سازوکار توافقنامههای بازل: استانداردهای بینالمللی بانکداری برای سرمایه، نقدینگی و ریسک واقعاً چگونه عمل میکنند؟
توافقنامههای بازل به عنوان داربست نامرئی نظام مالی جهانی عمل میکنند و تعیین میکنند که بانکها برای بقا در برابر شوکهای اقتصادی باید چه میزان سرمایه نگهداری کنند. اگرچه اغلب به عنوان سپرهای ضدخطای بحرانهای مالی تبلیغ میشوند، اما این چارچوب یک مصالحه پیچیده و مذاکرهشده بین ایمنی و رشد اقتصادی است.
به قلم نیما موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- قانونگذاران جهانی
- استدلال میکنند که کفهای سرمایه استاندارد و سختگیرانه برای جلوگیری از سوءاستفاده بانکها از مدلهای ریسک داخلی و تهدید ثبات سیستمیک ضروری است.
- صنعت بانکداری تجاری
- معتقد است که الزامات سرمایه بیش از حد سختگیرانه، ظرفیت وامدهی را محدود میکند، به رشد اقتصادی آسیب میزند و وامهای شرکتی کمریسک را مجازات میکند.
- حامیان اصلاحات مالی
- بر این باورند که این توافقنامهها به اندازه کافی پیش نمیروند و استدلال میکنند که خود وزندهی ریسک دارای نقص است و بانکها باید سطوح مطلق بالاتری از سرمایه سهام را نگهداری کنند.
در قلب بانکداری جهانی یک تنش اساسی و حلنشده وجود دارد: بانکها برای وام دادن و تقویت رشد اقتصادی ایجاد شدهاند، اما وام دادن ذاتاً پرخطر است. اگر بیش از حد وام دهند، یک وحشت ناگهانی میتواند سیستم را فرو بپاشد؛ اگر قانونگذاران آنها را مجبور به احتکار بیش از حد پول نقد کنند، اقتصاد از اعتبار محروم میشود. توافقنامههای بازل تلاش جهانی برای حل ریاضی این تناقض هستند.[5]
ما اغلب میشنویم که سیاستمداران و بانکداران مرکزی «انطباق با بازل ۳» را به عنوان یک تضمین آهنین در برابر تکرار بحرانی شبیه ۲۰۰۸ تبلیغ میکنند. واقعیت بسیار مکانیکیتر و بسیار کمتر مطلق است. این توافقنامهها مانع ریسکپذیری بانکها نمیشوند. در عوض، آنها به عنوان یک فرمول بسیار مذاکرهشده و هماهنگ جهانی عمل میکنند که دقیقاً تعیین میکند یک بانک قبل از مجاز شدن به دنبال سود، باید چه میزان ضربهگیر ایجاد کند.[5]
سازوکار اصلی چارچوب بازل، مفهوم «سرمایه نظارتی» است. هنگامی که یک بانک وامی صادر میکند، یک دارایی ایجاد میشود. این توافقنامهها بانک را ملزم میکنند که درصد مشخصی از آن دارایی را با پول خود—سرمایه سهام—به جای پول قرض گرفته شده یا سپردهها تأمین کند. تحت چارچوب بنیادی بازل ۳ که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، بانکها باید حداقل ۴٫۵٪ سرمایه مشترک ردیف ۱ (CET1) به علاوه یک ذخیره حفاظتی ۲٫۵٪، در برابر داراییهای موزون به ریسک خود نگهداری کنند.[1]
این ما را به بحثبرانگیزترین عبارت در توافقنامهها میرساند: «داراییهای موزون به ریسک» (RWA). همه وامها برابر نیستند. یک وام مسکن که توسط یک خانه فیزیکی تضمین شده است، از نظر ریاضی کمریسکتر از یک خط اعتباری بدون وثیقه برای یک استارتاپ بیثبات تلقی میشود. بانکها کل وامهای خود را در این وزنهای ریسک ضرب میکنند تا الزامات سرمایه خود را تعیین کنند و عملاً مخرج کسر را کوچک میکنند تا میزان سرمایهای را که باید نگهداری کنند، کاهش دهند.[1][5]
سالها، این سیستم به بانکهای بزرگ و سیستمیک جهانی اجازه میداد تا از مدلهای داخلی خود برای محاسبه این وزنها استفاده کنند. قانونگذاران فرض میکردند که بانکها ریسکهای خود را بهتر میدانند. با این حال، این امر عملاً به مؤسسات اجازه میداد تا تکالیف خود را نمرهدهی کنند، که منجر به وضعیتی شد که در آن دو بانک با نگهداری دقیقاً یک سبد وام، الزامات سرمایه بسیار متفاوتی را گزارش میکردند.[3][5]
نهاییسازی اصلاحات پس از بحران در سال ۲۰۱۷—که اغلب توسط صنعت به صورت عامیانه «بازل ۴» نامیده میشود—به طور خاص برای بستن این حفره طراحی شد. بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) متوجه شد که مدلهای داخلی واریانسهای غیرقابل توجیهی تولید میکنند. قوانین نهایی شده یک «کف خروجی» (Output Floor) معرفی کردند که حکم میکند داراییهای موزون به ریسک مدلسازی شده داخلی یک بانک نمیتواند کمتر از ۷۲٫۵٪ ریسک محاسبه شده با استفاده از رویکرد استاندارد و تعیینشده توسط قانونگذار باشد.[3]
نهاییسازی اصلاحات پس از بحران در سال ۲۰۱۷—که اغلب توسط صنعت به صورت عامیانه «بازل ۴» نامیده میشود—به طور خاص برای بستن این حفره طراحی شد.
سرمایه مشکل توانگری بلندمدت را حل میکند، اما مشکل هجوم بانکی را حل نمیکند. یک بانک میتواند روی کاغذ کاملاً توانگر باشد—به این معنی که داراییهایش بیشتر از بدهیهایش ارزش دارند—اما اگر همه سپردهگذارانش پول نقد خود را در یک روز سهشنبه مطالبه کنند و پول بانک در وامهای مسکن ۳۰ ساله گره خورده باشد، باز هم فرو میپاشد. توانگری مربوط به ارزش است؛ نقدینگی مربوط به زمانبندی است.[2][5]
برای رسیدگی به این موضوع، بازل ۳ نسبت پوشش نقدینگی (LCR) را معرفی کرد. LCR بانکها را ملزم میکند که به اندازه کافی داراییهای نقدشونده با کیفیت بالا (HQLA)—مانند اوراق قرضه دولتی و ذخایر بانک مرکزی—نگهداری کنند تا بتوانند در یک سناریوی استرس ۳۰ روزه با خروج شدید نقدینگی، دوام بیاورند. این یک ضربهگیر مکانیکی است که طراحی شده تا دقیقاً یک ماه به قانونگذاران فرصت دهد تا قبل از نکول بانک، یک عملیات نجات یا انحلال منظم را سازماندهی کنند.[2]
فرمول LCR سختگیرانه است: ذخیره HQLA باید برابر یا بیشتر از ۱۰۰٪ کل خروج خالص نقدی مورد انتظار در طول آن ۳۰ روز باشد. با مجبور کردن بانکها به نگهداری داراییهایی که میتوانند فوراً بدون از دست دادن ارزش فروخته شوند، این چارچوب تلاش میکند تا پیوند بین یک وحشت موقت و یک فروپاشی دائمی را قطع کند.[2]
نسبت تأمین مالی پایدار خالص (NSFR) مکمل LCR است و فراتر از پنجره ۳۰ روزه را در نظر میگیرد. NSFR بانکها را ملزم میکند که یک پروفایل تأمین مالی پایدار را در رابطه با فعالیتها و داراییهای خارج از ترازنامه خود در افق یک ساله حفظ کنند. این امر بانکها را از اتکای شدید به تأمین مالی عمدهفروشی کوتاهمدت برای تأمین مالی وامهای بلندمدت باز میدارد، عدم تطابقی که برای بسیاری از مؤسسات در طول بحران ۲۰۰۸ کشنده بود.[1][5]
با وجود دقت ریاضی این فرمولها، اجرای توافقنامههای بازل ذاتاً سیاسی است. در حالی که BIS قوانین را در سوئیس مینویسد، هیچ اختیار قانونی برای اجرای آنها ندارد. این توافقنامهها یک توافق شفاهی (Gentleman's Agreement) بین بانکداران مرکزی هستند. آنها تنها زمانی به قانون تبدیل میشوند که مجالس قانونگذاری ملی آنها را در قوانین داخلی خود بگنجانند.[4][5]
اینجاست که زبان بازاریابی «استاندارد جهانی» با واقعیت آشفته سیاستهای حاکمیتی روبرو میشود. حوزههای قضایی اغلب اجرای قوانین را به تأخیر میاندازند یا آنها را برای محافظت از قهرمانان داخلی خود تغییر میدهند. به عنوان مثال، رویکرد پارلمان اروپا برای نهایی کردن اصلاحات پس از بحران، شامل مذاکرات گستردهای بود تا اطمینان حاصل شود که بانکهای اروپایی—که بیشتر از همتایان آمریکایی خود به وامدهی شرکتی متکی هستند—به طور نامتناسبی توسط کفهای خروجی جدید مجازات نشوند.[4]
در نهایت، توافقنامههای بازل یک مصالحه زنده و پویا هستند. آنها یک سپر جادویی در برابر جاذبه مالی نیستند. آنها مجموعهای پیچیده و در حال تکامل از اهرمها و تنظیمات هستند که قانونگذاران دائماً آنها را تنظیم میکنند تا نقطه دقیقی را بیابند که در آن سیستم بانکی به اندازه کافی ایمن باشد تا از یک وحشت جان سالم به در ببرد، اما به اندازه کافی آزاد باشد تا آینده را تأمین مالی کند.[5]
نکات کلیدی
- توافقنامههای بازل استانداردهای جهانی سرمایه و نقدینگی را برای جلوگیری از بحرانهای مالی تعیین میکنند.
- الزامات سرمایه بر اساس «داراییهای موزون به ریسک» است؛ وامهای پرخطرتر نیاز به نگهداری سرمایه سهام بیشتری دارند.
- اصلاحات نهایی شده ۲۰۱۷ یک «کف خروجی» معرفی کرد تا بانکها نتوانند از مدلهای داخلی برای کاهش مصنوعی الزامات سرمایه استفاده کنند.
- نسبت پوشش نقدینگی بانکها را مجبور میکند داراییهای قابل فروش کافی برای تحمل یک هجوم بانکی ۳۰ روزه نگهداری کنند.
- این توافقنامهها به خودی خود الزامآور قانونی نیستند؛ باید توسط مجالس قانونگذاری و نهادهای نظارتی ملی پذیرفته و اجرا شوند.
چرا مهم است
توافقنامههای بازل مشخص میکنند که آیا یک بانک محلی نقدینگی کافی برای تحمل یک هجوم بانکی (Bank Run) را دارد یا خیر، یا اینکه فرو میپاشد و بحران اقتصادی گستردهتری را آغاز میکند. این استانداردها با تعیین قوانین جهانی برای سرمایه و نقدینگی، مستقیماً بر سهولت دریافت وام توسط کسبوکارها و میزان امنیت واقعی سپردههای روزمره تأثیر میگذارند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه قانونگذاران
بانکداران مرکزی ثبات سیستمیک را بر حداکثر ظرفیت وامدهی اولویت میدهند.
از دیدگاه بانک تسویه حسابهای بینالمللی و قانونگذاران ملی، بحران ۲۰۰۸ ثابت کرد که نمیتوان به بانکها اعتماد کرد تا ریسکهای فاجعهبار خود را به درستی اندازهگیری کنند. قانونگذاران استدلال میکنند که کفهای خروجی معرفی شده در سال ۲۰۱۷ ضروری هستند زیرا مدلهای داخلی به طور مداوم ریسک داراییهای پیچیده را دست کم میگرفتند. قانونگذاران معتقدند با تحمیل یک کف استاندارد، در حال ساختن یک سیستم مالی هستند که میتواند زیانهای خود را بدون نیاز به کمکهای مالی مالیاتدهندگان جذب کند.
دیدگاه صنعت بانکداری
بانکهای تجاری استدلال میکنند که قوانین سرمایه سختگیرانه، رشد اقتصادی را محدود میکند.
بخش بانکداری اغلب در برابر سختگیری توافقنامهها، به ویژه اصلاحات نهایی شده ۲۰۱۷، مقاومت میکند. حامیان صنعت استدلال میکنند که وزنهای ریسک استاندارد بیش از حد کلی هستند و نمیتوانند ظرافتهای سبدهای وام خاص را درک کنند. آنها معتقدند که مجبور کردن بانکها به نگهداری سرمایه بیش از حد در برابر وامهای شرکتی کمریسک، میزان پول موجود برای وام دادن به کسبوکارها را کاهش میدهد و در نهایت رشد اقتصادی را کند میکند و مناطقی را که به شدت به تأمین مالی بانکی متکی هستند، مجازات میکند.
دیدگاه اجرای حاکمیتی
مجالس قانونگذاری ملی قوانین جهانی را برای محافظت از منافع داخلی تطبیق میدهند.
قانونگذاران توافقنامههای بازل را نه به عنوان قوانین تغییرناپذیر، بلکه به عنوان نقاط شروعی برای مذاکره میبینند. از آنجا که اقتصاد جهانی یکنواخت نیست، حوزههای قضایی قوانین را متناسبسازی میکنند. به عنوان مثال، قانونگذاران اروپایی از نظر تاریخی به دنبال تعدیلهایی در چارچوب بودهاند تا از مدل بانکداری اروپایی محافظت کنند، مدلی که بسیار بیشتر از مدل آمریکایی به نگهداری بدهی شرکتی در ترازنامه متکی است (در آمریکا شرکتها اغلب مستقیماً از بازارهای سرمایه پول جمعآوری میکنند).
اصطلاحات کلیدی
- سرمایه مشترک ردیف ۱ (CET1)
- بالاترین کیفیت سرمایه نظارتی، که عمدتاً شامل سهام عادی و سود انباشته است و میتواند فوراً زیانها را جذب کند.
- داراییهای موزون به ریسک (RWA)
- مجموع داراییها یا تعهدات خارج از ترازنامه یک بانک، که بر اساس ریسک ریاضی نکول آنها وزندهی شدهاند.
- نسبت پوشش نقدینگی (LCR)
- الزامی که بانکها باید به اندازه کافی داراییهای بسیار نقدشونده نگهداری کنند تا بتوانند یک دوره ۳۰ روزه استرس مالی شدید و خروج نقدینگی را تحمل کنند.
- کف خروجی
- قانونی که در سال ۲۰۱۷ معرفی شد و مانع از آن میشود که الزامات سرمایه مدلسازی شده داخلی یک بانک به زیر ۷۲٫۵٪ محاسبه استاندارد نظارتی کاهش یابد.
منابع
[1]Bank for International Settlementsقانونگذاران جهانیBasel III: A global regulatory framework for more resilient banks and banking systems - revised version June 2011
مطالعه در Bank for International Settlements →
[2]Bank for International Settlementsقانونگذاران جهانیBasel III: The Liquidity Coverage Ratio and liquidity risk monitoring tools
مطالعه در Bank for International Settlements →
[3]Bank for International Settlementsقانونگذاران جهانیBasel III: Finalising post-crisis reforms
مطالعه در Bank for International Settlements →
[4]European Parliamentصنعت بانکداری تجاریFinalisation of Basel III post-crisis reforms
مطالعه در European Parliament →
[5]تیم سردبیری کوهستانحامیان اصلاحات مالیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
