایش خواهد داد، اتکا به حملونقل کامیونی را کاهش داده و جایگاه شبهجزیره عربستان را به عنوان یک مرکز ترکیبی پیشرو تثبیت میکند.[6]
علاوه بر این، استراتژی ترکیبی بسیار فراتر از خود شبهجزیره عربستان در حال گسترش است. عربستان سعودی و مصر فعالانه در حال توسعه یک کریدور لجستیکی دوجانبه هستند که دریای سرخ را مستقیماً به مدیترانه متصل میکند. محمولههای تخلیه شده در بنادر عربستان میتوانند از طریق دریای سرخ حمل شوند، با قطار از طریق مصر به بنادر شمالی مانند دمیاط منتقل شوند و سپس به اروپا فرستاده شوند. این امر یک مسیر میانبر بزرگ چند کشوری برای مسیرهای دریایی سنتی ایجاد میکند و زنجیره تأمین جهانی را در برابر اختلالات آتی در کانال سوئز بیشتر متنوع میسازد.[6]
در نهایت، بلوغ سریع این شبکههای ترکیبی نشاندهنده یک تحول اساسی در معماری تجارت جهانی است. صنعت لجستیک با در نظر گرفتن بنادر نه به عنوان مقاصد نهایی، بلکه به عنوان گرههایی در یک شبکه پیوسته و چندوجهی، در حال طراحی یک سیستم بسیار انعطافپذیرتر است. گلوگاههای جغرافیایی که قرنها استراتژی دریایی را دیکته کردهاند، به آرامی توسط ترکیب ساده و قدرتمند اسکلههای آبهای عمیق، ریلهای فولادی و بزرگراههای آسفالت خنثی میشوند و تضمین میکنند که اقتصاد جهانی صرف نظر از موانع موجود در مسیرش، متصل باقی بماند.[7]
نکات کلیدی
- خطوط کشتیرانی جهانی به طور فزایندهای از «پلهای زمینی» برای دور زدن گلوگاههای دریایی مانند تنگه هرمز استفاده میکنند.
- محمولهها در بنادر آبهای عمیق در دریای سرخ و دریای عرب تخلیه میشوند، سپس از طریق راهآهن و کامیون در سراسر شبهجزیره عربستان حمل میشوند.
- عربستان سعودی رویههای گمرکی را سادهسازی کرده و به محمولههای تحت نظارت گمرکی اجازه میدهد بدون بازرسیهای تکراری از قلمرو آن عبور کنند.
- شرکتهای حملونقل بزرگ، از جمله اماسسی (MSC) و سیامای سیجیام (CMA CGM)، این مسیرهای چندوجهی را رسماً در خطوط خدمات اروپایی و آسیایی خود ادغام کردهاند.
- حملونقل زمینی، در حالی که برای محمولههای حیاتی مؤثر است، در مقایسه با کشتیهای کانتینری فوقبزرگ، با محدودیتهای هزینه و ظرفیت مواجه است.
بررسی عمیق دیدگاهها
استراتژیستهای زنجیره تأمین
برای معماران لجستیک، چرخش به سمت پلهای زمینی نشاندهنده یک تحول ضروری از کارایی به انعطافپذیری است.
با جدا کردن زنجیرههای تأمین از نقاط شکست واحد مانند تنگه هرمز، شرکتهای حملونقل میتوانند زمانهای تحویل را صرف نظر از اختلالات دریایی تضمین کنند. این گروه هزینههای اولیه بالاتر حملونقل ترکیبی را به عنوان یک حق بیمه قابل قبول در برابر تأخیرهای فاجعهبار ناشی از انسداد کامل آبراه میبینند.
اقتصاددانان دریایی
تحلیلگران صنعت هشدار میدهند که پلهای زمینی را نباید به عنوان یک راهحل جادویی برای تجارت جهانی در نظر گرفت.
آنها به ریاضیات محض مقیاس اشاره میکنند: جابجایی ۲۰,۰۰۰ کانتینر از طریق دریا به طور تصاعدی ارزانتر و کمکربنتر از استقرار ۱۰,۰۰۰ کامیون در سراسر بیابان است. از این منظر، مسیرهای زمینی دریچههای حیاتی برای کالاهای حساس به زمان یا با ارزش بالا هستند، اما نمیتوانند به طور پایدار جریان کالاهای فلهای که زیربنای اقتصاد جهانی هستند را جذب کنند.
برنامهریزان زیرساخت منطقهای
برای دولتهای خلیج فارس، تغییر لجستیکی کنونی، دیدگاه دیرینه یکپارچگی منطقهای را تسریع میکند.
برنامهریزان فعالسازی این کریدورها را به عنوان اثبات نهایی مفهوم برای راهآهن آتی شورای همکاری خلیج فارس میبینند. آنها با هماهنگسازی مقررات گمرکی و اثبات اینکه حملونقل فرامرزی میتواند امروز به طور یکپارچه حرکت کند، در حال ایجاد زیرساختهای اقتصادی برای یک شبهجزیره عربستان متحد و متصل به ریل هستند.
منابع
[1]More Than Shippingاقتصاددانان دریاییLand Bridge Intermodal Alternative Routes to Persian Gulf Ports
مطالعه در More Than Shipping →
[2]Saudi Gazetteاستراتژیستهای زنجیره تأمینMSC launches Saudi land bridge route linking Europe to Gulf
مطالعه در Saudi Gazette →
[3]The Supply Chain Xchangeاستراتژیستهای زنجیره تأمینMaritime carrier offers flexible logistics solutions to sustain supply chains
مطالعه در The Supply Chain Xchange →
[4]FreightWavesاقتصاددانان دریاییDrewry: No good freight logistics alternatives to Persian Gulf passageway
مطالعه در FreightWaves →
[5]TradingViewبرنامهریزان زیرساخت منطقهایSaudi Arabia, the UAE and Oman are activating alternative logistics corridors
مطالعه در TradingView →
[6]Seatrade Maritimeبرنامهریزان زیرساخت منطقهایSaudi Arabia and Egypt landbridge to Mediterranean
مطالعه در Seatrade Maritime →
[7]تیم سردبیری کوهستانبرنامهریزان زیرساخت منطقهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت حملونقل اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

