رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانتأمین مالی طبیعتتوضیح و تحلیل۱ شهریور ۱۴۰۵، ۷:۲۲· 6 دقیقه مطالعه

چگونه از دست دادن تنوع زیستی به یک ریسک اقتصادی سیستمی تبدیل شد

یک ارزیابی علمی مهم رسماً تخریب محیط زیست را به عنوان تهدیدی فراگیر برای ثبات مالی جهانی طبقه‌بندی کرده است، که این امر بازارها را وادار می‌کند تا سرانجام سرمایه طبیعی نامرئی را که زیربنای تمام زنجیره‌های تأمین است، ارزش‌گذاری کنند.

به قلم سامان جعفری

اقتصاددانان حفاظت 35%تنظیم‌کنندگان مالی 30%استراتژیست‌های شرکتی 20%متولیان بومی 15%
اقتصاددانان حفاظت
بر لزوم هدایت مجدد ۷.۳ تریلیون دلار یارانه زیان‌بار به سمت سرمایه طبیعی احیاکننده تأکید می‌کنند.
تنظیم‌کنندگان مالی
استدلال می‌کنند که برای جلوگیری از شوک‌های سیستمی بازار، از دست دادن طبیعت باید در ارزش‌گذاری دارایی‌ها لحاظ شود.
استراتژیست‌های شرکتی
بر تضمین زنجیره‌های تأمین و انعطاف‌پذیری عملیاتی در برابر محدودیت‌های فیزیکی زیست‌محیطی تمرکز دارند.
متولیان بومی
تأکید می‌کنند که مدیریت مؤثر اکوسیستم نیازمند ادغام دانش زیست‌محیطی محلی و مبتنی بر مکان است.

در اوایل سال ۲۰۲۶، پلتفرم سیاست‌گذاری علمی بین‌دولتی در مورد تنوع زیستی و خدمات اکوسیستم (IPBES) رقمی را منتشر کرد که اساساً دیدگاه بازارها نسبت به جهان طبیعی را تغییر داد: ۷.۳ تریلیون دلار. این رقم، میزان تخمینی سرمایه عمومی و خصوصی جهانی است که سالانه به فعالیت‌هایی سرازیر می‌شود که مستقیماً باعث از دست رفتن تنوع زیستی می‌شوند. برای دهه‌ها، تخریب محیط زیست به عنوان یک عامل خارجی زیست‌محیطی—یک شکست اخلاقی یا یک فاجعه محلی—تلقی می‌شد. ارزیابی مهم کسب‌وکار و تنوع زیستی، این الگو را تغییر داد و رسماً از دست دادن طبیعت را به عنوان یک ریسک فراگیر و سیستمی برای اقتصاد جهانی و ثبات مالی طبقه‌بندی کرد.[1]

این ارزیابی که توسط بیش از ۱۵۰ دولت تأیید شده است، به عنوان یک بررسی واقعیت علمی برای بازارهای سرمایه عمل می‌کند. این گزارش مشخص می‌کند که هر کسب‌وکاری در کره زمین، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، به اکوسیستم‌های فعال وابسته است. چه یک شرکت تولیدکننده نیمه‌رسانا باشد که به مقادیر زیادی آب فوق‌العاده خالص نیاز دارد، یا یک خرده‌فروش که برای بازده کشاورزی به سلامت پایدار خاک متکی است، زیربنای اصلی بهره‌وری اقتصادی، بیولوژیکی است. هنگامی که این سیستم‌های طبیعی تخریب می‌شوند، پیامدها در یک بخش واحد محصور نمی‌مانند؛ بلکه از طریق زنجیره‌های تأمین، مناطق جغرافیایی و طبقات دارایی منتقل شده و بازده بلندمدت پرتفوی‌ها را تهدید می‌کنند.[1][4]

برای درک اینکه چگونه تخریب محیط زیست به ریسک مالی تبدیل می‌شود، اقتصاددانان مکانیسم‌های انتقال آن را دنبال می‌کنند. لایه اول، ریسک فیزیکی است. با فروپاشی اکوسیستم‌ها، مواد خام و خدمات تنظیم‌کننده‌ای که ارائه می‌دهند—مانند تصفیه آب، تثبیت آب و هوا و گرده‌افشانی—کمیاب یا غیرقابل پیش‌بینی می‌شوند. ممکن است یک شرکت بزرگ مواد غذایی مستقیماً مزارع کشاورزی را مدیریت نکند، اما سودآوری آن کاملاً به گرده‌افشان‌ها و میکروبیوم‌های خاکی وابسته است که بازده محصولات را حفظ می‌کنند. هنگامی که از یک آستانه بحرانی عبور شود، بهره‌وری کشاورزی کاهش می‌یابد، هزینه‌های عملیاتی به شدت افزایش می‌یابد و زنجیره‌های تأمین دچار گسست می‌شوند.[3][5]

جریان‌های مالی جهانی که در حال حاضر باعث از دست رفتن تنوع زیستی می‌شوند، در مقایسه با سرمایه اختصاص یافته برای احیای طبیعت بسیار ناچیز هستند.

لایه دوم، ریسک گذار است، که با واکنش دولت‌ها و بازارها به بحران پدیدار می‌شود. از آنجایی که سیاست‌گذاران پیامدهای امنیتی ملی فروپاشی اکوسیستم را درک می‌کنند، مقررات، تعرفه‌ها و الزامات افشای جدیدی را معرفی می‌کنند. شرکت‌هایی که به شدت به روش‌های استخراج ناپایدار متکی هستند، ناگهان با دارایی‌های به گل نشسته (stranded assets)، بدهی‌های قانونی و دسترسی محدود به سرمایه مواجه می‌شوند. تحلیل اخیر دولت بریتانیا صراحتاً هشدار داد که تخریب اکوسیستم جهانی خطرات بالایی برای ثبات اقتصادی و شرایط ژئوپلیتیکی ایجاد می‌کند و انتظار می‌رود تأثیرات آن تا اواسط قرن به سرعت تشدید شود.[4]

با وجود این ریسک‌های فزاینده، جریان‌های مالی جهانی همچنان از نظر ساختاری با واقعیت زیست‌محیطی ناهماهنگ هستند. ارزیابی IPBES نشان داد که ۷.۳ تریلیون دلاری که باعث تخریب طبیعت می‌شود، در مقایسه با سرمایه اختصاص یافته برای حفاظت از آن بسیار ناچیز است. در حال حاضر، تنها حدود ۲۲۰ میلیارد دلار سالانه صرف احیای طبیعت، حفاظت و استفاده پایدار می‌شود. این بدان معناست که به ازای هر دلاری که برای تثبیت زیست‌کره سرمایه‌گذاری می‌شود، ده‌ها دلار دیگر فعالانه برای از بین بردن آن به کار گرفته می‌شود. بخش قابل توجهی از این سرمایه مخرب به شکل یارانه‌های عمومی زیان‌بار زیست‌محیطی است که به سوخت‌های فسیلی، کشاورزی فشرده و شیلات ناپایدار هدایت می‌شود.[1][2][3]

با وجود این ریسک‌های فزاینده، جریان‌های مالی جهانی همچنان از نظر ساختاری با واقعیت زیست‌محیطی ناهماهنگ هستند.

اصلاح این عدم تعادل مستلزم فراتر رفتن از ابتکارات داوطلبانه پایداری شرکتی است. در حالی که رهبری کسب‌وکارها ضروری است، مقیاس چالش نیازمند یک محیط توانمندساز است که توسط سیاست‌های قوی دولتی ایجاد شود. گزارش IPBES بیش از ۱۰۰ اقدام مشخص را برای همسو کردن مشوق‌های مالی با نتایج مثبت برای طبیعت ترسیم می‌کند. این اقدامات شامل اصلاح چارچوب‌های قانونی، حذف یارانه‌های زیان‌بار و الزام شرکت‌ها به ارزیابی و افشای وابستگی‌ها و تأثیرات خود بر تنوع زیستی است.[1]

بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی جهانی به شدت یا به طور متوسط به اکوسیستم‌های طبیعی فعال وابسته است.

فشار برای افشای اجباری، که توسط چارچوب‌هایی مانند کارگروه افشای مالی مرتبط با طبیعت (TNFD) و اهداف تعیین شده تحت چارچوب جهانی تنوع زیستی کونمینگ-مونترال هدایت می‌شود، در حال افزایش است. با این حال، شفافیت به تنهایی کافی نیست. مؤسسات مالی باید فعالانه ریسک‌های مرتبط با طبیعت را در تصمیمات تخصیص سرمایه خود ادغام کنند. این به معنای انتقال سرمایه‌گذاری‌ها از فعالیت‌هایی است که سرمایه طبیعی را کاهش می‌دهند و به سمت مدل‌های کسب‌وکاری است که بهره‌وری منابع، چرخشی بودن (circularity) و احیای اکوسیستم را در اولویت قرار می‌دهند.[2][4][5]

اندازه‌گیری تأثیر یک شرکت بر تنوع زیستی ذاتاً پیچیده‌تر از ردیابی انتشار کربن است. در حالی که تغییرات اقلیمی را می‌توان با استفاده از یک معیار واحد—معادل دی‌اکسید کربن—کمی‌سازی کرد، تنوع زیستی بسیار محلی و چندبعدی است. این مفهوم شامل تنوع ژنتیکی، فراوانی گونه‌ها و یکپارچگی اکوسیستم می‌شود. یک گالن آب مصرف شده در منطقه‌ای که دچار خشکسالی است، ردپای زیست‌محیطی بسیار متفاوتی نسبت به یک گالن مصرف شده در یک جنگل بارانی استوایی دارد، که برای قیمت‌گذاری دقیق ریسک، نیازمند داده‌های بسیار خاص است.[1][3][5]

برای مدیریت این پیچیدگی، کسب‌وکارها در حال اتخاذ روش‌های ارزیابی خاص مکان هستند. این ابزارها به شرکت‌ها کمک می‌کنند تا زنجیره‌های ارزش خود را نقشه‌برداری کنند، مناطقی را که عملیاتشان با اکوسیستم‌های حساس تلاقی پیدا می‌کند، شناسایی کرده و میزان وابستگی خود به خدمات طبیعی خاص را کمی‌سازی کنند. ارزیابی IPBES تأکید می‌کند که روش‌ها و داده‌های موجود، اگرچه ناقص هستند، اما برای اطلاع‌رسانی اقدامات فوری کافی می‌باشند. شرکت‌ها برای شروع کاهش شدیدترین تأثیرات خود و محافظت از عملیاتشان در برابر شوک‌های فیزیکی، نیازی به اطلاعات کامل ندارند.[1]

استراتژیست‌های شرکتی به طور فزاینده‌ای از داده‌های زیست‌محیطی محلی برای نقشه‌برداری آسیب‌پذیری‌های زنجیره تأمین استفاده می‌کنند.

نکته مهم این است که گذار به یک اقتصاد مثبت برای طبیعت نمی‌تواند صرفاً بر داده‌های شرکتی و نظارت ماهواره‌ای متکی باشد. گزارش IPBES نقش ضروری مردم بومی و جوامع محلی را برجسته می‌کند، کسانی که بخش قابل توجهی از تنوع زیستی باقی‌مانده جهان را مدیریت می‌کنند. مدیریت مؤثر اکوسیستم نیازمند ادغام دانش محلی و شیوه‌های سنتی آنها در استراتژی‌های گسترده‌تر حفاظت و کسب‌وکار است. نادیده گرفتن این تخصص نه تنها نتایج زیست‌محیطی را تضعیف می‌کند، بلکه نابرابری‌های اجتماعی را نیز تشدید می‌نماید.[1][2]

بازتعریف از دست دادن تنوع زیستی به عنوان یک ریسک اقتصادی سیستمی، نشان‌دهنده یک نقطه عطف حیاتی در امور مالی جهانی است. این امر بحث را از حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی خارج کرده و به هسته سیاست‌های اقتصاد کلان و وظایف امانتداری منتقل می‌کند. تنظیم‌کنندگان مالی و بانک‌های مرکزی به طور فزاینده‌ای درک می‌کنند که اگر زیربنای بیولوژیکی اقتصاد در حال فروپاشی باشد، آنها نمی‌توانند به وظایف خود برای حفظ ثبات بازار عمل کنند.[4][5]

در نهایت، ارزیابی کسب‌وکار و تنوع زیستی IPBES پیامی از فوریت و عاملیت را ارائه می‌دهد. مسیر فعلی ناپایدار است، اما اجتناب‌ناپذیر نیست. با همسو کردن جریان‌های مالی با مرزهای زیست‌محیطی، بازنگری در مالکیت دارایی از طریق مدل‌های اقتصاد چرخشی و ارزش‌گذاری خدمات نامرئی که طبیعت ارائه می‌دهد، اقتصاد جهانی می‌تواند انعطاف‌پذیری واقعی ایجاد کند. چالش اکنون این است که این گذار را قبل از اینکه محدودیت‌های فیزیکی زیست‌کره شرایط را دیکته کنند، اجرا کنیم.[1][3]

چگونه تخریب محلی محیط زیست به ریسک مالی سیستمی در بازارهای جهانی تبدیل می‌شود.

چرا مهم است

برای دهه‌ها، حفاظت از محیط زیست به عنوان یک مرکز هزینه خیریه تلقی می‌شد. با نقشه‌برداری رسمی از اینکه چگونه فروپاشی محیط زیست، زنجیره‌های تأمین و ارزش دارایی‌ها را از بین می‌برد، این چارچوب بازارهای سرمایه جهانی را مجبور می‌کند تا ریسک طبیعت را در قیمت‌گذاری‌های خود لحاظ کنند—این امر اساساً نحوه عملکرد کسب‌وکارها، تأمین مواد اولیه و جذب سرمایه را تغییر می‌دهد.

روند رویداد

  1. ۲۰۲۰

    مجمع جهانی اقتصاد گزارش «افزایش ریسک طبیعت» را منتشر می‌کند و هشدار می‌دهد که بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی جهانی به شدت یا به طور متوسط به طبیعت وابسته است.

  2. ۲۰۲۱

    بررسی داسگوپتا (Dasgupta Review)، که به سفارش خزانه‌داری بریتانیا انجام شد، رسماً چارچوب اقتصادی برای ارزش‌گذاری تنوع زیستی به عنوان سرمایه طبیعی را ایجاد می‌کند.

  3. ۲۰۲۲

    چارچوب جهانی تنوع زیستی کونمینگ-مونترال تصویب می‌شود و کشورها را متعهد می‌کند که تا سال ۲۰۳۰ از دست رفتن طبیعت را متوقف و معکوس کنند.

  4. ۲۰۲۳

    کارگروه افشای مالی مرتبط با طبیعت (TNFD) توصیه‌های نهایی خود را برای گزارش‌دهی شرکتی در مورد ریسک‌های طبیعت منتشر می‌کند.

  5. فوریه ۲۰۲۶

    IPBES ارزیابی کسب‌وکار و تنوع زیستی را منتشر می‌کند و رسماً از دست رفتن طبیعت را یک ریسک سیستمی برای ثبات مالی جهانی اعلام می‌نماید.

آنچه نمی‌دانیم

  • بازارهای مالی با چه سرعتی ریسک‌های مرتبط با طبیعت را در طبقات مختلف دارایی قیمت‌گذاری خواهند کرد.
  • نقاط عطف دقیقی که در آن اکوسیستم‌های منطقه‌ای خاص از ارائه خدمات حیاتی به زنجیره‌های تأمین محلی باز خواهند ماند.
  • آیا دولت‌ها موفق خواهند شد تا سال ۲۰۳۰، ۲.۴ تریلیون دلار یارانه عمومی مستقیم برای فعالیت‌های زیان‌بار زیست‌محیطی را حذف کنند.

منابع

پوشش منابع

5 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان حفاظت 35%تنظیم‌کنندگان مالی 30%استراتژیست‌های شرکتی 20%متولیان بومی 15%
  1. [1]IPBESاقتصاددانان حفاظت

    Summary for Policymakers of the Methodological Assessment Report on the Impact and Dependence of Business on Biodiversity

    مطالعه در IPBES
  2. [2]UN Environment Programmeمتولیان بومی

    State of Finance for Nature 2023: The Big Nature Turnaround

    مطالعه در UN Environment Programme
  3. [3]تیم سردبیری کوهستاناستراتژیست‌های شرکتی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  4. [4]World Economic Forumتنظیم‌کنندگان مالی

    Nature Risk Rising: Why the Crisis Engulfing Nature Matters for Business and the Economy

    مطالعه در World Economic Forum
  5. [5]HM Treasuryاقتصاددانان حفاظت

    The Economics of Biodiversity: The Dasgupta Review

    مطالعه در HM Treasury

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.