آمریکا در پی خسارت ۴۰۰ میلیون دلاری حملات ایران، انتقال پایگاههای نظامی بزرگ از کشورهای خلیج فارس به اسرائیل را بررسی میکند
گزارشها حاکی از آن است که پنتاگون در حال بررسی انتقال تأسیسات کلیدی نظامی خاورمیانه به سمت غرب، یعنی اسرائیل، است. این اقدام پس از آن صورت میگیرد که حملات ایران بیش از ۴۰۰ میلیون دلار خسارت تأیید نشده به مرکز اصلی نیروی دریایی آمریکا در بحرین وارد کرده است.
به قلم حامد فخری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- راهبردنویسان دفاعی آمریکا
- استدلال میکنند که انتقال داراییها به سمت غرب یک عقبنشینی تاکتیکی ضروری برای محافظت از تجهیزات با ارزش در برابر قابلیتهای موشکی کوتاهبرد و فراگیر ایران است.
- متحدان عرب خلیج فارس
- نگرانند که خروج آمریکا از خلیج فارس نشاندهنده رها کردن ساختار امنیتی منطقه باشد و آنها را در برابر اجبار ایران آسیبپذیر کند.
- نهاد دفاعی اسرائیل
- انتقال احتمالی را یک مزیت راهبردی میداند که اتحاد آمریکا و اسرائیل را تعمیق میبخشد و لایه بازدارندگی بیشتری در برابر تهران فراهم میکند.
- فرماندهی نظامی آمریکا
- تأکید میکند که با وجود خسارات شدید زیرساختی، راهبرد دفاعی فعلی با موفقیت تلفات آمریکاییها را در برابر یک آتشبار بیسابقه به حداقل رسانده است.
ایالات متحده در حال ارزیابی مجدد اساسی موضع نظامی خود در خاورمیانه است و انتقال تاریخی پایگاههای بزرگ از خلیج فارس به اسرائیل را بررسی میکند. این تغییر پیشنهادی در حالی مطرح میشود که برنامهریزان نظامی به دنبال انتقال داراییهای با ارزش آمریکایی از برد فوری زرادخانههای موشکی و پهپادی رو به رشد ایران هستند که ماههاست به پستهای منطقهای آسیب رساندهاند. در صورت اجرا، این جابجایی نشاندهنده مهمترین بازآرایی چتر امنیتی آمریکا در منطقه از زمان جنگ خلیج فارس خواهد بود و عقبنشینی تاکتیکی از متحدان سنتی عرب به نفع یک جناح مستحکم مدیترانهای را نشان میدهد.[1][2]
کاتالیزور این چرخش راهبردی، تلفات سرسامآور و قبلاً تأیید نشده جنگ منطقهای جاری است. یک تحقیق جدید نشان داده است که حملات تلافیجویانه ایران حداقل ۴۰۰ میلیون دلار خسارت به فعالیت پشتیبانی دریایی بحرین (Naval Support Activity Bahrain)، تنها پایگاه نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه و مقر دیرینه ناوگان پنجم، وارد کرده است. ماهها بود که میزان واقعی تخریب در تأسیسات منامه به شدت مخفی نگه داشته شده بود، اما تصاویر ماهوارهای و اسناد تدارکات داخلی که به تازگی منتشر شدهاند، آسیبپذیری فرماندهی دریایی پیشرو آمریکا را آشکار کرده است.[1]
تصاویر ماهوارهای و ارزیابیهای داخلی تصویری از ویرانی شدید در تأسیسات بحرین ترسیم میکنند، که تنها ۱۵۰ مایل در جنوب خط ساحلی ایران قرار دارد. حملات ایران با موفقیت از پدافند هوایی چندلایه پایگاه عبور کرده و ساختمان اصلی مقر ناوگان پنجم را منهدم کردند و مرکز عصبی عملیات دریایی آمریکا را کاملاً غیرقابل استفاده ساختند. این بمباران بیوقفه همچنین یک مرکز آموزش نیروهای امنیتی نیروی دریایی را از بین برد، به یک انبار مدیریت اضطراری که ناوگانی از آمبولانسها را در خود جای داده بود آسیب جدی وارد کرد و زیرساختهای حیاتی پشتیبانی حیات، از جمله سالن غذاخوری اصلی، یک مخزن عظیم آب آشامیدنی و آسایشگاههایی که برای اسکان ۴۵۰ پرسنل طراحی شده بودند، را هدف قرار داد.[1]
برآورد ۴۰۰ میلیون دلاری احتمالاً تنها کسری از بار مالی واقعی است که پنتاگون در نهایت متحمل خواهد شد. تحلیلگران دفاعی خاطرنشان میکنند که رقم فعلی صرفاً بر اساس هزینههای ساخت و ساز خام و مدلهای هزینه عمومی ارتش برای بازسازی تأسیسات استاندارد است. این رقم به طور کامل هزینه سرسامآور جایگزینی سختافزارهای نظامی بسیار طبقهبندی شده و تخصصی را که در داخل آن ساختمانها از بین رفتهاند، نادیده میگیرد. به عنوان مثال، دو پایانه ارتباطات ماهوارهای که در اوایل درگیری منهدم شدند، هر کدام تقریباً ۲۰ میلیون دلار هزینه داشتند، که نشان میدهد صورتحساب نهایی برای بازیابی ظرفیت عملیاتی ناوگان پنجم به راحتی از پیشبینیهای اولیه فراتر خواهد رفت.[1]
تخریب در بحرین تنها بخش مرکزی بحران آسیبپذیری گستردهتر برای نیروهای آمریکایی مستقر در خط مقدم است. از زمان آغاز عملیات بمباران مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، نیروهای ایرانی و شبهنظامیان نیابتی منطقهای آنها حداقل ۱۶ تأسیسات نظامی آمریکا را در هشت کشور خاورمیانه آسیب رساندهاند. این حملات دقیق به طور سیستماتیک سامانههای راداری پیشرفته، گرههای ارتباطی حیاتی و هواپیماهای زمینگیر شده را هدف قرار دادهاند، که برخی از مواضع خط مقدم آمریکا را عملاً غیرقابل استفاده کرده و فرماندهان را مجبور به جابجایی مداوم داراییها برای حفظ بازدارندگی منطقهای کرده است.
تخریب در بحرین تنها بخش مرکزی بحران آسیبپذیری گستردهتر برای نیروهای آمریکایی مستقر در خط مقدم است.
با وجود تلفات شدید زیرساختی، رهبری نظامی آمریکا به شدت از عملکرد دفاعی خود در برابر آتش بیسابقه دفاع کرده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) تأکید کرد که در طول چهار ماه جنگ، ایران بیش از ۸۰۰۰ موشک بالستیک، موشک کروز و پهپاد انتحاری به سمت مواضع آمریکا شلیک کرده است. فرماندهان با اولویت دادن عمدی به حفاظت از پرسنل به جای ساختمانهای فیزیکی – با انتقال سریع نیروها به پناهگاههای مستحکم در حالی که زیرساختهای سطحی را در معرض دید قرار میدادند – استدلال میکنند که با موفقیت از تلفات گسترده جلوگیری کردهاند. مقامات خاطرنشان میکنند که با وجود حجم بالای آتش ورودی، تنها دو حمله مستقیم منجر به تلفات جانی آمریکایی در کل منطقه شده است.[3]
با این حال، مقیاس محض خسارت مادی، واشنگتن را مجبور کرده است تا در مورد دوام بلندمدت حضور سنتی خود تجدید نظر کند. پنتاگون اکنون فعالانه در حال بررسی طرحهایی برای کاهش حضور نظامی خود نه تنها در بحرین، بلکه در کویت و عربستان سعودی است. هدف کلی این است که مراکز لجستیکی و عملیات فرماندهی به سمت غرب منتقل شوند، تا با افزایش حائل جغرافیایی بین پایگاههای آمریکایی و سایتهای پرتاب ایران، دقایق ارزشمندی از زمان هشدار اولیه برای سامانههای پدافند هوایی به دست آید.[2]
اسرائیل به عنوان نامزد اصلی برای میزبانی این عملیاتهای منتقل شده ظهور کرده است، اقدامی که به طور اساسی پویایی اتحاد آمریکا و اسرائیل را تغییر خواهد داد. انتقال مراکز فرماندهی و مراکز لجستیکی به خاک اسرائیل، آنها را تحت چتر حمایتی شبکه پدافند هوایی متراکم و چندلایه اسرائیل قرار میدهد، که شامل سامانههای گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان است. علاوه بر این، فاصله بیشتر از ایران، تهران را مجبور میکند تا به جای پهپادهای ارزان و انبوهی که پدافندها را در خلیج فارس تحت فشار قرار دادند، به موشکهای بالستیک دوربردتر و قابل ردیابیتر تکیه کند.[2]
چنین اقدامی نشاندهنده یک جابجایی لرزهای در ساختار امنیتی خاورمیانه خواهد بود. برای دههها، کشورهای عربی خلیج فارس به عنوان لنگر ضروری قدرت نظامی آمریکا در منطقه عمل کردهاند و میزبان دهها هزار نیرو برای تأمین امنیت محمولههای انرژی جهانی و بازدارندگی در برابر توسعهطلبی ایران بودهاند. عقبنشینی به سمت غرب میتواند به شدت به این اتحادهای دیرینه آسیب بزند و پایتختهای خلیج فارس را در حالی که توازن قدرت منطقهای به شدت در حال مذاکره مجدد است، توسط ضامن امنیتی اصلی خود رها شده و در برابر اجبار تهران آسیبپذیرتر احساس کنند.
برعکس، تأسیس پایگاههای بزرگ آمریکا در اسرائیل، پیمان دفاعی دوجانبه را تا حد بیسابقهای تقویت خواهد کرد و زیرساختهای نظامی آمریکا و اسرائیل را در هم میآمیزد. با این حال، این امر همچنین نیروهای آمریکایی را به طور دائم در خط مقدم درگیری فوری اسرائیل و ایران درگیر میکند و تلاشهای دیپلماتیک آینده برای کاهش تنشهای منطقهای را پیچیده میسازد. در حالی که دولت برای جلوگیری از تشدید بیشتر، در حال هدایت ارتباطات شکننده پشت پرده است، تصمیم نهایی در مورد اینکه ناوگان پنجم کجا مستقر شود، تعهد بلندمدت واشنگتن به منطقهای را که اساساً توسط جنگ تغییر شکل داده است، نشان خواهد داد.[1][2]
نکات کلیدی
- آمریکا در حال بررسی انتقال پایگاههای نظامی بزرگ از کشورهای خلیج فارس به اسرائیل است.
- این تغییر پس از خسارت ۴۰۰ میلیون دلاری تأیید نشده به پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بحرین صورت میگیرد.
- حملات ایران مقر فرماندهی ناوگان پنجم، آسایشگاهها و پایانههای ماهوارهای را تخریب کردند.
- فرماندهی مرکزی آمریکا میگوید اولویت دادن به پرسنل به جای ساختمانها از تلفات گسترده جلوگیری کرده است.
- انتقال به اسرائیل داراییهای آمریکا را از زرادخانه موشکی کوتاهبرد ایران دور میکند.
- این اقدام خطر آسیب رساندن به اتحادهای دفاعی دیرینه آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس را در پی دارد.
بررسی عمیق دیدگاهها
راهبردنویسان دفاعی آمریکا
انتقال داراییها به سمت غرب یک عقبنشینی تاکتیکی ضروری برای محافظت از تجهیزات با ارزش در برابر قابلیتهای موشکی کوتاهبرد و فراگیر ایران است.
برنامهریزان نظامی استدلال میکنند که حجم بالای پهپادهای ارزان و انبوه و موشکهای بالستیک دقیق در زرادخانه ایران، پایگاههای سنتی در خلیج فارس را بدون هزینههای غیرقابل قبول، غیرقابل دفاع کرده است. با انتقال مراکز لجستیکی و فرماندهی به اسرائیل، آمریکا دقایق ارزشمندی از زمان هشدار اولیه به دست میآورد و داراییهای خود را تحت حفاظت شبکه پدافند هوایی متراکم و چندلایه اسرائیل قرار میدهد. راهبردنویسان معتقدند که این حائل جغرافیایی برای حفظ ظرفیت عملیاتی ناوگان پنجم در یک درگیری طولانیمدت ضروری است.
متحدان عرب خلیج فارس
خروج آمریکا از خلیج فارس نشاندهنده رها کردن ساختار امنیتی منطقه است و آنها را در برابر اجبار ایران آسیبپذیر میکند.
برای دههها، کشورهایی مانند عربستان سعودی، کویت و بحرین راهبردهای امنیت ملی خود را به حضور نیروها و سختافزارهای آمریکایی گره زدهاند. رهبران این پایتختها انتقال احتمالی پایگاههای آمریکا را خیانت به پیمانهای دفاعی دیرینه میدانند. آنها نگرانند که کاهش حضور آمریکا، تهران را برای اعمال فشار نظامی و اقتصادی بیشتر بر کشورهای خلیج فارس جسورتر کند و آنها را مجبور سازند که یا خواستههای ایران را بپذیرند یا به سرعت ساختار نظامی مستقل خود را تقویت کنند.
نهاد دفاعی اسرائیل
انتقال احتمالی را یک مزیت راهبردی میداند که اتحاد آمریکا و اسرائیل را تعمیق میبخشد و لایه بازدارندگی بیشتری در برابر تهران فراهم میکند.
مقامات نظامی اسرائیل ادغام مراکز فرماندهی آمریکا در قلمرو خود را یک پیروزی راهبردی بزرگ میبینند. میزبانی ناوگان پنجم یا سایر داراییهای اصلی آمریکا، منافع امنیتی آمریکا و اسرائیل را به طور جداییناپذیری به هم پیوند میدهد و تضمین میکند که هرگونه حمله آتی ایران به اسرائیل احتمالاً باعث واکنش نظامی مستقیم آمریکا خواهد شد. علاوه بر این، سرازیر شدن زیرساختها و پرسنل نظامی آمریکا، اقتصاد محلی اسرائیل را تقویت کرده و فرصتهای بیسابقهای برای تمرینات نظامی مشترک و تبادل اطلاعات فراهم میکند.
چرا مهم است
انتقال نیروهای آمریکایی از خلیج فارس به اسرائیل، ساختار امنیتی خاورمیانه را به طور اساسی تغییر خواهد داد. این امر داراییهای آمریکا را از برد موشکی ایران دور میکند، اما به طور بالقوه میتواند به اتحادهای دفاعی دیرینه با متحدان عربی مانند عربستان سعودی و کویت آسیب بزند.
منابع
[1]The Wall Street Journalراهبردنویسان دفاعی آمریکاIran's Strikes Dealt $400 Million in Unacknowledged Damage to U.S. Navy Base in Bahrain
مطالعه در The Wall Street Journal →
[2]The Times of Israelنهاد دفاعی اسرائیلUS considering relocating some Gulf bases damaged by Iran to Israel — WSJ
مطالعه در The Times of Israel →
[3]U.S. Central Commandفرماندهی نظامی آمریکاCENTCOM Statement on Force Protection and Regional Infrastructure
مطالعه در U.S. Central Command →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


