چگونه رقابتهای ژئوپلیتیک، آرمان «علم به مثابه یک تلاش جهانی» را متلاشی میکند؟
با توجه به اینکه نگرانیهای امنیت ملی به طور فزایندهای تعیینکننده بودجه تحقیقاتی و اشتراک دادهها هستند، دوران پس از جنگ سرد که همکاری علمی باز و بدون مرز را ترویج میکرد، در حال فروپاشی به بلوکهای رقیب «ملیگرایی فناورانه» است.
به قلم نیما موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- ملیگرایان فناورانه
- استدلال میکنند که دانش علمی یک دارایی حیاتی امنیت ملی است که باید از رقبای ژئوپلیتیک محافظت شود.
- حامیان کالای عمومی جهانی
- معتقدند که علم باید یک فعالیت باز و بدون مرز باقی بماند تا چالشهای جهانی مانند تغییرات اقلیمی و پاندمیها را حل کند.
- دیپلماتهای علمی عملگرا
- از یک راه میانه حمایت میکنند که در آن همکاری بینالمللی تحت حکمرانی فدرال سختگیرانه و تدابیر امنیتی ادامه یابد.
در سال ۱۹۵۴، کمتر از یک دهه پس از ویرانیهای جنگ جهانی دوم، دوازده کشور اروپایی – از جمله دشمنان سابق مانند فرانسه و آلمان – سازمان اروپایی تحقیقات هستهای، که عموماً با نام سِرن (CERN) شناخته میشود، را تأسیس کردند. این یک شرطبندی عظیم و حسابشده بود که پیگیری فیزیک بنیادی میتواند از مرزهای ملی و خصومتهای سیاسی فراتر رود. برای دههها، این مدل «دیپلماسی علمی» محکم باقی ماند و تحقیقات بنیادی را از بادهای متغیر سیاستگذاری دولتی مصون نگه داشت و دانش علمی را به عنوان یک کالای عمومی جهانی تلقی میکرد. امروز، این شرطبندی بنیادی به طور سیستماتیک در حال باز شدن و از بین رفتن است.[1]
دوران پس از جنگ سرد که همکاری علمی بدون اصطکاک و بدون مرز را ترویج میکرد، در حال فروپاشی به بلوکهای رقیب است. کشورها که توسط تنشهای ژئوپلیتیک فزاینده و تمرکز مجدد بر حاکمیت فناورانه هدایت میشوند، به طور فزایندهای قابلیت علمی را نه به عنوان یک تلاش مشترک انسانی، بلکه به عنوان یک دارایی استراتژیک حیاتی میبینند. این تغییر از تبادل آزاد به «ملیگرایی فناورانه» (Techno-nationalism) در حال ترسیم مجدد نقشه جهانی نوآوری است و پلهای همکاری را با کنترلهای صادراتی، بررسیهای امنیت ملی و موانع نظارتی سخت جایگزین میکند.[1][4]
سازوکارهای این تکهتکه شدن هم بوروکراتیک و هم عمیق هستند. دولتها فعالانه در حال تقسیمبندی دانش علمی هستند تا مزیتهای خود را حفظ کرده و در عین حال از خطرات وابستگی به رقبای ژئوپلیتیک جلوگیری کنند. این امر به ویژه در اکوسیستمهای لایهای و پیچیده فناوری مدرن مشهود است. پیشرفتها در هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و بیوتکنولوژی به ندرت لحظات «یافتم» (یورکا) جداگانه هستند؛ آنها متکی بر مجموعهای عمیق از قابلیتهای تقویتکننده متقابل، از دادههای خام و استعدادهای تخصصی گرفته تا زیرساختهای تولید پیشرفته، هستند.[1]
این وضعیت نشاندهنده یک انحراف آشکار از پویاییهای جنگ سرد است. در طول اواسط قرن بیستم، تکهتکه شدن علم عمدتاً محدود به حوزههایی با کاربردهای نظامی مستقیم و واضح بود، مانند فیزیک هستهای و موشکی. همکاری بینالمللی گسترده در سایر زمینهها نسبتاً قوی باقی ماند. اما اکنون، حوزههایی که از نظر استراتژیک حیاتی تلقی میشوند، به طور چشمگیری گسترش یافتهاند. زمینههای عمومی مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی مصنوعی به شدت محافظت میشوند و مرز بین تحقیقات غیرنظامی و امنیت ملی را محو میکنند.[1][5]
این واگرایی شاید در نحوه تأمین مالی لایه بنیادی نوآوری توسط ابرقدرتهای رقیب، بیش از هر جای دیگری قابل مشاهده باشد. کشورها با درک ارزش استراتژیک بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای هنگفتی را به اکوسیستمهای تحقیقاتی داخلی سرازیر میکنند. هدف دیگر صرفاً کمک به دانش بشری نیست، بلکه تسلط بر کل خط لوله نوآوری – از جمعآوری دادههای خام تا تجاریسازی فناوریهای سخت – برای تضمین حاکمیت فناورانه است.[5]
در مقابل، این محیط فوقرقابتی اصطکاک قابل توجهی را در مدلهای تحقیقاتی سنتی ایجاد کرده است. مؤسسات دانشگاهی به طور فزایندهای در تنش درک شده بین علم باز و امنیت تحقیقاتی گرفتار شدهاند. افزایش نظارت بر محققان خارجی، کنترلهای صادراتی سختگیرانه، و آزمونهای ایدئولوژیک یا امنیتی جدید برای تأمین مالی، سیستمهای بازبینی همتایان مبتنی بر شایستگی را که به طور تاریخی پیشرفت علمی را هدایت کردهاند، مختل میکند.[4]
این نوسان در تأمین مالی با یک جنگ جهانی فزاینده برای جذب استعدادها همراه است. گردش نخبگان همیشه هم فرصت و هم آسیبپذیری برای دولت-ملتها بوده است. جذب محققان برتر میتواند پیشرفت ملی را تسریع کند، در حالی که از دست دادن آنها میتواند رقابتپذیری بلندمدت را تضعیف کند. در نتیجه، محدودیتها بر تبادلات دانشگاهی، افزایش نظارت بر محققان خارجی، و رژیمهای سختتر ویزا به ویژگیهای برجسته چشمانداز ژئوپلیتیک جدید تبدیل شدهاند.[1]
این نوسان در تأمین مالی با یک جنگ جهانی فزاینده برای جذب استعدادها همراه است.
پیامدهای این تکهتکه شدن بسیار فراتر از مرزهای ابرقدرتها گسترش مییابد. از آنجا که زیرساختها، تخصص و حکمرانی در تعداد کمی از کشورهای ثروتمند و مؤسسات متمرکز میشوند، مزایای نوآوری علمی به طور نابرابر توزیع میشود. این پویایی تهدید میکند که نابرابریهای جهانی را تشدید کند و سناریویی را ایجاد کند که در آن بار اختلال فناورانه به صورت جهانی به اشتراک گذاشته میشود، اما پاداشها به صورت محلی احتکار میشوند.[2]
هوش مصنوعی به عنوان عرصه تعیینکننده برای این شکاف دیجیتال جدید عمل میکند. در حالی که بحثها در مورد ژئوپلیتیک هوش مصنوعی اغلب بر تنشهای ساختاری بین ابرقدرتها یا کاربردهای نظامی متمرکز است، خود این فناوری اساساً نحوه انجام علم را تغییر میدهد. اگر اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی به سیلوهای مجزا و اختصاصی تقسیم شود، محققان در کشورهای در حال توسعه ممکن است خود را از قویترین ابزارهای جدید برای کشف علمی، از توسعه دارو تا مدلسازی اقلیمی، محروم ببینند.[2]
جامعه علمی بینالمللی به شدت از مخاطرات آگاه است و شروع به مقاومت کرده است. سازمانهای علمی بزرگ هشدارهای شدیدی در مورد فرسایش ظرفیت علم برای خدمت به جامعه صادر کردهاند. آنها استدلال میکنند که سیاسی شدن فزاینده سیستمهای علمی، اشتراک دادهها را محدود میکند و استفاده از شواهد علمی در سیاستگذاری را تحریف میکند و در نهایت پیگیری دانش را تابع منافع استراتژیک محدود میسازد.[2][4]
با این حال، این مؤسسات همچنین اذعان دارند که بازگشت ساده به خوشبینی سادهلوحانه دهه ۱۹۹۰ غیرممکن است. دیپلماسی علمی باید تکامل یابد تا با واقعیتهای یک جهان تکهتکه شده روبرو شود. این بدان معناست که باید فراتر از آرمان رمانتیک تبادل آزاد بیقید و شرط رفت و چارچوبهای عملگرایانهای را توسعه داد که بتوانند از طریق مؤسسات، استانداردها و تضمینهای دقیق، اعتماد ایجاد کنند.[3]
یک رویکرد امیدوارکننده، مفهوم «حکمرانی دادههای فدرال» است. در زمینههایی مانند ژنومیک و علم اقلیم، محققان به مجموعههای داده عظیم و جهانی متکی هستند. یک مدل فدرال اجازه میدهد تا دادههای حساس تحت حاکمیت ملی به صورت محلی مدیریت شوند، که نگرانیهای امنیتی را برطرف میکند، در حالی که همچنان از طریق سیستمهای امن و قابل تعامل برای همکاری تحقیقاتی بینالمللی قابل دسترسی هستند.[1]
با این حال، اجرای چنین راهحلهایی مستلزم سطحی از حکمرانی پیشگیرانه است که در حال حاضر وجود ندارد. خروجی علمی بسیار سریعتر از سیاستهایی که برای تنظیم آن طراحی شدهاند، در حال شتاب گرفتن است. رویکردهای نظارتی سنتی و از بالا به پایین برای همگام شدن با ماهیت سریع و غیرمتمرکز تغییرات فناورانه دچار مشکل هستند. زمانی که سیاست صرفاً واکنشی باشد، اغلب منجر به مداخلات موقتی میشود که در رفع علل ریشهای آسیبپذیری یا نابرابری شکست میخورند.[2]
این چالش با ماهیت دوگانه ذاتی دانش علمی مدرن تشدید میشود. جداسازی تحقیقاتی که رفاه انسانی را پیش میبرد از تحقیقاتی که قابلیتهای نظامی را تقویت میکند، به طور فزایندهای دشوار است. این ابهام توجیهی دائمی برای دخالت دولت در فعالیتهای علمی فراهم میکند و دفاع از آزادی آکادمیک و علم باز را پیچیدهتر از همیشه میسازد.[3][5]
در نهایت، آینده علم به عنوان یک تلاش جهانی به اقدام عمدی و هماهنگ بستگی دارد. این امر مستلزم آن است که دولتها و سازمانهای چندجانبه اذعان کنند که در حالی که حاکمیت فناورانه یک نگرانی مشروع است، تسلیح کامل تحقیقات بنیادی یک استراتژی خودویرانگر است. اگر به اکوسیستم تحقیقاتی جهانی اجازه داده شود که کاملاً متلاشی شود، قربانی نهایی نه سلطه یک ملت خاص، بلکه توانایی جمعی بشریت برای عبور از چالشهای وجودی قرن ۲۱ خواهد بود.[1][6]
نکات کلیدی
- دوران پس از جنگ سرد که همکاری علمی باز را ترویج میکرد، در حال فروپاشی به بلوکهای رقیب ملیگرایی فناورانه است.
- فناوریهای عمومی مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی مصنوعی به طور فزایندهای به عنوان داراییهای حیاتی امنیت ملی محافظت میشوند.
- کنترلهای صادراتی، محدودیتهای ویزا و آزمونهای تأمین مالی، مدلهای تحقیقاتی سنتی مبتنی بر شایستگی را مختل میکنند.
- تمرکز زیرساختهای علمی در چند کشور ثروتمند تهدید میکند که شکاف دیجیتال جهانی را گسترش دهد.
- حکمرانی دادههای فدرال یک مدل عملگرایانه برای ایجاد تعادل بین امنیت ملی و همکاری تحقیقاتی بینالمللی ارائه میدهد.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه ملیگرایان فناورانه
تلقی قابلیت علمی به عنوان داور نهایی امنیت ملی و تسلط اقتصادی.
این دیدگاه استدلال میکند که دوران خوشبینی سادهلوحانه علمی به پایان رسیده است. طرفداران به ماهیت دوگانه فناوریهای مدرن مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی مصنوعی اشاره میکنند و استدلال میکنند که تحقیقات بنیادی ناگزیر به قابلیتهای نظامی و استراتژیک کمک میکند. از این منظر، کنترلهای صادراتی، محدودیتهای ویزا و محصور کردن دادههای تحقیقاتی، عوارض جانبی ناگوار تنش ژئوپلیتیک نیستند، بلکه دفاعیات ضروری در برابر رقبایی هستند که ممکن است دانش مشترک را تسلیحاتی کنند. آنها استدلال میکنند که حفظ برتری فناورانه مستلزم تأمین مالی تهاجمی نوآوری داخلی و در عین حال محروم کردن فعالانه دشمنان از دسترسی به مالکیت فکری و استعدادهای حیاتی است.
دیدگاه حامیان کالای عمومی جهانی
دفاع از این اصل که دانش علمی متعلق به بشریت است و برای حل بحرانهای سیارهای ضروری است.
سازمانهایی که بر همکاری علمی جهانی تمرکز دارند، استدلال میکنند که تکهتکه کردن فعالیتهای علمی اساساً توانایی بشریت برای رسیدگی به تهدیدات فرامرزی مانند تغییرات اقلیمی، پاندمیها و تخریب محیط زیست را فلج میکند. این اردوگاه تحمیل آزمونهای سیاسی و ایدئولوژیک بر تحقیقات را یک عقبگرد خطرناک میداند. آنها هشدار میدهند که تمرکز زیرساختها و تخصص علمی در چند کشور ثروتمند و رقیب، نابرابری جهانی را تشدید میکند و یک «شکاف دیجیتال» ایجاد میکند که جنوب جهانی را عقب میگذارد. برای این حامیان، آزادی علمی و همکاری باز فقط آرمانهای آکادمیک نیستند، بلکه حقوق اساسی بشری هستند که باید از بادهای متغیر سیاستگذاری دولتی مصون بمانند.
دیدگاه دیپلماتهای علمی عملگرا
جستجوی چارچوبی واقعبینانه که نگرانیهای امنیت ملی را با ضرورت همکاری بینالمللی متعادل کند.
این گروه با اذعان به اینکه بازگشت به دوران پس از جنگ سرد با علم باز و بدون اصطکاک بعید است، بر ایجاد همکاریهای انعطافپذیر و ساختاریافته تمرکز میکند. آنها از «حکمرانی دادههای فدرال» حمایت میکنند—سیستمهایی که در آن دادههای حساس به صورت محلی تحت حاکمیت ملی مدیریت میشوند، اما همچنان میتوانند برای تحقیقات مشترک مورد پرسش قرار گیرند. این اردوگاه استدلال میکند که دیپلماسی علمی باید از یک آرمان رمانتیک به یک عمل دقیق تکامل یابد. آنها بر لزوم گنجاندن تخصص علمی به طور مستقیم در مذاکرات دیپلماتیک در مراحل اولیه تأکید میکنند و استانداردهای واضح، مرزهای اخلاقی و تضمینهای نهادی را ایجاد میکنند که به رقبا اجازه میدهد تا در مورد چالشهای مشترک بدون به خطر انداختن منافع امنیتی اصلی خود همکاری کنند.
چرا مهم است
تکهتکه شدن علم جهانی تهدید میکند که سرعت پیشرفتها در حوزههای حیاتی مانند پزشکی، تغییرات اقلیمی و هوش مصنوعی را کاهش دهد. زمانی که تحقیقات پشت مرزهای ملی محصور میشوند، تکرار تلاشها افزایش مییابد، «شکاف دیجیتال» جهانی عمیقتر میشود و توانایی جمعی بشریت برای حل بحرانهای فرامرزی به شدت به خطر میافتد.
منابع
[1]Geneva Science and Diplomacy Anticipatorدیپلماتهای علمی عملگراThe Geopolitics of Science and Technology
مطالعه در Geneva Science and Diplomacy Anticipator →
[2]Semantic Scholarحامیان کالای عمومی جهانیScience and inequality in an age of geopolitical competition
مطالعه در Semantic Scholar →
[3]Global Policy Journalدیپلماتهای علمی عملگراScience diplomacy to reinforce the biological weapons convention: a strategic agenda for global biosecurity
مطالعه در Global Policy Journal →
[4]Helmholtz Open Scienceحامیان کالای عمومی جهانیThe Perceived Tension between Open Science and Research Security
مطالعه در Helmholtz Open Science →
[5]Wilson Centerملیگرایان فناورانهUS-China rivalry in the age of weaponizable biotechnology
مطالعه در Wilson Center →
[6]تیم سردبیری کوهستاندیپلماتهای علمی عملگراتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
