رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانهزینه‌های مبادلهگزارش تحلیلی· 5 دقیقه مطالعه· در کسب‌وکار

چرا در تصمیم‌گیری‌های شرکتی برای «تولید یا خرید»، تخصصی بودن دارایی بر دفعات تراکنش غلبه می‌کند؟

اقتصاد هزینه مبادله نشان می‌دهد که اصطکاک قراردادهای بازار، که ناشی از تخصصی بودن دارایی‌ها و عدم قطعیت است، تعیین می‌کند که آیا یک شرکت ظرفیت‌های داخلی خود را توسعه دهد یا کار را به بازار برون‌سپاری کند.

به قلم مرجان صادقی

نظریه‌پردازان هزینه مبادله 50%استراتژیست‌های اکوسیستم پلتفرم 30%مدیران بخش عمومی 20%
نظریه‌پردازان هزینه مبادله
استدلال می‌کنند که اصطکاک قراردادهای بازار، و نه هزینه‌های خالص تولید، مرزهای شرکت را تعریف می‌کند.
استراتژیست‌های اکوسیستم پلتفرم
بر این تمرکز دارند که چگونه دارایی‌های دیجیتال و تخصصی بودن داده‌ها، شرکت‌های فناوری مدرن را مجبور به داخلی‌سازی خدمات شخص ثالث می‌کنند.
مدیران بخش عمومی
منطق تولید یا خرید را در خدمات دولتی و آموزشی به کار می‌برند تا هزینه مالیات‌دهندگان را در برابر نیازهای تخصصی محلی متعادل کنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • اتحادیه‌های کارگری
  • پیمانکاران فرعی کوچک

چرا مهم است

درک آستانه «تولید یا خرید» به مدیران اجازه می‌دهد تا از مشکل «گروکشی» جلوگیری کنند؛ جایی که برون‌سپاری یک قطعه بسیار تخصصی، شرکت را در برابر باج‌خواهی تامین‌کننده آسیب‌پذیر می‌کند، و در عین حال از تورم سازمانی ناشی از داخلی‌سازی خدمات عمومی جلوگیری می‌کند.

زمانی که یک مصرف‌کننده خرد تصمیم می‌گیرد شام بپزد یا غذا سفارش دهد، محاسبات او تقریباً به‌طور کامل بر اساس قیمت لحظه‌ای مواد اولیه در برابر حاشیه سود رستوران است. اما وقتی یک ابرشرکت چندملیتی تصمیم می‌گیرد ریزتراشه‌های خود را تولید کند یا آن را به یک کارخانه ریخته‌گری برون‌سپاری کند، قیمت لحظه‌ای تا حد زیادی بی‌اهمیت است. در عوض، تصمیم شرکتی برای «تولید یا خرید» توسط اقتصاد هزینه مبادله اداره می‌شود؛ چارچوبی که اصطکاک انجام کسب‌وکار در بازار آزاد را به جای صرفاً هزینه حسابداری تولید، اندازه‌گیری می‌کند.[3]

این نظریه در سال ۱۹۳۷ توسط رونالد کوز مطرح شد و توسط الیور ویلیامسون، برنده جایزه یادبود نوبل علوم اقتصادی در سال ۲۰۰۹، که جایزه ۱۰ میلیون کرون سوئدی را برای کار خود دریافت کرد، فرموله شد. ویلیامسون ثابت کرد که تراکنش، و نه کالا، واحد اساسی تحلیل اقتصادی است. او استدلال کرد که مبادلات بازار بدون اصطکاک نیستند؛ آن‌ها نیازمند جستجو برای شرکا، مذاکره در مورد شرایط، نوشتن قراردادها و اجرای توافق‌نامه‌ها هستند. زمانی که این اصطکاک‌ها بیش از حد گران تمام شوند، یک شرکت تصمیم می‌گیرد آن فعالیت را به درون سلسله‌مراتب خود بیاورد.[4][5]

برای پیش‌بینی اینکه چه زمانی یک شرکت بازار را رها کرده و ظرفیت داخلی ایجاد می‌کند، ویلیامسون سه عامل تعیین‌کننده اصلی را شناسایی کرد: تخصصی بودن دارایی، عدم قطعیت، و دفعات تراکنش. تخصصی بودن دارایی اندازه‌گیری می‌کند که یک سرمایه‌گذاری تا چه حد برای یک رابطه خاص سفارشی شده است. یک کامیون حمل‌ونقل استاندارد دارای تخصصی بودن دارایی صفر است زیرا می‌تواند برای هر مشتری کالا جابه‌جا کند. اما یک قالب پرس سفارشی که منحصراً برای پنل درِ یک خودروی خاص طراحی شده است، تخصصی بودن دارایی بالایی دارد، زیرا در صورت پایان یافتن رابطه با خودروساز، ارزش خود را از دست می‌دهد.[3]

زمانی که تخصصی بودن دارایی بالا باشد، شرکت‌ها با مشکل گروکشی مواجه می‌شوند. اگر یک تامین‌کننده خارجی کارخانه‌ای بسیار تخصصی برای خدمت به یک خریدار واحد بسازد، خریدار می‌تواند بعداً با علم به اینکه تامین‌کننده مشتری جایگزینی ندارد، خواستار کاهش قیمت شود. برعکس، تامین‌کننده می‌تواند با آگاهی از اینکه خریدار نمی‌تواند به راحتی جایگزینی پیدا کند، تهدید به توقف تولید کند. برای جلوگیری از این آسیب‌پذیری متقابل، خریدار به سادگی تامین‌کننده را تصاحب می‌کند یا بخش داخلی خود را می‌سازد.[5]

شواهد تجربی به شدت از این مکانیسم پشتیبانی می‌کنند. یک فراتحلیل در سال ۲۰۰۶ که در «آکادمی آو منیجمنت ژورنال» منتشر شد، ۱۴۳ مطالعه اولیه شامل بیش از ۵۰٬۰۰۰ تصمیم در سطح شرکت را تجمیع کرد و به یک ضریب همبستگی قوی ۰٫۲۹ بین تخصصی بودن دارایی و تصمیم به داخلی‌سازی تولید دست یافت. این امر تخصصی بودن دارایی را به قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده ادغام عمودی تبدیل می‌کند که به طور مداوم بر سایر عوامل محیطی در صنایع مختلف غلبه می‌کند.[2]

تخصصی بودن دارایی همچنان قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده تجربی برای ادغام عمودی است.
این امر تخصصی بودن دارایی را به قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده ادغام عمودی تبدیل می‌کند که به طور مداوم بر سایر عوامل محیطی در صنایع مختلف غلبه می‌کند.

عدم قطعیت به عنوان یک تقویت‌کننده برای تخصصی بودن دارایی عمل می‌کند. در بازارهای بسیار غیرقابل پیش‌بینی - جایی که فناوری به سرعت تغییر می‌کند یا تقاضا به شدت در نوسان است - نوشتن یک قرارداد جامع و بلندمدت غیرممکن است. ویلیامسون این را «عقلانیت محدود» نامید و خاطرنشان کرد که مدیران انسانی به سادگی نمی‌توانند هر پیشامد آینده را پیش‌بینی کنند. زمانی که عدم قطعیت بالا باشد، هزینه مذاکره مجدد و مداوم قراردادهای ناقص، شرکت‌ها را به سمت داخلی‌سازی تراکنش سوق می‌دهد، جایی که مدیران می‌توانند به جای قرارداد، با دستورات سازمانی خود را تطبیق دهند.[3][4]

با این حال، عدم قطعیت به تنهایی به ندرت برای تحمیل تغییر در تصمیم «تولید یا خرید» کافی است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ در «سای‌اوپن» که مرزهای پلتفرم‌ها را بررسی می‌کرد، نشان داد که عدم قطعیت محیطی برای تحریک ادغام، در مقایسه با تخصصی بودن دارایی، به آستانه دفعات تراکنش ۴۰ درصد بالاتری نیاز دارد. اگر دارایی عمومی باشد، شرکت‌ها ترجیح می‌دهند عدم قطعیت را در بازار آزاد جذب کنند تا اینکه سرمایه خود را به یک بخش داخلی دائمی اختصاص دهند.[6]

دفعات تراکنش به عنوان توجیه اقتصادی برای هزینه‌های سربار ادغام عمل می‌کند. راه‌اندازی یک بخش داخلی نیازمند هزینه‌های ثابت است: حقوق مدیریت، زیرساخت منابع انسانی و فضای فیزیکی. اگر یک تراکنش تنها هر ۲۴ تا ۳۶ ماه یک بار رخ دهد، شرکت هزینه‌های بالای قرارداد در بازار آزاد را تحمل خواهد کرد، زیرا هزینه‌های ثابت داخلی‌سازی آن ویرانگر خواهد بود.[5]

دارایی‌های بسیار تخصصی آسیب‌پذیری متقابل ایجاد می‌کنند که اغلب از طریق تصاحب و ادغام حل می‌شود.

این پویایی در بخش عمومی به وضوح قابل مشاهده است. مطالعه‌ای در نشریه «اویدنس اند پالیسی» با بررسی ۱۲۰ منطقه آموزشی دولتی نشان داد که مدیران هنگام تصمیم‌گیری در مورد انجام تحقیقات آموزشی داخلی یا استخدام مشاوران خارجی، از منطق هزینه مبادله استفاده می‌کنند. مناطق آموزشی تنها زمانی بخش‌های تحقیق و ارزیابی داخلی ایجاد می‌کنند که نیاز به داده‌های بسیار تخصصی و بومی با دفعات بالا رخ دهد. برای ارزیابی‌های نادر و استاندارد، آن‌ها به طور پیش‌فرض خدمات را از بازار خریداری می‌کنند.[1]

ظهور پلتفرم‌های دیجیتال پیچیدگی‌های جدیدی را به معادله «تولید یا خرید» وارد کرده است. شرکت‌های پلتفرمی اغلب برای ساخت خدمات مکمل به توسعه‌دهندگان شخص ثالث متکی هستند و عملاً نوآوری را برون‌سپاری می‌کنند. تحقیقات سال ۲۰۲۵ «سای‌اوپن» نشان می‌دهد که پلتفرم‌ها تنها زمانی این خدمات مرزی را داخلی‌سازی می‌کنند که برنامه شخص ثالث چنان عمیقاً با تجربه کاربری اصلی ادغام شود که پلتفرم در معرض خطر از دست دادن کنترل بر اکوسیستم خود قرار گیرد.[6]

در این محیط‌های دیجیتال، خود داده‌ها به یک دارایی بسیار تخصصی تبدیل شده‌اند. زمانی که یک فروشنده برای عملکرد خود نیاز به دسترسی به داده‌های اختصاصی مشتریان یک شرکت دارد، خطر فرصت‌طلبی - که ویلیامسون آن را به طور مشهوری «پیگیری منافع شخصی با فریبکاری» تعریف کرد - به شدت افزایش می‌یابد. شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای در حال بازگرداندن تحلیل داده‌ها به داخل سازمان هستند، نه به این دلیل که فروشندگان خارجی گران‌تر هستند، بلکه به این دلیل که هزینه‌های قراردادی برای تامین امنیت داده‌ها بسیار بالاست.[4][7]

آستانه «تولید یا خرید» بر یک عمل تعادل‌بخش دقیق بین ناکارآمدی بوروکراتیک مدیریت داخلی و خطرات قراردادی بازار آزاد استوار است. تا زمانی که هزینه اصطکاک بازار از سربار سلسله‌مراتب شرکتی بیشتر باشد، مرزهای شرکت به گسترش خود ادامه خواهند داد. جایگاه دقیق این مرز با هر فناوری جدید تغییر می‌کند، اما محاسبات زیربنایی تخصصی بودن، دفعات و عدم قطعیت به عنوان قانون قطعی باقی می‌ماند.[7]

سه عامل تعیین‌کننده‌ای که مرزهای شرکت مدرن را دیکته می‌کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

نظریه‌پردازان هزینه مبادله

بر اصطکاک‌های ذاتی بازار آزاد به عنوان محرک اصلی ساختار شرکتی تمرکز می‌کنند.

اقتصاددانان کلاسیک هزینه مبادله استدلال می‌کنند که بازار ذاتاً برای مبادلات پیچیده ناکارآمد است. از آنجا که مدیران انسانی از عقلانیت محدود رنج می‌برند و مستعد فرصت‌طلبی هستند، نوشتن یک قرارداد بی‌نقص غیرممکن است. بنابراین، هر زمان که یک دارایی برای یک رابطه واحد بسیار تخصصی می‌شود، هزینه نظری تولید در مقایسه با خطرات قراردادی در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد و شرکت را مجبور به داخلی‌سازی عملیات می‌کند.

استراتژیست‌های اکوسیستم پلتفرم

بررسی می‌کنند که چگونه دارایی‌های دیجیتال و داده‌ها مرزهای سنتی شرکت را تغییر می‌دهند.

در اقتصاد دیجیتال، استراتژیست‌های پلتفرم خاطرنشان می‌کنند که «دارایی» اغلب داده‌های کاربر یا یکپارچه‌سازی نرم‌افزار هسته است. در حالی که پلتفرم‌ها ترجیح می‌دهند نوآوری را به توسعه‌دهندگان شخص ثالث برون‌سپاری کنند تا هزینه‌های ثابت را کاهش دهند، زمانی که یکپارچه‌سازی شخص ثالث چنان با تجربه کاربری تخصصی می‌شود که پلتفرم در معرض خطر از دست دادن کنترل اکوسیستم خود قرار می‌گیرد، مجبور به تصاحب یا شبیه‌سازی آن خدمات می‌شوند.

مدیران بخش عمومی

منطق تولید یا خرید را برای ایجاد تعادل بین کارایی مالیات‌دهندگان و نیازهای تخصصی محلی به کار می‌برند.

رهبران بخش عمومی از اقتصاد هزینه مبادله برای مدیریت کارآمد بودجه مالیات‌دهندگان استفاده می‌کنند. آن‌ها تشخیص می‌دهند که ایجاد بخش‌های داخلی برای وظایف نادر و عمومی، اتلاف منابع است. با این حال، زمانی که یک خدمت به دانش بسیار بومی و تخصصی نیاز دارد - مانند ارزیابی یک برنامه آموزشی منحصربه‌فرد در سطح منطقه - اصطکاک آموزش مداوم مشاوران خارجی باعث می‌شود داخلی‌سازی عملکرد تحقیق به انتخاب کارآمدتری تبدیل شود.

نکات کلیدی

  • تصمیم «تولید یا خرید» نه تنها با هزینه‌های تولید، بلکه با اصطکاک قراردادهای بازار هدایت می‌شود.
  • تخصصی بودن دارایی قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده ادغام عمودی در صنایع مختلف است.
  • عدم قطعیت بالا شرکت‌ها را وادار می‌کند تا عملیات را داخلی‌سازی کنند تا از مذاکره مجدد و مداوم قراردادهای ناقص جلوگیری کنند.
  • دفعات تراکنش، هزینه‌های سربار ثابت برای ایجاد بخش‌های داخلی شرکتی را توجیه می‌کند.

پرسش‌های متداول

تخصصی بودن دارایی چیست؟

تخصصی بودن دارایی به این موضوع اشاره دارد که یک سرمایه‌گذاری تا چه حد برای یک تراکنش خاص سفارشی شده است. یک دارایی بسیار تخصصی، مانند یک قالب تولیدی سفارشی، اگر نتواند برای خریدار مورد نظر خود استفاده شود، ارزش خود را از دست می‌دهد.

عدم قطعیت چگونه بر برون‌سپاری تأثیر می‌گذارد؟

عدم قطعیت بالا نوشتن قراردادهای کامل و بلندمدت را غیرممکن می‌سازد. برای جلوگیری از هزینه‌های مذاکره مجدد و مداوم این قراردادها، شرکت‌ها اغلب تصمیم می‌گیرند عملیات را به داخل سازمان بیاورند.

مشکل گروکشی چیست؟

مشکل گروکشی زمانی رخ می‌دهد که دو طرف توسط یک دارایی بسیار تخصصی در یک رابطه گرفتار می‌شوند و به یک طرف اجازه می‌دهد از فقدان جایگزین‌های طرف دیگر برای مطالبه شرایط بهتر سوءاستفاده کند.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

نظریه‌پردازان هزینه مبادله 50%استراتژیست‌های اکوسیستم پلتفرم 30%مدیران بخش عمومی 20%
  1. [1]Evidence & Policyمدیران بخش عمومی

    Making or buying evidence: Using transaction cost economics to understand decision-making in public school districts

    مطالعه در Evidence & Policy
  2. [2]Academy of Management Journal

    Make, Buy, or Ally: A Transaction Cost Theory Meta-Analysis

    مطالعه در Academy of Management Journal
  3. [3]Edward Elgar Publishingنظریه‌پردازان هزینه مبادله

    Transaction Cost Economics: An Overview

    مطالعه در Edward Elgar Publishing
  4. [4]Cambridge University Press & Assessmentنظریه‌پردازان هزینه مبادله

    Commemorating Oliver Williamson, a founding father of transaction cost economics

    مطالعه در Cambridge University Press & Assessment
  5. [5]UKEssays.comنظریه‌پردازان هزینه مبادله

    Key Characteristics Of Transaction Cost Economics Economics Essay

    مطالعه در UKEssays.com
  6. [6]SciOpenاستراتژیست‌های اکوسیستم پلتفرم

    On the Determinants of Platform Boundary: A Study from the Perspective of Transaction Cost Theory

    مطالعه در SciOpen
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت کسب‌وکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.