غلبه موتور فن باز بر محدودیتهای آکوستیک دهه ۱۹۸۰
مهندسان هوانوردی برای دستیابی به بهرهوری سوخت بیسابقه، پوشش سنتی موتور (ناسِل) را حذف میکنند. دادههای تونل باد تأیید میکنند که معماریهای جدید روتور باز میتوانند سختگیرانهترین استانداردهای صوتی جهان را برآورده سازند.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مهندسان پیشرانش
- تمرکز بر به حداکثر رساندن نسبتهای کنارگذر و بهرهوری پیشرانشی برای دستیابی به اهداف تهاجمی کاهش مصرف سوخت و کربن.
- محققان آکوستیک
- اولویتبندی کاهش نویز ناشی از تداخل روتور-استاتور و گردابهای نوک تیغه برای اطمینان از انطباق با استانداردهای سختگیرانه نویز محیطی.
- مراجع نظارتی
- الزام به اینکه هر فناوری پیشرانش جدیدی قبل از استقرار تجاری، کاملاً به محدودیتهای گواهی نویز فصل ۱۴ ایکائو و مرحله ۵ پایبند باشد.
نکات کلیدی
- موتورهای فن باز پوشش سنتی موتور (ناسِل) را حذف میکنند تا به نسبتهای کنارگذر فراتر از ۱:۷۰ دست یابند.
- پیشبینی میشود این معماری مصرف سوخت و انتشار کربن را تا ۲۰ درصد در مقایسه با موتورهای فعلی کاهش دهد.
- آزمایشهای تونل باد تأیید میکنند که این طراحی ۱۵ تا ۱۷ EPNdB زیر محدودیتهای نویز فصل ۴ ایکائو کار میکند.
- مهندسان از دینامیک سیالات محاسباتی سهبعدی و تیغههای با گام متغیر برای رفع مشکلات شدید نویز نمونههای اولیه دهه ۱۹۸۰ استفاده کردند.
- برنامه CFM RISE قصد دارد این فناوری را برای هواپیماهای تکراهرو نسل بعدی به بلوغ برساند.
چرا مهم است
محدودیتهای فیزیکی موتورهای جت سنتی دارای داکت، مهندسان را وادار به طراحی مجدد اساسی هواپیماهای تجاری کرده است. صنعت هوانوردی با اثبات اینکه معماریهای فن باز میتوانند به صورت بیصدا کار کنند، تنها مسیر مکانیکی عملی را برای دستیابی به اهداف انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰، بدون قربانی کردن ظرفیت مسافر یا سرعت، گشوده است.
تفکر سنتی در صنعت هوانوردی، که در طول آزمایشهای پروازی موتورهای فن بدون داکت (UDF) در اواخر دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، بر این باور است که موتورهای روتور باز ذاتاً برای فرودگاههای تجاری بیش از حد پر سر و صدا هستند. تیغههای شمشیرمانند نمونه نمایشی GE36 یک امضای صوتی متمایز و تهاجمی ایجاد میکرد که قانونگذاران و خطوط هوایی به این نتیجه رسیدند که هرگز توسط جوامع ساکن در مسیرهای پروازی پذیرفته نخواهد شد. اما دادههای تونل باد آکوستیک از برنامه CFM RISE و مرکز تحقیقات گلن ناسا، این اجماع تاریخی را مستقیماً رد میکند. دینامیک سیالات محاسباتی سهبعدی مدرن و پوششهای آکوستیک به مهندسان این امکان را داده است که معماری فن بازی را طراحی کنند که نه تنها با ردپای صوتی توربوفنهای داکتدار فعلی مطابقت دارد، بلکه با حاشیه ۱۵ تا ۱۷ دسیبل نویز مؤثر درکشده (EPNdB) زیر محدودیتهای سختگیرانه فصل ۴ سازمان بینالمللی هوانوردی کشوری (ICAO) کار میکند و به راحتی استاندارد فصل ۱۴ مورد نیاز برای هواپیماهای جدید را پشت سر میگذارد.[2][4][5]
مکانیسم فیزیکی که بازگشت به روتور باز را هدایت میکند، بهرهوری پیشرانشی است که توسط نسبت کنارگذر (Bypass Ratio) کنترل میشود—حجم هوایی که توسط فن جابجا میشود در مقایسه با هوایی که از هسته احتراق عبور میکند. در یک توربوفن معمولی، فن در یک ناسِل (پوشش) محصور است. هرچه مهندسان به دنبال بهرهوری بیشتر باشند، باید قطر فن را برای جابجایی هوای بیشتر افزایش دهند. با این حال، فن بزرگتر به ناسِل بزرگتر و سنگینتری نیاز دارد که باعث ایجاد نیروی پسا (Drag) آیرودینامیکی میشود. در یک قطر مشخص، جریمه پسا ناشی از پوشش، مزایای بهرهوری فن بزرگتر را خنثی میکند. مهندسان GE Aerospace در طول توسعه این معماری نتیجه گرفتند: «پایدارترین راهحلهای ما—آنهایی که بیشترین مزیت را فراهم میکنند—به دلیل قوانین فیزیک، نیازمند معماری فن باز هستند.»[1]
سیر تاریخی موتورهای CFM International این محدودیت فیزیکی را به خوبی نشان میدهد. محمد علی، معاون ارشد و مدیر ارشد فناوری و عملیات در GE Aerospace، اشاره میکند: «اگر به آن فکر کنید، جدیدترین موتور فعلی ما در CFM، یعنی CFM LEAP، نسبت به مدل نمادین قبلی خود، موتور CFM56، حدود ۱۵ درصد مصرف سوخت بهتری دارد.» موتور CFM56 که در سال ۱۹۸۲ وارد خدمت شد، با نسبت کنارگذر تقریباً ۱:۵ کار میکرد. موتور LEAP این نسبت را به ۱:۱۱ افزایش داد تا به آن کاهش ۱۵ درصدی دست یابد. اما افزایش قابل توجه نسبت کنارگذر در یک معماری داکتدار، بازده نزولی دارد. تحلیل فکتلن از این روند نشان میدهد که در حالی که دو برابر کردن نسبت کنارگذر در طراحیهای داکتدار ۱۵ درصد افزایش بهرهوری به همراه داشت، افزایش تقریباً هفت برابری آن در معماری بدون داکت RISE، تنها ۲۰ درصد افزایش بیشتر را به دنبال دارد. این امر نشان میدهد که پسا آیرودینامیکی خود ناسِل به عامل محدودکننده اصلی تبدیل میشود. با حذف کامل پوشش، معماری RISE (نوآوری انقلابی برای موتورهای پایدار) امکان استفاده از قطر روتور تا ۱۳ فوت را فراهم میکند و به نسبت کنارگذر بیسابقهای فراتر از ۱:۷۰ دست مییابد.[1][3][6]
این افزایش عظیم در هوای کنارگذر مستقیماً به کاهش ۲۰ درصدی پیشبینی شده در مصرف سوخت و انتشار دیاکسید کربن در مقایسه با موتور LEAP منجر میشود. با این حال، چالش اصلی، دستیابی به نسبت ۱:۷۰ بدون بازآفرینی غرش کرکنندهی UDF دهه ۱۹۸۰ بود. منبع اصلی نویز در یک روتور باز، تداخل بین گرداب نوک روتور جلو و تیغههای روتور عقب است، به ویژه در شرایط نیروی برآی بالا هنگام برخاست.[1][3][4]
این افزایش عظیم در هوای کنارگذر مستقیماً به کاهش ۲۰ درصدی پیشبینی شده در مصرف سوخت و انتشار دیاکسید کربن در مقایسه با موتور LEAP منجر میشود.
فراتر از آکوستیک و مصرف سوخت، معماری باز دینامیکهای عملیاتی جدیدی را برای خطوط هوایی معرفی میکند. از آنجایی که تیغههای فن در معرض دید قرار دارند، مستقیماً در معرض خطرات محیطی هستند. برای رسیدگی به این موضوع، برنامه RISE قابلیت موتور چرخه تطبیقی (Adaptive Cycle Engine)، که به عنوان معماری کنارگذر متغیر نیز شناخته میشود، را در خود جای داده است. این فناوری عملکرد موتور را در هر مرحله از پرواز بهینه میکند و امکان رانش بیشتر در هنگام برخاست و هوای کنارگذر بیشتر در هنگام کروز را فراهم میسازد. نکته حیاتی این است که این سیستم جریان هوای داخلی را نیز تغییر میدهد تا گرد و غبار و ذرات را قبل از ورود به هسته موتور خارج کند، که یک ویژگی دوام حیاتی برای اپراتورها در محیطهای گرم و خشن محسوب میشود.[1]
برای حل مشکل آکوستیک، GE Aerospace و Safran Aircraft Engines—شرکای پشت CFM—از ابررایانش اگزاسکیل، از جمله سیستمهای Frontier و Aurora در وزارت انرژی ایالات متحده، برای مدلسازی آیرودینامیک دقیق فن باز استفاده کردند. مهندسان با به کارگیری دینامیک سیالات محاسباتی سهبعدی، گام تیغه را بهینه کرده و تولید گرداب نوک را در هنگام برخاست تغییر دادند. خود تیغهها از فیبر کربن بافته شده سهبعدی تخصصی که با رزین تزریق شده، ساخته شدهاند و امکان ایجاد هندسههای آیرودینامیکی پیچیدهای را فراهم میکنند که ساخت آنها در دوران GE36 غیرممکن بود.[1]
اعتبار سنجی تجربی این طرحها در تونلهای باد کمسرعت ۹ در ۱۵ فوت و پرسرعت ۸ در ۶ فوت در مرکز تحقیقات گلن ناسا انجام شد. آزمایش مدلهای زیرمقیاس نشان داد که روتور باز مدرن میتواند ضمن کاهش تداخل گرداب نوک، کارایی آیرودینامیکی بالایی را حفظ کند. علاوه بر این، یکپارچهسازی موتور با بدنه هواپیما—به ویژه استفاده از سطوح بال و دم به عنوان سپرهای آکوستیک—بیشتر نویز منتشر شده به سمت زمین را کاهش میدهد.[2][4]
معیار نظارتی برای این دستاوردهای آکوستیک، فصل ۱۴ ایکائو است که توسط اداره هوانوردی فدرال (FAA) به عنوان استاندارد نویز مرحله ۵ پذیرفته شده است. این استاندارد که برای طراحیهای جدید هواپیماهای بزرگ با حداکثر وزن مجاز برخاست ۵۵,۰۰۰ کیلوگرم یا بیشتر که پس از ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ ارائه شدهاند، اعمال میشود، ۷ EPNdB سختگیری بیشتری نسبت به استاندارد قبلی فصل ۴ دارد. برای اینکه یک موتور فن باز از نظر تجاری قابل دوام باشد، نه تنها باید این استاندارد را برآورده کند، بلکه باید حاشیهای در برابر مقررات سختگیرانهتر آینده نیز فراهم سازد.[5]
دادههای آکوستیک تأیید میکنند که معماری RISE به این هدف دست مییابد. فن باز با کار در سرعتهای چرخشی پایینتر نسبت به نمونههای اولیه دهه ۱۹۸۰ و استفاده از تیغههای با گام متغیر که به صورت پویا در طول پرواز تنظیم میشوند، نویز هسته و برش را به حداقل میرساند. نتیجه، یک سیستم پیشرانش است که مزایای بهرهوری سوخت دو رقمی ناشی از نسبت کنارگذر فوقالعاده بالا را بدون جریمههای آکوستیکی که چهار دهه پیش این فناوری را زمینگیر کرد، ارائه میدهد. مسیر صنعت هوانوردی برای رسیدن به هدف انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ اکنون به شدت به این مکانیسم دقیق متکی است: حذف ناسِل تا فن بتواند نفس بکشد.[3][4]
بررسی عمیق دیدگاهها
قانونگذاران هوانوردی
تمرکز بر پایبندی دقیق به استانداردهای فصل ۱۴ ایکائو و مرحله ۵.
نهادهای نظارتی مانند FAA و ایکائو، محدودیتهای نویز قابل اندازهگیری و گواهیشده را بر مزایای بهرهوری نظری اولویت میدهند. آنها به اثبات تجربی نیاز دارند که معماریهای جدید، پیشرفتهای دهههای گذشته در کاهش نویز را معکوس نخواهند کرد. برای قانونگذاران، فن باز باید انطباق مداوم با محدودیتهای فصل ۱۴ را در تمام مراحل پرواز—برخاست، کناره و رویکرد—قبل از صدور گواهینامه برای فضای هوایی تجاری، نشان دهد.
تولیدکنندگان موتور
استدلال میکنند که فیزیک توربوفنهای داکتدار به نقطه بازده نزولی رسیده است.
مهندسان در GE Aerospace و Safran، فن باز را تنها مسیر مکانیکی عملی برای دستیابی به کاهش ۲۰ درصدی مصرف سوخت میدانند که برای تعهدات خالص صفر صنعت تا سال ۲۰۵۰ ضروری است. آنها استدلال میکنند که پسا آیرودینامیکی و جریمههای وزنی ناسِلهای عظیم موتور به عامل محدودکننده اصلی در طراحی پیشرانش تبدیل شدهاند و حذف پوشش را به یک ضرورت فیزیکی تبدیل کردهاند تا یک انتخاب طراحی.
جوامع فرودگاهی
نسبت به هرگونه بازگشت بصری یا مکانیکی به طراحیهای پروانه دهه ۱۹۸۰ بسیار بدبین هستند.
گروههای مدافع و ساکنان اطراف مسیرهای پروازی اصلی اغلب مخالفت خود را بر اساس نویز واقعی درک شده روی زمین در طول عملیات برخاست با رانش بالا، صرف نظر از دادههای تونل باد یا حاشیههای تجمعی EPNdB، بنا میکنند. این جوامع برای متقاعد شدن به اینکه امضای آکوستیک تهاجمی فن بدون داکت اصلی واقعاً از معماری مدرن حذف شده است، به نمایشهای پروازی در دنیای واقعی نیاز دارند.
منابع
[1]GE Aerospaceمهندسان پیشرانشGE Aerospace, Boeing, NASA, and Oak Ridge National Laboratory to model Open Fan engine integration
مطالعه در GE Aerospace →
[2]NASAمحققان آکوستیکNASA/GE Collaboration on Open Rotors - High Speed testing
مطالعه در NASA →
[3]CFM Internationalمهندسان پیشرانشCFM International RISE Technology Demonstration Program
مطالعه در CFM International →
[4]ResearchGateمحققان آکوستیکModel scale tests of modern 'open rotor' propulsor concepts
مطالعه در ResearchGate →
[5]Federal Registerمراجع نظارتیStage 5 Airplane Noise Standards
مطالعه در Federal Register →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت حملونقل اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
