Skip to main content
پویایی محیط کارتوضیح و تحلیل۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۲۲· 7 دقیقه مطالعه

مطالعه جدید روانشناسی: غیبت کردن درباره رئیس، انعطاف‌پذیری تیم را در برابر مدیران بدرفتار افزایش می‌دهد

مطالعه‌ای جدید که در «ژورنال اخلاق کسب‌وکار» (Journal of Business Ethics) منتشر شده، نشان می‌دهد که اگرچه غیبت کردن درباره یک رئیس بدرفتار می‌تواند باعث کناره‌گیری کارمندان از مدیرشان شود، اما در عین حال به عنوان یک «چسب اجتماعی» عمل کرده و همبستگی و همکاری تیمی را افزایش می‌دهد.

به قلم Payam Lashkari

روانشناسان سازمانی 40%متخصصان منابع انسانی 30%کارشناسان مدیریت 30%
روانشناسان سازمانی
بر نقش تکاملی و کارکردی غیبت به عنوان یک سازوکار بقای اجتماعی تمرکز دارند.
متخصصان منابع انسانی
غیبت را به جای صرفاً یک تخلف رفتاری، به عنوان یک نشانه تشخیصی از فرهنگ کاری شکست‌خورده می‌بینند.
کارشناسان مدیریت
بر هزینه‌های بهره‌وری ناشی از اجتناب و نیاز به تیم‌سازی اصیل و مثبت تأکید می‌کنند.

چرا مهم است

درک ماهیت دوگانه غیبت در محیط کار به سازمان‌ها کمک می‌کند تا متوجه شوند که ابراز نارضایتی کارمندان اغلب یک سازوکار مقابله‌ای در برابر رهبری سمی است. شرکت‌ها به جای صرفاً تنبیه این صحبت‌ها، می‌توانند از آن به عنوان ابزاری تشخیصی برای شناسایی و رسیدگی به مدیران بدرفتار استفاده کنند.

نکات کلیدی

  • یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که غیبت کردن درباره یک سرپرست دارای اثر دوگانه است: باعث می‌شود کارمندان از رئیس خود دوری کنند، اما پیوند با همکاران را افزایش می‌دهد.
  • این تحقیق از روش نمونه‌گیری تجربه استفاده کرد و رفتارهای روزانه و احساسات صدها کارمند اداری را ردیابی نمود.
  • درگیر شدن در غیبت منفی باعث ایجاد احساس گناه و شرم می‌شود و کارمندان را وادار می‌کند تا از مدیر فاصله بگیرند و احتمالاً جریان کار را متوقف کنند.
  • در مقابل، به اشتراک گذاشتن نارضایتی‌ها یک «چسب اجتماعی» ایجاد می‌کند که حس تعلق و همکاری بین همکاران را تقویت می‌کند.
  • اثر پیونددهنده زمانی قوی‌تر است که رئیس بدرفتار باشد، زیرا مدیر به «دشمن مشترکی» تبدیل می‌شود که تیم را متحد می‌کند.
  • کارشناسان به سازمان‌ها توصیه می‌کنند که غیبت هدفمند علیه رهبر را به جای صرفاً یک تخلف رفتاری، به عنوان نشانه‌ای از مدیریت سمی در نظر بگیرند.
202
کارمند در مطالعه اولیه
10
روز نظرسنجی روزانه
111
کارمند در گروه مشاهده همکاران
348
تیم کاری تحلیل شده برای اثر تعدیل‌کننده

صحبت کردن پشت سر مدیر به طور جهانی به عنوان رفتاری سمی و غیرحرفه‌ای که فرهنگ شرکت را مسموم می‌کند، محکوم شده است. با این حال، از گفتگوهای در گوشی در اتاق استراحت گرفته تا چت‌های گروهی رمزگذاری‌شده، ابراز نارضایتی درباره رئیس یک جزء جدایی‌ناپذیر و فراگیر از زندگی کاری مدرن باقی مانده است. برای دهه‌ها، دستورالعمل‌های شرکتی با این رفتار به عنوان یک نیروی صرفاً مخرب که باید ریشه‌کن شود، برخورد کرده‌اند. اما موج جدیدی از تحقیقات روانشناختی نشان می‌دهد که واقعیت غیبت در محیط کار بسیار پیچیده‌تر است. شکایت کردن از یک سرپرست، به جای اینکه صرفاً یک نقص شخصیتی باشد، اغلب یک کارکرد تکاملی حیاتی برای کارمندانی دارد که در محیط‌های دشوار فعالیت می‌کنند.

یک مطالعه جامع جدید که در «ژورنال اخلاق کسب‌وکار» منتشر شده، نشان می‌دهد که در حالی که غیبت کردن درباره رئیس می‌تواند فاصله حرفه‌ای ایجاد کرده و مانع بهره‌وری شود، به طور همزمان به عنوان یک «چسب اجتماعی» قدرتمند عمل می‌کند. این تحقیق که توسط تیمی از روانشناسان سازمانی از دانشگاه ایالتی یوتا (Utah State University)، دانشگاه راتگرز (Rutgers University) و دانشگاه متدیست جنوبی (Southern Methodist University) انجام شده، ماهیت دوگانه این رفتار را بررسی می‌کند. آنها دریافتند که وقتی کارمندان با یک مدیر بدرفتار یا سمی روبرو می‌شوند، غیبت هدفمند در واقع انعطاف‌پذیری تیم را تقویت کرده، حس تعلق را پرورش داده و همکاری بین همکاران را افزایش می‌دهد.[5][6]

برای درک سازوکار آنچه محققان آن را «غیبت منفی هدفمند علیه سرپرست» می‌نامند، تیم از روش نمونه‌گیری تجربه (experience sampling method) استفاده کرد. در اولین مطالعه میدانی خود، آنها ۲0۲ کارمند اداری را در صنایع مختلف ردیابی کردند و به مدت ده روز متوالی، روزی دو بار از آنها نظرسنجی کردند. نظرسنجی‌ها از شرکت‌کنندگان می‌پرسید که آیا آن روز درباره رئیس خود غیبت کرده‌اند یا خیر، و حالات عاطفی و رفتارهای بعدی آنها در محیط کار را اندازه‌گیری می‌کرد. برای اطمینان از صحت داده‌های خوداظهاری، محققان سپس مطالعه دومی را با ۱۱۱ کارمند دیگر انجام دادند و این بار از همکاران آنها خواستند تا هرگونه تغییر رفتاری پس از یک جلسه غیبت را مشاهده و گزارش دهند.[1][4][5]

الگوهایی که از داده‌ها به دست آمد، به طور قابل توجهی در هر دو گروه سازگار بود. محققان دو واکنش متمایز و همزمان به غیبت کردن درباره یک سرپرست را شناسایی کردند: یک اثر منفی فاصله‌گیری و یک اثر مثبت پیونددهنده. در جنبه منفی، کارمندانی که درباره رئیس خود ابراز نارضایتی می‌کردند، به طور مداوم احساسات اخلاقی خودآگاهانه—به ویژه احساس گناه، شرم یا ترس از لو رفتن—را گزارش دادند. از آنجا که جامعه عموماً پشت سر کسی صحبت کردن را ناپسند می‌داند، درگیر شدن در این رفتار، صرف نظر از اینکه شکایت‌ها در آن لحظه چقدر موجه به نظر برسند، یک هشدار اخلاقی درونی را فعال می‌کند.[1][3]

این احساس گناه مستقیماً به رفتارهای اجتنابی تبدیل شد. در روزهایی که کارمندان غیبت می‌کردند، فعالانه از مدیر خود فاصله می‌گرفتند. احتمال کمتری داشت که ارتباطی را آغاز کنند، درخواست کمک کنند یا در پروژه‌های به موقع همکاری نمایند. از دیدگاه صرفاً عملیاتی، این اجتناب مضر است. می‌تواند تصمیم‌گیری را متوقف کند، جریان کار را مختل سازد و گلوگاه‌های ارتباطی ایجاد کند، که دیدگاه سنتی منابع انسانی مبنی بر اینکه غیبت به بهره‌وری سازمانی آسیب می‌زند را تأیید می‌کند. ترس پنهان از رویارویی باعث عقب‌نشینی کارمندان می‌شود و یک اثر بازدارنده بر ارتباطات رو به بالا ایجاد می‌کند که می‌تواند اهداف حیاتی کسب‌وکار را از مسیر خارج کند.[1][4]

در روزهایی که کارمندان غیبت می‌کردند، فعالانه از مدیر خود فاصله می‌گرفتند.

با این حال، این مطالعه یک جنبه مثبت همزمان را کشف کرد که خرد متعارف درباره صحبت‌های محیط کار را به چالش می‌کشد. دقیقاً در همان روزهایی که کارمندان از رئیسان خود دوری می‌کردند، گزارش دادند که احساس نزدیکی بیشتری به همکاران خود دارند. به اشتراک گذاشتن نارضایتی‌ها و تأیید تجربیات یکدیگر، یک پناهگاه امن روانی ایجاد کرد. این حس تعلق تقویت‌شده مستقیماً به افزایش رفتارهای مشارکتی در میان همکاران منجر شد. کارمندان تمایل بیشتری به کمک به همکاران، به اشتراک گذاشتن منابع و همکاری در ابتکارات تیمی داشتند و به طور مؤثری از شکایت مشترک به عنوان کاتالیزوری برای کار تیمی قوی‌تر استفاده می‌کردند.[1][3]

محققان این یافته‌ها را بر اساس «نظریه کارکرد اجتماعی احساسات» (Social Functional Theory of Emotions) بنا نهاده‌اند، یک چارچوب روانشناختی که فرض می‌کند احساسات ما تکامل یافته‌اند تا به ما در پیمایش و بقا در محیط‌های اجتماعی کمک کنند. بر اساس این نظریه، غیبت واکنش‌های عاطفی را تحریک می‌کند که رفتارهای رابطه‌ای طراحی شده برای حفظ جایگاه اجتماعی فرد را هدایت می‌کنند. احساس گناه، کارمند را وادار می‌کند تا از هدف تخلف خود—یعنی رئیس—اجتناب کند، در حالی که آسیب‌پذیری مشترک در جلسه غیبت، آنها را ترغیب می‌کند تا پیوندهای خود را با متحدانشان تقویت کنند و اطمینان حاصل کنند که در گروه همکاران خود ادغام شده باقی می‌مانند.[6]

نکته مهم این است که مطالعه نشان داد که هم اثر منفی اجتناب و هم اثر مثبت پیوند، زمانی که سرپرست از نظر عاطفی یا کلامی بدرفتار بود، به طور چشمگیری تقویت می‌شدند. یک رئیس بدرفتار اساساً به عنوان یک «دشمن مشترک» برای تیم عمل می‌کند. هنگامی که یک رهبر محیطی خصمانه ایجاد می‌کند، ترومای مشترک نیاز به بقای اجتماعی را تشدید می‌کند. غیبت از یک شکایت معمولی به یک سازوکار حیاتی مقابله‌ای تبدیل می‌شود که تیم را در برابر یک تهدید مشترک متحد کرده و آمادگی آنها را برای حمایت از یکدیگر در طول سوءاستفاده‌های روزانه افزایش می‌دهد.[1][5][7]

این اثر پیونددهنده یک تعدیل‌کننده ملموس در برابر تأثیر مخرب رهبری سمی فراهم می‌کند. تحلیل‌های جداگانه‌ای که توسط کارشناسان مدیریت برجسته شده‌اند، اشاره می‌کنند که تیم‌هایی که درگیر غیبت منفی هدفمند علیه رهبر می‌شوند، در واقع آسیب کمتری نسبت به تیم‌هایی که در سکوت رنج می‌برند، متحمل می‌شوند. در مطالعات میدانی شامل صدها تیم کاری، این اثر تعدیل‌کننده به حفظ عملکرد پایه تیم کمک کرد و ترک داوطلبانه کار را به طور قابل توجهی کاهش داد. با تخلیه خشم و مقایسه یادداشت‌ها، اعضای تیم به یکدیگر اطمینان می‌دهند که رفتار رئیس مشکل اصلی است و از تخریب اعتماد بین همکاران توسط این سم جلوگیری می‌کنند.[2]

هنگامی که یک تیم آشکارا از یک رئیس بدرفتار انتقاد می‌کند، همچنین از تبدیل شدن رفتار ضعیف مدیر به هنجار فرهنگی پذیرفته شده جلوگیری می‌کند. دیدگاه منفی نسبت به رهبر مهار شده باقی می‌ماند و از شکل‌دهی به نحوه رفتار همکاران با یکدیگر باز می‌ایستد. تیم برای غلبه بر کمبود رهبری گرد هم می‌آیند و به طور مؤثری رفتار سمی را قرنطینه کرده و یک خرده‌فرهنگ مشارکتی را در محیط گسترده‌تر و ناکارآمد حفظ می‌کنند. این بررسی واقعیت مشترک برای حفظ قطب‌نمای اخلاقی تیم زمانی که رهبری رسمی نتواند یک نمونه سالم ارائه دهد، کاملاً ضروری است.[2]

با وجود این مزایای شگفت‌انگیز، محققان با احتیاط تأکید می‌کنند که آنها طرفدار غیبت در محیط کار نیستند یا پیشنهاد نمی‌کنند که این بهترین راه برای ایجاد انسجام تیمی است. اثر تعدیل‌کننده محدودیت‌های خود را دارد؛ تیم‌هایی که تحت نظر رئیسان بدرفتار هستند، همچنان متحمل فشار روانی و فرسایش منابع قابل توجهی می‌شوند. غیبت صرفاً شدت ضربه را کاهش می‌دهد—بیماری سازمانی زمینه‌ای را درمان نمی‌کند. تکیه بر یک دشمن مشترک برای وحدت تیمی در نهایت نشانه یک محیط کار شکست‌خورده است، نه یک استراتژی پایدار برای موفقیت بلندمدت.[2][5]

برای رهبران سازمانی و متخصصان منابع انسانی، این یافته‌ها بازنگری حیاتی را ضروری می‌سازد. به جای اینکه غیبت کارمندان را صرفاً به عنوان یک تخلف رفتاری که باید تنبیه شود در نظر بگیرند، باید آن را به عنوان یک ابزار تشخیصی ارزشمند شناخت. ابراز نارضایتی گسترده درباره یک مدیر خاص، نشانه آشکاری است که یک تیم در حال استفاده از سازوکارهای مقابله‌ای برای بقا در برابر شکست رهبری است. با درک پویایی‌های پیچیده عاطفی و رابطه‌ای غیبت، سازمان‌ها می‌توانند فراتر از صحبت‌های کنار آبسردکن را ببینند تا به علل ریشه‌ای نظارت بدرفتارانه رسیدگی کرده و محیط‌های کاری سالم‌تر و واقعاً مرتبط‌تری بسازند.[2][7]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

روانشناسان سازمانی

بر نقش تکاملی و کارکردی غیبت به عنوان یک سازوکار بقای اجتماعی تمرکز دارند.

از دیدگاه روانشناختی، غیبت یک نقص شخصیتی نیست، بلکه یک سازگاری تکاملی است. محققان بر «نظریه کارکرد اجتماعی احساسات» تأکید می‌کنند، که نشان می‌دهد انسان‌ها از نارضایتی‌های مشترک برای ارزیابی تهدیدات و ایجاد اتحاد استفاده می‌کنند. در یک محیط کاری خصمانه، غیبت کردن درباره یک رئیس بدرفتار به کارمندان اجازه می‌دهد تا واقعیت خود را تأیید کنند و اطمینان حاصل کنند که در تجربه خود منزوی نیستند. این آسیب‌پذیری مشترک یک واکنش پیوند محافظتی را تحریک می‌کند که برای حفظ سلامت روان و جایگاه اجتماعی در شرایطی که ساختارهای قدرت رسمی شکست می‌خورند، حیاتی است.

متخصصان منابع انسانی

غیبت را به جای صرفاً یک تخلف رفتاری، به عنوان یک نشانه تشخیصی از فرهنگ کاری شکست‌خورده می‌بینند.

کارشناسان منابع انسانی به طور سنتی غیبت را به عنوان یک عنصر سمی که فرهنگ و بهره‌وری شرکت را تخریب می‌کند، می‌بینند. با این حال، این تحقیق جدید یک تغییر پارادایم را تشویق می‌کند. متخصصان منابع انسانی آینده‌نگر به جای صرفاً تنبیه کارمندان به خاطر ابراز نارضایتی، شروع به برخورد با غیبت گسترده هدفمند علیه مدیر به عنوان یک زنگ خطر کرده‌اند. اگر یک تیم دائماً بر سر عدم علاقه مشترک به یک مدیر با هم پیوند می‌خورند، این نشان‌دهنده یک مشکل ساختاری عمیق‌تر—احتمالاً نظارت بدرفتارانه—است که نیازمند مداخله فوری و مربیگری رهبری است، نه تنبیه کارمندان.

کارشناسان مدیریت

بر هزینه‌های بهره‌وری ناشی از اجتناب و نیاز به تیم‌سازی اصیل و مثبت تأکید می‌کنند.

در حالی که مزایای انعطاف‌پذیری ناشی از اثر «دشمن مشترک» را تأیید می‌کنند، تحلیلگران مدیریت در مورد رضایت خاطر هشدار می‌دهند. رفتارهای فاصله‌گیری ناشی از احساس گناه پس از غیبت—مانند اجتناب از رئیس و به تأخیر انداختن ارتباطات—گلوگاه‌های عملیاتی جدی ایجاد می‌کند. علاوه بر این، تکیه بر ترومای مشترک برای ایجاد انسجام تیمی ناپایدار است. کارشناسان مدیریت استدلال می‌کنند که سازمان‌ها باید به طور فعال از طریق اهداف مشترک مثبت، ارتباطات اصیل و امنیت روانی را تقویت کنند، نه اینکه تیم‌ها را به حال خود رها کنند تا به سازوکار دفاعی پیوند ناشی از تروما متکی باشند.

آنچه نمی‌دانیم

  • تأثیرات بلندمدت تکیه بر غیبت برای انسجام تیمی در طول چندین سال، زیرا مطالعات فعلی بر تغییرات رفتاری روزانه و کوتاه‌مدت متمرکز بودند.
  • اینکه آیا مزایای پیوند ناشی از غیبت به طور مساوی در محیط‌های کاری کاملاً دورکار یا نامتقارن که در آن صحبت‌های غیررسمی «کنار آبسردکن» دیجیتالی شده‌اند، اعمال می‌شود یا خیر.
  • چگونه هنجارهای فرهنگی مختلف در مورد اقتدار و سلسله مراتب محیط کار ممکن است احساس گناه و رفتارهای اجتنابی مرتبط با غیبت را تغییر دهد.

اصطلاحات کلیدی

غیبت منفی هدفمند علیه رهبر
گفتگوهای غیررسمی و ارزیابی‌کننده در میان کارمندان درباره سرپرستی که حضور ندارد و معمولاً بر نقص‌ها یا رفتار بدرفتارانه مدیر متمرکز است.
نظریه کارکرد اجتماعی احساسات
یک چارچوب روانشناختی که فرض می‌کند احساسات انسانی تکامل یافته‌اند تا به افراد در پیمایش محیط‌های اجتماعی، هماهنگی رفتار گروهی و تضمین بقای اجتماعی کمک کنند.
روش نمونه‌گیری تجربه
یک روش تحقیق که از شرکت‌کنندگان می‌خواهد در زمان‌های مشخصی توقف کرده و افکار، احساسات و رفتارهای خود را به صورت لحظه‌ای در حین انجام زندگی روزمره گزارش دهند.
اثر تعدیل‌کننده
یک سازوکار روانشناختی یا اجتماعی که از افراد یا تیم‌ها در برابر تأثیر منفی کامل یک عامل استرس‌زا، مانند یک رئیس بدرفتار، محافظت می‌کند.

پرسش‌های متداول

آیا غیبت کردن درباره رئیسم اشکالی ندارد؟

اگرچه محققان آن را به عنوان یک استراتژی اصلی مقابله توصیه نمی‌کنند، مطالعات نشان می‌دهند که ابراز نارضایتی درباره یک رئیس بدرفتار می‌تواند به پیوند و حمایت همکاران از یکدیگر کمک کند. با این حال، اغلب منجر به احساس گناه و اجتناب نیز می‌شود که می‌تواند به بهره‌وری شما آسیب برساند.

چرا بعد از غیبت احساس گناه می‌کنیم؟

غیبت «احساسات اخلاقی خودآگاهانه» را تحریک می‌کند، زیرا استانداردهای کلی اجتماعی رفتار حرفه‌ای و مؤدبانه را نقض می‌کند و منجر به احساس شرم یا ترس از گرفتار شدن می‌شود.

یک رئیس بدرفتار چگونه بر پویایی تیم تأثیر می‌گذارد؟

یک سرپرست بدرفتار اغلب به عنوان یک «دشمن مشترک» عمل می‌کند. این سختی مشترک می‌تواند ناخواسته یک تیم را متحد کند و همکاری و همبستگی همکاران را افزایش دهد، زیرا آنها برای بقا در محیط سمی با هم کار می‌کنند.

آیا شرکت‌ها باید غیبت در محیط کار را ممنوع کنند؟

کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که تلاش برای ممنوع کردن غیبت بی‌اثر است. در عوض، رهبران باید شکایات گسترده درباره یک مدیر خاص را به عنوان یک علامت هشدار تشخیصی در نظر بگیرند که باید به رفتار آن مدیر رسیدگی شود.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

روانشناسان سازمانی 40%متخصصان منابع انسانی 30%کارشناسان مدیریت 30%
  1. [1]Newsweekکارشناسان مدیریت

    Why Gossiping About Your Boss Isn't All Bad—According to Science

    مطالعه در Newsweek
  2. [2]Inc.کارشناسان مدیریت

    Why Gossiping About a Bad Boss Is Actually Good for Your Team

    مطالعه در Inc.
  3. [3]The Economic Timesکارشناسان مدیریت

    A new study says gossiping about your boss is not always bad

    مطالعه در The Economic Times
  4. [4]HR Reporterمتخصصان منابع انسانی

    'Talking trash': Why gossiping about the boss isn't all bad

    مطالعه در HR Reporter
  5. [5]Rutgers Universityروانشناسان سازمانی

    Workplace Gossip Serves as a Bonding Activity, but Has Drawbacks

    مطالعه در Rutgers University
  6. [6]Journal of Business Ethicsروانشناسان سازمانی

    Behind the Boss's Back: Understanding the Negative and Positive Emotional and Relational Consequences of Negative Supervisor-Directed Gossip

    مطالعه در Journal of Business Ethics
  7. [7]EPS Prosمتخصصان منابع انسانی

    Workplace Gossip Serves as Bonding Activity, Says Researchers

    مطالعه در EPS Pros
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت شغل و کار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.