اندازه جزیره و فاصله آن: مدل تعادلی جغرافیای زیستی چگونه تنوع گونهها را پیشبینی میکند
نظریه تعادلی جغرافیای زیستی جزایر، مساحت یک جزیره و فاصله آن از خشکی اصلی را از نظر ریاضی با تعداد گونههایی که میتواند در خود جای دهد، مرتبط میکند. این مدل که در ابتدا برای جزایر اقیانوسی توسعه یافته بود، اکنون اساس استراتژیهای جهانی حفاظت از زیستگاههای تکهتکهشده را تشکیل میدهد.
به قلم کوروش پاکزاد
این خبر را به اشتراک بگذارید
- بومشناسان کلاسیک
- نظریه تعادلی را به عنوان یک مدل قوی و بنیادین میبینند که الگوهای گسترده تنوع زیستی را بر اساس جغرافیای فیزیکی به دقت پیشبینی میکند.
- زیستشناسان حفاظت
- اصول این نظریه را در طراحی مناطق حفاظتشده حیاتوحش به کار میبرند و بر نیاز به زیستگاههای بزرگ و متصل برای کاهش خطرات انقراض در چشماندازهای تکهتکهشده تأکید میکنند.
- نظریهپردازان کنام و تکامل
- استدلال میکنند که مدل اصلی بیش از حد سادهانگارانه است و برای ارائه یک تصویر کامل، باید با ویژگیهای خاص گونهها، تنوع زیستگاهی و فرآیندهای تکاملی بلندمدت ادغام شود.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مدیران بومی اراضی که شیوههای سنتی آنها تنوع زیستی جزایر را شکل میدهد
- برنامهریزان شهری که بین توسعه و پیوستگی زیستگاهها تعادل ایجاد میکنند
تعداد گونههایی که یک جزیره میتواند در خود جای دهد، یک تصادف تاریخی نیست، بلکه یک تعادل ریاضی قابل پیشبینی است که توسط دو متغیر فیزیکی هدایت میشود: اندازه جزیره و فاصله آن از جمعیت مبدأ در خشکی اصلی. این ادعای اصلی نظریه تعادلی جغرافیای زیستی جزایر است؛ چارچوبی که اکولوژی را از یک فهرست توصیفی از گونهها به یک علم کمی و پیشبینیکننده تبدیل کرد. این نظریه با مدلسازی نیروهای متضاد مهاجرت و انقراض، توضیح میدهد که چرا یک جزیره بزرگ در نزدیکی یک قاره سرشار از تنوع زیستی است، در حالی که یک آبسنگ حلقوی کوچک و دورافتاده تنها بخش کوچکی از آن حیات را پشتیبانی میکند.[1][2]
این مکانیسم بر یک تعادل پویا استوار است. با ورود گونههای جدید به یک جزیره، نرخ مهاجرت موفقیتآمیز کاهش مییابد، صرفاً به این دلیل که تعداد کمتری از افراد تازهوارد متعلق به گونههایی هستند که از قبل در جزیره حضور نداشتهاند. همزمان، با پر شدن جزیره، نرخ انقراض به دلیل افزایش رقابت بر سر منابع محدود و کوچکتر شدن اندازه جمعیت هر گونه، بالا میرود. نقطهای که در آن منحنی نزولی مهاجرت با منحنی صعودی انقراض تلاقی میکند، همان تعداد تعادلی گونههاست. تنوع زیستی جزیره حول این عدد در نوسان خواهد بود، حتی اگر گونههای خاص حاضر در آن دائماً در حال تغییر و جایگزینی باشند.[2][7]
فاصله، تعیینکننده نرخ مهاجرت است. جزایری که به مبدأ خشکی اصلی نزدیکترند، هجوم بیشتری از مهاجران را دریافت میکنند؛ دانههایی که با باد جابهجا میشوند، پرندگانی که از مسیر خود منحرف شدهاند، یا حشراتی که روی بقایای شناور سفر میکنند. این «اثر فاصله» به این معناست که جزایر نزدیک دارای منحنی مهاجرت تندتر و بالاتری هستند که نقطه تعادل آنها را به سمت تعداد گونههای بیشتری سوق میدهد. در مقابل، جزایر دورافتاده مهاجران کمتری دریافت میکنند که منجر به تعادل پایینتری میشود.[2][7]
در همین حال، اندازه جزیره نرخ انقراض را دیکته میکند. جزایر بزرگتر تنوع بیشتری از زیستگاهها را ارائه میدهند و به گونههای بیشتری اجازه میدهند تا کنامهای خاص خود را پیدا کنند. مهمتر از آن، این جزایر میتوانند از جمعیتهای بزرگتری برای هر گونه پشتیبانی کنند که آنها را در برابر نوسانات تصادفی جمعیتی، شیوع بیماریها یا فجایع زیستمحیطی کمتر آسیبپذیر میکند. این «اثر مساحت» به این معناست که جزایر بزرگ دارای منحنی انقراض کمشیبتر و پایینتری هستند که این امر نیز نقطه تعادل آنها را بالاتر میبرد. جزایر کوچک با منابع کمتر و جمعیتهای کوچکتر، نرخ انقراض بالاتری را تجربه کرده و گونههای کمتری را حفظ میکنند.[2][7]
این نظریه به طور رسمی در یک تکنگاری در سال ۱۹۶۷ توسط بومشناسانی به نامهای رابرت اچ. مکآرتور و ادوارد او. ویلسون ارائه شد. کار آنها دههها دادههای رصدی را در یک مدل ریاضی منسجم ترکیب کرد. پیش از انتشار مقاله آنها، جغرافیای زیستی عمدتاً بر ردیابی تاریخچه تکاملی و مسیرهای پراکندگی دودمانهای خاص متمرکز بود. مکآرتور و ویلسون تمرکز را به سمت فرآیندهای اکولوژیک زیربنایی که ساختار جامعه را کنترل میکنند تغییر دادند و استدلال کردند که هندسه فیزیکی چشمانداز به اندازه ویژگیهای بیولوژیکی ارگانیسمها اهمیت دارد.[1][5]
این نظریه به طور رسمی در یک تکنگاری در سال ۱۹۶۷ توسط بومشناسانی به نامهای رابرت اچ.
برای آزمایش این مدل، ویلسون و دانشجوی تحصیلات تکمیلیاش، دنیل سیمبرلوف، در سال ۱۹۶۹ یک آزمایش تاریخی انجام دادند. آنها جمعیت بندپایان را در چند جزیره کوچک حرا در فلوریدا کیز بررسی کردند، سپس یک متخصص دفع آفات را استخدام کردند تا جزایر را با متیل بروماید بخوردهی کند و تمام حشرات و عنکبوتها را از بین ببرد. طی سال بعد، آنها فرآیند استعمار مجدد را زیر نظر گرفتند. همانطور که نظریه پیشبینی کرده بود، جزایری که به خشکی اصلی نزدیکتر بودند، تنوع گونهای خود را سریعتر بازیابی کردند و در نهایت همه جزایر تقریباً به تعداد گونههای پیش از بخوردهی خود بازگشتند، هرچند ترکیب گونههای خاص تغییر کرده بود.[5][7]
اگرچه این نظریه در ابتدا برای جزایر اقیانوسی توسعه یافته بود، اما عمیقترین تأثیر آن بر حفاظت از خشکیها بوده است. از آنجا که فعالیتهای انسانی مانند کشاورزی، شهرسازی و قطع درختان، اکوسیستمهای پیوسته را تکهتکه میکند، بخشهای باقیمانده از زیستگاههای طبیعی به عنوان جزایری عملکردی در «دریایی» از توسعه انسانی عمل میکنند. یک پارک ملی که توسط زمینهای کشاورزی احاطه شده است، تابع همان قوانین مهاجرت و انقراضی است که یک جزیره محصور در آب از آنها پیروی میکند.[3][7]
این درک، جرقه بحث بزرگی را در زیستشناسی حفاظت طی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ زد که به بحث SLOSS (یک منطقه بزرگ یا چند منطقه کوچک) معروف است. اگر یک دولت بودجه محدودی برای خرید زمین به منظور ایجاد منطقه حفاظتشده داشته باشد، آیا بهتر است یک قطعه زمین بزرگ و پیوسته بخرد، یا چند قطعه کوچکتر با مساحت کل برابر؟ نظریه تعادلی به شدت از رویکرد «یک منطقه بزرگ» حمایت میکند. یک منطقه حفاظتشده بزرگ، نرخ انقراض پایینتری خواهد داشت و از تعداد تعادلی بیشتری از گونهها نسبت به یک شبکه تکهتکهشده از مناطق کوچکتر پشتیبانی میکند؛ مناطقی که در برابر اثرات حاشیهای و انقراضهای محلی آسیبپذیرتر هستند.[3][7]
با این حال، این مدل محدودیتهایی دارد. مدل فرض میکند که همه گونهها در احتمالات استعمار و انقراض خود برابرند و ویژگیهای بیولوژیکی خاصی مانند توانایی پراکندگی، نرخ تولیدمثل یا تخصص زیستگاهی را که برخی گونهها را آسیبپذیرتر از دیگران میکند، نادیده میگیرد. همچنین فرض میکند که استخر مبدأ در خشکی اصلی ثابت است و محیط جزیره پایدار میماند، و بدین ترتیب تأثیرات تغییرات اقلیمی، گونههای مهاجم یا سازگاری تکاملی در مقیاسهای زمانی طولانی را نادیده میگیرد.[4][6]
تحقیقات اخیر به دنبال اصلاح این نظریه با گنجاندن این پیچیدگیها بودهاند. برای مثال، مدلهای مبتنی بر کنام، الزامات محیطی خاص گونههای مختلف را ادغام میکنند و میپذیرند که ظرفیت برد یک جزیره نه تنها به مساحت کل آن، بلکه به تنوع زیستگاههایی که در بر میگیرد نیز بستگی دارد. پژوهشگران دیگر در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه فرآیندهای تکاملی، مانند گونهزایی و سازگاری، با دینامیکهای اکولوژیک تعامل میکنند تا تنوع زیستی جزیره را در طول میلیونها سال شکل دهند.[4][6]
با وجود این اصلاحات، اصول هستهای نظریه تعادلی همچنان بنیادین باقی ماندهاند. رابطه بین مساحت، فاصله و غنای گونهای، یک خط پایه کمی و قوی برای درک الگوهای تنوع زیستی فراهم میکند. در عصر تسریع از دست رفتن زیستگاهها، حساب و کتاب صریح این مدل - مبنی بر اینکه کوچک شدن مساحت یک زیستگاه به ناچار تعداد گونههایی را که میتواند حفظ کند کاهش میدهد - هم به عنوان یک ابزار پیشبینیکننده و هم به عنوان یک هشدار عمل میکند.[3][6]
میراث کار مکآرتور و ویلسون در طراحی شبکههای حفاظتی مدرن مشهود است، که به طور فزایندهای مناطق حفاظتشده بزرگ و متصل و ایجاد کریدورهای حیاتوحش را برای تسهیل مهاجرت بین زیستگاههای تکهتکهشده در اولویت قرار میدهند. این نظریه با تشخیص اینکه انزوا عامل محرک انقراض است، دستورالعملی واضح برای حفظ پیوستگی دنیای طبیعی ارائه میدهد.[3][5]
آنچه نمیدانیم
- زیستگاههای تکهتکهشده خشکی با چه سرعتی به تعداد گونههای تعادلی جدید و پایینتر خود خواهند رسید.
- تغییرات اقلیمی دقیقاً تا چه حد با تغییر مطلوبیت زیستگاه، نرخهای مهاجرت و انقراض را دگرگون خواهد کرد.
- چگونه میتوان فرآیندهای پیچیده تکاملی مانند گونهزایی را به طور کامل در مدل نسبتاً ساده تعادل اکولوژیک ادغام کرد.
منابع
[1]University of Northampton LibraryThe Theory of Island Biogeography
مطالعه در University of Northampton Library →
[2]University of Michiganبومشناسان کلاسیکEquilibrium Theory of Island Biogeography
مطالعه در University of Michigan →
[3]The Student Journal of Conservationزیستشناسان حفاظتIs the Equilibrium theory of island biogeography still useful in conservation today?
مطالعه در The Student Journal of Conservation →
[4]PMCنظریهپردازان کنام و تکاملA niche‐based theory of island biogeography
مطالعه در PMC →
[5]Harvard Gazetteبومشناسان کلاسیکBiologists remember landmark theory
مطالعه در Harvard Gazette →
[6]ResearchGateنظریهپردازان کنام و تکاملA roadmap for island biology: 50 fundamental questions after 50 years of The Theory of Island Biogeography
مطالعه در ResearchGate →
[7]Open Yale Coursesبومشناسان کلاسیکE&EB 122 - Lecture 29 - Island Biogeography and Invasive Species
مطالعه در Open Yale Courses →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



