تحول ساختاری در امنیت آبی خاورمیانه: مقایسه آبشیرینکنهای عظیم خلیج فارس با بازیافت فاضلاب شام
در حالی که خاورمیانه با کمبود بیسابقهی آب مواجه است، دو مدل ساختاری متمایز ظهور کردهاند: آبشیرینکنهای پرمصرف انرژی در کشورهای خلیج فارس و بازیافت فاضلاب کشاورزی با چرخه بسته در منطقه شام.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان آبشیرینکن
- تمرکز بر استفاده از انرژی تجدیدپذیر برای تولید آب آشامیدنی نامحدود از دریا.
- حامیان بازیافت فاضلاب
- تمرکز بر اصول اقتصاد چرخشی و کارایی ترمودینامیکی برای تأمین آب کشاورزی.
- تحلیلگران سیستمهای یکپارچه
- استدلال میکنند که امنیت آبی واقعی نیازمند ترکیب متوالی هر دو مدل است.
چرا مهم است
امنیت آبی، محدودیت اساسی برای رشد اقتصادی و تولید مواد غذایی در خاورمیانه است. درک مبادلات ترمودینامیکی و زیرساختی بین تولید آب جدید و بازیافت آب موجود، تعیین میکند که کشورهای خشک چگونه در دهههای آینده دوام خواهند آورد.
خاورمیانه کمآبترین منطقه روی زمین است و با وجود جمعیت رو به رشد سریع، کمتر از یک درصد از منابع آب شیرین جهان را در اختیار دارد. در حالی که سفرههای آب زیرزمینی کهن در حال تهی شدن هستند و بارندگی نامنظمتر میشود، دولتها دیگر آب را مدیریت نمیکنند، بلکه آن را تولید میکنند. برای بقا، منطقه دو مدل ساختاری متمایز برای امنیت آبی ابداع کرده است. در امتداد خلیج فارس، کشورها از ثروت انرژی خود برای ساخت مجتمعهای عظیم آبشیرینکن دریایی استفاده کردهاند. در منطقه شام، کشورها سیستمهای بازیافت فاضلاب با چرخه بسته را مهندسی کردهاند تا از هر قطره آب، استفادههای چندگانه ببرند.[1][2]
این دو رویکرد، فلسفههای ترمودینامیکی و زیرساختی اساساً متفاوتی را نشان میدهند. آبشیرینکن از یک منبع نامحدود، آب آشامیدنی جدید تولید میکند، اما با هزینه انرژی بالا. بازیافت فاضلاب، فاضلاب موجود را تا استاندارد کشاورزی تصفیه میکند و تولید غذا را از تولید آب اولیه جدا میسازد.[5]
عربستان سعودی و امارات متحده عربی، وزنههای بلامنازع مدل آبشیرینکن هستند. از لحاظ تاریخی، این کشورها به تقطیر ناگهانی چندمرحلهای (multi-stage flash distillation) متکی بودند؛ یک فرآیند حرارتی بسیار پرمصرف انرژی که اساساً آب دریا را با استفاده از گرمای اتلافی نیروگاههای سوخت فسیلی میجوشاند. در اوج خود، عربستان سعودی روزانه صدها هزار بشکه نفت را صرفاً برای جاری نگه داشتن شیرهای آب خود میسوزاند.[2][4]
این معماری در حال حاضر در حال یک تغییر ساختاری عظیم به سمت اسمز معکوس (RO) است. اسمز معکوس به جای جوشاندن آب، از پمپهای فشار قوی برای عبور دادن آب دریا از غشاهای نیمهتراوا استفاده میکند که نمک و ناخالصیها را به دام میاندازند. افزایش بهرهوری حاصل از این روش حیرتآور بوده است.
تأسیسات اسمز معکوس طویله (Taweelah) در ابوظبی نمونهای از این عصر جدید است. این تأسیسات به عنوان بزرگترین مرکز اسمز معکوس در جهان، روزانه بیش از ۹۰۰,۰۰۰ متر مکعب آب آشامیدنی تولید میکند. مهمتر اینکه، با ادغام یک مزرعه خورشیدی فتوولتائیک ۷۰ مگاواتی، تولید آب را از سوختهای فسیلی جدا کرده است.[2]
با استفاده از انرژی خورشیدی و دستگاههای پیشرفته بازیابی انرژی، تأسیسات اسمز معکوس مدرن در خلیج فارس، شدت مصرف انرژی آبشیرینکن را به پایینترین حد خود رساندهاند. اکنون این تأسیسات، آب شیرین را با مصرف کمتر از ۳ کیلووات ساعت در هر متر مکعب تولید میکنند، که کسری از انرژی مورد نیاز نیروگاههای حرارتی قدیمی است.[2]
با این حال، در حالی که اسمز معکوس معادله آب آشامیدنی شهری را حل کرده است، نمیتواند معادله کشاورزی را حل کند. کشاورزی تا ۸۰ درصد از مصرف آب در خاورمیانه را به خود اختصاص میدهد. از آنجایی که کشاورزی به بازده حجمی عظیم با هزینهای نزدیک به صفر نیاز دارد، استفاده از آب شیرینشده برای کشت محصولات اصلی، از نظر اقتصادی و ترمودینامیکی غیرقابل توجیه باقی میماند.[3]
با این حال، در حالی که اسمز معکوس معادله آب آشامیدنی شهری را حل کرده است، نمیتواند معادله کشاورزی را حل کند.
این محدودیت است که مدل بازیافت فاضلاب منطقه شام را از نظر ساختاری ضروری میسازد. اسرائیل و اردن، که فاقد ذخایر عظیم انرژی و سرمایه کشورهای خلیج فارس هستند، در عوض بر بازیابی آب ثانویه تمرکز کردهاند. در این مدل، فاضلاب شهری یک بدهی برای تخلیه به دریا نیست، بلکه یک ماده خام بسیار ارزشمند است.[4]
اسرائیل در حال حاضر تقریباً ۹۰ درصد از فاضلاب شهری خود را بازیافت میکند که با اختلاف زیادی بالاترین نرخ در سطح جهان است. برای مقایسه، اسپانیا با تقریباً ۲۰ درصد در رتبه دوم قرار دارد، در حالی که ایالات متحده کمتر از ۱۰ درصد را بازیافت میکند.[4]
آب بازیافتی در اسرائیل قبل از پمپاژ از طریق یک شبکه خط لوله ملی اختصاصی مستقیماً به مزارع، تحت تصفیه بیولوژیکی ثانویه و تصفیه سهگانه سفره آب زیرزمینی قرار میگیرد. امروزه، فاضلاب بازیافتی تقریباً نیمی از کل آب کشاورزی کشور را تأمین میکند و به بخش کشاورزی اجازه میدهد بدون تخلیه سفرههای آب شیرین طبیعی، شکوفا شود.[4]
اردن نیز از سر ناچاری استراتژی مشابهی را در پیش گرفته است. تصفیهخانه فاضلاب الاسمره (As-Samra) تقریباً ۷۰ درصد از فاضلاب کشور را تصفیه میکند. این تأسیسات سالانه بیش از ۱۳۰ میلیون متر مکعب پساب تصفیهشده با کیفیت بالا را تأمین میکند که به سمت دره اردن هدایت میشود تا ستون فقرات کشاورزی کشور را پشتیبانی کند.[2]
آنچه تأسیسات الاسمره را به ویژه قابل توجه میسازد، مشخصات انرژی آن است. این تصفیهخانه از هضم بیهوازی برای تبدیل لجن آلی به بیوگاز استفاده میکند که سپس برای تولید برق سوزانده میشود. این تأسیسات، همراه با توربینهای برقآبی روی لولههای خروجی، ۸۰ درصد از نیازهای انرژی خود را تولید میکند.[2][5]
این قابلیت خودتأمین انرژی، مزیت اصلی مدل بازیافت را برجسته میکند: این مدل عملاً آب کشاورزی را با هزینه انرژی اولیه خالص صفر تولید میکند. در حالی که آبشیرینکن برای عبور دادن آب از غشاها به ورودیهای انرژی ثابت نیاز دارد، تصفیه بیولوژیکی فاضلاب میتواند از انرژی نهفته در خود پسماند استفاده کند.[5]
با این حال، مدل منطقه شام موانع زیرساختی جدی خود را دارد. اجرای یک برنامه ملی بازیافت نیازمند یک معماری عظیم با لولهکشی دوگانه است تا اطمینان حاصل شود که پساب تصفیهشده هرگز با منبع آب آشامیدنی شهری آلودگی متقاطع پیدا نمیکند. همچنین نیازمند نظارت نظارتی سختگیرانه برای پایش شوری، فلزات سنگین و عوامل بیماریزا در منبع آب کشاورزی است.[3]
علاوه بر این، بازیافت ذاتاً توسط حجم فاضلاب شهری تولید شده محدود میشود. این روش نمیتواند آب جدیدی تولید کند؛ بلکه فقط میتواند کاربرد آبی را که از قبل در سیستم وجود دارد، چند برابر کند. اگر منبع اصلی شهری به دلیل خشکسالی کاهش یابد، منبع ثانویه کشاورزی نیز همراه با آن کاهش مییابد.[3][5]
در نهایت، کارشناسان امنیت آبی این دو مدل را نه به عنوان رقیب، بلکه به عنوان اجزای متوالی یک معماری واحد میبینند. آبشیرینکن موتوری است که آب جدید و با کیفیت بالا را وارد اکوسیستم انسانی میکند. بازیافت فاضلاب ضریبی است که تضمین میکند همان آب برای تولید غذا استفاده شود. با تشدید فشارهای اقلیمی، مقاومترین کشورها آنهایی خواهند بود که هر دو را ادغام کنند—آب آشامیدنی خود را از دریا تولید کنند و محصولات خود را از شهر پرورش دهند.[5]
آنچه نمیدانیم
- تجمع طولانیمدت آب نمک بسیار غلیظ تخلیهشده از تأسیسات عظیم آبشیرینکن چگونه بر اکولوژی دریایی خلیج فارس تأثیر خواهد گذاشت.
- آیا هزینههای سرمایهای نصب زیرساخت لولهکشی دوگانه برای بازیافت فاضلاب، کشورهای فقیرتر را از پذیرش مدل منطقه شام باز خواهد داشت.
نکات کلیدی
- خاورمیانه برای مقابله با کمبود شدید آب، به دو مدل اصلی متکی است: آبشیرینکن دریایی خلیج فارس و بازیافت فاضلاب منطقه شام.
- عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال گذار از آبشیرینکن حرارتی پرمصرف انرژی به سمت تأسیسات اسمز معکوس بسیار کارآمد و با انرژی خورشیدی هستند.
- اسرائیل در بازیابی فاضلاب پیشرو جهانی است و تقریباً ۹۰ درصد از پساب شهری خود را برای استفاده مستقیم در کشاورزی بازیافت میکند.
- در حالی که آبشیرینکن آب آشامیدنی شهری را تأمین میکند، بازیافت تنها روش ترمودینامیکی قابل دوام برای پشتیبانی از تقاضای عظیم آب کشاورزی منطقه است.
منابع
[1]UN Waterحامیان آبشیرینکنWater Scarcity
مطالعه در UN Water →
[2]World Bankحامیان آبشیرینکنWater Overview
مطالعه در World Bank →
[3]World Health Organizationتحلیلگران سیستمهای یکپارچهWater, sanitation and hygiene (WASH)
مطالعه در World Health Organization →
[4]Wikipediaحامیان بازیافت فاضلابWater supply and sanitation in Israel
مطالعه در Wikipedia →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران سیستمهای یکپارچهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
