مذاکرات تاریخی صلح آمریکا و ایران در سوئیس در بحبوحه آتشبس شکننده لبنان آغاز شد
هیئتهای آمریکایی و ایرانی، با میانجیگری قطر و پاکستان، یک دوره ۶۰ روزه مذاکرات فشرده را در سوئیس آغاز کردهاند تا توافقنامه صلح تاریخی را نهایی کنند. این مذاکرات با وجود درگیریهای اخیر بین اسرائیل و حزبالله که تهدید به از مسیر خارج کردن این پیشرفت دیپلماتیک میکرد، ادامه یافته است.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دولت آمریکا
- هدف آن دستیابی به یک پیروزی دیپلماتیک تاریخی از طریق مهار جاهطلبیهای هستهای ایران و تثبیت بازارهای جهانی انرژی است، در حالی که از تهدید به زور برای کنترل نیروهای نیابتی استفاده میکند.
- مذاکرهکنندگان ایرانی
- تمرکز بر تضمین کمک اقتصادی فوری، آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدود شده و لغو محاصره دریایی آمریکا، ضمن مدیریت فشار شدید تندروهای داخلی.
- دولت اسرائیل
- اولویتبندی امنیت فوری مرزها و خنثیسازی حزبالله، با نگاهی عمیقاً شکاکانه به توافق آمریکا و ایران و مقاومت در برابر فشار برای توقف عملیات نظامی در لبنان.
- کشورهای میانجی
- قطر و پاکستان بر حفظ شتاب شکننده دیپلماتیک، جلوگیری از خروج طرفین از مذاکره و اجتناب از یک جنگ منطقهای گستردهتر که میتواند اقتصاد جهانی را ویران کند، تمرکز دارند.
بالاترین سطح تعامل دیپلماتیک بین ایالات متحده و ایران در دهههای اخیر، رسماً در استراحتگاه بورگناشتوک مشرف به دریاچه لوسرن در سوئیس آغاز شده است. این مذاکرات که «اجلاس دریاچه لوسرن» نام گرفته، یک دوره ۶۰ روزه حیاتی برای تبدیل آتشبس شکننده و اولیه به یک پیمان صلح جامع است. هدف این گفتگوها رسیدگی به برنامه هستهای ایران، لغو تحریمهای اقتصادی فلجکننده و تثبیت منطقهای است که ماهها درگیر یک جنگ ویرانگر چندجانبه بوده است. حضور مقامات عالیرتبه از هر دو کشور بر اهمیت این لحظه تأکید میکند، زیرا هر دو طرف تلاش میکنند تا از میان دههها خصومت ریشهدار، راهکاری دیپلماتیک و عملی پیدا کنند.[1][4]
ترکیب هیئتها اولویتهای خاصی را که هر کشور به میز مذاکره آورده، برجسته میکند. تیم ایالات متحده به رهبری جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، و همراهی فرستادگان ویژه جرد کوشنر و استیو ویتکوف، نشاندهنده تمایل دولت ترامپ برای دستیابی به یک پیروزی تاریخی در سیاست خارجی است. در طرف دیگر، هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، حضور دارد. نکته مهم این است که تیم ایرانی همچنین شامل رئیس کل بانک مرکزی و معاون وزیر نفت است، که نشانهای واضح است مبنی بر اینکه هدف اصلی تهران تضمین کمک اقتصادی فوری و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده در خارج از کشور است.[1]
از آنجایی که واشنگتن و تهران روابط دیپلماتیک رسمی ندارند، این اجلاس به شدت به ساختار دیپلماتیکی که توسط کشورهای میانجی فراهم شده، متکی است. قطر و پاکستان این نقش حیاتی را بر عهده گرفتهاند، به طوری که شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، شخصاً در جلسات افتتاحیه در سوئیس حضور یافتند. وظیفه این میانجیها این است که گفتگوها را به جلو ببرند، کارگروههای فنی را ساختاردهی کنند و در هنگام بروز اختلافات اجتنابناپذیر بر سر زمانبندی امتیازات، از خروج هر یک از طرفین جلوگیری نمایند.
پایه و اساس این گفتگوها، تفاهمنامهای (MoU) است که چند روز قبل در فرانسه توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، امضا شد. این سند یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکرات تعیین کرده و رئوس کلی یک معامله بزرگ احتمالی را مشخص میکند. تفاهمنامه مستلزم توقف خصومتها در تمام جبههها است و یک حباب دیپلماتیک شکننده ایجاد میکند که در آن مذاکرهکنندگان میتوانند جزئیات فنی یک توافق دائمی را بدون فشار فوری ناشی از تشدید تلفات نظامی، بررسی و نهایی کنند.[2][4]
برای ایالات متحده، سازوکار توافق پیشنهادی شامل امتیازات مهم و فوری است که برای کشاندن ایران به میز مذاکره طراحی شدهاند. واشنگتن موافقت کرده است که محاصره دریایی بنادر ایران را لغو کند و به کشتیهای تجاری اجازه دهد عملیات عادی خود را از سر بگیرند. علاوه بر این، انتظار میرود آمریکا تحریمهای سختگیرانه بر صادرات نفت ایران را کاهش دهد و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده ایران در بانکهای بینالمللی را تسهیل کند. این اهرمهای اقتصادی، انگیزه اصلی تهران برای مشارکت در روند صلح و تغییر رویکرد منطقهای خود هستند.[1][2]
در ازای این کمک اقتصادی حیاتی، انتظار میرود ایران امتیازات قابل توجهی در مورد جاهطلبیهای هستهای و نفوذ خود بر خطوط کشتیرانی حیاتی جهانی ارائه دهد. چارچوب تفاهمنامه ایجاب میکند که تهران محدودیتهای بلندمدت و قابل راستیآزمایی را بر برنامه هستهای خود بپذیرد تا اطمینان حاصل شود که نمیتواند به سلاح هستهای دست یابد. علاوه بر این، ایران باید جریان بدون مانع کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هرمز، یک گلوگاه حیاتی دریایی که درصد عظیمی از عرضه روزانه نفت جهان از آن عبور میکند، را تضمین کند و شبهنظامیان نیابتی مختلفی را که در سراسر خاورمیانه حمایت میکند، مهار نماید.[2]
با این حال، روند دیپلماتیک با تهدیدی فوری و جدی از سوی درگیریهای جاری در لبنان مواجه است. تفاهمنامه به صراحت خواستار آتشبس در تمام جبههها شده است، اما واقعیت میدانی بسیار ناپایدارتر از آن است. درست زمانی که هیئتها آماده سفر به سوئیس میشدند، فوران ناگهانی خشونت بین اسرائیل و گروه شبهنظامی حزبالله که مورد حمایت ایران است، تهدید کرد که کل چارچوب توافق را پیش از برگزاری اولین جلسه، از هم بپاشد.[1][5]
با این حال، روند دیپلماتیک با تهدیدی فوری و جدی از سوی درگیریهای جاری در لبنان مواجه است.
این تشدید تنش زمانی آغاز شد که شبهنظامیان حزبالله در روستای کفر تبنیت در جنوب لبنان، یک تانک اسرائیلی را کمین کردند و چهار سرباز اسرائیلی، از جمله یک فرمانده گردان، را کشتند. در پاسخ، اسرائیل موج عظیمی از حملات هوایی تلافیجویانه را در سراسر جنوب لبنان و دره بقاع آغاز کرد. مقامات بهداشتی لبنان گزارش دادند که دستکم ۴۷ نفر در این بمباران کشته شدند، که هزاران غیرنظامی را مجبور به فرار از منطقه مرزی کرد، در حالی که تنها چند روز قبل با این فرض که جنگ در حال پایان است، به خانههای خود بازگشته بودند.[1][2]
افزایش ناگهانی خشونت پیامدهای دیپلماتیک فوری داشت. مقامات آمریکایی و ایرانی شروع مذاکرات سوئیس را به طور ناگهانی به تعویق انداختند و پرواز معاون رئیسجمهور ونس به طور موقت در پایگاه مشترک اندروز در خارج از واشنگتن متوقف شد. این بحران نیازمند میانجیگری دیوانهوار و لحظه آخری توسط ایالات متحده، قطر و ایران بود تا آتشبس محلی و جدیدی بین اسرائیل و حزبالله برقرار شود و اجازه دهد اجلاس صلح گستردهتر، هرچند در هالهای از بیاعتمادی عمیق، ادامه یابد.[2]
شکنندگی وضعیت در پیامرسانی دوگانه دولت آمریکا منعکس شده است. در حالی که معاون رئیسجمهور ونس در سوئیس لحنی آشتیجویانه داشت و پرسید که آیا دو کشور میتوانند «صفحهای جدید باز کنند»، رئیسجمهور ترامپ از شبکههای اجتماعی برای صدور هشدارهای شدید استفاده کرد. رئیسجمهور در پستی در شبکه اجتماعی تروث تهدید کرد که اگر تهران فوراً نیروهای نیابتی خود در لبنان را مجبور به توقف حملات نکند، ایران را «دوباره بسیار سخت» هدف قرار خواهد داد، که نشاندهنده تمایل دولت برای استفاده از تهدید نیروی نظامی عظیم به عنوان اهرم فشار است.
آنچه اوضاع را پیچیدهتر میکند، محاسبات استراتژیک دولت اسرائیل است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، تحت فشار سیاسی داخلی شدیدی قرار دارد تا تهدید ناشی از حزبالله را، صرف نظر از مذاکرات گستردهتر آمریکا و ایران، به طور قطعی خنثی کند. بنا بر گزارشها، سازمانهای اطلاعاتی آمریکا به دولت هشدار دادهاند که اسرائیل مصمم به حفظ عملیات نظامی خود در لبنان است، موضعی که مستقیماً شرط اصلی آتشبس تفاهمنامه نوپا را نقض میکند و خطر گسست در روابط نتانیاهو با واشنگتن را به همراه دارد.[1]
مقامات اسرائیلی علناً توافق صلح اولیه را محکوم کرده و استدلال میکنند که این توافق شبکه نیابتی ایران را دستنخورده باقی میگذارد و یک تهدید بلندمدت غیرقابل قبول برای امنیت اسرائیل است. به همین منظور، نیروهای دفاعی اسرائیل یک «منطقه امنیتی» را اعلام کردهاند که صدها مایل مربع در جنوب لبنان را در بر میگیرد. دفتر نتانیاهو به صراحت اعلام کرده است که نیروهای اسرائیلی تا زمانی که برای محافظت از جوامع شمال اسرائیل لازم باشد، در این منطقه حائل باقی خواهند ماند، که مستقیماً با خواستههای لبنان و ایران مبنی بر خروج کامل در تضاد است.[2][5]
طناببازی دیپلماتیک در طرف ایرانی نیز به همان اندازه خطرناک است، جایی که دولت پزشکیان با مخالفت شدید جناحهای تندرو مواجه است. مکاتبات محرمانهای که اخیراً به رسانههای دولتی درز کرده، نشاندهنده اختلافات عمیق در بالاترین سطوح دولت ایران در مورد عقلانیت مذاکره با واشنگتن است. تندروها استدلال میکنند که نمیتوان به ایالات متحده برای پایبندی به تعهداتش در هر توافقی اعتماد کرد و امتیازات ذکر شده در تفاهمنامه را به منزله تسلیم در برابر فشار غرب میدانند.[2]
این اصطکاک داخلی اغلب در مواضع تهاجمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) نمایان میشود. پیش از رسیدن هیئتها به سوئیس، سپاه پاسداران با استناد به حملات هوایی اسرائیل در لبنان، تنگه هرمز را به روی کشتیرانی تجاری بسته اعلام کرد. این اقدام به طور گستردهای به عنوان تلاشی از سوی تندروها برای بالا بردن ریسک، آزمودن عزم آمریکا و تحت فشار قرار دادن واشنگتن برای وادار کردن اسرائیل به توقف عملیات نظامیاش تفسیر شد.[1][2]
تهدید سپاه پاسداران برای بستن تنگه هرمز بر اهمیت اقتصادی عظیم اجلاس دریاچه لوسرن تأکید میکند. این آبراه یک مجرای حیاتی برای عرضه جهانی نفت و گاز است و هرگونه اختلال طولانیمدت، قیمت انرژی را به شدت افزایش میدهد و به طور بالقوه یک بحران اقتصادی جهانی را آغاز میکند. تضمین بازگشایی دائمی و بدون قید و شرط این تنگه، هدف اصلی هیئت آمریکایی و دلیل کلیدی سرمایهگذاری سنگین جامعه بینالمللی در موفقیت این گفتگوها است.[2][4]
برای مدیریت این بحرانهای همپوشان، میانجیهای قطری و پاکستانی اجلاس را حول کارگروههای فنی تخصصی ساختاردهی کردهاند. به جای تکیه صرف بر بحثهای سیاسی سطح بالا، وظیفه این گروهها این است که جزئیات دقیق کاهش تحریمها، پروتکلهای راستیآزمایی هستهای و امنیت دریایی را نهایی کنند. این رویکرد بخشبندی شده طراحی شده است تا اطمینان حاصل شود که حتی اگر اختلافات سیاسی گستردهتر تهدید به توقف مذاکرات کلی کند، پیشرفت در مسائل خاص امکانپذیر باشد.
با آغاز این دوره ۶۰ روزه فشرده، موفقیت نهایی اجلاس دریاچه لوسرن همچنان بسیار نامشخص است. مذاکرهکنندگان باید یک پیمان جامع و قابل راستیآزمایی تدوین کنند که خواستههای امنیتی آمریکا و اسرائیل را برآورده سازد، کمک اقتصادی کافی به ایران ارائه دهد و از فشارهای شدید سیاسی داخلی که همه دولتهای درگیر با آن مواجه هستند، جان سالم به در ببرد. اگر مذاکرات شکست بخورد، یا اگر جنگ نیابتی در لبنان از کنترل خارج شود، منطقه در خطر فرو رفتن مجدد در یک درگیری ویرانگر با پیامدهای عمیق جهانی قرار خواهد گرفت.[1]
چرا مهم است
این مذاکرات مهمترین تلاش در دهههای اخیر برای تغییر دائمی ساختار امنیتی خاورمیانه و مهار برنامه هستهای ایران است. نتیجه این گفتگوها مستقیماً قیمت جهانی انرژی، ایمنی خطوط کشتیرانی بینالمللی و اینکه آیا منطقه دوباره درگیر یک جنگ ویرانگر چندجانبه میشود یا خیر را تعیین خواهد کرد.
نکات کلیدی
- هیئتهای عالیرتبه آمریکا و ایران مذاکرات صلح را در سوئیس آغاز کردهاند.
- هدف این اجلاس نهایی کردن یک پیمان دائمی در یک بازه زمانی ۶٠ روزه است.
- قطر و پاکستان به عنوان میانجیهای اصلی مذاکرات عمل میکنند.
- درگیریهای اخیر بین اسرائیل و حزبالله در لبنان تقریباً مذاکرات را از مسیر خارج کرد.
- آمریکا در ازای محدودیتهای هستهای ایران، کاهش تحریمها را پیشنهاد میکند.
- سیاست داخلی ایران و خواستههای امنیتی اسرائیل موانع بزرگی بر سر راه توافق نهایی ایجاد میکنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه دولت آمریکا
تمرکز بر دستیابی به یک پیروزی دیپلماتیک تاریخی، مهار برنامه هستهای ایران و تثبیت بازارهای جهانی انرژی.
هیئت آمریکایی دوره ۶٠ روزه را فرصتی نادر برای تغییر اساسی ژئوپلیتیک خاورمیانه میبیند. واشنگتن با ارائه کمکهای اقتصادی قابل توجه، از جمله آزادسازی میلیاردها دلار دارایی و لغو محاصره دریایی، امیدوار است تهران را ترغیب کند تا جاهطلبیهای هستهای خود را کنار بگذارد و شبکه نیابتی خود را مهار کند. با این حال، دولت همزمان از استراتژی فشار حداکثری استفاده میکند، به طوری که رئیسجمهور ترامپ علناً تهدید به نیروی نظامی عظیم کرده است اگر ایران نتواند گروههایی مانند حزبالله را در طول دوره مذاکره کنترل کند.
دیدگاه مذاکرهکنندگان ایرانی
اولویتبندی کمک اقتصادی فوری و لغو محاصره دریایی آمریکا ضمن مدیریت فشار شدید تندروهای داخلی.
برای هیئت ایرانی، به رهبری محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، هدف اصلی بقای اقتصادی است. لغو تحریمهای نفتی و بازگرداندن داراییهای مسدود شده برای تثبیت اقتصاد داخلی ایران حیاتی تلقی میشود. با این حال، مذاکرهکنندگان تحت نظارت شدید جناحهای تندرو و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) هستند که عمیقاً به وعدههای آمریکا بدبیناند. این اختلافات داخلی تیم ایرانی را مجبور میکند تا برای آرام کردن منتقدان داخلی، موضعی سختگیرانه از جمله تهدید به بستن تنگه هرمز، اتخاذ کند، در حالی که در سوئیس مذاکره میکنند.
دیدگاه دولت اسرائیل
با شک و تردید عمیق به توافق آمریکا و ایران مینگرد و امنیت فوری مرزها و خنثیسازی حزبالله را در اولویت قرار میدهد.
دولت بنیامین نتانیاهو تفاهمنامه میانجیگری شده توسط آمریکا را اساساً دارای نقص میداند و استدلال میکند که این توافق به اندازه کافی به تهدید فوری ناشی از نیروهای نیابتی مسلح ایران در مرزهای اسرائیل رسیدگی نمیکند. اسرائیل که با فشار شدید داخلی برای تأمین امنیت شمال مواجه است، بر حفظ یک منطقه حائل نظامی در جنوب لبنان اصرار ورزیده، حتی اگر این امر شرایط آتشبس گستردهتر را نقض کند. مقامات اسرائیلی سیگنال دادهاند که مایلند خطر اصطکاک دیپلماتیک با دولت ترامپ را بپذیرند تا اطمینان حاصل کنند که حزبالله نمیتواند حملات فرامرزی در آینده انجام دهد.
دیدگاه کشورهای میانجی
قطر و پاکستان بر حفظ شتاب شکننده دیپلماتیک و جلوگیری از یک جنگ منطقهای گستردهتر تمرکز دارند.
قطر و پاکستان به عنوان تسهیلکنندگان اصلی اجلاس دریاچه لوسرن، به شدت از پیامدهای فاجعهبار اقتصادی و امنیتی شکست مذاکرات آگاه هستند. استراتژی دیپلماتیک آنها حول بخشبندی مذاکرات به کارگروههای فنی میچرخد تا اطمینان حاصل شود که پیشرفت در مسائل خاصی مانند کاهش تحریمها یا امنیت دریایی میتواند ادامه یابد، حتی زمانی که اختلافات سیاسی سطح بالا پیش میآید. میانجیها نقش خود را به عنوان ضربهگیرهای ضروری میبینند که واشنگتن و تهران را با وجود خشونتهای جاری در لبنان، پای میز مذاکره نگه میدارند.
منابع
[1]The Washington Postدولت اسرائیلVice President JD Vance and Iranian officials meet in Switzerland to begin 60-day sprint of negotiations
مطالعه در The Washington Post →
[2]The Guardianمذاکرهکنندگان ایرانیIsrael says IDF is staying in southern Lebanon undermining Iran peace talks
مطالعه در The Guardian →
[3]Fox Newsدولت آمریکاIran-backed proxies sabotaging Lebanon peace as JD Vance leads US delegation to Switzerland, Herzog says
مطالعه در Fox News →
[4]Al Jazeeraمذاکرهکنندگان ایرانیUS-Iran negotiations in Switzerland kick off
مطالعه در Al Jazeera →
[5]NYTدولت اسرائیلIsrael Directs Its Military to Limit Its Actions in Lebanon, but Tensions Persist
مطالعه در NYT →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


