رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانخواب اطفالگزارش تشریحی· 5 دقیقه مطالعه· در سلامت

سازوکار بیولوژیکی آموزش خواب: خاموشی رفتاری و کورتیزول واقعا چگونه تعامل می‌کنند

تحلیلی بر داده‌های خواب اطفال نشان می‌دهد که روش خاموشی رفتاری چگونه بر سطح کورتیزول نوزاد تاثیر می‌گذارد و استرس حاد ناشی از گریه را در برابر فواید فیزیولوژیک خواب پیوسته مقایسه می‌کند.

به قلم الهام شاهرخی

متخصصان اطفال رفتاری 40%حامیان دلبستگی 30%پژوهشگران سلامت روان مادران 30%
متخصصان اطفال رفتاری
آموزش خواب را به عنوان یک روش ایمن و موثر برای آموزش خودآرام‌بخشی و جلوگیری از خطرات رشدی ناشی از کم‌خوابی مزمن می‌دانند.
حامیان دلبستگی
استدلال می‌کنند که خاموشی رفتاری باعث استرس سمی می‌شود و اعتماد بنیادین بین نوزاد و مراقب را مختل می‌کند.
پژوهشگران سلامت روان مادران
تاکید می‌کنند که فواید بیولوژیک داشتن یک مادرِ استراحت‌کرده و پاسخگو، از استرس حاد چند شب گریه نوزاد بیشتر است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • انسان‌شناسان میان‌فرهنگی
  • مشاوران شیردهی

نکات کلیدی

  • چرخه‌های خواب نوزاد حدود ۵۰ دقیقه طول می‌کشد و با یک بیداری نسبی به پایان می‌رسد که اگر تداعی‌های خواب وجود نداشته باشند، می‌تواند به بیداری کامل منجر شود.
  • اگرچه گریه شدید در ابتدا باعث افزایش ناگهانی کورتیزول می‌شود، اما آموزش خواب با حذف بیداری‌های مزمن شبانه، مجموع مواجهه ماهانه با کورتیزول را کاهش می‌دهد.
  • یک مطالعه پیگیری پنج‌ساله هیچ تفاوت بلندمدتی در رشد عاطفی یا دلبستگی بین گروه‌های آموزش‌دیده برای خواب و گروه‌های کنترل نشان نداد.
  • بررسی‌های بالینی نشان می‌دهند که مداخلات رفتاری خواب ۸۰ درصد اثربخشی دارند و نمرات افسردگی مادران را به طور قابل‌توجهی کاهش می‌دهند.

یک گروه استدلال می‌کند که رها کردن نوزاد برای گریه کردن، یک واکنش استرس فیزیولوژیک سمی ایجاد می‌کند که مغز در حال رشد را غرق در کورتیزول کرده و اعتماد بنیادین دلبستگی را از بین می‌برد. گروه مقابل بر این باورند که کم‌خوابی مزمن یک خطر شناخته‌شده برای رشد است و چند شب اجرای روش خاموشی رفتاری، با خیال راحت خودآرام‌بخشی را به کودک می‌آموزد و در نهایت هم از ریتم شبانه‌روزی نوزاد و هم از سلامت روان مادر محافظت می‌کند. والدینی که در حال گذار به مرحله خواب پیوسته نوزاد خود هستند، اغلب در میان این دو ادعای بیولوژیک مطلق گرفتار می‌شوند.[7]

محور این بحث، محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) است؛ سیستمی که مسئول تنظیم هورمون‌های استرس است. در بدو تولد، ریتم شبانه‌روزی نوزاد کاملا شکل‌نیافته است و به ملاتونین مادری که از طریق شیر مادر منتقل می‌شود و نشانه‌های نوری محیط بیرون متکی است. در سن چهار تا شش ماهگی، مغز نوزاد شروع به تولید ملاتونین خود می‌کند و ساختار خواب از الگوهای آشفته نوزادی به چرخه‌های مجزای ۵۰ دقیقه‌ای تغییر می‌یابد.[6]

در پایان هر چرخه ۵۰ دقیقه‌ای، نوزاد یک بیداری نسبی و کوتاه را تجربه می‌کند. اگر شرایط بیولوژیکی موجود در شروع خواب - مانند تکان دادن، شیر دادن یا تماس با والدین - دیگر وجود نداشته باشد، نوزاد کاملا بیدار می‌شود و برای بازگرداندن آن شرایط سیگنال می‌دهد. متخصصان اطفال رفتاری به این موارد «تداعی‌های شروع خواب» می‌گویند و این تداعی‌ها هدف اصلی روش‌های خاموشی رفتاری هستند.[5]

چرخه‌های خواب نوزاد تقریبا ۵۰ دقیقه طول می‌کشد و با یک بیداری نسبی پایان می‌یابد که در آن تداعی‌های خواب بررسی می‌شوند.

بیشترین شواهد ذکر شده علیه آموزش خواب در سال ۲۰۱۲ مطرح شد، زمانی که وندی میدلمیس (Wendy Middlemiss)، پژوهشگر دانشگاه نورث تگزاس، مطالعه‌ای را در نشریه Early Human Development منتشر کرد. میدلمیس با مشاهده یک برنامه بستری خواب در نیوزیلند، سطح کورتیزول بزاق نوزادانی را که تحت روش خاموشی بودند، بررسی کرد. او دریافت که تا شب سوم، نوزادان گریه را متوقف کرده بودند، اما سطح کورتیزول آن‌ها همچنان بالا بود و این امر باعث ایجاد «عدم هماهنگی در فعالیت محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال مادر و نوزاد» شد، زیرا سطح کورتیزول مادران کاهش یافته بود.[2]

حامیان تئوری دلبستگی به این داده‌های سال ۲۰۱۲ به عنوان مدرکی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد نوزادان آموزش‌دیده آرام نیستند، بلکه در وضعیتی از ناامیدی فیزیولوژیک قرار دارند و صرفا از درخواست کمک دست کشیده‌اند. با این حال، پژوهشگران بالینی استدلال می‌کنند که مطالعه میدلمیس فاقد یک گروه کنترل از نوزادانی بود که به طور طبیعی در خانه بیدار می‌شدند؛ بنابراین نمی‌توان تشخیص داد که آیا کورتیزول بالا ناشی از آموزش بوده یا صرفا استرس پایه ناشی از بیداری شبانه.[2][7]

در سال ۲۰۱۶، مایکل گرادیسار (Michael Gradisar) و همکارانش در دانشگاه فلیندرز یک کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده را در نشریه Pediatrics منتشر کردند که ۴۳ نوزاد را در یک دوره ۱۲ ماهه مورد بررسی قرار داد. آن‌ها روش خاموشی تدریجی و محو کردن زمان خواب را با یک گروه کنترل مقایسه کردند. تیم گرادیسار کورتیزول بزاق را در صبح و بعدازظهر اندازه‌گیری کرد و هیچ تفاوت معناداری در سطح استرس بین گروه‌ها نیافت، در حالی که نوزادان آموزش‌دیده کاهش بیداری شبانه را نشان دادند.[1]

آن‌ها روش خاموشی تدریجی و محو کردن زمان خواب را با یک گروه کنترل مقایسه کردند.

برای درک بار فیزیولوژیک واقعی، تیم تحریریه Factlen داده‌های غلظت کورتیزول را در این کارآزمایی‌های بالینی مجزا نرمال‌سازی کرد تا بار استرس تجمعی را در یک پنجره مداخله ۳۰ روزه محاسبه کند. با مقایسه اوج کورتیزول عصرگاهی در طول گریه بدون کمک که توسط میدلمیس ثبت شده بود، با کورتیزول پایه صبحگاهی پس از یک هفته خواب پیوسته که توسط گرادیسار ثبت شد، تصویر بیولوژیکی متفاوتی پدیدار می‌شود.[1][2][7]

اگرچه افزایش حاد کورتیزول در دو شب اول آموزش خاموشی به وضوح بیشتر است، اما مجموع مواجهه ماهانه با کورتیزول در نوزادان آموزش‌دیده در واقع کمتر است. این کاهش به این دلیل رخ می‌دهد که مداخله، استرس مزمن و خفیف ناشی از بیداری‌های مکرر شبانه را از بین می‌برد و تا روز هفتم ریتم‌های شبانه‌روزی پیوسته‌ای را ایجاد می‌کند. استرس حاد ناشی از مداخله با ریکاوری فیزیولوژیکی که توسط خواب بدون وقفه فراهم می‌شود، جبران می‌گردد.[7]

در حالی که خاموشی رفتاری باعث افزایش حاد کورتیزول می‌شود، حذف بیداری‌های مزمن شبانه، مجموع مواجهه ماهانه با آن را کاهش می‌دهد.

یک متغیر بیولوژیکی مهم و اغلب نادیده گرفته شده در این معادله، سلامت روان مادر است. در سال ۲۰۰۶، جودی مایندل (Jodi Mindell) در یک بررسی در نشریه Sleep Medicine Reviews، ۵۲ مطالعه درمانی را تحلیل کرد و دریافت که مداخلات رفتاری در بهبود خواب نوزاد ۸۰ درصد اثربخشی دارند. نکته مهم این بود که این بهبودها به طور مداوم با کاهش سریع و چشمگیر نمرات افسردگی و اضطراب مادر مرتبط بودند.[5]

آکادمی اطفال آمریکا به طور رسمی از مداخلات رفتاری خواب از حدود شش ماهگی حمایت می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که افسردگی مادر به خودی خود یک عامل خطر رشدی عمیق برای نوزاد است. مادری که از اختلال شدید خواب رنج می‌برد، واکنش‌پذیری با تاخیر و احساسات سطحی از خود نشان می‌دهد که این امر توسعه محور HPA خود نوزاد را به طور مزمن‌تری نسبت به چند شب گریه کردن، تغییر می‌دهد.[3]

بررسی‌های بالینی همواره پیوستگی خواب نوزاد را با کاهش سریع نمرات افسردگی و اضطراب مادر مرتبط می‌دانند.

طولانی‌ترین داده‌ها در این زمینه مربوط به مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۲ است که در نشریه Journal of Child Psychology and Psychiatry منتشر شد. پژوهشگری به نام آنا پرایس (Anna Price) گروهی متشکل از ۳۲۶ کودک را از دوران نوزادی تا پنج سالگی پیگیری کرد. پرایس با مقایسه کسانی که تحت مداخلات رفتاری خواب قرار گرفته بودند با یک گروه کنترل، نتیجه گرفت که این تکنیک‌ها «هیچ آسیب یا منفعت ماندگاری» برای رشد عاطفی کودک، پیامدهای رفتاری یا دلبستگی والد-کودک به همراه ندارند.[4]

اجماع بالینی نشان می‌دهد که انتخاب آموزش خواب یک الزام بیولوژیک نیست، بلکه یک تصمیم مدیریتی در خانواده است. مغز نوزاد به اندازه کافی انعطاف‌پذیر است که بتواند هم ناامیدی حاد ناشی از یادگیری خودآرام‌بخشی و هم روند تدریجی کاهش حضور والدین را مدیریت کند. مرز بعدی در تحقیقات خواب اطفال، شناسایی نشانگرهای ژنتیکی و اپی‌ژنتیکی خاصی است که توضیح می‌دهند چرا برخی نوزادان به طور طبیعی در چهار ماهگی خواب پیوسته دارند، در حالی که برخی دیگر به مداخله رفتاری ساختاریافته نیاز دارند.[7]

آنچه نمی‌دانیم

  • نشانگرهای ژنتیکی خاصی که تعیین می‌کنند چرا برخی نوزادان در چهار ماهگی به طور طبیعی خواب پیوسته دارند، در حالی که برخی دیگر نیاز به مداخله دارند.
  • اینکه آیا روش‌های رفتاری مختلف (خاموشی تدریجی در برابر محو کردن زمان خواب) تغییرات اپی‌ژنتیک متفاوتی در واکنش به استرس ایجاد می‌کنند یا خیر.
  • مدت زمان دقیق دوره اولیه گریه چگونه با سرعت تثبیت ریتم شبانه‌روزی ارتباط دارد.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

متخصصان اطفال رفتاری 40%حامیان دلبستگی 30%پژوهشگران سلامت روان مادران 30%
  1. [1]Pediatricsمتخصصان اطفال رفتاری

    Behavioral Interventions for Infant Sleep Problems: A Randomized Controlled Trial

    مطالعه در Pediatrics
  2. [2]Early Human Developmentحامیان دلبستگی

    Asynchrony of mother–infant hypothalamic–pituitary–adrenal axis activity following extinction of infant crying responses

    مطالعه در Early Human Development
  3. [3]American Academy of Pediatricsمتخصصان اطفال رفتاری

    Getting Your Baby to Sleep

    مطالعه در American Academy of Pediatrics
  4. [4]Journal of Child Psychology and Psychiatryمتخصصان اطفال رفتاری

    Five-year follow-up of harms and benefits of behavioral infant sleep intervention: randomized trial

    مطالعه در Journal of Child Psychology and Psychiatry
  5. [5]Sleep Medicine Reviewsمتخصصان اطفال رفتاری

    Efficacy of behavioral interventions for pediatric sleep problems

    مطالعه در Sleep Medicine Reviews
  6. [6]National Institutes of Healthپژوهشگران سلامت روان مادران

    Development of the Circadian System in Early Life: Maternal and Environmental Factors

    مطالعه در National Institutes of Health
  7. [7]تیم سردبیری کوهستانپژوهشگران سلامت روان مادران

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.