چگونه ترازنامه بانکهای مرکزی و حسابهای ذخیره، سیاست پولی را از طریق تسهیل و انقباض کمی منتقل میکنند
بانکهای مرکزی با تغییر اندازه و ترکیب ترازنامههای خود، بر نرخهای بهره بلندمدت و ظرفیت وامدهی بانکهای تجاری تأثیر میگذارند. سازوکار تسهیل و انقباض کمی تعیین میکند که چگونه تریلیونها دلار موجودی ذخیره در سیستم مالی جریان مییابد تا بر اقتصاد کلان اثر بگذارد.
به قلم بهنام کاظمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدیران ریسک نقدینگی
- بر خطرات عدم تطابق دیرش و محدودیتهای نظارتی که بانکهای تجاری را مجبور به احتکار ذخایر میکند تمرکز دارند و استدلال میکنند که انقباض پولی باید با دقت مدیریت شود.
- توسعهگرایان پولی
- استدلال میکنند که ترازنامههای بزرگ و ذخایر فراوان برای اطمینان از عملکرد روان بازار و ارائه محرکهای مداوم در محیطهای با رشد پایین ضروری است.
- خلوصگرایان بازار
- بر این باورند که ترازنامههای عظیم بانکهای مرکزی قیمت داراییها را تحریف کرده و سرمایه را به اشتباه تخصیص میدهند و از کاهش تهاجمی ردپای بانک مرکزی حمایت میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- وامگیرندگان خرد که با نرخهای بالاتر وام مسکن مواجهاند
- خزانهداران شرکتی که انتشار بدهی را مدیریت میکنند
نکات کلیدی
- بانکهای مرکزی از تسهیل کمی برای گسترش ترازنامههای خود استفاده میکنند و با تزریق ذخایر به بانکهای تجاری، نرخهای بهره بلندمدت را کاهش میدهند.
- انقباض کمی این فرآیند را معکوس میکند و با اجازه دادن بانک مرکزی به سررسید اوراق قرضه خود، ذخایر را از سیستم بانکی تخلیه میکند.
- سیستم بانکی اکنون در چارچوب ذخایر فراوان عمل میکند و برای برآورده کردن الزامات نظارتی و تضمین ثبات، به تریلیونها دلار نقدینگی نیاز دارد.
- کوچک کردن ترازنامه یک سهگانه غیرممکن ایجاد میکند که بانکهای مرکزی را مجبور میسازد بین کنترل نرخ، نقدینگی بازار و ردپای مالی کلی خود تعادل برقرار کنند.
چرا مهم است
سطح ذخایر در سیستم بانکی تعیین میکند که آیا بانکهای تجاری نقدینگی لازم برای وام دادن به کسبوکارها و مصرفکنندگان را دارند یا خیر. این سازوکار مستقیماً هزینههای استقراض، ظرفیت توسعه شرکتها و نرخ وام مسکن خانوارها را در سراسر اقتصاد جهانی دیکته میکند.
یک گروه استدلال میکنند که انقباض کمی (Quantitative tightening) یک عملیات منفعلانه و پسزمینه است؛ یعنی صرفاً اجازه میدهند سررسید اوراق قرضه فرا برسد تا ذخایر مازاد بدون ایجاد اختلال در بازارها تخلیه شوند. گروه مقابل بر این باورند که انقباض، نقدینگی بانکهای تجاری را فعالانه از بین میبرد و مؤسسات را مجبور میکند تا پول نقد احتکار کرده و وامدهی به اقتصاد واقعی را به شدت کاهش دهند. در مرکز این اصطکاک، یک سازوکار چند تریلیون دلاری قرار دارد: ترازنامه بانک مرکزی و حسابهای ذخیرهای که بانکهای تجاری نزد مقام پولی نگهداری میکنند.[1][8]
سازوکار این سیستم، هزینه سرمایه را برای اقتصاد جهانی دیکته میکند. زمانی که یک بانک مرکزی دست به تسهیل کمی (Quantitative easing) میزند، اوراق قرضه دولتی و اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن را از بازار آزاد خریداری میکند. بانک مرکزی هزینه این داراییها را با خلق پول الکترونیکی جدید میپردازد و آن را مستقیماً به حسابهای ذخیره بانکهای تجاری واریز میکند.[4][5]
این هجوم ذخایر، ترازنامه بخش بانکی را اساساً تغییر میدهد. بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲، فدرال رزرو (Federal Reserve) داراییهای خود را از ۴٫۱ تریلیون دلار به نزدیک ۹ تریلیون دلار افزایش داد و سیستم را با ۴٫۲ تریلیون دلار ذخایر بانکی جدید غرق کرد. با سرریز شدن حسابهای ذخیره، بانکها با هزینههای استقراض بینبانکی نزدیک به صفر مواجه میشوند و برای ایجاد بازدهی، انگیزه بالایی برای اعطای اعتبار به کسبوکارها و خانوارها پیدا میکنند.[1]
انتقال این سیاست کاملاً بدون اصطکاک نیست. بانک تسویه حسابهای بینالمللی (Bank for International Settlements) دریافت که اگرچه تسهیل کمی هزینههای استقراض بلندمدت را کاهش میدهد، اما جریان واقعی اعتبار به شرکتها به شدت به سرمایه هر یک از بانکهای تجاری بستگی دارد. بانکهایی که سرمایه خوبی دارند، نقدینگی را منتقل میکنند؛ اما بانکهای تحت فشار، ذخایر را صرفاً برای برآورده کردن الزامات نظارتی احتکار میکنند.[6]
این پویایی در طول انقباض کمی معکوس میشود. برای کوچک کردن ترازنامه، بانک مرکزی اجازه میدهد سررسید اوراق قرضهاش فرا برسد بدون اینکه اصل سرمایه را مجدداً سرمایهگذاری کند، یا اینکه فعالانه داراییهایش را میفروشد. هنگامی که خزانهداری مبلغ اوراق قرضه سررسید شده در دست بانک مرکزی را بازپرداخت میکند، این وجوه از سیستم مالی گستردهتر خارج شده و مستقیماً سطح کل ذخایر نگهداری شده توسط بانکهای تجاری را کاهش میدهد.[1][3]
انجمن اقتصادی آمریکا (American Economic Association) یک آسیبپذیری حیاتی را در این فرآیند معکوس برجسته میکند: پیوند نقدینگی-دیرش بانکی. در طول دورههای انبساطی، بانکها اغلب هجوم سپردههای خود را در داراییهای با دیرش طولانی سرمایهگذاری میکنند. هنگامی که انقباض پولی ذخایر را تخلیه میکند، بانکها در حالی که با خروج فوری نقدینگی مواجهاند، خود را دارنده اوراق بهادار بلندمدت و غیرنقدشونده میبینند؛ وضعیتی که یک عدم تطابق دیرش ایجاد میکند و میتواند توانایی پرداخت دیون آنها را تهدید کند.[3]
انجمن اقتصادی آمریکا (American Economic Association) یک آسیبپذیری حیاتی را در این فرآیند معکوس برجسته میکند: پیوند نقدینگی-دیرش بانکی.
این امر سهگانه غیرممکن ترازنامه بانک مرکزی را ایجاد میکند. مقامات پولی باید بین سه هدف رقیب تعادل ایجاد کنند: حفظ کنترل بر نرخهای بهره کوتاهمدت، تأمین نقدینگی کافی برای جلوگیری از بیثباتی مالی، و به حداقل رساندن ردپای خود در بازارهای مالی برای جلوگیری از تحریف قیمت داراییها. با کوچک شدن ترازنامه، دستیابی همزمان به هر سه هدف از نظر ریاضی غیرممکن میشود.[2]
مکانیسم انتقال بانک مرکزی اروپا (European Central Bank) نشان میدهد که چگونه این ذخایر بر اقتصاد کلان تأثیر میگذارند. تغییرات در عرضه ذخایر، نرخ وامدهی بینبانکی یکشبه را دیکته میکند. این نرخ به عنوان خط پایه برای کل منحنی بازده عمل میکند و با تسری در سیستم مالی، قیمتگذاری اوراق قرضه شرکتی، کارتهای اعتباری مصرفکنندگان و وامهای مسکن ۳۰ ساله را تعیین میکند.[4]
راهنمای عملیات بازار بانک انگلستان (Bank of England) تأکید میکند که هدف اصلی از مدیریت این ذخایر، همسو نگه داشتن نرخ یکشبه با نرخ سیاست رسمی است. اگر ذخایر بیش از حد کمیاب شوند، بانکها قیمت پول نقد یکشبه را بالا میبرند و باعث میشوند نرخ مؤثر بازار از هدف بانک مرکزی فاصله بگیرد.[7]
برای جلوگیری از این جدایی، بانکهای مرکزی اکنون در چارچوب «ذخایر فراوان» عمل میکنند. بانک مرکزی به جای مدیریت خرد عرضه کمیاب ذخایر برای رسیدن به یک نرخ هدف، سیستم را با ذخایر مازاد غرق میکند و نرخ سیاستگذاری را با تنظیم بهرهای که به آن موجودیهای ذخیره میپردازد، تعیین میکند.[1][8]
مجله بانکداری ایبیای (ABA Banking Journal) خاطرنشان میکند که تعیین آستانه دقیق «فراوان» بسیار پیچیده است. تغییرات نظارتی از سال ۲۰۰۸ به این سو، بانکها را ملزم میکند تا سپرهای بسیار بزرگتری از داراییهای نقدشونده با کیفیت بالا نگهداری کنند. در نتیجه، سیستم بانکی تنها برای عملکرد خود به تریلیونها دلار ذخیره نیاز دارد؛ به این معنی که انقباض پولی میتواند بسیار زودتر از آنچه مدلهای تاریخی نشان میدهند، باعث کمبود نقدینگی شود.[8]
صندوق بینالمللی پول (International Monetary Fund) هشدار میدهد که سیاستهای ترازنامه بانکهای مرکزی اثرات سرریز قابلتوجهی به همراه دارد. هنگامی که بانکهای مرکزی بزرگ ترازنامههای خود را منبسط یا منقبض میکنند، تغییرات حاصل در نقدینگی جهانی و تفاوت بازدهیها، جریانهای عظیم سرمایه را به بازارهای نوظهور وارد یا از آنها خارج میکند و شرایط پولی را به فراتر از مرزها صادر میکند.[5]
انتقال سیاست پولی از طریق ترازنامه، تمرینی برای مدیریت رفتار بانکهای تجاری است. بانکهای مرکزی با تغییر مقدار ذخایر و بهره پرداختی به آنها، هزینه پایه نقدینگی را دیکته میکنند. نقطه دقیقی که در آن سیستم از ذخایر فراوان به ذخایر کمیاب تغییر وضعیت میدهد، همچنان مجهول حیاتی بازارهای مالی است که در حال عبور از چرخه انقباضی فعلی هستند.[1][2]
بررسی عمیق دیدگاهها
توسعهگرایان پولی
استدلال میکنند که ترازنامههای بزرگ و ذخایر فراوان برای اطمینان از عملکرد روان بازار و ارائه محرکهای مداوم در محیطهای با رشد پایین ضروری است.
این دیدگاه ادعا میکند که مدل سنتی ذخایر کمیاب در یک سیستم مالی مدرن و به شدت قانونگذاری شده منسوخ شده است. توسعهگرایان به محیط نظارتی پس از سال ۲۰۰۸ اشاره میکنند که بانکها را ملزم به نگهداری سپرهای عظیم از داراییهای نقدشونده با کیفیت بالا میکند. آنها استدلال میکنند که بانکهای مرکزی باید ترازنامههای دائماً بزرگشدهای را برای تأمین این ذخایر حفظ کنند تا اطمینان حاصل شود که بازارهای وامدهی بینبانکی در دورههای بحران مسدود نمیشوند. در این دیدگاه، تسهیل کمی یک اقدام اضطراری نیست، بلکه ابزاری استاندارد برای مدیریت نقدینگی و حمایت از رشد اقتصادی است.
مدیران ریسک نقدینگی
بر خطرات عدم تطابق دیرش و محدودیتهای نظارتی که بانکهای تجاری را مجبور به احتکار ذخایر میکند تمرکز دارند و استدلال میکنند که انقباض پولی باید با دقت مدیریت شود.
مدیران ریسک بر آسیبپذیریهای مکانیکی ایجاد شده توسط تغییرات سریع در ترازنامه بانکهای مرکزی تأکید میکنند. آنها پیوند نقدینگی-دیرش بانکی را برجسته میکنند، جایی که مؤسسات از هجوم سپردههای کوتاهمدت ایجاد شده در طول تسهیل کمی برای خرید اوراق بهادار بلندمدت استفاده میکنند. هنگامی که انقباض کمی آغاز میشود، این بانکها با خروج فوری سپردهها مواجه میشوند اما داراییهای غیرنقدشوندهای در دست دارند که به دلیل افزایش نرخ بهره ارزش خود را از دست دادهاند. این گروه استدلال میکنند که بانکهای مرکزی باید ترازنامههای خود را با سرعتی بسیار سنجیده کوچک کنند تا از ایجاد بحرانهای پرداخت دیون در بخش بانکداری تجاری جلوگیری نمایند.
خلوصگرایان بازار
بر این باورند که ترازنامههای عظیم بانکهای مرکزی قیمت داراییها را تحریف کرده و سرمایه را به اشتباه تخصیص میدهند و از کاهش تهاجمی ردپای بانک مرکزی حمایت میکنند.
این دیدگاه استدلال میکند که تسهیل کمی به طور مصنوعی نرخهای بهره بلندمدت را سرکوب میکند، پساندازکنندگان را مجازات کرده و استقراض بیش از حد شرکتها را تشویق میکند. خلوصگرایان بر این باورند که وقتی یک بانک مرکزی تریلیونها دلار اوراق قرضه دولتی و اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن را در اختیار دارد، از قیمتگذاری دقیق ریسک توسط بازار آزاد جلوگیری میکند. آنها از بازگشت سریع به یک ترازنامه کوچکتر حمایت میکنند و استدلال میکنند که درد موقت انقباض کمی برای بازگرداندن نظم بازار، مهار تورم و جلوگیری از شکلگیری حبابهای دارایی ناشی از اعتبارات ارزان مصنوعی، ضروری است.
منابع
[1]Federal Reserve Bank of ClevelandQT, Ample Reserves, and the Changing Fed Balance Sheet
مطالعه در Federal Reserve Bank of Cleveland →
[2]Federal ReserveThe Central Bank Balance-Sheet Trilemma
مطالعه در Federal Reserve →
[3]American Economic Associationمدیران ریسک نقدینگیQuantitative Tightening: The Bank Liquidity-Duration Nexus
مطالعه در American Economic Association →
[4]European Central BankTransmission mechanism of monetary policy
مطالعه در European Central Bank →
[5]International Monetary FundCentral Bank Balance Sheet Policies: Some Policy Implications
مطالعه در International Monetary Fund →
[6]Bank for International SettlementsHow do quantitative easing and tightening affect firms?
مطالعه در Bank for International Settlements →
[7]Bank of EnglandMarket Operations Guide: Our objectives
مطالعه در Bank of England →
[8]ABA Banking Journalمدیران ریسک نقدینگیThe implications of quantitative tightening for bank reserves
مطالعه در ABA Banking Journal →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در کسبوکار
مشاهده همه →سرمایه بانکی
چرا افق ۱۰ روزه و سطح اطمینان ۹۹ درصدی، تریلیونها دلار از ذخایر سرمایه بانکها را تعیین میکنند؟
5 منبع
تلههای اشتراک
FTC تلاش برای تصویب قانون فدرال «لغو با یک کلیک» برای اشتراکها را دوباره آغاز میکند
7 منبع
طراحی شغل
امتیاز پتانسیل انگیزشی: چرا استقلال کاری و بازخورد، وزن بیشتری نسبت به تنوع وظایف در طراحی شغل دارند
6 منبع
استراتژی قیمتگذاری
قدر مطلق ضریب کشش قیمتی: چگونه یک عدد استراتژی بهینه قیمتگذاری را دیکته میکند
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت کسبوکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





