چگونه محاسبه بدهی خالص و سهام اقلیت در ارزشگذاری شرکت، هزینه واقعی خرید آن را مشخص میکند
ارزش بازار تنها قیمت سهام یک شرکت را نشان میدهد. ارزش کل شرکت (Enterprise Value) با در نظر گرفتن بدهیهایی که خریدار باید بپذیرد و سهام اقلیتی که باید خریداری کند، هزینه واقعی تصاحب آن را فاش میکند.
به قلم نادر حیدری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- خریداران نهادی
- تمرکز بر ارزش کل شرکت به عنوان تنها معیار مهم، زیرا نشاندهنده پول نقد واقعی مورد نیاز برای تسویه یک معامله است.
- مدلسازان مالی
- تاکید بر ضرورت حسابداریِ افزودن سهام اقلیت به ارزش کل شرکت برای اطمینان از صحت ریاضی ضرایب ارزشگذاری.
- سرمایهگذاران خرد سهام
- اغلب در درجه اول بر ارزش بازار و معیارهای هر سهم تمرکز میکنند و گاهی بار بدهیهای پذیرفتهشده را نادیده میگیرند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- وامدهندگان شرکت هدف
- سهامداران اقلیت
چرا مهم است
سرمایهگذارانی که فقط به قیمت سهام نگاه میکنند، در برآورد هزینه خرید کسبوکار دچار اشتباهی اساسی میشوند. درک ارزش کل شرکت با افشای تعهدات پنهان بدهی و خرید شرکتهای تابعه که برای در دست گرفتن کنترل واقعی شرکت ضروری است، از قیمتگذاریهای فاجعهبار جلوگیری میکند.
نکات کلیدی
- ارزش بازار فقط ارزش حقوق صاحبان سهام را میسنجد، نه کل هزینه خرید شرکت را.
- ارزش کل شرکت، بدهیهای آن را به قیمت خرید اضافه میکند، زیرا خریدار باید این تعهدات را بر عهده بگیرد.
- وجه نقد از ارزش کل شرکت کسر میشود، چرا که میتوان از آن برای پرداخت فوری بدهیهای پذیرفتهشده استفاده کرد.
- سهام اقلیت باید به ارزش کل شرکت اضافه شود تا با قوانین حسابداری تلفیقی مطابقت داشته باشد.
- عدم تعدیل سهام اقلیت، ضرایب ارزشگذاری مانند EV/EBITDA را به طور مصنوعی کاهش میدهد.
سرمایهگذاری که شرکتی را صرفاً بر اساس قیمت سهام آن میخرد، بلافاصله وارث دفترچه پنهانی از تعهدات میشود که صورتحساب نهایی را میلیونها دلار افزایش میدهد. ارزش بازار، هزینه حقوق صاحبان سهام را تعیین میکند، اما پول نقد واقعی مورد نیاز برای در دست گرفتن کنترل یک کسبوکار، خریدار را مجبور میکند تا پیش از نهایی شدن معامله، با وامدهندگان فعلی تسویه حساب کرده و سهم سهامداران اقلیت را بخرد.[1][4]
تفاوت بین ارزش حقوق صاحبان سهام و ارزش کل شرکت (Enterprise Value)، نحوه قیمتگذاری در خریدهای شرکتی را از اساس تغییر میدهد. ارزش حقوق صاحبان سهام به سادگی از ضرب قیمت فعلی هر سهم در تعداد سهام در گردش به دست میآید و در واقع همان قیمت روی برچسب برای گواهیهای مالکیت است.[4]
با این حال، خرید یک شرکت به معنای خرید کل ساختار سرمایه آن است. اگر شرکت هدف ۵۰ میلیون دلار وام بانکی داشته باشد، خریدار باید بلافاصله پس از بستن قرارداد آن بدهی را تسویه کند یا تعهد پرداخت آن را در آینده همراه با سود بپذیرد.[2]
این موضوع، بدهی را به یک افزونه مستقیم و اجتنابناپذیر برای قیمت خرید تبدیل میکند. در مقابل، هرگونه وجه نقد موجود در حسابهای بانکی شرکت هدف، هزینه خالص را کاهش میدهد، زیرا خریدار میتواند بلافاصله از آن پول نقدِ بهدستآمده برای پرداخت بدهیهای پذیرفتهشده استفاده کند.[1][4]
رقم بهدستآمده (ارزش بازار به علاوه کل بدهی منهای وجه نقد) خط پایه ارزش کل شرکت را تشکیل میدهد. بر اساس راهنمای ارزشگذاری سال ۲۰۲۱ موسسه Wall Street Prep، این معیار «دیدگاهی خنثی نسبت به ساختار سرمایه از عملکرد عملیاتی یک شرکت» ارائه میدهد که به تحلیلگران اجازه میدهد شرکتها را فارغ از نحوه تامین مالی عملیاتشان با یکدیگر مقایسه کنند.[2]
زمانی که شرکت هدف دارای سهام اکثریت در یک شرکت تابعه دیگر باشد اما مالک کل آن نهاد نباشد، این محاسبه به مراتب پیچیدهتر میشود. قوانین استاندارد حسابداری ایجاب میکند که شرکت مادر ۱۰۰ درصد از صورتهای مالی شرکت تابعه را در ترازنامه خود تلفیق کند، مشروط بر اینکه شرکت مادر بیش از ۵۰ درصد از حق رای را در اختیار داشته باشد.[3]
زمانی که شرکت هدف دارای سهام اکثریت در یک شرکت تابعه دیگر باشد اما مالک کل آن نهاد نباشد، این محاسبه به مراتب پیچیدهتر میشود.
از آنجا که صورت سود و زیان شرکت مادر تمام درآمد و سود شرکت تابعه را منعکس میکند، اگر ارزش کل شرکت سهمی از شرکت تابعه را که شرکت مادر در واقع مالک آن نیست در نظر نگیرد، ضرایب ارزشگذاری مانند EV/EBITDA از نظر ریاضی دچار انحراف میشوند.[1]
این بخشِ تحت مالکیتِ دیگران، به عنوان سهام اقلیت شناخته میشود. برای همسو کردن صورت کسر (ارزش کل شرکت) با مخرج آن (EBITDA تلفیقی)، مدلسازان مالی باید ارزش سهام اقلیت را به ارزش کل شرکت اضافه کنند.[3][4]
دستورالعملهای ارزشگذاری موسسه PwC تاکید میکنند که عدم تعدیل این سهامهای غیرکنترلی منجر به کاهش مصنوعی ضریب خرید میشود. اگر سهام اقلیت نادیده گرفته شود، شرکت هدف روی کاغذ ارزانتر از واقعیت به نظر میرسد.[3]
در عمل، خریداری که شرکت مادر را میخرد، اگر بخواهد کنترل مطلق بر جریانهای نقدی شرکت تابعه به دست آورد، باید به سرمایهگذاران خارجی که آن سهام اقلیت را در اختیار دارند، غرامت بپردازد. این خرید نیازمند سرمایه اضافی است که هزینه واقعی تصاحب را باز هم افزایش میدهد.[2]
سهام ممتاز نیز در فرمول ارزش کل شرکت عملکرد مشابهی دارد. از آنجا که سهامداران ممتاز نسبت به صاحبان سهام عادی ادعای قانونی بالاتری بر داراییها و سود سهام دارند، سهام آنها بیشتر شبیه بدهی عمل میکند و باید به کل هزینه خرید اضافه شود تا بار مالی تحمیلشده بر مالک جدید را منعکس کند.[1][4]
این فرمول به عنوان یک متعادلکننده عالی در تامین مالی شرکتی عمل میکند. دو شرکت با ارزش بازار یکسان ۵۰۰ میلیون دلاری، اگر یکی ۲۰۰ میلیون دلار بدهی داشته باشد و دیگری ۱۰۰ میلیون دلار وجه نقد در اختیار داشته باشد، میتوانند ارزش کل شرکت (EV) کاملاً متفاوتی داشته باشند.[2][5]
شرکت Auxo Capital Advisors در متدولوژی سال ۲۰۲۶ خود تاکید میکند که ارزش کل شرکت، معیار قطعی برای ادغام و تملک است، زیرا نشاندهنده حداقل قیمت تئوریکی است که یک خریدار باید همین امروز برای خصوصیسازی شرکت، چک آن را بکشد.[4]
درک این سازوکار از محاسبات اشتباه و پرهزینه در طول تصاحب شرکتها جلوگیری میکند. قیمت تیتروار سهام صرفاً پیشنهاد اولیه است؛ این ترازنامه است که قیمت نهایی تسویه را دیکته میکند.[5]
بررسی عمیق دیدگاهها
خریداران نهادی
تمرکز بر ارزش کل شرکت به عنوان تنها معیار مهم، زیرا نشاندهنده پول نقد واقعی مورد نیاز برای تسویه یک معامله است.
برای شرکتهای سهام خصوصی و خریداران شرکتی، قیمت سهام صرفاً یک نقطه شروع است. مدلهای مالی آنها کاملاً حول محور ارزش کل شرکت میچرخد زیرا اندازه چکی را که باید بکشند تعیین میکند. اگر شرکت هدف بدهی سنگینی داشته باشد، خریدار میداند که برای تسویه وامهای قدیمی در زمان عقد قرارداد، باید تامین مالی اضافی تضمین کند. این دیدگاه، وجه نقد در ترازنامه را به عنوان یک تخفیف فوری و بدهی را به عنوان یک جریمه مستقیم در نظر میگیرد، که EV را به تنها معیار واقعی برای برچسب قیمت یک شرکت تبدیل میکند.
مدلسازان مالی
تاکید بر ضرورت حسابداریِ افزودن سهام اقلیت به ارزش کل شرکت برای اطمینان از صحت ریاضی ضرایب ارزشگذاری.
حسابداران و تحلیلگران ارزشگذاری با این فرمول به عنوان یک اصل تطابق دقیق برخورد میکنند. از آنجا که استانداردهای حسابداری ایجاب میکند که شرکت مادر ۱۰۰ درصد از درآمد و EBITDA یک شرکت تابعه با مالکیت اکثریت را گزارش کند، صورت کسر هر ضریب ارزشگذاری نیز باید ۱۰۰ درصد از ارزش آن شرکت تابعه را منعکس کند. با افزودن سهام اقلیت به ارزش کل شرکت، مدلسازان اطمینان حاصل میکنند که در حال مقایسه سیب با سیب هستند و از ارزان به نظر رسیدن مصنوعی شرکت هدف بر اساس ضرایب جلوگیری میکنند.
اصطلاحات کلیدی
- ارزش کل شرکت (EV)
- قیمت تئوریک کل برای تصاحب یک شرکت که به صورت ارزش بازار به علاوه بدهی و سهام اقلیت، منهای وجه نقد محاسبه میشود.
- ارزش بازار
- ارزش کل دلاری سهام در گردش یک شرکت در بازار.
- بدهی خالص
- کل تعهدات بدهی یک شرکت منهای وجه نقد نقدشونده و معادلهای نقدی آن.
- سهام اقلیت
- سهم مالکیت غیرکنترلی (کمتر از ۵۰ درصد) در یک شرکت تابعه که در اختیار سرمایهگذاران خارجی است.
- EBITDA
- سود قبل از کسر بهره، مالیات، استهلاک داراییهای مشهود و نامشهود؛ یک معیار استاندارد برای سودآوری عملیاتی شرکت.
منابع
[1]Wikipediaسرمایهگذاران خرد سهامEnterprise value
مطالعه در Wikipedia →
[2]Wall Street Prepخریداران نهادیEnterprise Value (TEV)
مطالعه در Wall Street Prep →
[3]PwCمدلسازان مالیControlling Versus Minority Interests
مطالعه در PwC →
[4]Auxo Capital Advisorsخریداران نهادیEnterprise Value vs Equity Value: Formula & Example
مطالعه در Auxo Capital Advisors →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در راهنماها
مشاهده همه →حریم خصوصی دستگاه
چگونه حالت تعمیر گوشی هوشمند از اطلاعات شخصی شما هنگام سرویس محافظت میکند؟
5 منبع
امنیت اندروید
قوانین جدید نصب برنامه در اندروید: «فرآیند پیشرفته» ۲۴ ساعته چگونه کار میکند؟
2 منبع
فناوری خودروهای هوشمند
آموزش خودکارسازی سیستم تهویه و قفلهای خودرو با استفاده از تگهای NFC
6 منبع
حکمرانی جهانی
پیمان سازمان ملل برای آینده: راهنمایی برای پیمان جهانی دیجیتال، اصلاحات مالی و تحول حکمرانی جهانی
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





