رفتن به محتوای اصلی
معیارهای سلامت روانتوضیح و تحلیل۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۱· 6 دقیقه مطالعه· در سبک زندگی

مطالعه‌ای مهم، اولین تعریف اجماعی جهانی از «بهزیستی روانی» را تثبیت کرد

یک هیئت جهانی متشکل از ۱۲۲ متخصص در ۱۱ رشته، به اولین اجماع بین‌المللی در مورد تعریف سلامت روانی مثبت دست یافته است. این مطالعه شش ستون اصلی بهزیستی را مشخص می‌کند و روشن می‌سازد که سلامت روانی با صرفاً نبود بیماری روانی متفاوت است.

به قلم کوروش قاسمی

محققان بالینی 35%سیاست‌گذاران بهداشت عمومی 35%استراتژیست‌های محیط کار و آموزش 30%
محققان بالینی
تمرکز بر تمایز بین بیماری روانی و بهزیستی روانی، با تأکید بر اینکه این دو می‌توانند همزمان وجود داشته باشند.
سیاست‌گذاران بهداشت عمومی
ارزش قائل شدن برای طبقه‌بندی استاندارد شده به منظور اندازه‌گیری بهزیستی ملی و تخصیص بودجه برای مداخلات.
استراتژیست‌های محیط کار و آموزش
به دنبال به کارگیری شش ستون برای ایجاد تاب‌آوری، خودمختاری و ارتباط در مدارس و محیط‌های شرکتی.

برای دهه‌ها، «بهزیستی روانی» یکی از رایج‌ترین، اما در عین حال مبهم‌ترین اصطلاحات در مراقبت‌های بهداشتی، فرهنگ سازمانی و سیاست‌های عمومی بوده است. در حالی که مفهوم شکوفایی انسان در سطح جهانی ارزشمند است، فقدان یک تعریف استاندارد باعث شده است که محققان و سیاست‌گذاران به صورت جزیره‌ای عمل کنند. بدون داشتن یک واژگان مشترک، مقایسه اثربخشی مداخلات مختلف سلامت روان، چالشی همیشگی برای جامعه علمی بوده است.[2]

دکتر متیو ایاسیلو (Matthew Iasiello)، محقق ارشد در دانشگاه آدلاید (University of Adelaide)، این مشکل را با یک قیاس پزشکی واضح مطرح کرد: «تصور کنید ۱۵۰ روش مختلف برای اندازه‌گیری فشار خون وجود داشت—نتایج بی‌معنی می‌شدند.» این پراکندگی از لحاظ تاریخی مانع از طراحی استراتژی‌های مؤثر توسط دولت‌ها و سازمان‌ها برای حمایت از سلامت جمعیت شده است، زیرا معیارهای موفقیت از یک مطالعه به مطالعه دیگر به شدت متفاوت بود.[1][2]

اکنون، یک مطالعه مهم که در مجله «نیچر منتال هلث» (Nature Mental Health) منتشر شده است، اولین طرح کلی مورد توافق علمی را برای این حوزه فراهم کرده است. این تحقیق که توسط دانشگاه آدلاید با همکاری «بی ول کو» (Be Well Co) رهبری شده است، اجماع بین‌المللی را در مورد اینکه دقیقاً چه چیزی سلامت روانی مثبت را تشکیل می‌دهد، تثبیت می‌کند و تفاسیر مبهم دهه‌های گذشته را با یک طبقه‌بندی مشخص جایگزین می‌نماید.[1][3]

برای ایجاد این اجماع، تیم تحقیقاتی از ۱۲۲ متخصص جهانی در ۱۱ رشته دانشگاهی متنوع نظرسنجی کرد. این هیئت نه تنها شامل روانپزشکان و روانشناسان بالینی بود، بلکه متخصصانی در اقتصاد، فلسفه، جامعه‌شناسی، پرستاری، بهداشت عمومی و الهیات را نیز در بر می‌گرفت. این رویکرد چند رشته‌ای تضمین کرد که تعریف حاصله محدود به یک دیدگاه صرفاً پزشکی نباشد، بلکه طیف کامل تجربه انسانی را در بر گیرد.[1][4]

این اجماع با نظرسنجی از ۱۲۲ کارشناس جهانی در ۱۱ رشته دانشگاهی متنوع به دست آمد.

از طریق یک فرآیند ارزیابی دقیق چند مرحله‌ای، متخصصان به یک اجماع پایه—حداقل ۷۵ درصد توافق—در مورد ۱۹ بُعد متمایز از سلامت روانی مثبت دست یافتند. با این حال، مهم‌ترین پیشرفت زمانی حاصل شد که هیئت به توافقی تقریباً یکپارچه، با بیش از ۹۰ درصد اجماع، در مورد شش ستون اصلی که برای شکوفایی انسان کاملاً ضروری هستند، رسید.[2][3]

دو عامل اصلی اول «معنا و هدف» و «رضایت از زندگی» هستند. معنا و هدف شامل احساس عمیقی است که زندگی فرد ارزشمند و هدفمند است و قطب‌نمایی برای اقدامات روزمره فراهم می‌کند. در همین حال، رضایت از زندگی، ارزیابی شناختی کلی و گسترده‌تری است مبنی بر اینکه زندگی فرد اساساً خوب است، صرف نظر از شکست‌های موقتی.[1][2]

ستون‌های سوم و چهارم بر خود و دیگران تمرکز دارند: «خودپذیری» و «ارتباط». خودپذیری مستلزم حفظ یک دیدگاه مثبت و بدون قضاوت نسبت به خود است، که شامل پذیرش نقاط قوت و آسیب‌پذیری‌ها می‌شود. ارتباط بر نیاز انکارناپذیر انسان به روابط نزدیک، دلسوزانه و معنادار با دیگران تأکید می‌کند و این ایده را تقویت می‌کند که بهزیستی نمی‌تواند در انزوای کامل وجود داشته باشد.[1][2]

ستون‌های سوم و چهارم بر خود و دیگران تمرکز دارند: «خودپذیری» و «ارتباط».

دو عامل اصلی نهایی «خودمختاری» (Autonomy) و «شادی» هستند. خودمختاری حس حیاتی کنترل بر انتخاب‌ها و ابراز وجود فرد است که به افراد اجازه می‌دهد زندگی را بر اساس شرایط خود پیش ببرند. شادی، در این زمینه علمی خاص، به عنوان تجربه مکرر حالات مثبت و یک وضعیت عمومی از نشاط تعریف می‌شود.[1][2]

بیش از ۹۰٪ از کارشناسان نظرسنجی شده موافقت کردند که این شش عامل برای سلامت روان مثبت ضروری هستند.

فراتر از تثبیت این شش ستون، این مطالعه تمایز حیاتی ایجاد می‌کند که نویدبخش تغییر شکل مراقبت‌های روانپزشکی است: سلامت روانی مثبت صرفاً نبود بیماری روانی نیست. از لحاظ تاریخی، مدل پزشکی اغلب سلامت روان را به عنوان یک طیف واحد در نظر گرفته است، جایی که درمان یک بیماری به طور خودکار معادل دستیابی به بهزیستی تلقی می‌شد.[4][8]

این اجماع صراحتاً این دیدگاه دوگانه را رد می‌کند. محققان تأیید کردند که افراد می‌توانند سطوح بالایی از بهزیستی روانی را تجربه کنند، حتی در حالی که به طور فعال یک وضعیت سلامت روان مانند افسردگی بالینی یا اختلال اضطراب را مدیریت می‌کنند. برعکس، صرفاً نبود یک بیماری قابل تشخیص تضمین نمی‌کند که فرد از نظر روانی سالم یا شکوفا باشد.[2][5]

دکتر ایاسیلو خاطرنشان کرد: «سلامت روانی مثبت در مورد همیشه احساس خوب داشتن نیست.» در عوض، این امر در مورد داشتن ترکیبی قوی از بهزیستی عاطفی، عملکرد روانشناختی و ارتباط اجتماعی است. این ترکیب ابزارهای لازم را برای کنار آمدن، خوب زندگی کردن و یافتن معنا، حتی زمانی که شرایط به طور عینی دشوار است، در اختیار افراد قرار می‌دهد.[1][5]

توضیح مهم دیگر از این مطالعه، جداسازی دقیق «محرک‌های» بهزیستی از خود تعریف بهزیستی است. سال‌هاست که عواملی مانند سلامت جسمی، درآمد، مسکن و معنویت با وضعیت روانشناختی خوب بودن در هم آمیخته شده‌اند.[3][6]

هیئت متخصصان تعیین کرد که در حالی که این عوامل خارجی به طور غیرقابل انکاری حیاتی هستند، اما آنها محرک هستند نه ویژگی‌های تعریف‌کننده. یک فرد می‌تواند مسکن با ثبات و درآمد بالا داشته باشد، اما همچنان فاقد خودمختاری، ارتباط و خودپذیری باشد. تمایز قائل شدن بین علل بهزیستی و وضعیت بهزیستی به سیاست‌گذاران اجازه می‌دهد تا دقیقاً بفهمند کجا و چگونه باید مداخله کنند.[2][6]

این مطالعه محرک‌های بیرونی، مانند مسکن و درآمد، را از وضعیت روانی درونی بهزیستی جدا می‌کند.

پیامدهای این امر برای بهداشت عمومی و سیاست‌های دولتی بسیار گسترده است. پروفسور لیندسی اودز (Lindsay Oades) از دانشگاه یورک (University of York) تأکید کرد که داشتن یک تعریف مورد توافق، به دولت‌ها اجازه می‌دهد تا به طور دقیق بهزیستی ملی را اندازه‌گیری کرده و بودجه‌ریزی برای مداخلات جدید را توجیه کنند. بدون یک معیار استاندارد، استراتژی‌های بهداشت عمومی اغلب مجبور بودند به حدس و گمان تکیه کنند.[7][8]

در محیط کار، این طبقه‌بندی یک تغییر الگو برای برنامه‌های سلامتی شرکتی ارائه می‌دهد. سازمان‌ها به جای ارائه مزایای عمومی یا تمرکز صرف بر کاهش استرس، اکنون می‌توانند ابتکارات هدفمندی را طراحی کنند که فعالانه شش ستون اصلی را تقویت کند—مانند بازسازی جریان‌های کاری برای افزایش خودمختاری کارکنان یا ایجاد محیط‌هایی که واقعاً از ارتباط اجتماعی حمایت می‌کنند.[6][8]

بخش آموزشی نیز به طور مشابه سود خواهد برد. با استفاده از این مجموعه عوامل مورد توافق، مدارس می‌توانند به طور سیستماتیک از رشد عاطفی کودکان از سنین پایین حمایت کنند. برنامه‌های درسی می‌توانند برای ایجاد تاب‌آوری، خودپذیری و حس هدفمندی تنظیم شوند و دانش‌آموزان را به زیرساخت روانشناختی مورد نیاز در بزرگسالی مجهز سازند.[6][8]

در نهایت، این اجماع بین‌المللی نقطه عطفی در نحوه برخورد جامعه با ذهن انسان است. با تعریف واضح آنچه به معنای خوب بودن است، تمرکز می‌تواند سرانجام از صرفاً درمان مشکلات هنگام بروز آنها، به سمت ایجاد فعالانه شرایطی که به مردم اجازه شکوفایی می‌دهد، تغییر یابد.[1][4]

نکات کلیدی

  1. یک هیئت جهانی متشکل از ۱۲۲ متخصص در ۱۱ رشته، بر سر اولین تعریف بین‌المللی سلامت روانی مثبت به توافق رسیده‌اند.
  2. این اجماع شش ستون اصلی را مشخص می‌کند: معنا، رضایت از زندگی، خودپذیری، ارتباط، خودمختاری و شادی.
  3. این مطالعه تأیید می‌کند که بهزیستی روانی از بیماری روانی متمایز است، به این معنی که این دو می‌توانند همزمان وجود داشته باشند.
  4. عوامل خارجی مانند درآمد و مسکن به عنوان «محرک‌های» بهزیستی طبقه‌بندی می‌شوند، نه تعریف آن.

چرا مهم است

دهه‌هاست که فقدان یک تعریف استاندارد، مقایسه تحقیقات یا طراحی سیاست‌های مؤثر بهداشت عمومی را تقریباً غیرممکن کرده است. این طبقه‌بندی جدید، یک طرح کلی واحد برای دولت‌ها، محیط‌های کاری و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی فراهم می‌کند تا شکوفایی انسان را اندازه‌گیری و حمایت کنند.

پرسش‌های متداول

آیا می‌توان با داشتن بیماری روانی، از بهزیستی روانی بالایی برخوردار بود؟

بله. این مطالعه تأیید می‌کند که سلامت روانی مثبت از بیماری روانی جدا است، به این معنی که افراد می‌توانند در حین مدیریت شرایطی مانند افسردگی یا اضطراب، سطوح بالایی از بهزیستی را تجربه کنند.

آیا بهزیستی روانی صرفاً در مورد همیشه شاد بودن است؟

خیر. متخصصان موافقند که بهزیستی شامل داشتن ابزارهای عاطفی و روانشناختی برای کنار آمدن و زندگی معنادار، حتی در دوران سخت است.

چرا درآمد در تعریف بهزیستی گنجانده نشده است؟

عواملی مانند درآمد، مسکن و سلامت جسمی به عنوان «محرک‌های» بهزیستی طبقه‌بندی شدند. آنها به ایجاد شرایط برای شکوفایی کمک می‌کنند، اما خود وضعیت روانشناختی بهزیستی نیستند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

محققان بالینی 35%سیاست‌گذاران بهداشت عمومی 35%استراتژیست‌های محیط کار و آموزش 30%
  1. [1]University of Adelaideاستراتژیست‌های محیط کار و آموزش

    Landmark research delivers building blocks for good mental health

    مطالعه در University of Adelaide
  2. [2]Neuroscience Newsمحققان بالینی

    Experts Finally Agree on What 'Wellbeing' Actually Means

    مطالعه در Neuroscience News
  3. [3]IFLScienceاستراتژیست‌های محیط کار و آموزش

    Wellbeing: What Does It Mean? Scientists Finally Agree On A Definition

    مطالعه در IFLScience
  4. [4]American Psychiatric Associationمحققان بالینی

    New Study Aims to Define Positive Mental Health

    مطالعه در American Psychiatric Association
  5. [5]The News Internationalسیاست‌گذاران بهداشت عمومی

    What is mental wellbeing, really? New study offers a clear answer

    مطالعه در The News International
  6. [6]The Tabاستراتژیست‌های محیط کار و آموزش

    Researchers have redefined what it means to have positive mental health

    مطالعه در The Tab
  7. [7]University of Yorkسیاست‌گذاران بهداشت عمومی

    Researchers redefine what it means to have positive mental health

    مطالعه در University of York
  8. [8]EurekAlertمحققان بالینی

    Researchers redefine what it means to have positive mental health

    مطالعه در EurekAlert

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سبک زندگی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.