طرح بریجتاون چگونه قصد دارد صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را برای تأمین مالی تابآوری اقلیمی و کاهش بدهی بازسازی کند؟
طرح بریجتاون که توسط باربادوس رهبری میشود، پیشنهاد میکند ساختار مالی جهانی پس از جنگ جهانی دوم بازنگری شود تا از بروز بحرانهای بدهی دولتی ناشی از بلایای اقلیمی جلوگیری کند. در حالی که برخی اصلاحات مانند بندهای تعلیق بدهی عملی شدهاند، جاهطلبانهترین هدف آن – یک صندوق اقلیمی ۵۰۰ میلیارد دلاری – به دلیل اصطکاک نهادی متوقف مانده است.
به قلم ایمان شریعتی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- کشورهای آسیبپذیر اقلیمی
- حامیان اصلاحات سیستمی برای جلوگیری از بحرانهای بدهی ناشی از شوکهای اقلیمی خارجی.
- رهبری نهادی
- تمرکز بر بهینهسازی ساختارهای موجود بانکهای چندجانبه و حفظ رتبهبندی اعتباری.
- تحلیلگران بازار و سیاست
- ارزیابی سازوکارهای حقوقی و مالی بسیج سرمایه خصوصی برای زیرساختهای سبز.
چرا مهم است
سیستم مالی پس از جنگ جهانی دوم برای بازسازی اروپا طراحی شد، نه برای مدیریت شوکهای اقلیمی جهانی که به طور مکرر رخ میدهند. اگر تغییرات ساختاری طرح بریجتاون موفقیتآمیز باشند، تریلیونها دلار سرمایه خصوصی برای جهان در حال توسعه آزاد خواهد شد، بدون اینکه نیاز به مالیاتهای جدید از کشورهای ثروتمند باشد.
نکات کلیدی
- طرح بریجتاون با هدف اصلاح صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی برای حمایت بهتر از کشورهای آسیبپذیر اقلیمی است.
- این طرح با موفقیت برای «بندهای تعلیق بدهی» لابی کرد که پرداخت وامها را برای دو سال پس از یک بلای طبیعی به حالت تعلیق در میآورد.
- این طرح یک صندوق جهانی کاهش اقلیمی ۵۰۰ میلیارد دلاری را پیشنهاد میکند که از طریق حق برداشت مخصوص (SDRs) استفاده نشده تأمین مالی میشود.
- برای جلوگیری از افزایش بدهی دولتی، صندوق پیشنهادی مستقیماً به پروژههای زیرساختی وام میدهد نه به دولتها.
- در حالی که برخی اصلاحات کفایت سرمایه بانک جهانی عملی شدهاند، صندوق عظیم وامدهی به پروژهها با مقاومت نهادی روبرو است.
خلاصه طرح بریجتاون به سادگی این است: پیشنهادی برای تغییر نحوه توزیع پول توسط بزرگترین وامدهندگان عمومی جهان – صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی – با هدف تضمین این که کشورهای در حال توسعه در بازسازی پس از بلایای اقلیمی ورشکست نشوند. این چارچوب که توسط میا موتلی، نخستوزیر باربادوس، و آویناش پرساود، فرستاده ویژه تأمین مالی اقلیمی، رهبری میشود، قصد دارد ساختار مالی پس از جنگ جهانی دوم را برای مقابله با شوکهای زیستمحیطی قرن بیست و یکم بازسازی کند.[3][4][6]
برای درک این طرح، ابتدا باید «تله بدهی اقلیمی» را که قصد حل آن را دارد، فهمید. هنگامی که یک طوفان شدید یا سیل به یک کشور جزیرهای کوچک در حال توسعه (SIDS) یا یک اقتصاد مرزی آسیبپذیر ضربه میزند، میتواند درصد دو رقمی از تولید ناخالص داخلی آن کشور را یک شبه از بین ببرد. برای بازسازی جادهها، بیمارستانها و شبکههای برق، دولت باید به شدت از بانکهای توسعه چندجانبه (MDBs) یا بازارهای خصوصی وام بگیرد.[1][6]
از آنجا که امور مالی بینالمللی ریسک بالایی را به مناطق آسیبپذیر اقلیمی اختصاص میدهد، این وامها با نرخهای بهره سنگینی همراه هستند. پرداخت بدهی به سرعت بودجه ملی را مصرف میکند و هیچ فضای مالی برای سرمایهگذاری در فناوری سبز یا تابآوری فیزیکی باقی نمیگذارد. هنگامی که طوفان بعدی رخ میدهد، این چرخه تکرار شده و کشور را به نکول بدهی دولتی نزدیکتر میکند. در حال حاضر، بیش از نیمی از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکنند که هزینه بیشتری را صرف پرداخت بدهی میکنند تا آموزش، بهداشت یا سازگاری اقلیمی.[1]

طرح بریجتاون، که اغلب توسط حامیانش به عنوان «طرح مارشال برای اقلیم» معرفی میشود، در واقع یک بازنگری ساختاری بسیار فنی است که برای شکستن این چرخه طراحی شده است. این طرح تأمین مالی اقلیمی را به سه بخش مجزا تقسیم میکند: نقدینگی کوتاهمدت برای واکنش فوری به بلایا، بودجه بلندمدت با شرایط ترجیحی برای تابآوری، و بسیج گسترده بخش خصوصی برای کاهش کربن. نکته حیاتی این است که تلاش میکند این کار را بدون درخواست از کشورهای ثروتمند اهداکننده برای تخصیص درآمدهای مالیاتی جدید و هنگفت انجام دهد.[4][6]
ملموسترین و فوریترین قابلیتی که توسط این طرح عملی شد، «بند تعلیق بدهی ناشی از بلایای طبیعی» است. پیش از بریجتاون، کشوری که دچار طوفانی فاجعهبار میشد، همچنان مجبور بود قسطهای بدهی برنامهریزی شده خود را در ماه بعد پرداخت کند، که دقیقاً ذخایر ارزی مورد نیاز برای واردات تدارکات اضطراری را تخلیه میکرد. این طرح با موفقیت لابی کرد تا بندهای تعلیق در قراردادهای وام جدید گنجانده شوند.[1][3]
ملموسترین و فوریترین قابلیتی که توسط این طرح عملی شد، «بند تعلیق بدهی ناشی از بلایای طبیعی» است.
اگر یک بلای طبیعی از پیش تعریف شده رخ دهد، پرداخت بدهی به طور خودکار برای دو سال به حالت تعلیق در میآید. این امر دقیقاً زمانی که یک کشور بیشترین نیاز را دارد، نقدینگی فوری و بدون قید و شرط فراهم میکند. این تنها یک پیشنهاد نظری نیست؛ بلکه فعالانه عملی شده است. بانک جهانی، بانک توسعه بینآمریکایی و چندین وامدهنده دوجانبه مانند استرالیا و اسپانیا شروع به گنجاندن این بندها در قراردادهای استاندارد وامدهی خود برای کشورهای آسیبپذیر کردهاند.[3][5]
با این حال، جاهطلبانهترین سازوکار این طرح – صندوق جهانی کاهش تغییرات اقلیمی – عمدتاً در مرحله اعلام باقی مانده است. این پیشنهاد سرمایه عظیمی را هدف قرار میدهد که برای انتقال اقتصادهای در حال توسعه به انرژیهای تجدیدپذیر مورد نیاز است. از آنجا که زیرساختهای سبز سرمایهبر هستند و هزینههای استقراض در کشورهای جنوب جهانی بسیار بالا است، سرمایهگذاران خصوصی عموماً از این پروژهها دوری میکنند.[1][2]
بریجتاون پیشنهاد میکند که این صندوق با استفاده از حق برداشت مخصوص (SDRs) تأمین مالی شود. SDRs یک دارایی ذخیره بینالمللی است که توسط صندوق بینالمللی پول ایجاد شده است. در حال حاضر، صندوق بینالمللی پول تقریباً ۱ تریلیون دلار SDR در اختیار دارد که نیمی از آن بدون استفاده در حسابهای بانک مرکزی کشورهای توسعهیافته ثروتمندی قرار دارد که برای حمایت از تراز پرداختها به آن نیاز ندارند. این طرح از کشورهای ثروتمند میخواهد که ۵۰۰ میلیارد دلار از این SDRهای استفاده نشده را به این صندوق جدید هدایت کنند.[2][6]

صندوق پیشنهادی از این SDRها به عنوان وثیقه برای استقراض ارزهای سخت از بازارهای سرمایه استفاده میکند و سپس آن پول نقد را مستقیماً به پروژههای کاهش اقلیمی – مانند مزارع خورشیدی یا شبکههای بادی – در کشورهای در حال توسعه وام میدهد. با وام دادن مستقیم به پروژه شرکتی به جای دولت میزبان، بدهی از ترازنامه دولتی خارج میشود و از فرو رفتن بیشتر کشور در تنگنای بدهی جلوگیری میکند.[1][2]
اصطکاک نهادی این سازوکار خاص را متوقف کرده است. صندوق بینالمللی پول اساساً برای وام دادن به بانکهای مرکزی و دولتهای مستقل جهت تثبیت ارزها طراحی شده است؛ این نهاد ساختاریافته نیست که ریسک اعتباری پروژههای زیرساختی شرکتی مجزا را ارزیابی کند. اگرچه صندوق بینالمللی پول صندوق تابآوری و پایداری (RST) را برای ارائه تأمین مالی اقلیمی بلندمدت ایجاد کرد، اما صندوق عظیم ۵۰۰ میلیارد دلاری کاهش اقلیمی که مستقیماً به پروژهها وام میدهد، با تردید عمیق دیپلماتهای مالی سنتی روبرو است.[2][6]
جایی که بریجتاون کشش بیشتری پیدا کرده، در وادار کردن بانکهای توسعه چندجانبه به بهینهسازی ترازنامههای موجودشان است. با لابی موفقیتآمیز برای کاهش نسبت سهام به وام بانک جهانی از ۱۹٪ به ۱۸٪، این طرح به آزادسازی ظرفیت وامدهی اضافی به مبلغ ۳۰ میلیارد دلار کمک کرد، بدون اینکه نیاز به یک دلار جدید از کشورهای اهداکننده باشد. اصلاحات مشابه در چارچوب کفایت سرمایه در بانک توسعه آسیایی ۱۰۰ میلیارد دلار دیگر را آزاد کرده است.[3][6]

در نهایت، طرح بریجتاون نشاندهنده یک تغییر فلسفی در حکمرانی جهانی است. این طرح گفتگوی تأمین مالی اقلیمی را از «کمکهای خارجی» – که متکی بر حسن نیت سیاسی کشورهای ثروتمند است – به سمت «مهندسی مالی سیستمی» سوق میدهد. با تغییر حق بیمههای ریسک، استفاده از داراییهای ذخیره راکد، و بازنویسی قراردادهای استاندارد وام، تلاش میکند بقای اقلیمی را در قوانین سرمایهداری جهانی نهادینه کند.[6]
بررسی عمیق دیدگاهها
کشورهای آسیبپذیر اقلیمی
حامیان اصلاحات سیستمی برای جلوگیری از بحرانهای بدهی ناشی از شوکهای اقلیمی خارجی.
برای کشورهای جزیرهای کوچک در حال توسعه و اقتصادهای مرزی، ساختار مالی کنونی اساساً تنبیهی تلقی میشود. این کشورها استدلال میکنند که برای بازسازی پس از بلایای اقلیمی که خود مسبب آن نبودهاند، متحمل بدهیهای دولتی هنگفتی میشوند. تقاضای اصلی آنها نقدینگی است: آنها به جای وام برای خسارات و آسیبها، به کمکهای بلاعوض نیاز دارند و میخواهند سیستم مالی جهانی از قیمتگذاری آسیبپذیری اقلیمی به عنوان یک ریسک نکول که نرخهای بهره گزاف را توجیه میکند، دست بردارد.
نهادهای برتون وودز
محتاط در مورد گسترش وظایف و سازوکارهای ارزیابی ریسک در سطح پروژه.
در حالی که صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی لزوم تأمین مالی اقلیمی را پذیرفتهاند، رهبری نهادی همچنان از مأموریتهای اصلی و رتبهبندیهای اعتباری AAA خود محافظت میکند. دیپلماتهای مالی سنتی استدلال میکنند که صندوق بینالمللی پول برای تثبیت بحرانهای ارز کلان اقتصادی از طریق وام دادن به بانکهای مرکزی ساخته شده است، نه اینکه به عنوان یک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر عمل کند که ریسکهای مهندسی یک شبکه خورشیدی در یک کشور در حال توسعه را ارزیابی میکند. آنها بهینهسازی تدریجی ترازنامه را به بازسازی رادیکال ترجیح میدهند.
بازارهای سرمایه خصوصی
به دنبال محیطهای کمریسک قبل از استقرار تریلیونها دلار مورد نیاز برای گذار سبز.
سرمایهگذاران نهادی و مدیران دارایی اکثریت قریب به اتفاق سرمایه مورد نیاز برای دستیابی به اهداف انتشار جهانی را کنترل میکنند، اما آنها ملزم به وظایف امانتداری هستند که مانع از پذیرش ریسکهای ارزی و سیاسی بدون پوشش در بازارهای نوظهور میشود. این گروه از تمرکز طرح بریجتاون بر «تأمین مالی ترکیبی» حمایت میکند – استفاده از وجوه چندجانبه عمومی برای تضمین یا جذب ریسک ضرر اولیه یک پروژه، و در نتیجه سرمایهگذاری را برای مشارکت صندوقهای بازنشستگی خصوصی به اندازه کافی ایمن میکند.
منابع
[1]Green Finance & Development Centerکشورهای آسیبپذیر اقلیمی
Bridgetown Initiative: a transformation of development finance system for improved climate adaptation and resilience in emerging economies?
مطالعه در Green Finance & Development Center →[2]Bretton Woods Projectتحلیلگران بازار و سیاست
Bridgetown Initiative calls for new Global Climate Mitigation Trust financed via Special Drawing Rights
مطالعه در Bretton Woods Project →[3]Bridgetown Initiative Officialکشورهای آسیبپذیر اقلیمی
Bridgetown Initiative: Reform of the International Development and Climate Finance Architecture
مطالعه در Bridgetown Initiative Official →[4]World Economic Forumرهبری نهادی
What is the Bridgetown Initiative?
مطالعه در World Economic Forum →[5]American Bar Associationتحلیلگران بازار و سیاست
The Bridgetown Initiative and the future of climate finance
مطالعه در American Bar Association →[6]تیم سردبیری کوهستانرهبری نهادی
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.







