کشف علت احتمالی خستگی و مهمغزی در کووید طولانی: آسیب به نورونهای ترشحکننده دوپامین
اسکنهای پیشرفته مغزی نشان میدهند که علائم ناتوانکننده کووید طولانی مانند مهمغزی و خستگی، ناشی از آسیب فیزیکی به نورونهای ترشحکننده دوپامین است. این کشف راه را برای درمانهای جدید هموار میکند.
به قلم زهرا رحیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- پژوهشگران پزشکی
- تمرکز بر یافتن نشانگرهای بیولوژیک و توسعه درمانهای دارویی هدفمند.
- بیماران مبتلا به کووید طولانی
- تایید فیزیکی علائم، به معنای پایان یافتن انزوای روانی و امید به بهبودی است.
- تحلیلگران سلامت عمومی
- بررسی تاثیر این کشف بر تغییر پروتکلهای درمانی و بازگشت نیروی کار.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شرکتهای داروسازی تولیدکننده داروهای دوپامین
- سیاستگذاران بیمههای درمانی
چرا مهم است
میلیونها بیمار مبتلا به کووید طولانی سالهاست که به دلیل نبود شواهد فیزیکی در اسکنهای معمولی، با برچسب «مشکلات روانی» مواجه شدهاند. این کشف نه تنها رنج آنها را از نظر بیولوژیکی تایید میکند، بلکه مسیر را برای استفاده از داروهای موجودِ تنظیمکننده دوپامین جهت درمان این علائم باز میکند.
نکات کلیدی
- اسکنهای PET نشان دادند که بیماران مبتلا به کووید طولانی دچار افت ۱۶ تا ۲۰ درصدی در نشانگرهای دوپامین مغز هستند.
- این آسیب فیزیکی در مناطقی از مغز رخ میدهد که کنترل انگیزه، حرکت و حافظه را بر عهده دارند.
- کشف جدید ثابت میکند که مهمغزی و خستگی مزمن در این بیماران ریشه بیولوژیک دارد، نه روانی.
- پژوهشگران در حال آمادهسازی آزمایشهای بالینی برای درمان این علائم با داروهای تنظیمکننده دوپامین هستند.
علت اصلی خستگی مزمن، مهمغزی و کاهش شدید انگیزه در بیماران مبتلا به کووید طولانی، ریشه در یک آسیب فیزیکی مشخص دارد: از بین رفتن نورونهای ترشحکننده دوپامین در مغز. پس از سالها سردرگمی پزشکی، اسکنهای پیشرفته مغزی اکنون نشان دادهاند که این علائم ناتوانکننده صرفاً روانتنی نیستند، بلکه نتیجه مستقیم کاهش سطح این پیامرسان شیمیایی حیاتی هستند.[1][2]
برای سالها، پزشکان در درمان علائمی که هیچ نشانگر فیزیکی واضحی در اسکنهای متداول مانند امآرآی (MRI) نداشتند، با مشکل مواجه بودند. اما موج جدیدی از توجهات که با گزارش ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله فورچون (Fortune) آغاز شد، نتایج یک مطالعه پیشگامانه از مرکز اعتیاد و سلامت روان (CAMH) در تورنتو را در کانون توجه جهانی قرار داد. این مطالعه نشان میدهد که کووید طولانی در واقع یک اختلال فیزیکی در سیستم دوپامین مغز است.[1][3]
پژوهشگران در این مطالعه از تصویربرداری توموگرافی گسیل پوزیترون (PET) برای بررسی مغز ۲۴ بیمار بزرگسال مبتلا به کووید طولانی و ۲۴ فرد سالم استفاده کردند. آنها سطح پروتئینی به نام VMAT2 را که نشانگر سلامت پایانههای عصبی دوپامین است، اندازهگیری کردند. نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به کووید طولانی بین ۱۶ تا ۲۰ درصد افت در سطح این پروتئین در مناطق کلیدی مغز مانند جسم مخطط (Striatum) داشتند؛ منطقهای که نقش اصلی را در انگیزه، حرکت و حافظه ایفا میکند.[1][3]
دکتر جفری مایر (Jeffrey Meyer)، نویسنده ارشد این مطالعه و دانشمند ارشد در مرکز تصویربرداری سلامت مغز، در این باره میگوید: «یافتههای ما شواهد قانعکنندهای ارائه میدهند که کووید طولانی با از دست دادن نورونهای ترشحکننده دوپامین همراه است. این نوع آسیب به خوبی شناخته شده است که علائمی مانند فقدان انگیزه و کندی حرکتی ایجاد میکند و در سایر بیماریهای عصبی نیز به مشکلات حافظه دامن میزند.»[2]
این نوع آسیب به خوبی شناخته شده است که علائمی مانند فقدان انگیزه و کندی حرکتی ایجاد میکند و در سایر بیماریهای عصبی نیز به مشکلات حافظه دامن میزند.»
الگوی این آسیب مغزی در اسکنها دقیقاً با علائم خاص هر بیمار مطابقت داشت. کاهش نشانگرها در بخش شکمی جسم مخطط با از دست دادن بیشتر انگیزه همراه بود، در حالی که افت این پروتئین در بخش پوتامن پشتی (Dorsal Putamen) با کندی حرکات، و کاهش آن در هسته دمدار (Caudate) با مشکلات حافظه ارتباط مستقیم داشت. این دقت در تطابق علائم با آسیب فیزیکی، گام بزرگی در درک پاتولوژی این بیماری است که تخمین زده میشود حدود ۵ درصد از جمعیت جهان، از جمله ۲ میلیون نفر در کانادا را تحت تأثیر قرار داده است.[1][2][3]
برای بیمارانی که علائم آنها حداقل ۳ ماه پس از عفونت اولیه ادامه داشته است، این کشف یک تسکین روانی بزرگ است. سوزان دوویل (Susan Deuville) که در سال ۲۰۲۱ به کووید مبتلا شد و هرگز به طور کامل بهبود نیافت، یکی از شرکتکنندگان در این تحقیق بود. او میگوید: «این یک فقدان ویرانگر برای زندگیای بود که داشتم و شخصیتی که پیش از آن بودم. تحقیقات دکتر مایر امید را بازمیگرداند. این مطالعه همچنین آنچه را که مبتلایان به کووید طولانی همیشه میدانستند تایید میکند: کووید طولانی واقعی است و اثرات آن ویرانگر است.»[4]
این یافتهها مسیر کاملاً جدیدی را برای درمان باز میکنند. از آنجا که اکنون مشخص شده است مشکل ریشه در کمبود دوپامین دارد، پژوهشگران در حال برنامهریزی برای آزمایشهای بالینی با استفاده از داروهای موجودِ تنظیمکننده دوپامین هستند. داروهایی که پیشساز دوپامین هستند یا از متابولیسم آن جلوگیری میکنند (مشابه داروهای مصرفی در پارکینسون)، ممکن است بتوانند عملکرد این نورونها را تقویت کرده و علائم مهمغزی و خستگی را در بیماران معکوس کنند.[1][3][5]
اگرچه آزمایش این داروها نیازمند زمان است و محققان هنوز در حال بررسی دقیق این موضوع هستند که آیا التهاب مزمن ناشی از ویروس باعث این آسیب عصبی میشود یا خیر، اما داشتن یک هدف بیولوژیک مشخص، رویکرد پزشکی به کووید طولانی را در سال ۲۰۲۶ برای همیشه تغییر داده است. به بیماران توصیه میشود با پزشکان خود در ارتباط باشند، زیرا پروتکلهای درمانی به زودی از مدیریت صرفِ علائم، به سمت ترمیم و حمایت از سیستم دوپامین مغز تغییر جهت خواهند داد.[1][5]
بررسی عمیق دیدگاهها
پژوهشگران پزشکی
تمرکز بر یافتن نشانگرهای بیولوژیک و توسعه درمانهای دارویی هدفمند.
برای محققان علوم اعصاب، این کشف یک نقطه عطف محسوب میشود. سالها تمرکز بر روی التهاب عمومی مغز نتوانسته بود به درمانهای موثری منجر شود. اکنون با شناسایی دقیق آسیب در پایانههای عصبی دوپامین (از طریق کاهش پروتئین VMAT2)، پژوهشگران یک هدف درمانی واضح دارند. آنها معتقدند که التهاب مزمن ناشی از عفونت اولیه ممکن است عامل اصلی این آسیب باشد و اکنون در حال طراحی کارآزماییهای بالینی برای استفاده از داروهای تقویتکننده دوپامین هستند تا ببینند آیا میتوانند این مسیر عصبی را ترمیم کنند یا خیر.
بیماران مبتلا به کووید طولانی
تایید فیزیکی علائم، به معنای پایان یافتن انزوای روانی و امید به بهبودی است.
جامعه بیماران این کشف را به عنوان یک پیروزی بزرگ در زمینه اعتباربخشی به رنج خود میبینند. بسیاری از این افراد به دلیل طبیعی بودن نتایج امآرآی (MRI) و آزمایشهای خون استاندارد، از سوی برخی پزشکان با تشخیص افسردگی یا اضطراب مواجه میشدند. اثبات اینکه مهمغزی و خستگی شدید آنها ریشه در یک آسیب ساختاری در سیستم دوپامین دارد، نه تنها بار روانی «توهم بیماری» را از دوش آنها برمیدارد، بلکه امیدواری ملموسی برای بازگشت به زندگی عادی از طریق درمانهای دارویی آینده ایجاد میکند.
پزشکان بالینی
نیاز به تغییر رویکرد از مدیریت علائم روانشناختی به درمان پاتولوژی مغز.
برای پزشکانی که در خط مقدم درمان این بیماران هستند، این مطالعه یک تغییر پارادایم است. تا پیش از این، رویکرد غالب شامل توانبخشی تدریجی، مدیریت انرژی و گاهی تجویز داروهای ضدافسردگی بود. با ورود این دادههای جدید، پزشکان بالینی باید آماده شوند تا به محض تایید کارآزماییها، پروتکلهای درمانی خود را به سمت داروهای تنظیمکننده دوپامین تغییر دهند و به بیماران خود اطمینان دهند که علائم آنها یک پایه عصبی-شیمیایی قابل اندازهگیری دارد.
منابع
[1]Fortuneتحلیلگران سلامت عمومیLong COVID's brain fog finally has a biological explanation: Dopamine loss
مطالعه در Fortune →
[2]ScienceDailyپژوهشگران پزشکیBrain scans show signs that long COVID may injure dopamine releasing neurons
مطالعه در ScienceDaily →
[3]Centre for Addiction and Mental Healthپژوهشگران پزشکیNew Study Provides First Evidence of Dopamine System Injury in the Brain of Long COVID Patients
مطالعه در Centre for Addiction and Mental Health →
[4]Discover Magazineبیماران مبتلا به کووید طولانیLearn how new brain scans link long COVID to changes in the dopamine system
مطالعه در Discover Magazine →
[5]Ingentium Magazineتحلیلگران سلامت عمومیLong COVID's brain fog finally has a biological explanation: Dopamine loss
مطالعه در Ingentium Magazine →
نظرات
بیشتر در سلامت
مشاهده همه →تغذیه دانشآموزان
وزارت بهداشت: ۲۵٪ دانشآموزان چاق هستند؛ جایگزینی «شیر مدارس» با «تغذیه رایگان»
2 منبع
فناوری همودیالیز
چگونه همودیالیز با استفاده از جریان متقابل و غشای نیمهتراوا، سموم اورمیک را پاکسازی میکند
7 منبع
اختلال نعوظ
مهارکنندههای PDE5 چگونه با مسدود کردن تخریب آنزیمها، آرامش عضلات صاف را حفظ میکنند؟
5 منبع
مداخلات کوتاهمدت
شواهد بالینی درباره اثربخشی مداخلات تکجلسهای در سلامت روان
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





