رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانطراحی شغلتحلیل هزینه-فایده· 4 دقیقه مطالعه· در کسب‌وکار

امتیاز پتانسیل انگیزشی: چرا استقلال کاری و بازخورد، وزن بیشتری نسبت به تنوع وظایف در طراحی شغل دارند

مدل هکمن و اولدهام در سال ۱۹۷۶ نشان می‌دهد که پتانسیل انگیزشی یک شغل به پنج بعد بستگی دارد، اما فرمول ریاضی آن، وزن بسیار بیشتری برای استقلال کاری و بازخورد مستقیم نسبت به خود وظایف محوله قائل است.

به قلم لیانا خسروی

روانشناسان سازمانی 40%متخصصان منابع انسانی 35%مشاوران مدیریت 25%
روانشناسان سازمانی
تمرکز بر اندازه‌گیری تجربی وضعیت‌های روانی و اعتبار ریاضی فرمول MPS.
متخصصان منابع انسانی
تمرکز بر کاربرد عملی مدل برای کاهش نرخ خروج کارکنان و طراحی نقش‌های بهتر.
مشاوران مدیریت
تمرکز بر تحلیل هزینه-فایده بازسازی وظایف در مقابل اعطای استقلال کاری.

بازطراحی یک نقش برای گنجاندن وظایف متنوع‌تر، دقیقاً یک‌سومِ تاثیر انگیزشیِ این را دارد که صرفاً به کارمند اجازه دهیم خودش تصمیم بگیرد کار فعلی‌اش را چگونه انجام دهد. مدیرانی که تلاش می‌کنند با افزودن مسئولیت‌ها به یک نقش، نرخ ماندگاری را افزایش دهند، اغلب واقعیت ریاضی نهفته در چارچوب بنیادین طراحی شغل را نادیده می‌گیرند.[6]

این چارچوب که در سال ۱۹۷۶ توسط روانشناسان سازمانی، جی. ریچارد هکمن (J. Richard Hackman) و گرگ آر. اولدهام (Greg R. Oldham) معرفی شد، ثابت کرد که انگیزه انسانی در محل کار، محصول جانبی دستمزد نیست، بلکه خروجی قابل اندازه‌گیریِ پنج بعد اصلی شغل است.[1]

هکمن و اولدهام این ابعاد را به عنوان تنوع مهارت، هویت وظیفه، اهمیت وظیفه، استقلال کاری و بازخورد تعریف کردند. این موارد در کنار هم، سه وضعیت روانی حیاتی را ایجاد می‌کنند: تجربه معنادار بودن، تجربه مسئولیت‌پذیری و آگاهی از نتایج.[1][2]

بر اساس مطالعه اصلی سال ۱۹۷۶ که در نشریه رفتار سازمانی و عملکرد انسانی (Organizational Behavior and Human Performance) منتشر شد، «این تاثیر مثبت برای فرد تقویت‌کننده است و به عنوان انگیزه‌ای عمل می‌کند تا او در آینده نیز به تلاش برای عملکرد خوب ادامه دهد.»[1]

پنج بعد اصلی هکمن و اولدهام مستقیماً با سه وضعیت روانی حیاتی مرتبط هستند.

برای کمی‌سازی این موضوع، محققان امتیاز پتانسیل انگیزشی (MPS) را توسعه دادند؛ شاخصی که دقیقاً محاسبه می‌کند یک شغل خاص چقدر احتمال دارد انگیزه کاری درونی را تقویت کند.[1][4]

فرمول MPS یک عدم توازن ساختاری را در نحوه طراحی مشاغل آشکار می‌کند. این فرمول امتیاز را با میانگین‌گیری از سه بعد اول (تنوع مهارت، هویت وظیفه و اهمیت وظیفه) و سپس ضرب آن میانگین در استقلال کاری و بازخورد محاسبه می‌کند.[1][4]

به دلیل این رابطه ضربی، نمره نزدیک به صفر در هر یک از دو فاکتور استقلال کاری یا بازخورد، کل امتیاز MPS را به نزدیک صفر کاهش می‌دهد، فارغ از اینکه وظایف چقدر مهم یا متنوع باشند.[3]

آکادمی نوآوری منابع انسانی (AIHR) خاطرنشان می‌کند که «اگر شغلی در پنج ویژگی اصلی نمره بالایی داشته باشد، به احتمال زیاد فردی که آن نقش را بر عهده دارد، سه وضعیت روانی را تجربه خواهد کرد.» اما این ریاضیات است که دیکته می‌کند تیم‌های منابع انسانی باید سرمایه خود را در کجا هزینه کنند.[3]

یک نقش پایه را در نظر بگیرید که در تمام ابعاد نمره ۵ از ۷ را کسب می‌کند. امتیاز MPS در اینجا ۱۲۵ است. اگر مدیری اهمیت وظیفه را ۲۰ درصد افزایش دهد (و به ۶ برساند)، MPS به ۱۳۳.۳ می‌رسد؛ یعنی یک رشد متوسط ۶.۶ درصدی.[6]

یک نقش پایه را در نظر بگیرید که در تمام ابعاد نمره ۵ از ۷ را کسب می‌کند.

با این حال، اگر همان مدیر وظایف را به حال خود رها کند و در عوض استقلال کاری را ۲۰ درصد افزایش دهد (و به ۶ برساند)، MPS به ۱۵۰ جهش می‌کند. این یک رشد کل ۲۰ درصدی است که برای دقیقاً همان واحد از تغییر سازمانی، سه برابر بازگشت سرمایه به همراه دارد.[6]

افزایش ۲۰ درصدی استقلال کاری، سه برابر بیشتر از افزایش مشابه در اهمیت وظیفه، دستاورد انگیزشی به همراه دارد.

پلتفرم مایندتولز (MindTools) تاکید می‌کند که استقلال کاری به کارکنان «آزادی عمل، استقلال و اختیار قابل‌توجهی در زمان‌بندی کار و تعیین رویه‌های مورد استفاده برای انجام آن» می‌دهد.[2]

بازخورد، به عنوان دومین ضریب، به همان اندازه حیاتی است. تلنت‌اچ‌آر (TalentHR) این را به عنوان میزانی تعریف می‌کند که انجام فعالیت‌های کاری، «اطلاعات مستقیم و واضحی در مورد اثربخشی عملکرد» به کارمند ارائه می‌دهد.[4]

بدون بازخورد، کارمند در یک خلاء فعالیت می‌کند. پلتفرم هیومنز (Humaans) اشاره می‌کند که این مدل بر این اساس استوار است که کارمند واقعاً نتایج کار خود را بداند؛ بدون آن، وضعیت روانی «آگاهی از نتایج» نمی‌تواند وجود داشته باشد.[5]

تحلیل هزینه-فایده برای سازمان‌ها کاملاً روشن است. بازسازی یک زنجیره تامین برای دادن هویت وظیفه بیشتر به یک مسئول خرید (به طوری که به او اجازه دهد یک محصول را از مواد اولیه تا تحویل مشاهده کند) نیازمند یک بازنگری عظیم عملیاتی است.[6]

در مقابل، اعطای استقلال کاری به همان مسئول خرید برای تایید سفارشات خرید ۱۰,۰۰۰ دلاری بدون نیاز به تایید ثانویه، تنها به یک به‌روزرسانی سیاستی نیاز دارد، اما از نظر ریاضی بازده انگیزشی بالاتری تولید می‌کند.[6]

فرمول MPS میانگین سه بعد اول را محاسبه کرده اما در دو بعد نهایی ضرب می‌کند که این امر یک عدم توازن ساختاری ایجاد می‌کند.

محدودیت مدل MPS، اتکای آن به قدرت نیاز به رشد (GNS) کارمند است. هکمن و اولدهام دریافتند کارکنانی که تمایل پایینی به رشد شخصی دارند، واکنش قدرتمندی به مشاغل با MPS بالا نشان نمی‌دهند.[1]

برای این افراد، بالا بردن بیش از حد استقلال کاری می‌تواند به جای انگیزه، باعث ایجاد اضطراب شود؛ به این معنی که اثر ضربی فرمول به ضرر کارفرما عمل می‌کند.[1][3]

داده‌های ۵۰ سال گذشته روانشناسی سازمانی تایید می‌کند که اگرچه کار معنادار اهمیت دارد، اما آزادی ساختاری برای اجرای آن، سقف مشارکت کارکنان را تعیین می‌کند. گام بعدی برای سازمان‌ها، حسابرسی جریان‌های کاری تاییدیه است تا دریابند استقلال کاری در کجا به طور مصنوعی محدود شده است.[6]

چرا مهم است

درک وزن ریاضی استقلال کاری و بازخورد به مدیران این امکان را می‌دهد تا به جای بازنگری‌های پرهزینه عملیاتی، انگیزه و ماندگاری کارکنان را از طریق تغییرات سیاستی بدون هزینه افزایش دهند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

بازطراحی وظیفه‌محور

اولویت دادن به گسترش دامنه و معنای خود کار.

موافق: با اطمینان از اینکه کارکنان از مهارت‌های متنوعی استفاده می‌کنند و یک پروژه را از ابتدا تا انتها می‌بینند، تجربه معنادار بودن کار را افزایش می‌دهد. شواهد: داده‌های سال ۱۹۷۶ هکمن و اولدهام همبستگی قوی بین هویت وظیفه و انگیزه درونی را نشان می‌دهد. مناسب است زمانی که: محصول یا خدمت اصلی ذاتاً تاثیرگذار است (مانند مراقبت‌های بهداشتی، آموزش) و کارکنان در حال حاضر در ریزوظایف تکراری محبوس شده‌اند. نامناسب است زمانی که: سازمان فاقد انعطاف‌پذیری عملیاتی برای تغییر نحوه ساخت محصولات یا ارائه خدمات است، که این امر گسترش وظایف را به شدت پرهزینه می‌کند.

بازطراحی استقلال‌محور

اولویت دادن به استقلال ساختاری و اختیار تصمیم‌گیری.

موافق: از نظر ریاضی بالاترین بازده را در امتیاز پتانسیل انگیزشی به همراه دارد زیرا به عنوان یک ضریب عمل می‌کند. حذف یک لایه تاییدیه هیچ هزینه سرمایه‌ای در بر ندارد. شواهد: فرمول MPS دیکته می‌کند که نمره صفر در استقلال کاری، کل امتیاز انگیزشی را صفر می‌کند، فارغ از اینکه اهمیت وظیفه چقدر باشد. مناسب است زمانی که: کارکنان دارای قدرت نیاز به رشد (GNS) بالایی هستند و شایستگی اجرا بدون مدیریت ذره‌بینی را دارند. نامناسب است زمانی که: نیروی کار بسیار تازه‌کار است، خطرات انطباق شدید است، یا کارکنان GNS پایینی دارند و محیط‌های بسیار ساختاریافته و قابل پیش‌بینی را ترجیح می‌دهند.

مدیریت بازخورد-محور

اولویت دادن به داده‌های فوری و واضح در مورد نتایج عملکرد.

موافق: وضعیت روانی «آگاهی از نتایج» را تضمین می‌کند و به کارکنان اجازه می‌دهد خود را اصلاح کنند و احساس موفقیت داشته باشند. شواهد: پلتفرم‌های AIHR و TalentHR هر دو تاکید می‌کنند که بازخورد برای موثر بودن باید از خود کار ناشی شود، نه فقط از ارزیابی‌های سالانه. مناسب است زمانی که: شغل خروجی‌های قابل اندازه‌گیری و عینی (مانند فروش، توسعه نرم‌افزار، نرخ نقص تولید) تولید می‌کند که می‌توان آنها را در لحظه ردیابی کرد. نامناسب است زمانی که: تاثیر نقش بسیار ذهنی است، سال‌ها به تاخیر می‌افتد، یا توسط وابستگی‌های تیمی عظیم پنهان می‌شود، جایی که نمی‌توان مشارکت فردی را تفکیک کرد.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا وزن‌دهی دقیق ریاضی سال ۱۹۷۶ در محیط‌های کاری مدرن، دورکاری یا ناهمگام امروزی نیز صدق می‌کند یا خیر.
  • توانایی هوش مصنوعی مولد در خودکارسازی تنوع مهارت‌ها، چه تاثیری بر خط پایه امتیاز پتانسیل انگیزشی (MPS) در مشاغل دانش‌محور دارد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

روانشناسان سازمانی 40%متخصصان منابع انسانی 35%مشاوران مدیریت 25%
  1. [1]Organizational Behavior and Human Performanceروانشناسان سازمانی

    Motivation Through the Design of Work: Test of a Theory

    مطالعه در Organizational Behavior and Human Performance
  2. [2]MindToolsمشاوران مدیریت

    Hackman and Oldham's Job Characteristics

    مطالعه در MindTools
  3. [3]AIHRمتخصصان منابع انسانی

    Job Characteristics Model: A Practical Guide

    مطالعه در AIHR
  4. [4]TalentHRمشاوران مدیریت

    Job Characteristics Model: 5 Core Dimensions, MPS Formula, and Examples

    مطالعه در TalentHR
  5. [5]Humaansمتخصصان منابع انسانی

    Hackman and Oldham Model: The 5 Steps

    مطالعه در Humaans
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانروانشناسان سازمانی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت کسب‌وکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.