رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاندکترین ضدشورشگزارش تحلیلی· 6 دقیقه مطالعه· در دفاع و امنیت

ارزیابی سه رکن اصلی ضدشورش: تقاطع امنیت، حکمرانی و اقتصاد

دکترین ضدشورش برای تثبیت مناطق مورد مناقشه بر سه‌گانه امنیت، حکمرانی و توسعه اقتصادی استوار است. موفقیت در این عرصه نیازمند همگام‌سازی اقدامات نظامی با نهادسازی مدنی است تا شورشیان به‌طور دائمی از بدنه جامعه جدا شوند.

به قلم مرجان موسوی

دولت‌سازان جامع‌نگر 45%تثبیت‌گرایان عمل‌گرا 35%منتقدان مداخله‌جویی 20%
دولت‌سازان جامع‌نگر
استدلال می‌کنند که شورش‌ها اساساً مشکلاتی سیاسی هستند که برای ایجاد ظرفیت در کشور میزبان، نیازمند یک واکنش هماهنگ مدنی-نظامی می‌باشند.
تثبیت‌گرایان عمل‌گرا
بر چالش‌های عملی هماهنگی بین‌سازمانی و نیاز به مداخلات اقتصادی پایدار و بومی‌سازی‌شده تمرکز دارند.
منتقدان مداخله‌جویی
استدلال می‌کنند که دکترین سه‌رکنی شکل بیش‌ازحد جاه‌طلبانه‌ای از مددکاری اجتماعی مسلحانه است که اغلب ساختارهای سیاسی محلی را بی‌ثبات می‌کند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • دیدگاه‌های خود گروه‌های شورشی در مورد مشروعیت دولت
  • نظرات غیرنظامیان محلی که تحت ساختارهای حاکمیتی دوگانه زندگی می‌کنند

تغییر رویکرد از جنگ‌های متعارف به عملیات ضدشورشِ جمعیت‌محور، ارتش‌ها را وادار می‌کند تا مسئولیت‌هایی فراتر از نابودی جنگجویان دشمن را بر عهده بگیرند. هنگامی که یک دولت یا ائتلاف مداخله‌گر تلاش می‌کند یک منطقه ازهم‌گسیخته را تثبیت کند، حذف نیروهای متخاصم تنها به‌طور موقت درگیری را سرکوب می‌کند. شکست پایدار یک شورش نیازمند جایگزینی ساختارهای پنهان شورشیان با یک دولت کارآمد است؛ گذاری که توسط سه رکن ضدشورش یعنی امنیت، حکمرانی و توسعه اقتصادی هدایت می‌شود.[1]

این چارچوب دکترینال از این درک نشأت گرفت که شورش‌ها اساساً رقابت‌هایی سیاسی برای جلب وفاداری یک جمعیت هستند. اگر دولت نتواند امنیت فیزیکی اولیه، حل‌وفصل عادلانه اختلافات و معیشت پایدار را فراهم کند، مردم به گروه‌های شورشی روی خواهند آورد که قادر به تامین این نیازها باشند. راهنمای ضدشورش دولت ایالات متحده در سال ۲۰۰۹ این رویکرد بین‌سازمانی را رسمی کرد و خواستار آن شد که تلاش‌های نظامی و غیرنظامی به‌عنوان یک کارزار یکپارچه عمل کنند.[2]

اولین و فوری‌ترین رکن، امنیت است. بدون وجود یک سطح پایه از امنیت فیزیکی، نه حکمرانی و نه توسعه اقتصادی نمی‌توانند ریشه بدوانند. عملیات امنیتی در بستر ضدشورش تفاوت چشمگیری با جنگ‌های مانوری متعارف دارد. هدف صرفاً جستجو و نابودی یگان‌های دشمن نیست، بلکه پاکسازی یک منطقه از نفوذ شورشیان و سپس حفظ مستمر آن است.[1][6]

چارچوب دکترینال نیازمند پیشرفت همزمان در هر دو مسیر تلاش‌های نظامی و غیرنظامی است.

حفظ قلمرو نیازمند حضور مستمر در میان جمعیت است که اغلب از طریق پاسگاه‌های توزیع‌شده به‌جای پایگاه‌های عملیاتی بزرگ و منزوی انجام می‌شود. این مجاورت مداوم به نیروهای ضدشورش اجازه می‌دهد تا از غیرنظامیان در برابر ارعاب، ترور و اخاذی محافظت کنند. نشریه دکترینال سپاه تفنگداران دریایی (MCWP 3-33.5) تاکید می‌کند که محافظت از مردم، مرکز ثقل این کارزارهاست.[1]

با این حال، نیروهای نظامی خارجی یا ملی نمی‌توانند این امنیت را تا ابد تامین کنند. رکن امنیت، استخدام، آموزش و استقرار سریع هزاران واحد پلیس و نظامی محلی را ایجاب می‌کند. نیروهای محلی از تسلط فرهنگی و شبکه‌های اطلاعاتی لازم برای شناسایی شورشیانی که در میان جمعیت غیرنظامی پنهان می‌شوند، برخوردارند.[2][4]

پس از برقراری سطح پایه‌ای از امنیت، دومین رکن یعنی حکمرانی باید بلافاصله خلأ اداری را پر کند. شورش‌ها در جایی رشد می‌کنند که دولت غایب، فاسد یا غارتگر باشد. حکمرانی موثر در یک محیط ضدشورش به معنای استقرار حاکمیت قانون، ارائه خدمات ضروری و ایجاد سازوکارهایی برای مشارکت سیاسی است.[1][2]

تامین عدالت اغلب حیاتی‌ترین جزء رکن حکمرانی است. در بسیاری از درگیری‌ها، گروه‌های شورشی با راه‌اندازی دادگاه‌های سایه که اختلافات محلی را سریع‌تر و عادلانه‌تر از دولت رسمی حل‌وفصل می‌کنند، حمایت اولیه مردمی را به دست می‌آورند. نیروهای ضدشورش باید با اصلاح سیستم‌های قضایی محلی و اطمینان از اینکه نیروهای پلیس در یک چارچوب قانونی عمل می‌کنند و نه به‌عنوان شبه‌نظامیان فرقه‌ای، این سیستم‌های سایه را از بین ببرند.[6]

طرح‌های حکمرانی و توسعه اقتصادی به‌شدت به تعامل با رهبران جوامع محلی وابسته‌اند.

حکمرانی همچنین نیازمند احیای خدمات اولیه مانند آب، برق و بهداشت است. این خدمات مزایای ملموس اقتدار دولتی را نشان می‌دهند و روایت شورشیان مبنی بر بی‌کفایتی دولت را تضعیف می‌کنند. چارچوب وزارت امور خارجه به‌صراحت ارائه این خدمات را به مشروعیت درک‌شده از کشور میزبان پیوند می‌دهد.[2]

حکمرانی همچنین نیازمند احیای خدمات اولیه مانند آب، برق و بهداشت است.

سومین رکن، یعنی توسعه اقتصادی، به نارضایتی‌های بنیادینی می‌پردازد که اغلب محرک سربازگیری هستند. بیکاری بالا، فقر سیستماتیک و فقدان فرصت، محیطی حاصل‌خیز برای بسیج شورشیان ایجاد می‌کند. توسعه اقتصادی در عملیات ضدشورش مرحله‌بندی شده است؛ با امدادرسانی بشردوستانه فوری آغاز می‌شود و به سمت رشد پایدار و بلندمدت گذار می‌کند.[3][6]

مداخلات اقتصادی کوتاه‌مدت اغلب به شکل برنامه‌های «پول در برابر کار» اجرا می‌شوند که نقدینگی را به اقتصاد محلی تزریق کرده و در عین حال مردان در سن خدمت نظامی را که ممکن است در غیر این صورت توسط شورشیان جذب شوند، به کار می‌گیرند. این پروژه‌ها معمولاً بر تعمیر زیرساخت‌های آسیب‌دیده در مرحله امنیتی، مانند جاده‌ها، پل‌ها و سیستم‌های آبیاری تمرکز دارند.[3]

توسعه اقتصادی بلندمدت نیازمند اصلاحات ساختاری است، مانند تضمین حقوق مالکیت، ایجاد طرح‌های تامین مالی خرد و ادغام اقتصاد محلی در بازارهای ملی و منطقه‌ای. یک گزارش پژوهشی موسسه رند در سال ۲۰۰۸ تاکید کرد که این مرحله بسیار پیچیده است و به تخصص نهادهای غیرنظامی، سازمان‌های مردم‌نهاد و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی نیاز دارد.[4]

اجرای این سه رکن به‌ندرت متوالی است؛ آنها باید به‌طور همزمان پیش بروند. نیروهای امنیتی باید تردد مدیران غیرنظامی را تسهیل کنند، در حالی که پروژه‌های توسعه اقتصادی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که به‌جای ایجاد اقتصادهای امدادی موازی، مشروعیت دولت محلی را تقویت کنند.[4]

با تثبیت محیط عملیاتی، تخصیص منابع از نهادهای نظامی به سمت نهادهای غیرنظامی تغییر مسیر می‌دهد.

این همگام‌سازی چالش‌های بین‌سازمانی عظیمی را به همراه دارد. نیروهای نظامی، نهادهای دولتی غیرنظامی و سازمان‌های بین‌المللی با فرهنگ‌ها، زمان‌بندی‌ها و میزان تحمل ریسک متفاوتی عمل می‌کنند. برای مثال، وزارت امور خارجه و وزارت دفاع ایالات متحده از نظر تاریخی در همسو کردن چرخه‌های استقرار و جریان‌های مالی خود در محیط‌های ضدشورش با مشکل مواجه بوده‌اند.[2][4]

منتقدان دکترین سه‌رکنی استدلال می‌کنند که این رویکرد، یک مدل تکنوکراتیک و بیش‌ازحد جاه‌طلبانه برای دولت‌سازی است که واقعیت‌های آشفته سیاست محلی را نادیده می‌گیرد. ادبیات دانشگاهی، مانند تحلیل‌های منتشر شده در نشریه «جنگ‌های کوچک و شورش‌ها»، ادعا می‌کند که تلاش برای تحمیل مدل‌های غربی حکمرانی و توسعه اقتصادی بر جوامع ازهم‌گسیخته ذاتاً معیوب است و اغلب همان درگیری‌هایی را که به دنبال حل آنهاست، تشدید می‌کند.[5]

علاوه بر این، سرازیر شدن عظیم کمک‌های خارجی مرتبط با رکن اقتصادی می‌تواند به فساد دامن بزند و یک طبقه کلپتوکرات (دزدسالار) ایجاد کند که باعث بیگانگی مردم شده و در نهایت شورش را تقویت می‌کند. شماره ۸۱ نشریه «فصلنامه نیروی مشترک» به تعادل ظریفی اشاره کرد که برای ایجاد یک رکن اقتصادی باثبات بدون ایجاد اختلال در بازارهای محلی مورد نیاز است.[3][5]

با وجود این انتقادات، چارچوب سه‌رکنی همچنان دکترین بنیادین برای عملیات‌های تثبیت مدرن باقی مانده است. سوابق تاریخی نشان می‌دهد که نیروی نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند یک شورش ریشه‌دار را شکست دهد؛ درگیری تنها زمانی پایان می‌یابد که دولت کشور میزبان بتواند در زمینه حکمرانی از شورشیان پیشی بگیرد.[1][4]

گذار از عملیات ضدشورش به رهبری نیروهای خارجی به پذیرش مسئولیت توسط کشور میزبان، آزمون نهایی این سه رکن است. اگر نیروهای امنیتی توانمند باشند، ساختارهای حکمرانی مشروعیت داشته باشند و اقتصاد پویا باشد، شورش پژمرده خواهد شد. عامل تعیین‌کننده همچنان این است که آیا ائتلاف مداخله‌گر استقامت سیاسی لازم برای تداوم هر سه تلاش را تا زمانی که نهادهای محلی بتوانند این بار را به دوش بکشند، دارد یا خیر.[2]

چرا مهم است

هنگامی که دولت‌ها تلاش می‌کنند کشورهای ازهم‌گسیخته را صرفاً با استفاده از نیروی نظامی تثبیت کنند، معمولاً در رفع خلأهای سیاسی و اقتصادی که محرک شورش‌ها هستند، ناکام می‌مانند. درک چارچوب سه‌رکنی نشان می‌دهد که چرا در درگیری‌های مدرن، نیروهای مسلح باید به‌طور همزمان در نقش جنگجو، مدیر اجرایی و تسهیل‌گر کمک‌های بشردوستانه عمل کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

حامیان دکترین

استدلال می‌کنند که شورش‌ها مشکلاتی سیاسی هستند که نیازمند یک واکنش جامع مدنی-نظامی می‌باشند.

حامیان چارچوب سه‌رکنی، شورش‌ها را نشانه‌های خشونت‌آمیز ناکامی دولت می‌دانند. آنها استدلال می‌کنند که نیروی نظامی شرطی لازم اما ناکافی برای پیروزی است؛ این نیرو می‌تواند زمان و فضا بخرد، اما نمی‌تواند نارضایتی‌های سیاسی و اقتصادی بنیادینی را که محرک درگیری هستند، حل‌وفصل کند. از این منظر، ادغام نهادهای غیرنظامی در عملیات‌های نظامی یک انحراف از ماموریت نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است که برای ایجاد یک دولت مشروع در کشور میزبان و توانمند در پیشی گرفتن از شورشیان در عرصه حکمرانی، الزامی است.

منتقدان دولت‌سازی

استدلال می‌کنند که این سه رکن بیش‌ازحد جاه‌طلبانه هستند و اغلب به پروژه‌های بی‌پایان ملت‌سازی منجر می‌شوند.

منتقدان این دکترین ادعا می‌کنند که رویکرد سه‌رکنی نشان‌دهنده نوعی مددکاری اجتماعی مسلحانه است که ارتش‌های غربی برای انجام آن تجهیز نشده‌اند. آنها استدلال می‌کنند که تلاش برای تحمیل ساختارهای حکمرانی مدرن و اقتصادهای بازار بر جوامع سنتی و ازهم‌گسیخته، اغلب پویایی‌های قدرت محلی را مختل کرده و درگیری را تشدید می‌کند. از این دیدگاه، سرازیر شدن عظیم کمک‌های خارجی و حضور نظامی ناگزیر به فساد دامن می‌زند و وابستگی‌ای ایجاد می‌کند که مانع از آن می‌شود که کشور میزبان هرگز روی پای خود بایستد.

مدافعان حاکمیت کشور میزبان

بر خطر ایجاد ساختارهای حکمرانی موازی توسط نیروهای خارجی که اقتدار محلی را تضعیف می‌کنند، تمرکز دارند.

این دیدگاه تنش ذاتی در عملیات‌های ضدشورش به رهبری نیروهای خارجی را برجسته می‌کند: نیروی مداخله‌گر باید مشروعیت کشور میزبان را بسازد، اما حضور نیروهای خارجی و امدادگران به‌خودی‌خود ضعف کشور میزبان را نمایان می‌کند. مدافعان استدلال می‌کنند که وقتی ارتش‌های خارجی برای ارائه مستقیم خدمات به مردم، مقامات محلی فاسد یا ناکارآمد را دور می‌زنند، ساختارهای موازی ایجاد می‌کنند که به‌طور فعال بقای بلندمدت دولتی را که در تلاش برای نجات آن هستند، تضعیف می‌کند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

دولت‌سازان جامع‌نگر 45%تثبیت‌گرایان عمل‌گرا 35%منتقدان مداخله‌جویی 20%
  1. [1]Marines.milدولت‌سازان جامع‌نگر

    MCWP 3-33.5 Insurgencies and Countering Insurgencies

    مطالعه در Marines.mil
  2. [2]U.S. Department of Stateدولت‌سازان جامع‌نگر

    U.S. Government Counterinsurgency Guide

    مطالعه در U.S. Department of State
  3. [3]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  4. [4]RANDتثبیت‌گرایان عمل‌گرا

    War by Other Means: Building Complete and Balanced Capabilities for Counterinsurgency

    مطالعه در RAND
  5. [5]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.