دو سطح برجستهسازی: رسانهها چگونه توجه و ادراک عمومی را هدایت میکنند
پژوهشهای ارتباطات جمعی نشان میدهد که رسانههای خبری نه تنها تعیین میکنند کدام موضوعات برای عموم اهمیت دارند، بلکه از طریق چارچوببندی ویژگیها، نحوه ارزیابی مخاطبان از آن موضوعات خاص را نیز به صورت ساختاری شکل میدهند.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نظریه سنتی دروازهبانی
- بر قدرت رسانهها در دیکته کردن توجه عمومی از طریق حجم عظیم و جایگاه پوشش خبری تاکید میکند.
- تحلیل ویژگی و چارچوببندی
- بر این تمرکز دارد که چگونه صفات خاص برجسته شده توسط روزنامهنگاران، ارزیابی مخاطب را به صورت ساختاری جهتدهی میکند.
- پویاییهای شبکهای بینرسانهای
- بررسی میکند که چگونه اکوسیستمهای دیجیتال، الگوریتمها و رصد همتایان در میان رسانهها، یک دستور کار همگن و آبشاری ایجاد میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- روانشناسان شناختی که مقاومت فردی در برابر جهتدهی رسانهای را مطالعه میکنند
- معماران پلتفرمهای رسانههای اجتماعی که الگوریتمهای توزیع را طراحی میکنند
چرا مهم است
درک مفهوم برجستهسازی نشان میدهد که اخبار صرفاً بازتاب واقعیت نیستند؛ بلکه مرزهای بحث عمومی را فعالانه میسازند. شناخت نحوه تاکید رسانهها بر ویژگیهای خاص، به خوانندگان اجازه میدهد تا تشخیص دهند چه زمانی معیارهای ارزیابی آنها توسط تصمیمات سردبیری به صورت ساختاری جهتدهی میشود.
نکات کلیدی
- سطح اول برجستهسازی با فیلتر کردن رویدادهای جهانی به یک فهرست متمرکز از اولویتها، تعیین میکند که عموم مردم به چه چیزی فکر کنند.
- سطح دوم برجستهسازی با تاکید بر ویژگیهای خاص و چارچوببندی، نحوه ارزیابی عموم از آن رویدادها را دیکته میکند.
- مطالعه بنیادین چپل هیل در سال ۱۹۷۲، همبستگی ۰٫۹۶۷+ را میان تاکید رسانهها و اولویتبندی موضوعات توسط عموم نشان داد.
- برجستهسازی بینرسانهای زمانی رخ میدهد که رسانههای ملی نخبه روایتی را تثبیت میکنند که ناشران منطقهای و دیجیتال آن را تکرار میکنند.
- توزیع الگوریتمی، برجستهسازی را از یک تصمیم کاملاً سردبیری به یک حلقه بازخورد مبتنی بر تعامل مخاطب تغییر داده است.
شهروندی که روزانه ۴۵ دقیقه اخبار مصرف میکند، با حدود ۱۵۰ تیتر متمایز مواجه میشود، در حالی که دستگاه اطلاعاتی جهانی در همان بازه زمانی ۲۴ ساعته بیش از ۳ میلیون مقاله تولید میکند. سازوکاری که این ۳ میلیون واقعیت بالقوه را فیلتر کرده و به ۱۵۰ موردی که به صفحه نمایش میرسند تقلیل میدهد، تصادفی نیست؛ بلکه یک فرآیند مرتبسازی ساختاری است که به عنوان «برجستهسازی» شناخته میشود. هیئتهای تحریریه با تخصیص فضا و زمان محدود، مرزهای توجه عمومی را تعیین میکنند.[6]
ریاضیات بنیادین این سازوکار در سال ۱۹۷۲ توسط پژوهشگرانی به نامهای مکسول مککومبز و دونالد شاو پایهگذاری شد. آنها با تحلیل رایدهندگان مردد در چپل هیل، کارولینای شمالی، در طول انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۶۸، فراوانی موضوعات پوشش داده شده توسط رسانههای محلی را در برابر موضوعاتی که رایدهندگان به عنوان حیاتیترین مشکلات کشور شناسایی کرده بودند، اندازهگیری کردند. همبستگی به دست آمده ۰٫۹۶۷+ بود؛ یک تطابق آماری تقریباً کامل میان اولویتهای مطبوعات و دغدغههای عمومی.[1]
این کشف اولیه، سطح اول نظریه برجستهسازی را فرمولبندی کرد: برجستگی موضوع. همانطور که برنارد کوهن، دانشمند علوم سیاسی، مشاهده کرد، مطبوعات «ممکن است در بیشتر مواقع در گفتن اینکه مردم چگونه فکر کنند موفق نباشند، اما در گفتن اینکه خوانندگانشان به چه چیزی فکر کنند، به شکلی خیرهکننده موفق هستند.» حجم عظیم پوشش خبری، اهمیت ادراکشده یک موضوع را دیکته میکند.[1][6]
سردبیران با تخصیص منابع محدود - جایگاه صفحه اول، دقایق پخش و وزن تایپوگرافی - اهمیت نسبی یک رویداد را سیگنال میدهند. اگر یک شبکه تلویزیونی ۱۴ دقیقه از یک بخش خبری شامگاهی ۲۲ دقیقهای را به یک مناقشه مرزی اختصاص دهد، مخاطب به طور ساختاری اولویت آن مناقشه را جذب میکند، فارغ از اینکه موضع شخصیاش در قبال خود مرز چه باشد.[5]
با این حال، تحلیل رسانهها در دهههای بعدی نشان داد که مدل ۱۹۷۲ ناقص بوده است. مطبوعات صرفاً یک شیء خام را برای بررسی به دست عموم نمیدهند؛ بلکه یک شیء رنگآمیزی شده را به آنها تحویل میدهند. این درک، سطح دوم برجستهسازی را متولد کرد: برجستگی ویژگی.[7][8]
سطح دوم برجستهسازی با تاکید بر صفات خاص و در عین حال پنهان کردن صفات دیگر، نحوه تفکر درباره موضوع را دیکته میکند. هنگام پوشش یک سیاست مالیاتی، یک سازمان خبری ممکن است تاثیر آن بر کسری بودجه فدرال را که نشاندهنده یک ویژگی اقتصادی است، یا اثر آن بر خانوادههای طبقه کارگر را که نشاندهنده یک ویژگی عدالت اجتماعی است، برجسته کند.[2][7]
پژوهشگران در فصلنامه روزنامهنگاری و ارتباطات جمعی خاطرنشان کردند: «رسانهها نه تنها به ما میگویند به چه چیزی فکر کنیم، بلکه میگویند چگونه درباره آن فکر کنیم و در نتیجه، چه فکری بکنیم.» رسانهها با انتخاب اینکه کدام ویژگیها روایت را تعریف کنند، معیارهای ارزیابی مخاطب را پیش از آنکه مخاطب به طور مستقل رویداد را پردازش کند، جهتدهی میکنند.[7]
این انتخاب ویژگی، همپوشانی شدیدی با نظریه چارچوببندی دارد. همانطور که در سال ۲۰۰۷ در مجله ارتباطات تشریح شد، چارچوببندی شامل ساخت روایتی است که تعریف خاصی از مشکل، تفسیر علی و ارزیابی اخلاقی را ترویج میکند. اگر یک اعتراض از طریق ویژگی «حقوق مدنی» چارچوببندی شود، واکنش عمومی کاملاً متفاوتی نسبت به زمانی ایجاد میکند که از طریق ویژگی «اخلال در نظم عمومی» چارچوببندی شده باشد.[2][5]
همانطور که در سال ۲۰۰۷ در مجله ارتباطات تشریح شد، چارچوببندی شامل ساخت روایتی است که تعریف خاصی از مشکل، تفسیر علی و ارزیابی اخلاقی را ترویج میکند.
معماری برجستهسازی با دیجیتالی شدن اخبار به طور بنیادین تغییر کرده است. از نظر تاریخی، دستور کار توسط یک انحصار چندجانبه متمرکز از شبکههای پخش و روزنامههای ملی تعیین میشد. امروزه، این فرآیند توسط «برجستهسازی بینرسانهای» هدایت میشود، جایی که سازمانهای خبری به طور مداوم اولویتهای پوشش یکدیگر را رصد و تکرار میکنند تا ارتباط رقابتی خود را حفظ کنند.[3][8]
یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ که در مجله بینالمللی ارتباطات منتشر شد، این پویایی بینرسانهای را در طول یک بحث عمده اصلاح سیاست بررسی کرد. پژوهشگران دریافتند که رسانههای ملی نخبه همچنان به عنوان گرههای اصلی عمل میکنند و برجستگی اولیه موضوع را تثبیت میکنند. سپس رسانههای منطقهای و بومی دیجیتال دقیقاً همان اولویتها را در یک بازه زمانی ۲۴ تا ۴۸ ساعته اتخاذ میکنند.[3]
این همگنسازی در تحلیل سال ۲۰۲۴ از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ ایالات متحده که در کنفرانس بینالمللی انجمن پیشبرد هوش مصنوعی (AAAI) درباره وب و رسانههای اجتماعی ارائه شد، کمیتسنجی گردید. دادهها نشان داد که علیرغم تکثیر ناشران دیجیتال مستقل، دستور کار هستهای در سراسر اکوسیستم به شدت متمرکز باقی مانده است.[4]
پژوهشگران AAAI میلیونها آدرس اینترنتی را ردیابی کردند و دریافتند که اکوسیستمهای رسانهای حزبی، به جای تعیین دستور کارهای کاملاً متفاوت، تا حد زیادی همان موضوعات سطح اول - یعنی خود رویدادها - را اتخاذ کردند، اما ویژگیهای سطح دوم کاملاً متفاوتی را به کار بردند.[4]
این امر یک عرصه عمومی از هم گسیخته ایجاد میکند که در آن جناحهای سیاسی مخالف بر سر اینکه بحران روز چیست توافق دارند، اما دارای چارچوبهای کاملاً ناسازگاری برای ارزیابی آن هستند. واقعیت مشترک مطالعه چپل هیل در سال ۱۹۶۸، جای خود را به یک سرفصل مشترک با کتابهای درسی متناقض داده است.[1][4][6]
معرفی توزیع الگوریتمی این سازوکار را پیچیدهتر میکند. پلتفرمهای رسانههای اجتماعی گزارش اصلی تولید نمیکنند؛ آنها برجستگی گزارشهای موجود را بر اساس معیارهای تعامل وزندهی مجدد میکنند. این امر یک حلقه بازخورد ایجاد میکند که در آن واکنش مخاطب به یک ویژگی، میزان دیده شدن آینده آن را در سراسر شبکه دیکته میکند.[8]
در نتیجه، قدرت تعیین دستور کار دیگر در انحصار هیئت تحریریه نیست. این قدرت اکنون یک توافق مذاکره شده میان انتخاب اولیه ویژگی توسط ناشر، تقویت الگوریتمی خشم یا همدلی، و تمایل شبکه بینرسانهای برای تکرار روایت است. قدرت ساختاری همچنان پابرجاست، اما بازیگرانی که آن را اعمال میکنند تکثیر شدهاند.[3][8]
منابع
[1]The Public Opinion Quarterlyنظریه سنتی دروازهبانیThe Agenda-Setting Function of Mass Media
مطالعه در The Public Opinion Quarterly →
[2]Journal of Communicationتحلیل ویژگی و چارچوببندیFraming, agenda setting, and priming: The evolution of three media effects models
مطالعه در Journal of Communication →
[3]International Journal of Communicationپویاییهای شبکهای بینرسانهایIntermedia Agenda setting in a policy reform debate
مطالعه در International Journal of Communication →
[4]Proceedings of the International AAAI Conference on Web and Social Mediaپویاییهای شبکهای بینرسانهایIntermedia Agenda Setting during the 2016 and 2020 U.S. Presidential Elections
مطالعه در Proceedings of the International AAAI Conference on Web and Social Media →
[5]ResearchGateنظریه سنتی دروازهبانیThe Agenda-Setting Role of the Mass Media in the Shaping of Public Opinion
مطالعه در ResearchGate →
[6]Wileyنظریه سنتی دروازهبانیSetting the Agenda: Mass Media and Public Opinion, 3rd Edition
مطالعه در Wiley →
[7]Journalism & Mass Communication Quarterlyتحلیل ویژگی و چارچوببندیThink about it this way: Attribute agenda-setting function of the press and the public's evaluation of a local issue
مطالعه در Journalism & Mass Communication Quarterly →
[8]Mass Communication and Societyپویاییهای شبکهای بینرسانهایNew Directions in Agenda-Setting Theory and Research
مطالعه در Mass Communication and Society →
[9]تیم سردبیری کوهستانپویاییهای شبکهای بینرسانهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →بحران یمن
افزایش آوارگان یمن به ۷۶ هزار نفر در پی تشدید حملات حوثیها در جنوب غربی
6 منبع
حقوق بینالملل
چهار روشی که یک کشور صلاحیت اجباری دیوان بینالمللی دادگستری را میپذیرد
4 منبع
گزارش تلفات
سربازان زخمی، پنتاگون را به کماهمیت جلوه دادن شدت جراحات جنگ ایران متهم میکنند
2 منبع
فناوری دفاعی
درگیری اسپیسایکس با پنتاگون بر سر استفاده از استارلینک در حملات پهپادی نظامی
2 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





