سازوکار توهم عمق توضیحی: چگونه تبیینهای مکانیکی واقعاً نظرات افراطی را تعدیل میکنند
تحقیقات روانشناختی نشان میدهد که افراد به طور مداوم درک خود را از سیستمهای پیچیده، از وسایل روزمره گرفته تا سیاستهای کلان، بیش از حد واقعی برآورد میکنند. وادار کردن افراد به توضیح گام به گام سازوکار یک موضوع، این «توهم عمق توضیحی» را آشکار میسازد و به طور قابل اعتمادی از اعتماد به نفس کاذب میکاهد و دیدگاههای سیاسی افراطی را تعدیل میکند.
به قلم دلناز نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- روانشناسان شناختی
- تمرکز بر محدودیتهای ساختاری حافظه انسان و اتکای ما به دانش توزیعشده.
- دانشمندان علوم سیاسی
- تحلیل میکنند که چگونه توهم درک، افراطگرایی ایدئولوژیک و ترجیحات سیاسی انعطافناپذیر را تغذیه میکند.
- مروجان علم
- بر نیاز به مداخلاتی تأکید میکنند که گفتمان عمومی را به سمت تبیینهای مکانیکی سوق دهد.
نکات کلیدی
- توهم عمق توضیحی (IOED) یک سوگیری شناختی است که در آن افراد درک خود را از سیستمهای پیچیده بیش از حد واقعی برآورد میکنند.
- تلاش برای ارائه یک توضیح مکانیکی گام به گام از یک موضوع، به طور قابل اعتمادی این توهم را آشکار کرده و از اعتماد به نفس کاذب میکاهد.
- تحقیقات نشان میدهد که درخواست از مردم برای توضیح نحوه عملکرد سیاستهای سیاسی، به طور قابل توجهی نگرشهای ایدئولوژیک افراطی آنها را تعدیل میکند.
- برعکس، درخواست از مردم برای فهرست کردن دلایل باورهای سیاسیشان اغلب مواضع افراطی آنها را از طریق سوگیری تأییدی تثبیت میکند.
- توهم عمق توضیحی ناشی از اتکای سازگارانه مغز ما به «جامعه دانش» برای هدایت در یک جهان پیچیده است.
چرا مهم است
در دورانی که قطبیسازی سیاسی شدید و مصرف اطلاعات سطحی رایج است، درک این سوگیری شناختی ابزاری عملی برای کاهش قطبیت ارائه میدهد. با تغییر مسیر گفتگوها از «دلایلی که ما حق داریم» به «این سیاست واقعاً چگونه کار میکند»، میتوانیم به طور نظاممند از افراطگرایی ایدئولوژیک بکاهیم و فروتنی فکری را تقویت کنیم.
ما در جهانی زندگی میکنیم که به نظر میرسد همه در مورد مسائل بسیار پیچیده کاملاً مطمئن هستند. از جزئیات دقیق توافقنامههای تجارت بینالمللی گرفته تا سازوکار سیاستهای مراقبتهای بهداشتی، گفتمان عمومی تحت سلطه اعتماد به نفس افراطی است. با این حال، اگر از شما خواسته شود که نمودار گام به گام نحوه عملکرد واقعی یک سیفون توالت یا یک زیپ را ترسیم کنید، احتمالاً با مشکل مواجه خواهید شد. این شکاف بین درک درکشده ما و دانش واقعی ما فقط یک نکته عجیب نیست—بلکه موتور شناختی است که قطبیسازی سیاسی مدرن را به پیش میبرد.
روانشناسان این پدیده را «توهم عمق توضیحی» (IOED) مینامند. این اصطلاح که در سال ۲۰۰۲ توسط محققان دانشگاه ییل، لئونید روزنبلت و فرانک کایل ابداع شد، تمایل انسان را به این باور توصیف میکند که ما جهان را با جزئیات، انسجام و عمق بسیار بیشتری نسبت به آنچه واقعاً میدانیم، درک میکنیم. ما آشنایی خود با یک مفهوم را با درک مکانیکی نحوه عملکرد آن اشتباه میگیریم.[2]
آزمایشهای اصلی ییل این موضوع را با درخواست از دانشجویان کارشناسی برای ارزیابی درک خود از ۴۸ مورد روزمره، مانند چرخ خیاطی، تلفن همراه و سرعتسنج، نشان داد. دانشجویان در ابتدا سطوح بالایی از درک را گزارش کردند. با این حال، هنگامی که وظیفه داشتند توضیح دقیق و علّی نحوه عملکرد واقعی این وسایل را بنویسند، دچار لغزش شدند.[2]
پس از درخواست برای ارزیابی مجدد درک خود پس از تلاش برای توضیح، نمرات اعتماد به نفس شرکتکنندگان به شدت کاهش یافت. آنها واقعاً از جهل خود شگفتزده شدند. عمل تلاش برای یک توضیح مکانیکی—ترسیم اینکه چه چیزی ابتدا اتفاق میافتد، چه چیزی باعث چه چیزی میشود و چه چیزی باید درست باشد تا گام بعدی رخ دهد—آنها را مجبور کرد با حلقههای مفقوده در مدلهای ذهنی خود روبرو شوند.[2]
در حالی که این توهم در مورد زیپها و توالتها ممکن است خندهدار باشد، پیامدهای آن برای جامعه عمیق است. در سال ۲۰۱۳، تیمی از محققان به رهبری فیلیپ فرنباک در دانشگاه کلرادو بولدر، چارچوب توهم عمق توضیحی را در مورد افراطگرایی سیاسی به کار بردند. آنها فرض کردند که مردم دقیقاً به این دلیل نگرشهای قطبیشدهای در مورد سیاستهای عمومی پیچیده دارند که کمتر از آنچه فکر میکنند، در مورد آن سیاستها میدانند.[1]
در مجموعهای از آزمایشها، فرنباک و همکارانش از شرکتکنندگان خواستند تا درک خود را از سیاستهای پیچیده، مانند مالیات ثابت ملی یا سیستم سقف و تجارت برای انتشار کربن، ارزیابی کنند. آنها همچنین از شرکتکنندگان خواستند تا میزان افراطی بودن نگرشهای سیاسی خود را در مورد این مسائل ارزیابی کنند. همانطور که انتظار میرفت، اعتماد به نفس اولیه و افراطی بودن نگرش هر دو بالا بود.[1]
محققان سپس شرکتکنندگان را به دو گروه تقسیم کردند. از گروه اول خواسته شد تا دلایلی را که چرا ترجیحات سیاسی خاص خود را دارند، برشمرند. این حالت استاندارد بحث سیاسی است: فهرست کردن استدلالهایی که از طرف شما حمایت میکنند. از گروه دوم خواسته شد تا یک توضیح مکانیکی از سیاست ارائه دهند—یک گزارش گام به گام از اینکه چگونه این سیاست واقعاً اجرا میشود و اثرات علّی مستقیم آن چه خواهد بود.[1]
از گروه اول خواسته شد تا دلایلی را که چرا ترجیحات سیاسی خاص خود را دارند، برشمرند.
نتایج یک واگرایی شدید در نحوه بهروزرسانی باورهای دو گروه نشان داد. گروهی که صرفاً دلایل ترجیحات خود را فهرست کردند، نگرشهای افراطی خود را حفظ کردند. در واقع، درخواست دلایل اغلب باعث میشود افراد با بازیابی انتخابی اطلاعات حمایتی، باورهای خود را تقویت کنند، پدیدهای که به عنوان سوگیری تأییدی شناخته میشود. آنها همچنان بسیار مطمئن و بسیار قطبی باقی ماندند.[1]
در مقابل، گروهی که وظیفه تولید یک توضیح مکانیکی را داشتند، یک حسابرسی شناختی را تجربه کردند. درست مانند دانشجویانی که سعی در توضیح چرخ خیاطی داشتند، این شرکتکنندگان به سرعت متوجه شدند که نمیتوانند سازوکار علّی سیاستهایی را که با شور و حرارت از آنها حمایت یا با آنها مخالفت میکردند، بیان کنند. توهم عمق توضیحی آنها در هم شکست.[1]
در نتیجه مستقیم این درک، شرکتکنندگان در گروه توضیح، درک گزارششده خود از مسائل را به طور قابل توجهی کاهش دادند. مهمتر از آن، نگرشهای سیاسی آنها به طور قابل اندازهگیری تعدیل شد. افرادی که به شدت از یک موضوع حمایت یا با آن مخالفت میکردند، پس از مجبور شدن به مواجهه با پیچیدگی سیاست، به مرکز نزدیکتر شدند.[1]
اثر کاهش قطبیت صرفاً نظری نبود؛ بلکه بر رفتار واقعی تأثیر گذاشت. در یکی از آزمایشها، تولید توضیحات مکانیکی در واقع میزان پولی را که شرکتکنندگان مایل بودند به گروههای حمایت سیاسی مربوطه اهدا کنند، کاهش داد. با تضعیف مدلهای علّی سادهانگارانهای که افراطگرایی را ممکن میسازند، این مداخله، شور و شوق ایدئولوژیک محرک هزینههای سیاسی را سرد کرد.[1]
چرا توهم عمق توضیحی اصلاً وجود دارد؟ دانشمندان شناختی پیشنهاد میکنند که این یک محصول جانبی از نحوه هدایت انسانها در یک جهان بسیار پیچیده است. ما نمیتوانیم مکانیک دقیق هر سیستم را در مغزهای فردی خود نگه داریم. در عوض، ما به «جامعه دانش» تکیه میکنیم. ما میدانیم که تخصص در جایی در شبکه اجتماعی یا محیط ما وجود دارد، و ما به طور یکپارچه—و اغلب ناخودآگاه—آن تخصص را قرض میگیریم و آن را با دانش خود اشتباه میگیریم.[3]
این اتکا به جامعه دانش به طور کلی سازگار است. این به ما امکان میدهد از فناوری استفاده کنیم، اقتصادها را هدایت کنیم و از پیشرفتهای علمی بهره ببریم بدون اینکه نیاز به مدرک دکترا در هر زمینهای داشته باشیم. با این حال، در حوزه سیاسی، جایی که سیاستهای پیچیده به شعارها، میمها و جملات کوتاه تقلیل مییابند، ناسازگار میشود. ما سیگنالدهی قبیلهای سطحی را مصرف میکنیم و آن را با درک عمیق سیاست اشتباه میگیریم.[3]
در حالی که مقالات روانشناسی عامهپسند اغلب توهم عمق توضیحی را به عنوان یک گلوله جادویی برای برنده شدن در بحثها بازاریابی میکنند، واقعیت آزمایشگاهی ظریفتر است. کشف اینکه توضیحات مکانیکی میتوانند نظرات افراطی را تعدیل کنند، ابزاری قدرتمند ارائه میدهد، اما این یک ترفند کنترل ذهن نیست. این امر مستلزم آن است که شرکتکننده واقعاً درگیر وظیفه توضیح شود، نه اینکه فرض را به طور کامل رد کند.[4]
به جای توصیه استاندارد اینترنتی مبنی بر «فقط سؤال بپرسید»—که اغلب به سؤالات بدخواهانه و بینتیجه تبدیل میشود—تحقیقات توهم عمق توضیحی یک رویکرد ساختاری بسیار خاص را پیشنهاد میکند: از آنها بخواهید زنجیره علّی راهحل ترجیحی خود را ترسیم کنند. با تغییر گفتگو از «چرا حق با شماست؟» به «این سازوکار چگونه عمل میکند؟»، آنها را دعوت میکنید تا مدلهای ذهنی خود را آزمایش کنند.[4]
در نهایت، توهم عمق توضیحی به ما یادآوری میکند که جهل تنها قلمرو مخالفان سیاسی ما نیست؛ بلکه یک وضعیت جهانی انسانی است. تشخیص اتکای مشترک ما به جامعه دانش، و آزمایش منظم درک خود از طریق توضیح مکانیکی، اولین گام به سوی جامعهای منطقیتر و کمتر قطبیشده است.[4]
منابع
[1]Psychological Scienceدانشمندان علوم سیاسیPolitical extremism is supported by an illusion of understanding
مطالعه در Psychological Science →
[2]Wikipediaروانشناسان شناختیIllusion of explanatory depth
مطالعه در Wikipedia →
[3]Judgment and Decision Makingروانشناسان شناختیThe illusion of explanatory depth
مطالعه در Judgment and Decision Making →
[4]تیم سردبیری کوهستانمروجان علمتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
