تمرکز دقیق ثابتهای جهانی چگونه قوانین حیات را بازنویسی میکند
موج جدیدی از تحقیقات بیوفیزیکی نشان میدهد که ثابتهای بنیادی جهان نه تنها برای تشکیل ستارگان، بلکه برای تضمین جریان آب و خون با گرانروی (ویسکوزیته) دقیق مورد نیاز برای حیات سلولی، به طور بسیار ظریفی تنظیم شدهاند.
به قلم نیما موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- فیزیکدانان نظری
- بر محدودیتهای ریاضی و فرضیه تنظیم چندگانه تمرکز دارند و استدلال میکنند که ثابتهای جهان ممکن است تکامل یافته باشند.
- بیوفیزیکدانان
- بر الزامات مکانیکی حیات سلولی تأکید میکنند و خاطرنشان میسازند که دینامیک سیالات و گرانروی گلوگاههای واقعی برای عملکرد بیولوژیکی هستند.
- منتقدان کیهانشناسی
- به محدودیتهای اصل انساننگر اشاره میکنند و استدلال میکنند که ما فقط این نقطه بهینه را مشاهده میکنیم زیرا برای انطباق با آن تکامل یافتهایم.
بررسی عمیق دیدگاهها
فیزیکدانان نظری
بر محدودیتهای ریاضی و فرضیه تنظیم چندگانه تمرکز دارد.
برای فیزیکدانان نظری، این کشف که دینامیک سیالات به ثابتهای کوانتومی گره خورده است، مرز جدیدی را در کیهانشناسی میگشاید. آنها استدلال میکنند که دیدگاه سنتی مبنی بر یک رویداد «تنظیم» واحد در بیگ بنگ برای توضیح اینکه چرا جهان هم هستهزایی ستارهای و هم جریان سیال بیولوژیکی را در خود جای میدهد، کافی نیست. در عوض، برخی مکانیسم تنظیم چندگانه یا تکاملی را پیشنهاد میکنند، که نشان میدهد ویژگیهای فیزیکی جهان ممکن است در طول زمان به طور مستقل پدید آمده باشند، بسیار شبیه به تکامل ویژگیهای بیولوژیکی برای افزایش بقا.
بیوفیزیکدانان
بر الزامات مکانیکی حیات سلولی و دینامیک سیالات تأکید میکند.
بیوفیزیکدانان این کشف را تأییدی بر شکنندگی مکانیکی حیات میدانند. آنها اشاره میکنند که در حالی که کیهانشناسان بر ایجاد کربن و عناصر سنگین تمرکز دارند، گلوگاه واقعی برای حیات، حرکت است. اگر یک سلول نتواند مواد مغذی را پخش کند یا اگر قلب نتواند خون را پمپاژ کند زیرا فیزیک زیربنایی سیال را بیش از حد غلیظ میکند، وجود کربن بیاهمیت است. برای این گروه، «پنجره زیستسازگار» گرانروی، محدودیت نهایی برای وجود است.
منتقدان کیهانشناسی
به محدودیتهای اصل انساننگر و فرض حیات مبتنی بر آب اشاره میکند.
منتقدان استدلال تنظیم دقیق در مورد نتیجهگیریهای فلسفی بزرگ از این مدلهای ریاضی هشدار میدهند. آنها استدلال میکنند که ما فقط این «نقطه بهینه» را مشاهده میکنیم زیرا برای انطباق با آن تکامل یافتهایم—یک اثر انتخاب ناظر. علاوه بر این، آنها خاطرنشان میکنند که این تحلیل فرض میکند تمام حیات باید مبتنی بر آب و سلولی باشد. در جهانی با ثابتهای متفاوت، اشکال عجیب حیات ممکن است به سادگی برای فعالیت در محیطهای بسیار غلیظ یا حالتهای گازی تکامل یابند، و «پنجره زیستسازگار» فعلی را صرفاً مختص حیاتی که ما میشناسیم، میسازند.
چرا مهم است
درک اینکه جهان به صورت مکانیکی برای دینامیک سیالات کالیبره شده است، دیدگاه ما را از یک تصادف کیهانی به یک سیستم عمیقاً به هم پیوسته تغییر میدهد. این موضوع نشان میدهد قوانینی که بر دورترین کهکشانها حاکم هستند، دقیقاً همان قوانینی هستند که جریان خون را در رگهای شما حفظ میکنند.
وقتی مردم در مورد «تنظیم دقیق» جهان صحبت میکنند، معمولاً به ستارگان اشاره میکنند. روایت رایج این است که اگر ثابتهای بنیادی فیزیک حتی اندکی متفاوت بودند، ستارگان شعلهور نمیشدند، کربن تشکیل نمیشد و کیهان به یک فضای تاریک و خالی تبدیل میشد. اما این چارچوب ستارهمحور، یک واقعیت مکانیکی و فوریتر را نادیده میگیرد.[5]
محدودیت واقعی برای حیات فقط این نیست که آیا ماده میتواند وجود داشته باشد؛ بلکه این است که آیا آن ماده میتواند جریان یابد. موج جدیدی از تحقیقات بیوفیزیکی نشان میدهد که عمیقترین اعداد جهان—مانند ثابت پلانک و جرم الکترون—در یک «نقطه بهینه» میکروسکوپی قفل شدهاند که گرانروی (ویسکوزیته) مایعات را تعیین میکند.
اگر این ثابتها فقط چند درصد جابهجا میشدند، ستارگان ممکن بود همچنان بدرخشند، اما آب یا به غلظت قیر تبدیل میشد یا به نازکی یک گاز آشفته. خون انسان در رگهای ما متوقف میشد و ماشینآلات سلولی که نیروی تمام حیات شناخته شده را تأمین میکنند، از کار میافتادند.
برای درک این موضوع، باید از هیاهوی «طرحهای بزرگ کیهانی» فراتر رفته و قابلیت واقعی مایعات را بررسی کنیم. گرانروی (ویسکوزیته)—معیار مقاومت یک سیال در برابر جریان—تنها یک خاصیت نوظهور شیمیایی نیست. بلکه به طور ریاضی به ثابتهای بنیادی مکانیک کوانتومی گره خورده است.[1]
در سال ۲۰۲۰، فیزیکدانان یک حد پایین جهانی برای میزان «روان بودن» یک مایع قبل از تبدیل شدن به گاز تعیین کردند. این حداقل گرانروی سینماتیک به طور کامل توسط ثابت پلانک و نسبت جرم الکترون به پروتون کنترل میشود.[3]
این کشف زمینه را برای یک پرسش بیولوژیکی عمیقتر فراهم کرد. سلولها اساساً بادکنکهای آبی میکروسکوپی هستند که با پروتئینها، مواد مغذی و موتورهای مولکولی پر شدهاند. برای بقای یک سلول، این اجزا باید با نرخهای بسیار مشخصی پخش (دیفیوز) و جریان یابند.
اگر مایعی بیش از حد غلیظ باشد، پخش متوقف میشود و سلول از گرسنگی میمیرد. اگر بیش از حد رقیق باشد، گرادیانهای ظریفی که برای تکانههای عصبی و انتقال انرژی لازم هستند، از بین میروند. «پنجره زیستسازگار» برای گرانروی به طرز باورنکردنی باریک است.
اگر مایعی بیش از حد غلیظ باشد، پخش متوقف میشود و سلول از گرسنگی میمیرد.
تحلیل اخیر منتشر شده در مجله Science Advances این نیاز مکانیکی را در نظر گرفت و به عقب برگشت. محققان با نگاشت گرانروی قابل قبول سیالات حیاتی مانند پلاسمای خون بر روی معادلات حاکم بر دینامیک سیالات، دریافتند که ثابتهای بنیادی از هر دو طرف تحت فشار قرار دارند.[1]
یک تغییر جزئی در بار الکترون، برای مثال، گرانروی خون را به خارج از محدوده سالم برای جریان خون قلبی-عروقی هل میدهد. قلب در عرض چند ثانیه از کار میافتد، نه به دلیل مسائل بیولوژیکی، بلکه به این دلیل که فیزیک زیربنایی جهان ناگهان پمپاژ مایع را غیرممکن کرده است.
این موضوع یک لایه دوم و بسیار سختگیرانهتر از تنظیم دقیق کیهانی را معرفی میکند. دیدگاه سنتی بر این بود که یک «تنظیم» واحد در بیگ بنگ امکان ایجاد هستههای سنگین را فراهم کرده است. اما این شواهد جدید نشان میدهد که ثابتها باید الزامات مکانیکی کاملاً جداگانه حیات مبتنی بر مایع را نیز برآورده کنند.[4][5]
برخی فیزیکدانان نظری حدس میزنند که این امر به یک مکانیسم «تنظیم چندگانه» یا تکاملی برای خود جهان اشاره دارد. به جای یک بار پرتاب تاس کیهانی، ویژگیهای فیزیکی جهان ممکن است به طور مستقل پدید آمده باشند، بسیار شبیه به تکامل ویژگیهای بیولوژیکی برای افزایش بقا.[2]
با این حال، یک خوانش شکاکانه از این ادعاها مستلزم تمایز قائل شدن بین مدلهای ریاضی و واقعیت قابل مشاهده است. در حالی که معادلات به وضوح ثابت پلانک را به گرانروی سیال مرتبط میکنند، هیچ آزمایشی نمیتواند مستقیماً آزمایش کند که چه اتفاقی برای یک سلول زنده میافتد وقتی ثابتهای بنیادی تغییر میکنند.
علاوه بر این، این «نقطه بهینه» فرض میکند که تمام حیات باید مبتنی بر آب و سلولی باشد. کاملاً ممکن است که در جهانی با ثابتهای متفاوت، حیات راهی برای فعالیت در محیطهای بسیار غلیظ یا حتی حالتهای گازی پیدا کند، با استفاده از مکانیسمهایی که ما هنوز نمیتوانیم تصور کنیم.[3]
با وجود این عدم قطعیتها، این تحقیق درک ما از جایگاهمان در کیهان را عمیقاً تغییر میدهد. این تحقیق شکاف بین دنیای انتزاعی فیزیک ذرات پرانرژی و واقعیت ملموس و مرطوب زیستشناسی را پر میکند.[4]
جهان فقط برای اجازه دادن به وجود ماده تنظیم نشده است؛ بلکه برای اجازه دادن به حرکت، ترکیب و جریان آن ماده تنظیم شده است. دقیقاً همان قوانینی که مدارات کهکشانها را دیکته میکنند، به آرامی تضمین میکنند که خون در رگهای ما میتواند چرخه خود را کامل کند.
نکات کلیدی
- ثابتهای بنیادی جهان به طور بسیار ظریفی تنظیم شدهاند تا مایعات بتوانند به درستی در داخل سلولهای زنده جریان یابند.
- یک تغییر جزئی در ثابت پلانک یا بار الکترون، آب و خون را برای حیات بیش از حد غلیظ یا بیش از حد رقیق میکند.
- این «پنجره زیستسازگار» برای دینامیک سیالات بسیار باریکتر از پنجره مورد نیاز برای تشکیل ستارگان است.
- این کشف فیزیک ذرات پرانرژی را با الزامات مکانیکی زیستشناسی پیوند میدهد.
- برخی فیزیکدانان پیشنهاد میکنند که این موضوع به یک مکانیسم تنظیم چندگانه یا تکاملی برای قوانین جهان اشاره دارد.
- 1/137
- ثابت ساختار ظریف (تقریبی)
- 1,836
- نسبت جرم پروتون به الکترون
- 10^-120
- چگالی انرژی ثابت کیهانشناسی
منابع
[1]Science Advancesفیزیکدانان نظریConstraints on fundamental physical constants from bio-friendly viscosity and diffusion
مطالعه در Science Advances →
[2]Physics Worldمنتقدان کیهانشناسیEvolution may explain values of the fundamental constants
مطالعه در Physics World →
[3]arXivفیزیکدانان نظریViscosity and diffusion in life processes and tuning of fundamental constants
مطالعه در arXiv →
[4]تیم سردبیری کوهستانمنتقدان کیهانشناسیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[5]Wikipediaمنتقدان کیهانشناسیFine-tuned universe
مطالعه در Wikipedia →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
