آیرودینامیک فعال چگونه کار میکند؟ مدیریت نیروی رو به پایین و درگ توسط اسپویلرها و دیفیوزرها
سوپراسپرتهای مدرن از سطوح آیرودینامیکی کنترلشده با کامپیوتر استفاده میکنند تا به صورت پویا بین نیازهای متضاد درگ پایین برای سرعت در خط مستقیم و نیروی رو به پایین بالا برای چسبندگی در پیچها تعادل برقرار کنند. این سیستمها با تنظیم مداوم بالها، فلپها و دیفیوزرها، نحوه تعامل خودرو با هوای اطرافش را به طور اساسی تغییر میدهند.
به قلم نیما ابراهیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مهندسان عملکرد
- تمرکز بر به حداکثر رساندن نسبت نیروی رو به پایین به درگ و پایداری خودرو از طریق دینامیک سیالات محاسباتی و سطوح فعال.
- رانندگان پیست
- برای آنها کاهش ملموس زمان دور زدن و افزایش اعتماد به نفس در پیچها که سیستمهای فعال در پیست فراهم میکنند، ارزشمند است.
- دینامیکدانان سیالات تجربی
- فراتر از فلپهای فیزیکی، به دنبال کنترل جریان فعال نسل بعدی، مانند جتهای همجریان هدایتشده با فن، برای حذف تأخیر مکانیکی هستند.
چرا مهم است
برای علاقهمندان به پیست یا خریداران احتمالی سوپراسپرت، درک آیرودینامیک فعال دیگر یک گزینه نیست؛ این سیستمها همه چیز را تعیین میکنند، از میزان سایش تایر و پایداری در سرعتهای بالا گرفته تا بهترین زمان دور زدن خودرو و هزینههای نگهداری بلندمدت آن.
خلاصه ماجرا ساده است: آیرودینامیک فعال به خودرو اجازه میدهد تا در حین حرکت شکل خود را تغییر دهد و مصالحه صدساله بین سرعت در خط مستقیم و چسبندگی در پیچها را حل کند. برای دههها، نصب یک بال ثابت بزرگ در عقب خودروهای اسپرت به معنای پذیرش جریمهای سنگین در حداکثر سرعت و بهرهوری سوخت بود. امروزه، اسپویلرهای کنترلشده با کامپیوتر، فلپهای پنهان و دیفیوزرهای متحرک، بهترینهای هر دو دنیا را به رانندگان میدهند؛ این قطعات فقط در مواقع لزوم فعال میشوند و در مواقع دیگر پنهان میمانند.[6][8]
دستیابی به این قابلیت دوگانه نیازمند هماهنگی پیچیدهای از حسگرها، محرکها (Actuators) و دینامیک سیالات است. هنگامی که یک خریدار احتمالی سوپراسپرت مدرن را ارزیابی میکند، بسته آیرودینامیکی دیگر فقط یک انتخاب زیباییشناختی ثابت نیست؛ بلکه یک سیستم فعال و متحرک است که نحوه رفتار خودرو را در یک رانندگی تفریحی یکشنبه در جادههای کوهستانی در مقابل یک روز پرسرعت در پیست تعیین میکند. خودرو به طور مداوم نیازهای آیرودینامیکی خود را بر اساس ورودیهای راننده محاسبه میکند.[1][8]
برای درک نحوه عملکرد این سیستمها، ابتدا باید به سیال نامرئی که در آن رانندگی میکنیم نگاه کنیم. هوا سنگین است و در سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت (۱۰۰ مایل در ساعت)، کنار زدن آن به انرژی عظیمی نیاز دارد. مقاومتی که هوا به عقب وارد میکند به عنوان درگ (Drag) شناخته میشود و با شتاب گرفتن خودرو به صورت تصاعدی افزایش مییابد و مانند یک دیوار نامرئی عمل میکند که موتور باید دائماً برای غلبه بر آن مبارزه کند.[3]
در مقابل، نیروی رو به پایین (Downforce) ترفند آیرودینامیکی استفاده از همان هوا برای فشار دادن خودرو به سمت سطح جاده است. نیروی رو به پایین بیشتر به این معنی است که تایرها محکمتر به جاده فشرده میشوند و چسبندگی مکانیکی را افزایش میدهند. برای رانندهای که در پیست رانندگی میکند، این هدف نهایی است: به خودرو اجازه میدهد تا با سرعت بسیار بیشتری از پیچ عبور کند بدون اینکه از مسیر خارج شود.[5]
مشکل سنتی این است که تولید نیروی رو به پایین ذاتاً درگ ایجاد میکند. یک بال عقب ثابت که زاویهدار است تا هوا را بگیرد، در مسیرهای مستقیم مانند یک چتر نجات عمل میکند. برای مالک خودرویی که ماشین خود را به پیست میبرد، یک تنظیمات ثابت، مصالحهای دائمی را تحمیل میکند: خودرو را برای پیچها تنظیم کنید و در خطوط مستقیم بازنده باشید، یا برای حداکثر سرعت تنظیم کنید و برای چسبندگی در پیچها به مشکل بخورید.[1][6]
آیرودینامیک فعال این مصالحه را با جدا کردن نیروی رو به پایین از درگ درهم میشکند. قابل تشخیصترین جزء این سیستم، بال عقب فعال است. برخلاف یک اسپویلر ثابت، بال فعال در طول رانندگی عادی همسطح بدنه قرار میگیرد، نمای ظریف خودرو را حفظ میکند و بهرهوری سوخت را برای رانندگی در بزرگراه یا رفتوآمد روزانه به حداکثر میرساند.[1][2]
هنگامی که حسگرهای خودرو ترمزگیری شدید یا پیچیدن تهاجمی را تشخیص میدهند، محرکهای هیدرولیکی یا الکتریکی بال را در کسری از ثانیه – اغلب بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیثانیه – فعال میکنند. این معرفی ناگهانی یک عنصر آیرودینامیکی با زاویه تند، تعادل آیرودینامیکی را به عقب منتقل میکند، خودرو را دقیقاً زمانی که راننده به آن نیاز دارد پایدار میکند و از دست دادن کشش تایرهای عقب جلوگیری مینماید.[3][7]
علاوه بر این، بسیاری از بالهای عقب فعال دارای حالت سیستم کاهش درگ (DRS) هستند که مستقیماً از فرمول ۱ قرض گرفته شده است. هنگامی که راننده در یک مسیر مستقیم طولانی شتاب میگیرد، بال صاف میشود و زاویه حمله خود را کاهش میدهد. این کار تا ۲۵ درصد از درگ آیرودینامیکی خودرو را کاهش میدهد و به موتور اجازه میدهد تا خودرو را به حداکثر سرعت بسیار بالاتری برساند بدون اینکه اسب بخار را صرف نیروی رو به پایین غیرضروری کند.[2][8]
علاوه بر این، بسیاری از بالهای عقب فعال دارای حالت سیستم کاهش درگ (DRS) هستند که مستقیماً از فرمول ۱ قرض گرفته شده است.
اما بال عقب تنها بخش قابل مشاهده این معادله است. برای علاقهمندان جدی به پیست، جادوی واقعی زیر خودرو اتفاق میافتد. آیرودینامیک فعال زیر بدنه، شامل اسپلیترهای جلوی قابل تنظیم و دیفیوزرهای عقب، هوای جریان یافته در زیر شاسی را مدیریت میکند، که اغلب برای عملکرد کلی حیاتیتر از هوایی است که از روی خودرو عبور میکند.[5]
زیر بدنه حیاتی است زیرا میتواند مقادیر عظیمی نیروی رو به پایین – اغلب تا ۵۰ درصد از کل نیروی خودرو – را با جریمه درگ بسیار کمتری نسبت به بالهای نصب شده در بالا تولید کند. با شتاب دادن به هوا در زیر خودرو، یک منطقه کمفشار ایجاد میشود که عملاً خودرو را از طریق اثر ونتوری به سمت آسفالت میمکد.[4][5]
دیفیوزرهای فعال با استفاده از فلپهای موتوری، حجم و سرعت هوای خروجی از عقب خودرو را تغییر میدهند و این فرآیند را یک گام فراتر میبرند. در طول رانندگی پرسرعت، این فلپها باز میشوند تا درگ کاهش یابد. هنگام ترمزگیری شدید، بسته میشوند تا مکش کمفشار به حداکثر برسد، تایرهای عقب را به جاده میخکوب کرده و فاصله توقف را به شدت کاهش دهند.[1][5]
آیرودینامیک جلو برای حفظ تعادل به همان اندازه حیاتی است. فلپهای فعال جلو که در داخل سپر یا جلوپنجره پنهان شدهاند، میتوانند باز و بسته شوند تا هوا را یا برای نیروی رو به پایین از روی کاپوت هدایت کنند یا برای کاهش درگ از اطراف چرخها. اگر خودرو فقط یک بال عقب فعال داشت، فعال شدن آن عقب را به پایین فشار میداد در حالی که جلو را بلند میکرد، که عدم تعادل خطرناکی به نام کمفرمانی در سرعت بالا ایجاد میکرد.[3]
برای جلوگیری از این امر، کامپیوتر مرکزی خودرو به طور مداوم زاویه فرمان، موقعیت پدال گاز، فشار ترمز و نیروهای جانبی G را نظارت میکند. این سیستم عناصر آیرودینامیکی جلو و عقب را به صورت هماهنگ تنظیم میکند و تضمین میکند که مرکز فشار آیرودینامیکی کاملاً با مرکز ثقل خودرو همراستا باقی بماند، صرف نظر از اینکه راننده چه کاری انجام میدهد.[2][7]
اخیراً، مهندسان شروع به آزمایش تکنیکهای کنترل جریان فعال کردهاند که اصلاً به سطوح فیزیکی متحرک متکی نیستند. سیستمهای جت همجریان هدایتشده با فن، از فنهای داخلی برای دمیدن هوای پرسرعت بر روی سطوح آیرودینامیکی ثابت استفاده میکنند و اثربخشی آنها را به طور مصنوعی افزایش میدهند، بدون پیچیدگی مکانیکی و وزن بالهای هیدرولیکی سنگین.[4]
اگرچه این سیستمهای آیرودینامیکی دمشی هنوز عمدتاً در مراحل آزمایشی و در خودروهای هایپرکار هستند، اما مرز بعدی برای خریدارانی محسوب میشوند که به دنبال برتری نهایی هستند. آنها تنظیمات آنی را برای پروفایل آیرودینامیکی ارائه میدهند، بدون تأخیر ناشی از انتظار برای بالا آمدن یک بال فیزیکی، و دقیقاً زمانی که تایر به آن نیاز دارد، چسبندگی را فراهم میکنند.[4][7]
برای مالک، پیامدهای نگهداری این سیستمها قبل از تصمیمگیری برای خرید قابل توجه است. آیرودینامیک فعال، موتورهای الکتریکی، پمپهای هیدرولیک و اتصالات پیچیده را به مناطقی از خودرو وارد میکند که در معرض آب و هوای شدید، زبالههای جاده و آب پرفشار قرار دارند. اطمینان از کالیبره ماندن و عاری از انسداد بودن این سیستمها، یک الزام جدید برای مالکیت سوپراسپرتهای مدرن است.[6][8]
در نهایت، آیرودینامیک فعال خودروی عملکردی مدرن را از یک شیء ثابت به یک ماشین زنده و پویا تبدیل کرده است که با محیط خود سازگار میشود. این سیستمها با مدیریت نیروهای نامرئی هوا، قابلیت استفاده روزمره یک گرند تورر لوکس را با توانایی پیچیدن یک خودروی مسابقهای اختصاصی، تنها با فشار یک دکمه، فراهم میکنند.[1][3]
بررسی عمیق دیدگاهها
علاقهمندان به پیست
حداکثر نیروی رو به پایین و زمانهای دور زدن را ارزشمند میدانند و مایلند پیچیدگی نگهداری سیستمهای فعال را برای کسب برتری عملکردی بپذیرند.
برای رانندگانی که به طور منظم وسایل نقلیه خود را به پیستهای بسته میبرند، آیرودینامیک فعال نشاندهنده یک تغییر اساسی در نحوه رانندگی با خودرو است. از آنجایی که خودرو میتواند درگ را در مسیرهای مستقیم کاهش دهد و فوراً نیروی رو به پایین را در مناطق ترمزگیری فعال کند، رانندگان میتوانند دیرتر ترمز کنند و سرعت بیشتری را از طریق اوج پیچ حفظ نمایند. این گروه عموماً وزن اضافه و پیچیدگی مکانیکی محرکهای هیدرولیکی را به عنوان یک معامله ارزشمند برای کاهش ملموس زمان دور زدن و افزایش اعتماد به نفسی که این سیستمها در حد نهایی چسبندگی فراهم میکنند، میبینند.
مهندسان آیرودینامیک
تمرکز بر نسبت کارایی (نیروی رو به پایین به درگ) و ادغام سیستمهای زیر بدنه برای دستیابی به پایداری بدون خراب کردن خطوط زیباییشناختی.
از دیدگاه مهندسی، نصب یک بال ثابت بزرگ بر روی خودرو یک راهحل ناشیانه و با نیروی خام است. مهندسان نسبت نیروی رو به پایین به درگ را در اولویت قرار میدهند و به دنبال راههایی برای مکیدن خودرو به جاده بدون ایجاد اثر چتر نجات هستند. تمرکز آنها به طور فزایندهای به سمت زیر بدنه خودرو معطوف شده است، جایی که دیفیوزرهای فعال و اسپلیترهای جلو میتوانند اثر ونتوری را برای تولید چسبندگی عظیم دستکاری کنند. این رویکرد نه تنها معیارهای عملکرد را بهبود میبخشد، بلکه به طراحان اجازه میدهد تا خطوط بدنه شیک و دستنخوردهای را که خریداران لوکس طلب میکنند، حفظ نمایند.
سنتگرایان
استدلال میکنند که سیستمهای آیرودینامیک فعال وزن غیرضروری، پیچیدگی الکترونیکی و نقاط شکست احتمالی اضافه میکنند.
زیرمجموعهای از جامعه خودرویی وجود دارد که حس قابل پیشبینی و آنالوگ تنظیمات آیرودینامیکی ثابت را ترجیح میدهند. این گروه استدلال میکند که سیستمهای فعال لایهای از تفسیر دیجیتالی را بین راننده و جاده معرفی میکنند، جایی که تعادل خودرو به طور مداوم بر اساس الگوریتم کامپیوتر در حال تغییر است، نه ورودی مستقیم راننده. علاوه بر این، آنها به واقعیتهای مالکیت بلندمدت اشاره میکنند: موتورهای الکتریکی و پمپهای هیدرولیک در معرض کثیفی جاده و سرعتهای بالا در نهایت از کار خواهند افتاد و یک ویژگی عملکردی را به یک مسئولیت نگهداری پرهزینه تبدیل میکنند.
نکات کلیدی
- آیرودینامیک فعال، مصالحه سنتی بین درگ بالا در سرعت و نیروی رو به پایین در پیچها را حل میکند.
- بالهای عقب میتوانند در کمتر از ۲۰۰ میلیثانیه هنگام ترمزگیری شدید یا پیچیدن فعال شوند تا خودرو را پایدار کنند.
- سیستمهای کاهش درگ (DRS) سطوح آیرودینامیکی را در مسیرهای مستقیم صاف میکنند تا حداکثر سرعت افزایش یابد.
- دیفیوزرهای فعال زیر بدنه، نیروی رو به پایین عظیمی تولید میکنند، با جریمه درگ بسیار کمتری نسبت به بالهای نصب شده در بالا.
- عناصر آیرودینامیکی جلو و عقب باید به طور همزمان تنظیم شوند تا مرکز آیرودینامیکی خودرو متعادل بماند.
- سیستمهای نسل بعدی در حال بررسی جریان هوای هدایتشده توسط فن هستند تا به طور کامل جایگزین فلپهای مکانیکی سنگین شوند.
منابع
[1]MDPI (Energies)مهندسان عملکردA Review of Active Aerodynamic Systems for Road Vehicles
مطالعه در MDPI (Energies) →
[2]Vehicle System Dynamicsمهندسان عملکردOptimising vehicle performance with advanced active aerodynamic systems
مطالعه در Vehicle System Dynamics →
[3]SAE International Journal of Vehicle Dynamics, Stability, and NVHمهندسان عملکردA Comprehensive Review of Aerodynamics and Safety of Sports Cars
مطالعه در SAE International Journal of Vehicle Dynamics, Stability, and NVH →
[4]MDPI (Fluids)دینامیکدانان سیالات تجربیExperimental and Numerical Investigation of an Integrated Fan-Driven Co-Flow Jet System for a High-Performance Automotive Rear Wing
مطالعه در MDPI (Fluids) →
[5]SAE International (WCX SAE World Congress Experience)مهندسان عملکردAerodynamic Effect on Vehicle Handling
مطالعه در SAE International (WCX SAE World Congress Experience) →
[6]CarExpertرانندگان پیستActive aerodynamics explained
مطالعه در CarExpert →
[7]MDPI (Applied Sciences)دینامیکدانان سیالات تجربیActive Flow Control Techniques: Classification, Analysis, and Future Trends for Automotive Applications
مطالعه در MDPI (Applied Sciences) →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت خودرو اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


