افزایش هزینههای استقراض گروه ۷ تحت تاثیر تنشهای ژئوپلیتیک
تشدید درگیری آمریکا و ایران باعث افزایش جهانی بازده اوراق قرضه دولتی شده است، که دهها میلیارد دلار به بار بدهی کشورهای گروه ۷ (G7) افزوده و محاسبات ریسک بازار سهام را به طور اساسی تغییر داده است.
به قلم مرجان صادقی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- ناظران اقتصاد کلان
- اولویت دادن به مهار تورم نسبت به درد مالی فوری ناشی از هزینههای بالای استقراض.
- تحلیلگران مالی
- تمرکز بر پایداری بلندمدت بودجههای دولتی در محیط نرخ بهره بالا.
- استراتژیستهای بازار
- تأکید بر نیروی جاذبهای که بازده بالای اوراق قرضه بر ارزشگذاری سهام اعمال میکند.
بازارهای جهانی با درآمد ثابت در حال تجربه یک بازنگری عظیم در قیمتگذاری هستند، به طوری که هزینههای استقراض دولتی گروه ۷ به بالاترین سطح چند دهه اخیر رسیده و دهها میلیارد دلار بار جدید به تعهدات پرداخت بدهی اضافه کرده است. تحت تأثیر فشارهای تورمی ناشی از تشدید درگیری آمریکا و ایران، بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا به سطوحی صعود کرده که از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ بیسابقه بوده است. این جهش در بازده، نشاندهنده یک تغییر عمیق در چشمانداز اقتصاد کلان است، که به دوران استقراض ارزان دولتی پایان میدهد و دولتها را مجبور میکند بخشهای فزایندهای از بودجه خود را صرفاً برای پرداخت سود تعهدات موجود اختصاص دهند.[1]
برای درک چرایی این وضعیت، ضروری است که سازوکار اوراق قرضه دولتی را بررسی کنیم. اوراق قرضه دولتی اساساً یک تعهد استاندارد (IOU) است که توسط یک دولت مستقل برای تأمین مالی هزینههای عمومی، پروژههای زیرساختی و کسری بودجه صادر میشود. سرمایهگذاران این اوراق بهادار بدهی را در ازای دریافت پرداختهای سود منظم (کوپن) و تضمین بازگشت اصل سرمایه اولیه در تاریخ سررسید اوراق، خریداری میکنند. از آنجایی که این اوراق توسط قدرت مالیاتی دولت صادرکننده پشتیبانی میشوند، اوراق قرضه دولتی کشورهای توسعهیافته به طور سنتی به عنوان پایه و اساس یک سبد سرمایهگذاری کمریسک در نظر گرفته میشوند.[5]
با این حال، قیمت و بازده این اوراق ثابت نیست. پس از انتشار، اوراق قرضه دولتی به طور فعال در بازار ثانویه معامله میشوند، جایی که قیمت آنها بر اساس شرایط گستردهتر اقتصادی نوسان میکند. بازده اوراق قرضه رابطه معکوس با قیمت آنها دارد. اگر یک اوراق قرضه تازه منتشر شده به دلیل افزایش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی، نرخ سود بالاتری ارائه دهد، اوراق قدیمیتر با نرخهای پایینتر جذابیت کمتری پیدا میکنند. در نتیجه، قیمت آنها در بازار ثانویه کاهش مییابد تا زمانی که بازده مؤثر آنها با نرخ جدید و بالاتر بازار مطابقت پیدا کند.[5]
این رابطه معکوس در حال حاضر به دلیل بیثباتی ژئوپلیتیک در مقیاس وسیعی در حال وقوع است. زمانی که درگیریهایی—مانند جنگ رو به تشدید آمریکا و ایران—زنجیرههای تأمین جهانی و بازارهای انرژی را تهدید میکنند، ترس از تورم پایدار را دامن میزنند. برای مبارزه با این فشار تورمی، بانکهای مرکزی باید سیاستهای پولی انقباضی را حفظ کنند. اخیراً در سمپوزیوم اقتصادی جکسون هول، کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، مسیری تهاجمی و آیندهنگر را ترسیم کرد و نشان داد که بانک مرکزی آمریکا آماده است نرخهای بهره را بالا نگه دارد تا از تثبیت تورم جلوگیری کند.[2]
موضع فدرال رزرو به عنوان لنگر هزینههای استقراض جهانی عمل میکند. وقتی بانک مرکزی آمریکا سیگنال میدهد که نرخ وجوه فدرال بالا باقی خواهد ماند، بازده اوراق قرضه خزانهداری آمریکا به طور طبیعی افزایش مییابد تا این انتظارات را منعکس کند. از آنجایی که اوراق خزانهداری آمریکا به عنوان معیار جهانی بدون ریسک در نظر گرفته میشوند، بازده بالاتر در ایالات متحده فشار صعودی بر بازده بدهیهای دولتی در سراسر جهان وارد میکند. سرمایهگذاران اوراق قرضه اروپایی یا ژاپنی پرریسکتر را خریداری نخواهند کرد مگر اینکه با بازدهی رقابتی با بازدهی بالای ارائه شده توسط دولت آمریکا جبران شوند.[2][6]
موضع فدرال رزرو به عنوان لنگر هزینههای استقراض جهانی عمل میکند.
مقیاس تأثیر این وضعیت بر ایالات متحده حیرتآور است. بدهی ملی آمریکا اخیراً از آستانه بیسابقه ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است؛ رقمی که ناشی از دههها کسری بودجه، محرکهای دوران پاندمی و افزایش هزینههای رفاهی است. با صعود بازده اوراق قرضه بلندمدت خزانهداری آمریکا، هزینه خدماتدهی به این بار بدهی عظیم به سرعت در حال افزایش است. پرداخت سود سالانه بدهی ملی آمریکا اکنون از ۱ تریلیون دلار عبور کرده و سهم بزرگتری از بودجه فدرال را نسبت به دفاع ملی به خود اختصاص میدهد.[3][4]
آنچه در بازار اوراق قرضه آمریکا رخ میدهد به ندرت در همانجا باقی میماند و این سرایت به سرعت در سراسر گروه ۷ گسترش یافته است. بریتانیا، فرانسه و ایتالیا همگی با هزینههای مالی بسیار بالاتری روبرو هستند که فشار سنگینی بر امور مالی عمومی آنها وارد میکند. در بریتانیا، بازده اوراق قرضه دولتی (Gilt) افزایش یافته و دولت را مجبور کرده است دهها میلیارد پوند اضافی برای خدماتدهی به بدهی اختصاص دهد. ایتالیا، که در حال حاضر نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی بالایی دارد، در مسیری قرار گرفته است که پرداخت سود میتواند بخش بزرگی از درآمد دولتی آن را مصرف کند و توانایی آن برای اجرای محرکهای مالی یا سرمایهگذاری در رشد داخلی را محدود سازد.[1][6]
برای بازار سهام، این پویایی به عنوان یک نیروی جاذبه قدرتمند رو به پایین عمل میکند. ارزشگذاری سهام اساساً به نرخهای بهره گره خورده است؛ زمانی که اوراق قرضه دولتی بدون ریسک بازدهی بیش از ۵٪ ارائه میدهند، جذابیت نسبی بازار سهام کاهش مییابد. سرمایهگذاران نهادی، صندوقهای بازنشستگی و معاملهگران خرد به طور طبیعی سرمایه را از سهام پرریسکتر خارج کرده و به سمت بدهی دولتی هدایت میکنند تا بازدهی تضمین شده و بالا را تثبیت کنند. این فرار سرمایه، قیمت سهام را کاهش میدهد، به ویژه در بخشهای رشد محور مانند فناوری، که به شدت به استقراض ارزان برای تأمین مالی توسعه آتی متکی هستند و جریانهای نقدی آتی آنها در شرایط نرخهای بالا با تخفیف بیشتری محاسبه میشود.[6]
مسیر نهایی این بازدهها به شدت به مدت زمان درگیری ژئوپلیتیک و پیامدهای بعدی آن در بازار انرژی بستگی دارد. اگر تورم چسبندهتر از حد انتظار باشد، بانکهای مرکزی ممکن است مجبور شوند سیاستهای انقباضی را حتی برای مدت طولانیتری حفظ کنند، و تضمین کنند که هزینههای بالای بدهی به عنوان یک عامل بازدارنده دائمی بر بودجه گروه ۷ و بازارهای سهام جهانی باقی بماند. برعکس، اگر درگیری کاهش یابد و تورم فروکش کند، بانکهای مرکزی میتوانند شروع به کاهش نرخها کنند، که فشار بر هزینههای استقراض دولتی را کاهش داده و یک نیروی محرکه بسیار مورد نیاز برای بازار سهام فراهم میکند.[1][2][6]
در نهایت، محیط کنونی بر ارتباط شکننده بین ژئوپلیتیک، بدهی دولتی و بازارهای سهام تأکید میکند. دوران نرخهای بهره نزدیک به صفر که مشخصه دهه ۲۰۱۰ بود، به کشورهای گروه ۷ اجازه داد تا بدهیهای عظیمی را با حداقل پیامد فوری انباشته کنند. اکنون، در حالی که تورم ناشی از درگیری، بازگشت به هزینههای استقراض تاریخی عادی را تحمیل میکند، دولتها در حال کشف واقعیت دردناک خدماتدهی به آن بدهی هستند. برای سرمایهگذاران، پیمایش در این چشمانداز نیازمند یک تعادل دقیق است، با اذعان به اینکه بازار اوراق قرضه دیگر فقط یک پناهگاه امن نیست، بلکه یک محرک اصلی نوسانات مالی جهانی است.[6]
نکات کلیدی
- هزینههای استقراض دولتی گروه ۷ در بحبوحه درگیری آمریکا و ایران به بالاترین سطح چند دهه اخیر رسیده است.
- بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و پرداخت سود سالانه آن از ۱ تریلیون دلار فراتر رفته است.
- افزایش بازده اوراق قرضه، بدهی دولتی را جذابتر کرده و سرمایه را از بازار سهام خارج میکند.
- بانکهای مرکزی برای مقابله با تورم، نرخهای بهره را بالا نگه داشتهاند و این امر هزینههای استقراض جهانی را تثبیت میکند.
چرا مهم است
زمانی که بازده اوراق قرضه دولتی افزایش مییابد، هزینه استقراض برای همه بالا میرود—از شرکتهای چندملیتی که اوراق بدهی شرکتی منتشر میکنند تا مصرفکنندگانی که وام مسکن میگیرند. برای سرمایهگذاران بازار سهام، بازده بالاتر به این معنی است که بدهی دولتی بدون ریسک به یک جایگزین بسیار جذاب برای سهام تبدیل میشود و اغلب با خروج سرمایه از سهام، باعث فروش گسترده در بازار میشود.
آنچه نمیدانیم
- اینکه درگیری آمریکا و ایران تا چه زمانی بازارهای انرژی جهانی را مختل کرده و فشارهای تورمی را حفظ خواهد کرد.
- اینکه آیا اقتصادهای بزرگ گروه ۷ با وجود هزینههای بالاتر استقراض، اقدامات ریاضتی را اجرا خواهند کرد یا به کسری بودجه ادامه خواهند داد.
- آستانه دقیقی که در آن بازده بالای اوراق قرضه باعث فروش شدیدتر و سیستماتیک در بازارهای سهام جهانی خواهد شد.
منابع
[1]Financial Timesناظران اقتصاد کلانRising bond yields add tens of billions to G7 countries’ debt costs
مطالعه در Financial Times →
[2]Financial Timesناظران اقتصاد کلانWarsh charts a forward-looking path for the Fed at Jackson Hole
مطالعه در Financial Times →
[3]Wikipediaتحلیلگران مالیNational debt of the United States
مطالعه در Wikipedia →
[4]US Debt Clockتحلیلگران مالیU.S. National Debt Clock
مطالعه در US Debt Clock →
[5]Wikipediaتحلیلگران مالیGovernment bond
مطالعه در Wikipedia →
[6]تیم سردبیری کوهستاناستراتژیستهای بازارتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت مالی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
