چرا کسر نکردن هزینههای سرمایهای نگهداری (Maintenance Capex) به طور سیستماتیک باعث بیشارزشگذاری شرکتهای صنعتی میشود
در حالی که EBITDA همچنان معیار غالب برای ارزشگذاری شرکتها است، نادیده گرفتن هزینههای سرمایهای نگهداری، هزینه ضروری جایگزینی داراییهای مستهلک را به عنوان جریان نقدی اختیاری در نظر میگیرد. این نقطه کور ساختاری در حسابداری، به طور معمول ریسک ورشکستگی را در صنایع سرمایهبر پنهان میکند.
به قلم الناز احمدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- خالصگرایان ارزشگذاری
- استدلال میکنند که کسر هزینههای سرمایهای نگهداری برای تعیین جریان نقدی آزاد واقعی در دسترس سرمایهگذاران، الزامی است.
- حامیان خرید اهرمی
- طرفدار EBITDA تعدیلنشده به عنوان یک مبنای استاندارد و عینی برای مقایسه ظرفیت بدهی در ساختارهای سرمایهای مختلف هستند.
- تحلیلگران اعتباری
- بر شکاف نقدینگی بین سود حسابداری گزارش شده و نقدینگی واقعی مورد نیاز برای جلوگیری از شکست عملیاتی تمرکز میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سرمایهگذاران خرد
- تیمهای مدیریتی شرکتها
نکات کلیدی
- EBITDA استهلاک داراییهای فیزیکی را به عنوان یک هزینه غیرنقدی در نظر میگیرد و نقدینگی واقعی مورد نیاز برای جایگزینی آنها را نادیده میگیرد.
- هزینههای سرمایهای نگهداری، سرمایهگذاری مجدد اجباری است که برای حفظ عملیات جاری و جلوگیری از فروپاشی درآمد ضروری است.
- کسر نکردن هزینههای سرمایهای نگهداری از EBITDA، به طور سیستماتیک با افزایش جریان نقدی درک شده، باعث بیشارزشگذاری شرکتهای سرمایهبر میشود.
- صورتهای مالی عمومی به ندرت هزینههای سرمایهای رشد را از نگهداری تفکیک میکنند و تحلیلگران را مجبور به تخمین این تقسیمبندی میسازد.
- تعدیل EBITDA برای هزینههای سرمایهای نگهداری، تصویر بسیار دقیقتری از ظرفیت واقعی شرکت برای خدماتدهی به بدهی ارائه میدهد.
چرا مهم است
سرمایهگذاران و تحلیلگرانی که به ضرایب تعدیلنشده ارزش شرکت به EBITDA (EV/EBITDA) تکیه میکنند، با درک نادرست از میزان نقدینگی واقعی موجود برای پرداخت بدهی یا توزیع بین سهامداران، در معرض خطر پرداخت بهای بیش از حد برای شرکتهای دارای دارایی سنگین هستند.
در مارس ۲۰۰۳، «مؤسسه ورشکستگی آمریکا» (American Bankruptcy Institute) مطالعهای منتشر کرد که یک پارادوکس ساختاری در حسابداری را نشان میداد: شرکتها میتوانند EBITDA مثبت و رو به رشدی را گزارش دهند، در حالی که همزمان به سمت ورشکستگی پیش میروند. این اختلاف بر یک قلم واحد متمرکز است که EBITDA صراحتاً آن را نادیده میگیرد، اما واقعیت آن را تحمیل میکند: نقدینگی لازم برای حفظ عملیات جاری.[2]
سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش (EBITDA) از زمان رونق خرید اهرمی (LBO) در دهه ۱۹۸۰ به عنوان معیار پیشفرض برای جریان نقدی عملیاتی مورد استفاده قرار گرفته است. این معیار با حذف اثرات ساختار سرمایه و حوزههای مالیاتی، دیدگاهی استاندارد از سودآوری شرکت ارائه میدهد و یک مبنای مقایسهای شفاف ایجاد میکند.[5]
نقص مهلک این معیار، همانطور که توسط «انجمن حسابداران خبره رسمی» در اکتبر ۲۰۲۰ تشریح شد، در نحوه برخورد آن با استهلاک نهفته است. EBITDA با افزودن مجدد استهلاک به سود خالص، فرسودگی داراییهای فیزیکی را به عنوان یک امر ساختگی حسابداری و غیرنقدی تلقی میکند.
اما داراییهای فیزیکی واقعاً مستهلک میشوند و جایگزینی آنها نیازمند نقدینگی واقعی است. این سرمایهگذاری مجدد ضروری به عنوان «هزینههای سرمایهای نگهداری» (Maintenance Capex) شناخته میشود و برخلاف سرمایهگذاری در خطوط تولید جدید یا توسعه جغرافیایی، اختیاری نیست.[1]
راهنمای بانکداری سرمایهگذاری صنایع (Industrials IB Guide) مرز مشخصی بین هزینههای سرمایهای رشد (Growth Capex) و هزینههای سرمایهای نگهداری ترسیم میکند. هزینههای سرمایهای رشد، تأسیسات جدید را تأمین مالی میکند، ظرفیت را گسترش میدهد یا سهم بازار جدیدی را به دست میآورد. در مقابل، هزینههای سرمایهای نگهداری صرفاً از فروپاشی جریان درآمدی موجود جلوگیری میکند.
هنگامی که یک مدل ارزشگذاری به EBITDA تعدیلنشده متکی است، به طور ضمنی فرض میکند که تمام هزینههای سرمایهای، رشد محور و در نتیجه اختیاری هستند. برای یک شرکت نرمافزاری که داراییهای فیزیکی ناچیزی دارد، این فرض تا حد معقولی درست است، زیرا نیازهای سرمایهای آنها حداقل است.[3]
اما برای یک کارخانه تولیدی، یک ناوگان حمل و نقل یا یک ارائهدهنده خدمات مخابراتی، این فرض کاملاً شکست میخورد. یک شرکت حمل و نقل نمیتواند به طور نامحدود جایگزینی تجهیزات فرسوده خود را به تعویق بیندازد، بدون اینکه در نهایت توانایی خود را برای حمل بار و تولید درآمد از دست بدهد.
اما برای یک کارخانه تولیدی، یک ناوگان حمل و نقل یا یک ارائهدهنده خدمات مخابراتی، این فرض کاملاً شکست میخورد.
راهنمای مقدماتی UBS Warburg در مورد ضرایب ارزشگذاری، که در فوریه ۲۰۱۷ منتشر شد، نشان میدهد که چگونه این نقطه کور محاسبات ارزش شرکت را مخدوش میکند. ضریب EV/EBITDA برابر با ۸ برابر ممکن است در مقایسه با میانگین ۱۰ برابری گروه همتا، ارزان به نظر برسد.[3]
با این حال، اگر آن شرکت به ظاهر ارزان، با تجهیزات قدیمی کار کند که نیازمند هزینههای سرمایهای نگهداری هنگفت در کوتاهمدت است، بازده جریان نقدی آزاد واقعی آن به طور قابل توجهی کمتر از آن چیزی است که ضریب نشان میدهد. این حق بیمه ارزشگذاری، توهمی است که توسط نگهداری به تعویق افتاده ایجاد شده است.[3][6]
«شرکای مالی شرکت» (Corporate Finance Associates) استدلال میکند که این سوءتفاهم، EBITDA را از یک ابزار مقایسهای مفید به یک معیار جایگزین خطرناک برای جریان نقدی تبدیل میکند. جریان نقدی است که بهره بدهی را میپردازد؛ EBITDA چنین نیست.[4]
قویترین استدلال متقابل از سوی حامیان سهام خصوصی این است که جداسازی هزینههای سرمایهای نگهداری از صورتهای مالی عمومی به طرز بدنامی دشوار است. شرکتها به ندرت هزینههای سرمایهای خود را در گزارشهای ۱۰-K خود به بخشهای «رشد» و «نگهداری» تقسیم میکنند.[1][6]
مدافعان استدلال میکنند که چون تقسیم دقیق این هزینهها نیازمند دسترسی به مدیریت یا تخمین ذهنی است، EBITDA تعدیلنشده همچنان تنها مبنای عینی و قابل مقایسه در سطح جهانی باقی میماند. آنها یک معیار دقیق اما ناقص را به یک معیار دقیق اما ذهنی ترجیح میدهند.[5]
با این حال، دقت بدون صحت دقیقاً همان چیزی است که منجر به تلههای ورشکستگی شناسایی شده توسط «مؤسسه ورشکستگی آمریکا» میشود. یک تحلیلگر اعتباری که ظرفیت خدماتدهی بدهی را بر اساس EBITDA تعدیلنشده مدلسازی میکند، ناگزیر نقدینگی موجود برای پوشش پرداختهای بهره را بیش از حد برآورد خواهد کرد.[2]
راهحلی که توسط متخصصان سختگیر ارزشگذاری پذیرفته شده، محاسبه EBITDA منهای هزینههای سرمایهای نگهداری است که اغلب به آن EBITA یا EBITDA تعدیلشده میگویند. این رقم تعدیلشده، شکاف بین سود عملیاتی نظری و نقدینگی واقعی تولید شده توسط کسبوکار را پر میکند.[1][4]
این تغییر مستلزم آن است که تحلیلگران با تجزیه و تحلیل روندهای استهلاک تاریخی و محرکهای استفاده از ظرفیت، الزامات نگهداری را تخمین بزنند. محاسبات دشوارتر است، اما ارزشگذاری حاصل، واقعیت اقتصادی شرکت را منعکس میکند نه یک انتزاع حسابداری.[1]
بررسی عمیق دیدگاهها
خالصگرایان ارزشگذاری
استدلال میکنند که کسر هزینههای سرمایهای نگهداری برای تعیین جریان نقدی آزاد واقعی در دسترس سرمایهگذاران، الزامی است.
این گروه معتقدند که هر معیار ارزشگذاری که هزینه جایگزینی داراییهای مستهلک را نادیده بگیرد، اساساً دارای نقص است. آنها استدلال میکنند که چون داراییهای فیزیکی ناگزیر فرسوده میشوند، نقدینگی مورد نیاز برای جایگزینی آنها یک هزینه اجباری است، نه یک سرمایهگذاری اختیاری. با کسر نکردن هزینههای سرمایهای نگهداری، EBITDA تعدیلنشده به طور مصنوعی تولید نقدینگی درک شده شرکت را افزایش میدهد و سرمایهگذاران را به پرداخت بهای بیش از حد برای کسبوکارهای دارای دارایی سنگین سوق میدهد.
حامیان خرید اهرمی
طرفدار EBITDA تعدیلنشده به عنوان یک مبنای استاندارد و عینی برای مقایسه ظرفیت بدهی در ساختارهای سرمایهای مختلف هستند.
شرکتهای سهام خصوصی و حامیان خرید اهرمی اغلب از EBITDA تعدیلنشده دفاع میکنند زیرا یک معیار شفاف و استاندارد ارائه میدهد که محاسبه آن مستقیماً از گزارشهای عمومی آسان است. آنها اشاره میکنند که چون شرکتها به ندرت هزینههای سرمایهای نگهداری و رشد را در گزارشهای ۱۰-K خود تفکیک میکنند، هرگونه تلاش برای کسر هزینههای سرمایهای نگهداری نیازمند تخمین ذهنی است. آنها یک مبنای قابل مقایسه جهانی را ترجیح میدهند و استدلال میکنند که تحلیلگران ماهر میتوانند شدت سرمایه (Capital Intensity) را بعداً در فرآیند مدلسازی تنظیم کنند.
تحلیلگران اعتباری
بر شکاف نقدینگی بین سود حسابداری گزارش شده و نقدینگی واقعی مورد نیاز برای جلوگیری از شکست عملیاتی تمرکز میکنند.
برای تحلیلگران اعتباری که توانایی یک شرکت در پرداخت بدهیهایش را ارزیابی میکنند، تمایز بین EBITDA و جریان نقدی واقعی یک مسئله حیاتی است. آنها تأکید میکنند که پرداختهای بهره باید با نقدینگی انجام شود، نه با سودهای حسابداری. اگر شرکتی مجبور شود بین پرداخت بدهی و جایگزینی تجهیزات خراب یکی را انتخاب کند، شکست عملیاتی ناشی از نگهداری به تعویق افتاده، در نهایت منجر به نکول خواهد شد، صرف نظر از اینکه حاشیه EBITDA چقدر سالم به نظر میرسد.
اصطلاحات کلیدی
- EBITDA (ایبیآیتیدیای)
- سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش؛ معیاری پرکاربرد برای سنجش سودآوری عملیاتی اصلی یک شرکت.
- هزینههای سرمایهای (Capex)
- وجوهی که توسط یک شرکت برای تملک، ارتقا و نگهداری داراییهای فیزیکی مانند املاک، کارخانهها، ساختمانها، فناوری یا تجهیزات استفاده میشود.
- هزینههای سرمایهای نگهداری (Maintenance Capex)
- بخشی از هزینههای سرمایهای که صرفاً برای حفظ عملکرد عملیات موجود یک شرکت در ظرفیت فعلی ضروری است.
- هزینههای سرمایهای رشد (Growth Capex)
- بخشی از هزینههای سرمایهای که به سمت گسترش کسبوکار، ساخت تأسیسات جدید یا کسب سهم بازار جدید هدایت میشود.
- جریان نقدی آزاد
- نقدینگیای که یک شرکت پس از در نظر گرفتن خروج نقدی برای پشتیبانی از عملیات و نگهداری داراییهای سرمایهای خود تولید میکند.
- ارزش شرکت (EV)
- معیاری از ارزش کل یک شرکت که به صورت ارزش بازار سهام به علاوه بدهی، سهم اقلیت و سهام ممتاز، منهای کل وجه نقد و معادلهای نقدی محاسبه میشود.
منابع
[1]Columbia Academic Commonsخالصگرایان ارزشگذاریEstimating Maintenance CapEx
مطالعه در Columbia Academic Commons →
[2]American Bankruptcy Instituteخالصگرایان ارزشگذاریEBITDA vs. Free Cash Flow - A Study in Viability and Value Indicators
مطالعه در American Bankruptcy Institute →
[3]RG Quintero & Co. (UBS Warburg)حامیان خرید اهرمیValuation Multiples: A Primer
مطالعه در RG Quintero & Co. (UBS Warburg) →
[4]Corporate Finance Associatesخالصگرایان ارزشگذاریEBITDA – A Misunderstood Proxy
مطالعه در Corporate Finance Associates →
[5]Windes Insightsحامیان خرید اهرمیThe Importance of the EBITDA Calculation in Business Valuation
مطالعه در Windes Insights →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران اعتباریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

