چگونه یک اختلاف اصطلاحشناسی در موزه بریتانیا، استقلال کیوریتوری را به چالش میکشد
ایمیلهای داخلی فاش کردند که موزه بریتانیا نمایشگاههای خاورمیانه باستان را در پی لابیگری خارجی تغییر داده است، که این امر بحثی جدی درباره شفافیت و اخلاق موزهداری برانگیخته است.
به قلم هستی فیروزی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- فعالان حفظ میراث فرهنگی
- حذف سریع اصطلاحات را اقدامی برای محو فرهنگی میدانند که ناشی از فشار سیاسی است.
- ناظران اخلاق نهادی
- بر شکستهای رویهای و تهدید علیه استقلال کیوریتوری تمرکز میکنند.
- حامیان دقت تاریخی
- استدلال میکنند که اعمال اصطلاحات مدرن بر دورههای باستان، تاریخ را تحریف میکند.
نکات کلیدی
- موزه بریتانیا اصطلاحاتی مانند «فلسطین» و «اشغال اسرائیلی» را از نمایشگاههای خاورمیانه باستان حذف کرد.
- موزه در ابتدا ادعا کرد که این تغییرات ناشی از آزمایشهای معمول مخاطبان و بازسازی گالری بوده است.
- ایمیلهای داخلی که از طریق قانون آزادی اطلاعات (FOI) منتشر شدند، فاش کردند که هیچ آزمایش مخاطبی انجام نشده و تغییرات در پی لابیگری خارجی صورت گرفته است.
- منتقدان استدلال میکنند که موزه آییننامه اخلاقی انجمن موزهها را در مورد شفافیت و استقلال کیوریتوری نقض کرده است.
موزه بریتانیا، یکی از برجستهترین نهادهای فرهنگی جهان، به دلیل نحوه برخورد با اصطلاحات تاریخی مورد مناقشه، تحت فشار فزایندهای قرار گرفته است. هسته اصلی این جنجال، تصمیم اخیر موزه برای حذف اصطلاحات «فلسطین»، «فلسطینی» و «اشغال اسرائیلی» از چندین نمایشگاه خاورمیانه باستان است. در حالی که این نهاد در ابتدا از این تغییرات به عنوان نتیجه بازبینیهای معمول کیوریتوری و تحقیقات مخاطبان دفاع میکرد، مکاتبات داخلی که به تازگی منتشر شدهاند، این روایت را زیر سوال برده و بحث داغی را درباره شفافیت نهادی و دخالت سیاسی برانگیخته است.
این اختلاف برای اولین بار در فوریه ۲۰۲۶ علنی شد، زمانی که بازدیدکنندگان و مورخان متوجه شدند که نقشهها و پانلهای اطلاعاتی در گالریهای شام و مصر موزه، بیسروصدا بهروزرسانی شدهاند. عباراتی مانند «حاکمان با تبار فلسطینی» به «حاکمان با منشأ کنعانی» تغییر یافتند و ارجاعات به «اشغال اسرائیلی» باستان حذف شدند. این تغییرات نمایشگاههایی را شامل میشد که دورههایی از حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد تا ۳۰۰ سال قبل از میلاد را پوشش میدادند.[2]
این تغییرات توسط «وکلای بریتانیایی حامی اسرائیل» (UKLFI)، یک گروه داوطلب از وکلا که رسماً به نیکلاس کالینان، مدیر موزه، شکایت کرده بودند، مورد حمایت قرار گرفت. این گروه استدلال کرد که اعمال عطف به ماسبق نام «فلسطین» در طول هزاران سال تاریخ باستان، تصور نادرستی از تداوم تاریخی ایجاد میکند. آنها مدعی شدند که استفاده از این اصطلاح برای دورههایی که مدتها قبل از آن است که رومیها رسماً منطقه را «سوریه پالاستینا» نامیدند، عملاً ظهور تاریخی پادشاهیهای اسرائیل و یهودا را محو میکند.[2]
در واکنش به اعتراضات عمومی اولیه در ماه فوریه، موزه بریتانیا اصرار داشت که بهروزرسانیها نه به دلیل فشار خارجی، بلکه به دلیل دقت کیوریتوری داخلی انجام شده است. موزه با انتشار بیانیهای تأکید کرد که «آزمایش مخاطبان» نشان داده است که اصطلاح فلسطین «دیگر یک عنوان بیطرف نیست و ممکن است به قلمرو سیاسی اشاره داشته باشد.» گزارش شده است که کالینان به مورخان برجسته اطمینان داده بود که کیوریتورها در طول بازسازی برنامهریزی شده گالری، مدتها درباره این اصطلاحات فکر کردهاند و صراحتاً هرگونه واکنش مستقیم به شکایت UKLFI را رد کرد.
با این حال، این روایت در ژوئیه ۲۰۲۶ پس از درخواست «آزادی اطلاعات» (FOI) که توسط رسانه «میدل ایست آی» ثبت شد، به طور چشمگیری تغییر کرد. مجموعه ایمیلهای داخلی که با سانسور شدید منتشر شدند، جدول زمانی را نشان دادند که مستقیماً با دفاع عمومی موزه در تضاد بود. طبق این افشاگریها، موزه هیچ سندی مبنی بر انجام آزمایش خاص مخاطبان در مورد اصطلاح «فلسطین» نداشت. در عوض، ایمیلها نشان دادند که کارکنان به سرعت تغییرات متنی را پس از یک سری شکایات خصوصی و عمومی از سوی فعالان و سازمانهای حامی اسرائیل، از جمله «هیئت نمایندگان یهودیان بریتانیا»، اجرا کردهاند.
مکاتبات داخلی تصویری از نهادی را ترسیم کرد که به سرعت به لابیگری خارجی واکنش نشان میدهد. در یک مورد، ایمیلی هشدار داد که پانلی که «اشغال اسرائیلی» باستان را توصیف میکند، میتواند از دریچه سیاستهای معاصر تفسیر شود و به طور بالقوه «حملات علیه یهودیان را توجیه کند.» ظرف پنج ساعت پس از انتشار این شکایت در داخل، کارکنان پیشنهاد حذف کلمات را دادند تا اطمینان حاصل شود که معنای مورد نظر واضح باقی میماند. تبادل دیگری نشان داد که کارکنانی که پیشنهاد استفاده از پاسخهای استاندارد و از پیش تأیید شده برای رسیدگی به شکایات را داده بودند، به سرعت توسط مدیریت ارشد رد شدند.
مکاتبات داخلی تصویری از نهادی را ترسیم کرد که به سرعت به لابیگری خارجی واکنش نشان میدهد.
این افشاگری که توجیه عمومی موزه ظاهراً ساختگی بوده است، بحران اعتمادی را در میان دانشگاهیان، سیاستمداران و ناظران فرهنگی ایجاد کرده است. منتقدان استدلال میکنند که تسلیم شدن سریع در برابر لابیگری خارجی، سابقه خطرناکی برای استقلال کیوریتوری ایجاد میکند. حسام زملط، سفیر فلسطین در بریتانیا، موزه را به «محو فرهنگی» متهم کرد، در حالی که چندین نماینده پارلمان بریتانیا علناً خواستار تحقیقات مستقل در مورد اینکه آیا دخالت سیاسی، یکپارچگی این نهاد را به خطر انداخته است، شدهاند.[3]
در قلب این واکنشها، «آییننامه اخلاقی انجمن موزهها» قرار دارد، که چارچوب اساسی حاکم بر عملکرد حرفهای در سراسر نهادهای فرهنگی بریتانیا است. این آییننامه صراحتاً تصریح میکند که موزهها باید اطمینان حاصل کنند که تصمیمگیریهایشان بر اساس بهترین شیوههای حرفهای، باز و شفاف است و منافع عمومی را تأمین میکند. نکته حیاتی این است که این آییننامه حکم میکند که نهادها باید در برابر تلاشهای گروههای ذینفع خاص، اعم از اهداکنندگان، سیاستمداران یا سازمانهای حمایتی، برای تأثیرگذاری نابجا بر تفسیر یا محتوا مقاومت کنند.[1]
«فرهنگ بدون لکه» (Culture Unstained)، یک گروه کمپینی که پیش از این موزه بریتانیا را به دلیل حمایتهای مالی از سوختهای فسیلی زیر نظر گرفته بود، رسماً هشدار داده است که رهبری موزه ممکن است این دستورالعملهای اخلاقی را نقض کرده باشد. با اجازه دادن به حساسیتهای سیاسی خارجی برای دیکته کردن تفسیر تاریخی – و سپس پنهان کردن این فرآیند از دید عموم – موزه در معرض خطر تضعیف اعتماد اساسیای قرار میگیرد که جامعه به مخازن فرهنگی دارد. این گروه استدلال میکند که اگر اصطلاحی از نظر سیاسی حساس تلقی شود، واکنش اخلاقی کیوریتوری، زمینهسازی و آموزش است، نه حذف بیسر و صدای آن.[3]
در مقابل، مدافعان اقدامات موزه معتقدند که این نهاد کاملاً حق داشته است که زبان نابهنگامی را که میتواند ناخواسته تعصبات معاصر را دامن بزند، اصلاح کند. از این منظر، شکست در تصمیم برای بهروزرسانی اصطلاحات نبوده، بلکه در استراتژی روابط عمومی ناشیانه موزه بوده است. طرفداران این تغییرات استدلال میکنند که موزهها وظیفه مراقبت از مخاطبان متنوع خود را دارند و باید زمانی که برچسبهای تاریخی نادرست هستند یا باعث ناراحتی واقعی جوامع به حاشیه رانده شده میشوند، پاسخگو باشند.[2]
این جنجال آسیبپذیری فزاینده موزههای جهانی را برجسته میکند، که به طور فزایندهای خود را در آتش متقابل درگیریهای شدید ژئوپلیتیک و جنگهای فرهنگی داخلی مییابند. به عنوان فضاهای عمومی که روایتهای تاریخی را تعریف میکنند، موزهها دیگر به عنوان داوران بیطرف گذشته دیده نمیشوند، بلکه به عنوان شرکتکنندگان فعال در شکلدهی به زمان حال شناخته میشوند. این تغییر فشار عظیمی را بر کیوریتورها وارد میکند، که باید بین الزامات دقت آکادمیک و واقعیتهای عاطفی و سیاسی بازدیدکنندگان خود تعادل برقرار کنند.
تلاش موزه بریتانیا برای عبور از این میدان، منحصر به فرد نیست، اما جایگاه آن به عنوان یک نهاد برجسته جهانی، اهمیت موضوع را دوچندان میکند. این حادثه یک نقص حیاتی را در نحوه برخورد سازمانهای فرهنگی بزرگ با میراث مورد مناقشه در عصر دیجیتال آشکار میسازد، جایی که کمپینهای لابیگری سازمانیافته میتوانند به سرعت بسیج شوند و مکاتبات داخلی در معرض نظارت عمومی قرار میگیرند. فقدان یک سازوکار شفاف و استاندارد برای بازبینی و بهروزرسانی اصطلاحات تاریخی، نهادها را در برابر اتهامات سوگیری از همه طرفها آسیبپذیر میسازد.
در ادامه، موزه برای بازگرداندن اعتبار خود با مسیری دشوار روبرو است. در حالی که سخنگوی موزه اخیراً تکرار کرد که اصطلاح «فلسطین» همچنان در گالریهای مختلف معاصر و تاریخی استفاده میشود، این نهاد هنوز به تناقضات بین بیانیههای فوریه و افشاگریهای FOI در ژوئیه رسیدگی نکرده است. این سکوت تنها باعث افزایش درخواستها برای یک بررسی جامع و مستقل از فرآیندهای تصمیمگیری داخلی موزه شده است.[3]
در نهایت، اختلاف اصطلاحشناسی در موزه بریتانیا به عنوان یک آزمون استرس سطح بالا برای مفهوم استقلال کیوریتوری عمل میکند. این امر بخش فرهنگی را مجبور میکند تا با سؤالات ناراحتکنندهای روبرو شود: چه کسی تاریخ را تعریف میکند، نهادها چگونه باید به فشار سازمانیافته پاسخ دهند، و شفافیت در عمل واقعاً چگونه به نظر میرسد. در حالی که موزههای سراسر جهان با چالشهای مشابهی دست و پنجه نرم میکنند، حل این بحران احتمالاً سابقه پایداری را برای نحوه مدیریت روایتهای مورد مناقشه در فضای عمومی تعیین خواهد کرد.
چرا مهم است
این جنجال، سازوکارهای شکنندهای را که از استقلال کیوریتوری محافظت میکنند، آشکار میسازد و یک سابقه جهانی برای نحوه برخورد موزهها با لابیگری سازمانیافته، اصطلاحات تاریخی مورد مناقشه و شفافیت نهادی در عصر قطببندی ژئوپلیتیک ایجاد میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان دقت تاریخی
استدلال میکنند که اعمال اصطلاحات مدرن بر دورههای باستان، تاریخ را تحریف میکند.
گروههای حامی اسرائیل، از جمله وکلای بریتانیایی حامی اسرائیل (UKLFI)، معتقدند که استفاده از اصطلاح «فلسطین» برای توصیف منطقه شام بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰ سال قبل از میلاد، یک نابهنگاری تاریخی است. آنها استدلال میکنند که اعمال عطف به ماسبق نامی که تا دوران رومیان رسمیت نیافته بود، عملاً ظهور تاریخی پادشاهیهای اسرائیل و یهودا را محو میکند. از این منظر، تصمیم موزه برای بهروزرسانی متن یک اصلاح ضروری برای تضمین دقت تاریخی بوده، نه یک اقدام سانسور سیاسی.
فعالان حفظ میراث فرهنگی
حذف سریع اصطلاحات را اقدامی برای محو فرهنگی میدانند که ناشی از فشار سیاسی است.
حامیان فلسطینی و مورخان منتقد استدلال میکنند که اقدامات موزه به منزله محو فرهنگی است، به ویژه با توجه به درگیری ژئوپلیتیک جاری. آنها اشاره میکنند که «فلسطین» از قرن نوزدهم به عنوان یک نامگذاری جغرافیایی استاندارد در مطالعات غربی و خاورمیانهای استفاده شده است. برای این فعالان، این واقعیت که موزه از آزمایشهای استاندارد مخاطبان صرف نظر کرده تا به سرعت تغییرات درخواستی لابیگران حامی اسرائیل را اجرا کند، نشاندهنده یک استاندارد دوگانه نگرانکننده در نحوه اعمال بیطرفی نهادی است.
ناظران اخلاق نهادی
بر شکستهای رویهای و تهدید علیه استقلال کیوریتوری تمرکز میکنند.
سازمانهایی مانند «فرهنگ بدون لکه» و «انجمن موزهها» بر یکپارچگی رویهای نهادهای فرهنگی تأکید میکنند. نگرانی اصلی آنها لزوماً این نیست که کدام اصطلاح تاریخی استفاده شود، بلکه نحوه اتخاذ تصمیم است. ناظران استدلال میکنند که موزه با اجازه دادن به شکایات سیاسی خارجی برای دیکته کردن محتوای کیوریتوری – و سپس نسبت دادن عمومی آن تغییرات به «آزمایش مخاطبان» غیرموجود – دستورالعملهای اخلاقی اصلی مبنی بر شفافیت و مقاومت در برابر نفوذ نابجا را نقض کرده است.
منابع
[1]Museums Associationناظران اخلاق نهادیCode of Ethics for Museums
مطالعه در Museums Association →
[2]The Times of Israelحامیان دقت تاریخیBritish Museum removes some 'Palestine' references from displays after complaints
مطالعه در The Times of Israel →
[3]The New Arabفعالان حفظ میراث فرهنگیThe British Museum's Palestine erasure is a betrayal of history
مطالعه در The New Arab →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


