نرمافزار آزاد در برابر متنباز: تفاوت تعریفی و شکاف فلسفی
اگرچه اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند، «نرمافزار آزاد» و «متنباز» نشاندهنده یک شکاف فلسفی چند دههای هستند که بین آزادیهای اخلاقی کاربر و روشهای توسعه عملگرایانه وجود دارد. با وجود تفاوتهای کلامی، هر دو اردوگاه در عمل از مجوزهای نرمافزاری تقریباً یکسانی حمایت میکنند.
به قلم کیان راد
این خبر را به اشتراک بگذارید
- عملگرایان متنباز
- بر مزایای عملی توسعه مشارکتی، مانند کیفیت کد و تکرار سریع، تمرکز دارند.
- حامیان نرمافزار آزاد
- مجوز نرمافزار را به عنوان یک الزام اخلاقی برای محافظت از آزادی کاربر در برابر کنترل اختصاصی میبینند.
- پذیرندگان شرکتی
- از روشهای متنباز عمدتاً برای کاهش هزینههای توسعه و جلوگیری از وابستگی به فروشنده (Vendor Lock-in) استفاده میکنند.
زیرساخت دیجیتال مدرن – از سرورهایی که ترافیک جهانی اینترنت را هدایت میکنند تا سیستمعاملهای موجود در میلیاردها گوشی هوشمند – بر اساس کدی اجرا میشود که هر کسی میتواند به طور قانونی آن را بخواند، تغییر دهد و توزیع کند. با این حال، معماران این اکوسیستم مشارکتی بر سر اینکه واقعاً چه نامی بر آن بگذارند، عمیقاً اختلاف نظر دارند.[1][5]
در قلب این نبرد معنایی، دو اردوگاه متمایز قرار دارند: جنبش نرمافزار آزاد و جنبش متنباز. برای یک ناظر معمولی یا یک بخش بازاریابی شرکتی، این اصطلاحات کاملاً قابل تعویض هستند و اغلب در قالب مخفف FOSS (نرمافزار آزاد و متنباز) ترکیب میشوند.[4]
با این وجود، در زیر سطح این اصطلاحات مشترک، یک شکاف فلسفی عمیق نهفته است. این بحث نه در مورد نحوه کدنویسی نرمافزار، بلکه در مورد چرایی به اشتراکگذاری آن است – تنشی بین یک الزام اخلاقی برای حفاظت از آزادی کاربر و یک تمایل عملگرایانه برای ساخت فناوری بهتر و سودآورتر.[1][6]
ریشههای این شکاف به سال ۱۹۸۳ بازمیگردد، زمانی که جنبش نرمافزار آزاد توسط ریچارد استالمن با پروژه گنو (GNU) راهاندازی شد. این جنبش از سرخوردگی نسبت به روند رو به رشد نرمافزارهای اختصاصی و با سورس بسته متولد شد، نرمافزارهایی که کاربران را از درک یا رفع ابزارهایی که به آنها وابسته بودند، باز میداشت.[1][4]
از نظر اردوگاه نرمافزار آزاد، این مسئله اساساً یک موضوع اخلاقی و حقوق بشری است. آنها استدلال میکنند که کاربران شایسته کنترل مطلق بر محیطهای محاسباتی خود هستند. این فلسفه در چهار آزادی اساسی تدوین شده است: آزادی اجرای برنامه برای هر هدفی، مطالعه نحوه عملکرد آن، توزیع مجدد نسخهها و توزیع نسخههای تغییریافته.[6]
اگر یک قطعه نرمافزار این چهار آزادی را تضمین کند، «نرمافزار آزاد» در نظر گرفته میشود. واژه «آزاد» (Free) در اینجا به معنای آزادی (Liberty) است، نه رایگان بودن (Price) – تمایزی که جنبش آن را به طور مشهوری اینگونه خلاصه میکند: «آزاد، مانند آزادی بیان، نه مانند آبجوی رایگان.»[1][6]
برای بیش از یک دهه، این چارچوب اخلاقی، جامعه نرمافزار مشارکتی را پیش برد. اما با پیشرفت دهه ۱۹۹۰، گروهی در داخل این جامعه متوجه شدند که لفاظیهای اخلاقگرایانه و ضد اختصاصی جنبش نرمافزار آزاد، دنیای شرکتها را از خود دور میکند. مدیران اجرایی از کلمه «آزاد» وحشت داشتند و آن را با درآمد صفر و احساسات ضد سرمایهداری مرتبط میدانستند.[3][5]
برای بیش از یک دهه، این چارچوب اخلاقی، جامعه نرمافزار مشارکتی را پیش برد.
نقطه عطف در سال ۱۹۹۷ با انتشار مقاله اریک اس. ریموند با عنوان «کلیسای جامع و بازار» (The Cathedral and the Bazaar) فرا رسید. ریموند توسعه هسته لینوکس را تحلیل کرد و استدلال نمود که کدنویسی مشارکتی و غیرمتمرکز، صرفاً یک روش مهندسی برتر است. مسئله اخلاق نبود؛ بلکه کارایی، رفع سریع اشکالات و بررسی همتایان بود.[3]
با استفاده از این چارچوب عملگرایانه، گروهی از توسعهدهندگان در سال ۱۹۹۸ گرد هم آمدند تا نام این جنبش را تغییر دهند. آنها اصطلاح «متنباز» (Open Source) را ابداع کردند و سازمان ابتکار متنباز (OSI) را تأسیس نمودند. هدف آنها این بود که توسعه مشارکتی را با تمرکز بر بازده سرمایهگذاری، امنیت و سرعت توسعه، عمداً بار اخلاقی آن را حذف نمایند.[4][5]
برای تعریف دقیق اینکه چه چیزی واجد شرایط «متنباز» است، OSI به مجموعهای استاندارد از قوانین نیاز داشت. آنها دستورالعملهای نرمافزار آزاد دبیان (DFSG) را اقتباس کردند – سندی فنی و بسیار معتبر که در اصل برای تعیین اینکه دبیان لینوکس کدام مجوزها را میپذیرد، نوشته شده بود.[2]
تعریف متنباز حاصل، صرفاً بر مکانیک قانونی و فنی توزیع نرمافزار تمرکز دارد. این تعریف حکم میکند که کد منبع باید گنجانده شود، تغییرات باید مجاز باشند و مجوز نمیتواند علیه هیچ شخص، گروه یا حوزه تلاشی تبعیض قائل شود.[2][5]
این تغییر برند به طرز چشمگیری موفقیتآمیز بود. «متنباز» به اصطلاح استاندارد صنعت تبدیل شد و با اشتیاق توسط غولهای فناوری پذیرفته شد؛ شرکتهایی که مزایای مهندسی مشارکتی را میخواستند، بدون اینکه از جهاد اخلاقی گستردهتر جنبش نرمافزار آزاد علیه کدهای اختصاصی حمایت کنند.[1][5]
با این حال، بنیاد نرمافزار آزاد، این موفقیت را به عنوان یک مصالحه خطرناک میبیند. آنها استدلال میکنند که جنبش متنباز با تمرکز صرف بر روش توسعه، «اصل مطلب را گم کرده است» و اگر فراموش شود که آزادی هدف نهایی است، کاربران را در معرض سوءاستفاده قرار میدهد.[1]
با وجود این اصطکاک شدید کلامی، واقعیت عملی به طرز شگفتآوری یکپارچه است. هنگامی که مجوزهای قانونی واقعی تأیید شده توسط هر دو اردوگاه – مانند مجوز MIT، مجوز آپاچی و مجوز عمومی همگانی گنو (GPL) – را بررسی میکنید، همپوشانی تقریباً کامل است.[6][7]
مجوزی که معیارهای عملگرایانه سازمان ابتکار متنباز را برآورده میکند، تقریباً همیشه چهار آزادی اساسی بنیاد نرمافزار آزاد را نیز تضمین مینماید. در عملیات روزمره مهندسی نرمافزار مدرن، این تمایز تعیین میکند که یک توسعهدهنده در کدام کنفرانس شرکت کند، نه اینکه کدام کد را میتواند به طور قانونی مستقر سازد.[5][7]
امروزه، این بحث در عصر هوش مصنوعی اهمیت جدیدی پیدا کرده است. شرکتها اغلب مدلهای هوش مصنوعی خود را به عنوان «متنباز» بازاریابی میکنند تا حسن نیت کسب کنند، حتی زمانی که استفاده تجاری را محدود میکنند یا دادههای آموزشی لازم برای مطالعه و اصلاح واقعی سیستم را مخفی نگه میدارند.[7]
این مصادره مدرن اصطلاحات دقیقاً نشان میدهد که چرا سختگیری تعریفی اولیه اهمیت داشت. چه کسی خلوص اخلاقی نرمافزار آزاد را ترجیح دهد و چه عملگرایی شرکتی متنباز را، هر دو چارچوب برای جلوگیری از همان نوع کنترل محدودکننده و اکوسیستم بسته طراحی شده بودند که اکنون تحت پوشش نوآوری باز، در حال بازگشت به صنعت فناوری است.[1][7]
نکات کلیدی
- جنبش نرمافزار آزاد، کنترل کاربر بر کد را یک ضرورت اخلاقی و وجدانی میداند.
- جنبش متنباز، کدنویسی مشارکتی را به عنوان یک روش مهندسی عملگرایانه و بسیار کارآمد تعریف میکند.
- تعریف متنباز (Open Source Definition) به شدت از دستورالعملهای نرمافزار آزاد دبیان (Debian Free Software Guidelines) نشأت گرفته است.
- با وجود اختلافات شدید فلسفی، هر دو اردوگاه در عمل مجوزهای نرمافزاری تقریباً یکسانی را تأیید میکنند.
- پذیرش شرکتی به شدت به نفع اصطلاح «متنباز» است تا از تداعیهای ضد سرمایهداری مرتبط با کلمه «آزاد» (Free) اجتناب شود.
چرا مهم است
درک این تمایز برای توسعهدهندگان، شرکتها و سیاستگذاران حیاتی است، زیرا اصطلاحاتی که یک پروژه به کار میبرد، اولویتهای اصلی آن را در مورد حقوق کاربر، همکاری شرکتی و کسب درآمد از نرمافزار نشان میدهد.
- 1983
- سال آغاز جنبش نرمافزار آزاد
- 1998
- سال تأسیس سازمان ابتکار متنباز (OSI)
- 4
- آزادیهای اساسی تعریفکننده نرمافزار آزاد
اصطلاحات کلیدی
- Copyleft
- روشی برای اعطای مجوز که مستلزم آن است که هر نسخه تغییریافتهای از یک برنامه نرمافزاری تحت همان حقوق نسخه اصلی توزیع شود.
- Permissive License
- مجوزی نرمافزاری که به کاربران اجازه میدهد کد را با حداقل محدودیتها تغییر داده و توزیع مجدد کنند، و اغلب اجازه میدهد کد تغییریافته به صورت اختصاصی درآید.
- Source Code
- نسخه قابل خواندن توسط انسان از یک برنامه کامپیوتری که توسط توسعهدهندگان قبل از کامپایل شدن به کد ماشین نوشته میشود.
- Proprietary Software
- نرمافزاری که متعلق به یک فرد یا شرکت است، کد منبع آن محرمانه نگه داشته میشود و کاربران از تغییر یا اشتراکگذاری آن منع میشوند.
منابع
[1]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[2]Debian ProjectThe Debian Free Software Guidelines (DFSG)
مطالعه در Debian Project →
[3]Eric S. Raymondعملگرایان متنبازThe Cathedral and the Bazaar
مطالعه در Eric S. Raymond →
[4]Encyclopedia BritannicaFree software
مطالعه در Encyclopedia Britannica →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]Free Software Foundation Europeحامیان نرمافزار آزادWhat is Free Software
مطالعه در Free Software Foundation Europe →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فناوری اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


